در قرن ششم - یکی از دوران های مناقشات مذهبی – شهاب الدّین تواریخی کتابی در ردّ شیعه نوشت به نام «بعض فضائح الروافض». عبدالجلیل قزوینی رازی، کتاب « النّقض» را در ردّ این کتاب نوشته است. کتاب النّقض یکی از آثار منثور معتبر قرن ششم است که دیدگاه های شیعه اثنی عشری را در زمینه های مورد اختلاف تشیّع و تسنّن بیان کرده و اطلاعات فراوانی در زمینه های اجتماعی، تاریخی، اعتقادی، رجال شیعه و مراکز تعلیم و تبلیغ این مذهب و امثال این به دست می دهد و روش نقض نویسی را نیز در این کتاب می توان ملاحظه کرد.
از نظر زبانی و سبکی، کتاب النّقض در زمره نثرهای ساده قرن ششم - که مرحله تکامل یافته نثرهای دوره سامانی است - قرار دارد و ویژگی های عمومی آن نثرها را در آن می توان یافت. اما از ویژگی های پرکاربرد در کتاب می توان از این نمونه ها نام برد: به کار بردن واژه «الّا» به جای جز و بجز، «وا» به جای «با» مصدر تام بعد از فعل های «باید» و «شاید» و «خواهد» و «یارد» و «تواند»، آوردن «ها» به جای جزء صرفی «ب» در آغاز افعال، به کار بردن لفظ «اجرا» به جای فعل های «گفتن» و «راندن» لفظ، به کار بردن عبارت های فعلی که با حرف اضافه «به» شروع می شود، فراوانی عناصر عربی و به کار بردن سجع و جناس و تشبیه و استعاره و کنایه و ضرب المثل های فارسی و عربی و داستان و تمثیل در جای جای کتاب. تفصیل ویژگی ها همراه با پاره ای بحث های تحلیلی، موضوع این گفتار است.
تلقی فردوسی از شخصیت زنان تابعی است از داستانهای شاهنامه ‘ زنان اکثرأ در جایگاهی رفیع و بهره مند از کمالات اخلاقی اند و جزمواردی اندک ‘ از فتنه انگیزی به دورند. عشق ها از نوع زمینی است . در مجموع ‘ زنان از نوعی طهارت روح ‘ جایگاه معنوی و حرمت برخوردارند. به لحاظ مسئولیت پذیری و حضور در اجتماع تا قبول پادشاهی و اداره حکومت و کشور پیش رفته اند. خردمندی ‘پارسایی‘پوشیدگی و پرده پوشی وفا به همسر از خصایص دختران جوان بوده است . درشهر هروم تمام مسئولیت ها و مشاغل اجرایی ‘ حکومتی ‘ اداری ‘ لشکری و کشوری در اختیار زنان است. مشابهتهایی بین فرهنگ ایران باستان و ایران اسلامی دیده میشود از جمله اصل شرعی نگهداری ((عده)) برای زنی که شوی از دست داده باشد . اظهار علاقه برای همسرگزینی از طرف دختران نسبت به مرد دلخواه یا انتخاب همسر نه تنها با ممانعت و ملامت همراه نبوده که در مواردی جزء محاسن و حقوق مسلم آنان بوده است .
در مورد علم وارزش آن از دیدگاههای متفاوتی بحث و بررسی به عمل آمده است .اما دیدگاه عرفان در مورد علم ‘ از ویژگی خاصی برخورداراست‘ در این مقاله ‘ سعی شده است که علم از منظر چند تن از بزرگان عرفان‘ به ویژه مولانا به عنوان یکی از بزرگترین عارفان اسلام مورد مداقّه و تجزیه و تحلیل قرارگیرد که در این خصوص عقاید مولانا‘ در مورد جنبه های مختلف علم با تکیه برمثنو ی معنوی همراه با ذکر شواهد و تجزیه و تحلیل آنها مطرح شده است . مباحثی که در این نوشتار بدان پرداخته شده عبارتند از : انواع علم – تقلید – مقلّد –آفت تقلید – علم تقلیدی – ظنّ و یقین – علم تحقیقی و در پایان نتیجه گیری . آنچه که به عنوان نتیجه بحث قابل ذکر است ‘ این است که دیدگاه عرفا‘ به ویژه مولانا ‘ در خصوص علم این است که علوم فی نفسه بد و ناپسند نیستند و اگر گاهی به مذمّت برخی از علوم پرداخته می شود ‘ مذمّت عوارض ناشی از آن علوم است نه خود علوم . عوارضی همچون حسد ‘ کبر ‘ غرور و ... که گریبانگیر برخی از عالمان علوم می شود ‘نکوهش شده است و گرنه نفس علم درهر دیدگاهی از جمله عرفان ‘ از ارزش ویژه ای برخوردار است .
مقاله حاضر نگرشی است به یکی از ابعاد منظومه بلورین دیوان حافظ . غزلیات حافظ را از زوایا و چشم اندازهای مختلف می توان نگریست . از رهگذر این چشم اندازهای مختلف است که زوایای ناشناخته اندیشه حافظ ‘ کشف و بازشناسی می شوند . در مقاله حاضر ‘ پس از ذکر مقدمه و مروری بر مکاتب اخلاقی کلاسیک ‘ جلوه های متنوع حکمت و اخلاق در غزلیات حافظ مورد بررسی قرار گرفته است .
ابن هانیء (320-363 ه.ق ) یکی از بزرگترین شاعران شیعی و متبحرترین شاعر اندلسی است. کسانی که درکتب مختلف ادبی‘مختصری از ابن هانیء نگاشته اند ‘ وی را به سبب افراط در مدح متهم به کفر وارتداد نموده ‘ و بی بند وبار شمرده ومعتقدند که دست به کارهای حرام می زده است . و عده ای بیان می دارند او تا زمانی که در اندلس می زیسته هیچ اعتقادی به مذهب شیعه اسماعیلی نداشته است ‘ و مرگ اورا ناشی از میگساری و اعمال ناشی از آن شمرده اند . این مقاله برآن است تا به ابهامها و اتهامها وسؤالهای برآمده از آنها پاسخ گوید.
ابن ابی الحدید؛بزرگ و نامی اهل تسنن قرن هفتم هجری ‘ هفت چکامه زیبا در مدح علی (ع) سروده است که به ((قصاید علویات سبع)) شهرت دارد.شاعر در این قصاید به گونه ای چهره پرفروغ آن حضرت را به تصویر کشیده است که در وصف نمی گنجد. در این نوشتار با ذکر نمونه هایی از ابیات این قصاید به تبیین و نقد و بررسی اهم موضوعاتی که شاعر در این اشعار درباره مقام شامخ علی (ع) مطرح کرده ‘ پرداخته شده و دورنمایی از چهره تابناک این ابر مرد همیشه زنده تاریخ جهان از خلال این قصاید به نمایش گذارده شده است.
سیمای ابراهیم در مثنوی علاوه بر مقام نبوت ‘ سیمای عارف کاملی است که در مبارزه با بت نفس ‘ الگوی سالکان و مریدان بحر صفا گشته است . مولوی در داستان ابراهیم با توجه کامل به اشارات و دقایق قرآنی ‘ به ذکر سرگذشت شیخ کاملی می پردازد که در میدان نظر و عمل سربلند و پیروز ‘ مراحل فنای فی الله را پشت سر می گذارد و با اطمینان کامل به مرحله شهود بقا نایل گردیده و به مقام خلیل اللهی می رسد . ابراهیم از نگاه مولانا بیانگر سیر تخلی و تحلی و تجلی عارف است .
