ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۲۱ تا ۷٬۸۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۷۸۲۱.

اکوفمینیسم و واسازی قصّه های عامیانه در تحلیل رمان تنیده در هزار توی زمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۹ تعداد دانلود : ۴۶۴
اکوفمینیسم با مطالعه پیوند میان زن و طبیعت، بر این نگره تأکید دارد که در متون، زنان با طبیعت و مردان با فرهنگ همسان پنداشته شده اند و به دوگانگی حاصل از این بینش که زنان را در ارتباط با تن و احساس و مردان را در ارتباط با عقل و منطق  می دانند، اشاره دارند. در این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی و تحلیلی و از منظر اکوفمینیسم، رمان تنیده در هزار توی زمان نقد و بررسی شده است. نتیجه حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در این رمان رابطه دوسویه ای بین  بهره برداری از طبیعت و زن وجود دارد. زن، زمین است. با آسیب یا کشتن زن، زمین خشک می شود و آبادانی از بین می رود. طبیعت زنانه وار به تصویر کشیده می شود. شخصیت خان دایی در رمان، همچون اژدهای خشکسالی در قصه های عامیانه، مسبّب مرگ و آسیب به زنان  و خشکی و تباهی زمین می شود. نویسنده با نگاهی واسازانه و گذار از خوانش مردسالار، زن را ناجی نشان       می دهد که بر کلیشه های رایج پیروز می شود و اژدهای خشکسالی را شکست می دهد و در شکل تمثیلی ویرانی خانه مادربزرگ، این مفهوم نشان داده می شود.
۷۸۲۲.

A Study of Comparative Effects of Humorous versus Non-Humorous Text Types on Vocabulary Learning of Iranian EFL Learners at Two Proficiency Levels(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۴۹۴
The purpose of this study is to explore the effectiveness of utilizing humorous versus non-humorous texts on receptive and productive vocabulary learning. This research is also conducted to seek whether language proficiency of the participants would be a factor influencing the effectiveness of two types of treatments used in the study. The materials employed in the present study include 17 humorous and 17 non-humorous texts which contain the target words. 87 students at two proficiency levels participated in the study and almost half of them were exposed to the target words through humorous texts and the second half learned the words through non-humorous texts. The target words with their English definitions were presented to the participants. Each text was accompanied by some comprehension questions, either in the multiple choice format, fill in the blanks or open ended questions. Following the treatment, an unannounced immediate post-test was administered to measure the effectiveness of two text types on vocabulary learning. After a three-week interval, an unannounced delayed post-test was administered to check the efficacy of text types on long-term vocabulary learning. The findings suggest significantly better vocabulary learning both in immediate and delayed post-tests for the less proficient participants learning target words through humorous texts. However, in the case of the more proficient learners, it turns out that humor is considerable in long-term learning of the target words. Based on the results, it is recommended that teachers and materials developers include more elements of humor in the language classes and course books.
۷۸۲۳.

پژوهشی در زندگی سراج الدین قمری آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۹ تعداد دانلود : ۵۲۵
سراج الدین قمری آملی شاعر قصیده سرای نیمه دوم قرن ششم و اوایل هفتم هجری قمری است. دیوان شعر او را یدالله شکری تصحیح کرده است. مصحّح دیوان بر آن است که قمری چون ناصرخسرو و سنایی، دو دوره زندگی داشته است؛ در آغاز کار شاعری تا میان سالی، بی بندوبار و می گسار و بدزبان بوده است؛ اما پس از آن توبه کرده و به زهد و پارسایی روی آورده است؛ اما بنابر اشعار دیوان وی این ادعا درست نیست. این مقاله در پی آن است که به روش کتابخانه ای و با استناد به ابیات قمری روشن کند داوری یدالله شکری نادرست است و قمری تا پایان زندگی خود، شاعری مداح بوده است. او حتی در کهن سالی نیز با پادشاهان، وزیران و بزرگان در ارتباط بود و در شعر خود به ستایش آنها می پرداخت و صله هایی چون می، پوستین، برنج، گاو و ... درخواست می کرد. کلیدواژه ها: سراج الدین قمری آملی، دو دوره زندگی، یدالله شکری.
۷۸۲۴.

کارایی فرضیه در ادبیا ت پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۵ تعداد دانلود : ۵۴۲
دانش ناگزیر از پژوهش است؛ پژوهشی سخته و پرورده که دغدغه رفع مشکلات و حلّ مجهولات را داشته باشد و به استانده های علمی نگری و علمی نگاری پایبند بوده باشد. ادبیات نیز آن گاه که نه به مثابه «متن بودگیِ خلّاقانه»، که همچون ابژه ای قابل شناسایی بدان نگریسته می شود، شایسته آن است که از جوانب متفاوت و به شیوه های مختلف به شکل علمی واکاوی شود (:ادبیات پژوهی). پژوهش ادبی اصیل نیز چونان هر پژوهش اصیلی در دیگر شاخه های دانش، نیازمند «فرضیه» است. فرضیه، انگاره ای در برابر مسئله پژوهش و پاسخی ارتجالی و ابتدایی بدان است. از موارد اهمیت فرضیه، تشخیص درستِ پیشینه پژوهش، تبیین نقشه پژوهش و تعیین روش پژوهش تا رسیدن به سنجیده ترین پاسخ را می توان برشمرد. به دلیل آنکه پژوهش های ادبی، عمدتاً پژوهش های توصیفی اند، کیفیّت فرضیه نیز در این پژوهش ها منطق خاص خود را دارد. این جستار با تکیه بر مطالعه کتابخانه ای و به گونه توصیفی - تحلیلی در پی تبیین این مسئله است که آیا فرضیه سازی در ادبیات پژوهی کارایی دارد و اگر چنین است، به دلیل تفاوت ماهوی ادبیات با دانش های دیگر، فرضیه در ادبیات پژوهی باید چگونه باشد. پاسخ یابی برای این مسائل، ازجمله با نقد تئوری «فرضیه فرایندنگر» در مطالعات ادبی همراه بوده است. کلید واژه ها: پژوهش ادبی، روش تحقیق، نظریه، فرضیه
۷۸۲۵.

نقد و تحلیل طنز دوره مشروطه در روزنامه ناقور اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۲ تعداد دانلود : ۵۰۴
طنز ازلحاظ محتوا یکی از انواع ادبی است که طنزپرداز در آن، دلایل و نمادهای عقب ماندگی، عیب ها و آسیب های ناراحت کننده اجتماع را به منظور بهبود با طعم خنده و روش پررنگ و مبالغه آمیز و همچنین با نگاهی به اوضاع عادی زندگی مطرح می کند. در شکل گیری هر نوشته طنزآمیزی چهار ویژگی عمده «خنده» ، «مبالغه» «نقد اجتماعی» و «بهینه سازی» نقش آفرین است. گرچه نگاه طنزآمیز برای عیان کردن ناهنجاری ها و مشکلات سیاسی و اجتماعی همواره در تاریخ و ادبیات ایران وجود داشته است، نمی توان به لحاظ بسامد و تشخص سبکی آن را با طنز روزگار مشروطه مقایسه کرد. فضای نسبتاً آزادی که به مدتی کوتاه برای نویسندگان و شاعران ایجاد شد، در کنار رسانه نوپدید روزنامه، جذابیت کافی برای قلم فرسایی طنزپردازان را فراهم آورد. در اصفهان، روزنامه ناقور به تقلید از ملانصرالدین و صوراسرافیل، شروع به انتشار کرد. در ستون «زشت و زیبا» که به احتمال قریب به یقین به پیروی از «چرند و پرند» دهخدا نوشته می شد، مطالب طنز جالبی درج می شد که موضوع این نوشتار است. پژوهش حاضر به روش اسنادی و تحلیل محتوایی به این نتیجه می رسد که بازی های زبانی و تفسیر آنها، استفاده از تمثیل، ضرب المثل و حکایت برای انتقاد از اوضاع سیاسی کشور با نگاهی طنزآمیز، از مهم ترین ابزارهای طنزآفرینی در این روزنامه محسوب می شود؛ چون این روزنامه جزو روزنامه های محلی منتشرشده در اصفهان بوده، سعی کرده است از لهجه و اصطلاحات اصفهان و گاه اقلیت ارامنه به فراخور در طنز خود بهره ببرد. طنز سیاسی بیشترین کاربرد را در میان دیگر موضوع ها دارد و مهم ترین نقد بومی روزنامه ناقور، انتقاد از انجمن ولایتی اصفهان است. ستون زشت و زیبا به مسائل مذهبی به سبب حساسیت مردمی به خصوص در اصفهان کمتر پرداخته است.  
۷۸۲۶.

تضاد و متناقض نما در دیوان شمس با جستاری در تبارشناسی تضاد و متناقض نما در منابع بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۰ تعداد دانلود : ۵۷۴
بحث تضاد و تقابل در آثار ادبی از اهمیت زیادی برخوردار است و برخی از شگردهای مؤثر ادبی و بلاغی مثل تضاد، مقابله، متناقض نما (پارادوکس)، ایهام تضاد و ... بر بنیاد تضاد و تقابل بنا نهاده شده است. در این مقاله با شیوه توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تحلیل محتوا، نخست آرایه تضاد و متناقض نما (پارادوکس) در کتاب های بلاغی بررسی شده، سپس کاربرد این فنون در 50 غزل از غزلیات مولوی بررسی و تبیین شده است. نتیجه این است که در کتاب های بلاغی متأخر، تعاریف و تقسیم بندی ها دقیق تری از شگرد ادبی تضاد ارائه شده و گستره آن فراتر از گذشته دانسته شده است و آرایه متناقض نما تنها در برخی از کتاب های بلاغی متأخر بحث شده است. مولوی در استفاده از این شگرد ادبی مقلد صرف نیست، بلکه به اقتضای حال نوآوری کرده است. متناقض نماهای غزلیات مولوی بسیار و از نوع اسنادی است. استفاده نسبتاً زیاد از تقابل آفرینی در غزلیات مولوی ضمن اینکه نشان دهنده فهم عمیق هنری و بلاغی او از قابلیت های هنری فنون بلاغت است، به این واقعیت هم اشاره دارد که تعبیرات پارادوکسیکال با فضاهای عرفانی متناسب است. درمجموع می توان گفت استفاده مولوی از شگرد تضاد و متناقض نما در نبوغ ذاتی و اندیشه خلاق و وجد و حال عرفانی او ریشه دارد.  
۷۸۲۷.

Littérature migrante des écrivains africains francophones: discours éthique, empathique et subjective?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۰ تعداد دانلود : ۴۷۷
Dans le présent travail, nous présentons différents «espaces conceptuels» où nous pouvons nous interroger sur les questions éthiques profondes des relations sociales. Grâce à une lecture attentive de deux écrivains migrant d’origine africaine, Alain Mabanckou, Wilfried N’Sondé, nous allons démontrer des exemples où des questions éthiques sont soulevées et des rencontres éthiques sont promulguées. En invoquant la terminologie et les théories dérivées d’Axel Honneth et Emmanuel Levinas, nous tenons compte de la relation intersubjective et de la reconnaissance de l’altérité comme une stratégie conceptuelle utile pour éclairer les rencontres éthiques instanciées dans ces récits. En outre, en tenant compte du profil rigoureux de la représentation et de la performance épistémologique, démontré par Spivak, ainsi que de l’efficacité de l’inventivité narrative (de la singularité de la littérature d’Attridge), nous allons montrer où ces aspects de l’altérité éthique se manifestent dans le récit et au niveau méta-narratif. En utilisant ces outils d’interprétation, nous allons les combiner et les appliquer à notre corpus. Il faut bien évidemment tenir compte du discours éthique, empathique et subjective des récits. Cela soulève des questionnements sur la réalisation de soi, la reconnaissance mutuelle et sur la performance épistémologique de l’imaginaire éthique. L’interaction entre un discours fictif ou référentiel et la représentation d’un moi dans le contexte de l’altérité seront également discutées dans cette recherche.
۷۸۲۸.

تحلیل درّه نادره برپایه رویکرد تحلیل گفتمانی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۳ تعداد دانلود : ۷۵۷
تحلیل گفتمان انتقادی یکی از شیوه های جدید تحلیل متن است. در این شیوه برای استخراج مناسبات قدرت و ایدئولوژی از لایه های زیرین متن، افزون بر توجه به ویژگی های آوایی و زبانی و ادبی متن، به عوامل بیرون از متن بافت موقعیّتی و فرهنگی و اجتماعی نیز توجه می شود. این پژوهش با هدف یافتن راهبردهای کلامی مطرح در رویکرد فرکلاف در درّه نادره ، تبیین نقش این راهبردها یا الگوهای گفتمانی در شکل گیری سبک خاص متن و یافتن گفتمان حاکم بر کتاب برپایه ویژگی های تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. این مقاله به روش تحلیل محتوا و با شیوه تلفیقی (هم کمّی و هم کیفی) صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش متن کامل کتاب درّه نادره است. نمونه گیری به روش تصادفی سامانمند، انتخاب و حجم نمونه برپایه فرمول کوکران محاسبه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد می توان در لایه های زیرین درّه نادره به مناسبات قدرت دست یافت. بررسی درّه نادره ازنظر واژگان، دستور و انسجام نشان داد ویژگی های مدّنظر رویکرد فرکلاف، در چارچوب ارزش های گوناگون صوری در این متن وجود دارد. در سطح تفسیر و تببین نیز نمودهای بافت موقعیّتی و مناسبات قدرت و ایدئولوژی در متن درّه نادره کاملاً آشکار است.
۷۸۲۹.

روایت شناسی جمله معترضه در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۶۴۹
در دستور سنتی جمله به عنوان بزرگ ترین واحد زبان، متشکل از کلمات و گروه هایی است که به صورت متوالی به هم پیوسته اند و معنای مورد نظر گوینده را منتقل می کنند. جمله معترضه بند وابسته ای است که در میانه جمله یا جملات می آید و موضوع و معنایی دیگر را علاوه بر غرض اصلی گوینده، به جمله می افزاید. بر همین اساس نیز قابل حذف از جمله اصلی است و ذکر آن ضروری به نظر نمی رسد. روایت نیز از منظری ساختاری، دستوری دارد و متشکل از نهاد و گزاره های فعلی و وصفی و امثالهم است، با این تفاوت که معنای آن مانند جمله، حاصل جمع ساده گزاره ها نیست بلکه این گزاره ها از طریق ترکیب در سطحی بالاتر از جمله، معنا پیدا می کند. هر عنصر زبانی در سطح روایت می تواند از طریق این ترکیب ها، دلالت های گوناگونی ایجاد کند. جمله معترضه نیز اگرچه در سطح جمله، فرعی و قابل حذف به نظر می رسد، وقتی در ساختار ترکیبی روایت بررسی شود، با دیگر سطوح روایت ارتباط برقرار می کند و رکنی ساختاری محسوب می شود، تا جایی که حذف آن، اخلال های زبانی و معنایی در روایت ایجاد می کند. با توجه به بسامد بالای جملات معترضه در تاریخ بیهقی، در این پژوهش تلاش شده تا با رویکرد روایت شناختی، کارکردهای روایی این ویژگی سبکی بررسی شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که این ساختار نحوی کارکردهای روایی و معنایی مهمی در این متن دارد که مهم ترین آنها شخصیت پردازی، ایجاد زمان پریشی، بازنمایی ایدئولوژی های مؤلف پنهان و تقویت بنیان علّی حوادث است.
۷۸۳۰.

بررسی مقایسه ای انگاره مکاشفه در عرفان روزبهان بقلی و هیلدگارد بینگنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۵۶۳
مکاشفه از منظر برون دینی یعنی آشکارگی امر مقدس بر مبنای فیض الهی بر انسان که بروندادش تجربه عرفانی، وحدت، معرفت و حیاتی نو و دیگر است. بر این اساس، پدیدار مکاشفه را می توان در سه ضلع؛ یعنی تجلی امر مقدس، انسان و نقش مکاشفه بررسی کرد. از آنجا که بنیاد نوشته های روزبهان بقلی و هیلدگارد بینگنی بر شالوده تجربیات مکاشفه ای استوار شده، نگارنده در پیِ آن است که انگاره مکاشفه را برمبنای سه ضلعِ مکاشفه در میان یافته های عرفانی این دو عارف واکاوی کند. روش مقایسه ای به کاررفته در این پژوهش به جای بهره بردن از قالبی به نام تشابه و تفاوت (ذات گرایی و ساختارگرایی)، این است که ابتدا مشخصه های اصلیِ هر  ضلع را بررسی می کند، سپس مانند دو آیینه آنها را روبه روی هم قرار می دهد. یافته های ما نشان می دهد که روزبهان طالب تجربه ای وجودی از خداست و در مکاشفه با خدا مشارکت می جوید؛ درحالی که هیلدگارد در مکاشفه، به سرّ الهی معرفت می یابد و به عنوان نفر سوم آن را برای جامعه مسیحی روایت می کند.
۷۸۳۱.

گونه های تمثیل در مثنوی المعنویه الخفیه اثر ابراهیم گلشنی بردعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۳۳
  برای فهم آثار عرفانی که اغلب حاصل تجربه ها و آموزه های عرفانی شاعران عارف است، صور خیال نقش زیادی داشته و جزء لاینفک آثار عرفانی است. صاحبان این آثار به شکلی آسان و همه فهم از حکایات، داستان ها، امثال، قصه های تمثیلی و رمزی برای تصویر و استدلال و توجیه دعاوی و اقوال خود بهره می گرفته اند تا تصوّر و قبول آنها برای اذهان آحاد مردم به آسانی انجام گیرد. مثنوی عرفانی «المعنویه الخفیه» سروده شیخ ابراهیم گلشنی بردعی یکی از این آثار است. شاعر از بزرگان صوفیه و پیروان طریقت آذربایجان در سده نهم هجری است و مثنوی وی نظیره ای بر مثنوی معنوی مولاناست. موضوع و هدف این مقاله که به روش تحلیل اطلاعات و کتابخانه ای انجام شده است، بررسی انواع شگردهای تمثیلی همانند داستان تمثیلی، پارابل، اگزمپلوم، نماد، اسطوره و تمثیلات قرآنی است که شاعر برای تفهیم تاثیر مستقیم نفس، هواپرستی، زن بارگی، شهرت طلبی، طول امل، ، تغییر قضا و قدر و... برای مخاطب تبیین و تشریح کرده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که تمثیل داستانی(الیگوری) پر بسامدترین نوع تمثیل این مثنوی است.  
۷۸۳۲.

تذکره شعاعیه و ضرورت تصحیح دوباره آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۹ تعداد دانلود : ۶۲۰
تذکره شعاعیه اثر محمدحسین شعاع شیرازی (شعاع الملک) یکی از تذکره های مهم فارسی است که در دوره قاجار و در سال 1321 هجری در شیراز تألیف شده است. تذکره شعاعیه دربردارنده شرح حال و نمونه اشعار صد و پنج شاعر است که مؤلف در فاصله زمانی 1300‑1320 آنها را دیده و یا از زبانشان شعری شنیده است. محمود طاووسی این تذکره را تصحیح و بنیاد فارس شناسی در سال 1380 آن را منتشر کرد. پرسش این پژوهش این است که تصحیح نامبرده تا چه اندازه علمی و انتقادی و معتبر است. بررسی نگارنده نشان می دهد متن تصحیح شده سرشار از غلط است. از سه علت اصلی برای راه یافتن لغزش ها به متن مصحَّح می توان نام برد: انتخاب روش نادرست، تصحیح اخلاقی، بدخوانی. مصحِّح برخلاف قاعده کلیِ تصحیح، تنها به یک دست نویس، نسخه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، بسنده کرده که نسخه ای مؤخّر است و از دست نویس کتابخانه ملّی ملک چشم پوشیده است که اقدم و اصح است. افزون بر این، در مواردی واژه ها بد خوانده شده یا کلمات به سبب رعایت نکات اخلاقی به طور عمدی دگرگون شده است. تذکره شعاعیه مهم ترین تألیف شعاع الملک است و فواید تاریخی، اجتماعی، ادبی و زبانی درخور توجهی دارد؛ به همین سبب بایسته است به طور انتقادی تصحیح شود و متن پیراسته آن در دسترس پژوهشگران و علاقه مندان ادب دیرینه سال فارسی قرار گیرد.
۷۸۳۳.

L'étude sémiotique du personnage chez Dowlatâbâdi, Le cas d'étude : Solouk(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۸ تعداد دانلود : ۳۰۵
Le personnage fait partie des principaux composants de tout produit littéraire et s’introduit donc dans le domaine des théories et recherches littéraires. La sémiotique analysant la formation du sens, considère le personnage comme un signe motivé dont le signifiant est composé de plusieurs caractéristiques physiologiques et psychologiques, y compris le nom propre. Mahmoud Dowlatâbâdi est un écrivain réaliste iranien dont certaines particularités littéraires comme la construction du personnage, sont comparables aux grands réalistes tels que Balzac. En plus, malgré un langage poétique et une prose emphatique, le silence chez lui, dispose d'un statut remarquable. La plupart des personnages dowlatâbâdiens sont silencieux, voire muets, de par l’impossibilité à parler, le refus de la communication, la souffrance, la panique, etc. Basée sur les principes de la sémiotique du personnage, cette recherche vise à étudier le silence chez les personnages de Solouk, le roman dowlatâbâdien. Pour ce faire, on est obligé de recourir aux principes de la sémiotique tensive, ainsi qu'aux théories considérant le personnage comme un signe. Cette étude montrera donc comment le personnage/signe contribue à la formation du silence/signe chez Dowlatâbâdi. En conséquence, on verra comment le silence dowlatâbâdien se lie aux affects dysphoriques et aux sèmes divers, et dans les profondeurs du parcours génératif, à l'isotopie fondamentale de la vie/mort.
۷۸۳۴.

نابرادری عرصه ستیز (تحلیل مناسبات نابرادران در گفتمان شاهنامه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۴ تعداد دانلود : ۶۱۲
بر اساس تحقیقات روانشناسان و جامعه شناسان معاصر پیرامون نهاد خانواده، سنت چندهمسری یا تعدد زوجات عامل ایجاد تنش و اختلال در ساختار خانواده است. از منظر تاریخی تبار این سنت به اعصار کهن و جوامع اولیه انسانی مرتبط می شود و علی رغم مغایرت و عدم سازگاری با سرشت و طبیعت انسانی، مناسبات اجتماعی و شرایط خاص اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، اقتضای حضور چنین امری را تأیید می کرده است. نتیجه این مقاله نشان می دهد که این مسئله به صورت مشخص در شاهنامه فردوسی به عنوان یکی از مهمترین متون به جا مانده که منبعی بسیار غنی و معتبر برای مطالعات اجتماعی و فرهنگی به شمار می آید، بروز و ظهور یافته است و به نحوی بر کنش های کاراکترهای داستانی تأثیرگذار بوده است. درگیری مرگبار نابرادران در شاهنامه به صورت الگویی تکرار شونده نمایان می شود به طوری که در هر موضع که چنین روابط خویشاوندی شکل گرفته است، بدون استثنا به مرگ یکی از برادران ناتنی منجر شده است. در واقع این مقاله مدعی است که وضعیت رفتاری و سلامت روانی فرزندان خانواده های چندهمسری در شاهنامه فردوسی چندان بهنجار و مطلوب نیست؛ بنابراین با برجسته کردن این مطلب و ردیابی آن در شاهنامه به ایضاح زوایای مختلف آن پرداخته است و برآیند تحقیق صحت فرضیه مذکور را تأیید کرده است.
۷۸۳۵.

نقد بوم گرایانه قصّه های عامیانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۲ تعداد دانلود : ۷۹۵
نقد بوم گرایانه رویکردی تازه در عرصه نقد ادبی و پاسخی به بحران های زیست محیطی ایجادشده در دهه های اخیر است. باور بر این است که اهمیّت انحصاری به انسان، به رابطه او با طبیعت آسیب رسانده و نباید انسان را در رأس هستی بدانیم؛ درواقع انسان بخشی از طبیعت است نه جدا و مسلّط بر آن. یکی از روش های اصلی نقد بوم گرا در رسیدن به این هدف، ترغیب بشر به بازگشت به دوران اسطوره هاست؛ دورانی که انسان با طبیعت دوست و هم زیست بوده است. تجلّی آن دوران را می توان در قصّه ها نیز -که میراث دار اساطیر هستند- مشاهده کرد. در این مقاله چهل قصّه عامیانه انتخاب شده و بر مبنای نقد بوم گرا، مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش نظری و به روش کتابخانه ای انجام شده است. نقش طبیعت در بعضی از عناصر از جمله مکان، درون مایه و پیام، موضوع، بن مایه و به خصوص شخصیّت ها برجسته تر است. رابطه انسان و طبیعت در این قصّه ها بسیار نزدیک و دوستانه است. در قصّه ها انسان و طبیعت در کنار یکدیگر هستند.
۷۸۳۶.

ترجمه؛ گونه ای اقتباس (مطالعه موردی: اقتباس سینمایی از رمان آلیس در سرزمین عجایب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۶ تعداد دانلود : ۵۱۱
اقتباس حوزه ای جدید در مطالعات ادبی بینامتنی است که یکی از موضوعات آن بررسی چگونگی ترجمه متن و تبدیل آن به دیگر رسانه هاست. پژوهشگران این حوزه تبدیل متن ادبی به فیلم و دیگر رسانه ها را نوعی ترجمه می دانند که در آن نشانه های کلامی به نشانه های غیر کلامی تبدیل می شود. رمان آلیس در سرزمین عجایب یکی از آثاری است که، قتباس های سینمایی گوناگونی از آن صورت گرفته است. هدف ما در پژوهش حاضر، بررسی تغییرات فیلم آلیس در سرزمین عجایب ساخته برتون در مقایسه با رمان بوده است. بدین منظور، با توجه به دیدگاه کاهیر درباره انواع اقتباس سینمایی از متون ادبی به عنوان نوعی ترجمه و تعریف کوریگان از وفاداری فیلم به اثر ادبی ، عناصر داستان ازجمله شخصیت ها و چهار بخش از رمان که در طرح داستان نقش اساسی دارند، با فیلم مقایسه شد. حاصل آنکه اقتباس سینمایی برتون از این رمان نوعی ترجمه سنتی است که در آن، شخصیت ها، زمان، مکان، و طرح اصلی داستان حفظ شده، اما هویت آلیس دچار تغییر و تحول شده است.
۷۸۳۷.

نمادینگی نیلوفر آبی، مضمون مشترک در پهنه جغرافیای فرهنگی عصر هخامنشی و ساسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۴ تعداد دانلود : ۸۵۹
فرهنگ را می توان از مفاهیم نسبتاً جدید در عرصه علوم انسانی در نظر گرفت. ویژگی بارز این مفهوم ارتباط میان هسته های متفاوت فرهنگی است که در نتیجه تعاملات متقابل بشری شکل می گیرد. مهم ترین عنصری که در ایجاد این گونه تعاملات نقش دارد، جغرافیاست؛ چرا که وجود شرایط گوناگون جغرافیایی در پدید آمدن حوزه های متفاوت فرهنگی نقش برجسته دارد. البته این حوزه نوین علوم انسانی و اجتماعی که به مطالعه تأثیر و تأثّرات فرهنگی و تعامل و ارتباط میان ساختارهای گوناگون فرهنگ و جغرافیا می پردازد، تحت عنوان جغرافیای فرهنگی قرار می گیرد. شایان ذکر است فرهنگ به عنوان مهم ترین ریشه و آبشخور ادبیّات در تعاملی متقابل سبب بالندگی، استقرار و استحکام هویّت فرهنگی یک ملّت می شود. یکی از ارکان سازنده در ساختار فرهنگی- ادبی تمدّن های کهن، وجود نماد به عنوان شاخصه ای مهم در نشانه شناسی یا کنش خاصّ میان فرهنگی است که می تواند به بازخوانی ذهنی اقوام گوناگون از یک مفهوم واحد منجر شود. در این معنا، نماد فرهنگی گل نیلوفر آبی به عنوان موجودیّتی نمادین، مفهومی شاخص دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و تاریخی به تجزیه و تحلیل این نماد کهن فرهنگی ایران در دو عصر هخامنشی و ساسانی پرداخته است. نتایج نشان می دهد نماد نیلوفر آبی از عصر هخامنشیان تا عصر ساسانی بروز و ظهور گوناگون داشته و به عنوان هسته ای نمادین، انبوهی از معانی انتزاعی و مفاهیم خاصّ ذهنی از جمله صلح جهانی، عبادت، زیبایی، عشق و ... را گرد خود فراهم نموده است.
۷۸۳۸.

بررسی کنش های گفتاری در واژه ی خُنُک در شاهنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۱ تعداد دانلود : ۵۹۲
نظریه ی کنش گفتار، از مباحث مهم کاربرد شناسی در زبان شناسی، بر این پایه مبتنی است که انسان از زبان تنها برای توصیف خویش و پدیده ها بهره نمی گیرد، بلکه با تولید پاره گفتارها، اعمالی نیز انجام می دهد؛ این اعمال را کنش گفتاری می نامند. در این جستار پس از معرفی نظریه ی کنش گفتار و پیشینه ی استفاده از آن در تحلیل آثار فارسی، به بررسی واژه ی «خُنُک» در شاهنامه به عنوان یک نوع کنش گفتاری عاطفی و ترغیبی پرداخته ایم. ابتدا تمام موارد کاربرد «خنک»، استخراج و طبقه بندی و سپس با روشی توصیفی- تحلیلی، بر اساس کنش منظوری موجود در فضای ابیات، به بررسی کنش گفتار های این واژه پرداخته شده است. برآیند تحقیق آن است که کاربردهای واژه ی «خُنُک»، در دو گروه کنش های گفتاری عاطفی و ترغیبی جای می گیرد. البته مرز میان کارکردها آنچنان باریک است که با کمی تغییر در زاویه ی نگاه، امکان تاویلی متفاوت و بردن هر مورد در ذیل کارکردی دیگر میسر است.
۷۸۳۹.

تحلیل عناصر حماسه ی دینی لیله المبیت در دو منظومه ی کودکانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۱ تعداد دانلود : ۵۶۱
بازآفرینی داستان رشادت و دلاوری های بزرگان دین به شکل منظوم، می تواند نقش به سزایی در الگوسازی و قهرمان پروری برای کودکان داشته باشد و آن ها را به شناخت بیشتر بزرگان دین سوق دهد؛ لذا نگارندگان، در این پژوهش می کوشند با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، دو منظومه ی کودکانه ی دینیِ «یک آینه، یک خنجر» اثر محمدکاظم مزینانی و «او برادر من است» اثر جعفر ابراهیمی را از دیدگاه عناصر حماسی بررسی کنند. در این منظومه ها -که روح حماسی غالب بر داستان است- رشادت و از جان گذشتگی حضرت علی(ع) در ماجرای لیله المبیت برای کودکان به تصویر کشیده شده است. در هر دو منظومه ی یاد شده، عناصر و ویژگی های حماسه از قبیل: قهرمان و ضد قهرمان، کتمان نام، مکر و حیله، ابزار آلات جنگی، امور خارق عادت و پیشگویی مشهود است. شاعران هر دو منظومه، برای سهولت درک معنی از وزن جویباری استفاده کرده ، و از واژگان و ترکیباتی متناسب با فهم کودکان بهره جسته اند؛ در واقع، در هر دو اثر حماسی، براساس مقتضای حال مخاطب سخن گفته شده است.
۷۸۴۰.

بررسی گونه ای خاص از آرایه ی تجاهل عارف در شعر حافظ

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸۹ تعداد دانلود : ۹۶۹
آرایه ی تجاهل عارف در شعر شاعران پارسی گو در شبکه ای وسیع از آرایه های ادبی آشنا همچون کنایه، ذم شبیه به مدح و مدح شبیه به ذم، تهکم و برخی صورت های مجازی از دیرباز شناخته شده بوده است. ادراک معنا در آرایه ی تجاهل عارف که به طور سنتی در گروه صنایع معنوی جای دارد، با فرایند کشف همراه است به گونه ای که معمولاً خواننده با کشف لایه های معنایی در درون کلام، در مسیر ادراک شعر و احساسات شاعر قرار می گیرد و آن را دریافت می کند. از این نظر با مفهوم آیرونی، به ویژه آیرونی نمایشی در ادب مغرب زمین هم راستا قرارمی گیرد. در این نوشتار، با بهره مندی از مفهوم تجاهل عارف در ادب سنتی و نیز آیرونی نمایشی ، گونه ای خاص از آرایه ا ی ادبی با تکیه بر اشعار حافظ بررسی می شود که می تواند به عنوان زیرشاخه ای مستقل از آرایه ی تجاهل عارف قلمداد شود و از آن جا که تا کنون نامی برآن نهاده نشده، می توان آن را «دانانمایی کنایی» نامید. در این آرایه، ساختار کلام به گونه ای تعبیه شده است که در ظاهر امر، گوینده برعکس تجاهل عارف، خود را واقف به معنایی قطعی و مسلم می داند و سپس کلام را به سمتی هدایت می کند تا خواننده یا مخاطب در گفتمان با متن، بی خبری و ناآگاهی گوینده را درمی یابد و درنتیجه برخلاف ادعای او، به معنایی متفاوت و گاه متضاد با آنچه در ظاهرسخن بیان شده دست، می یابد و به نوعی خاص معنایی جدید از متن بیرون می آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان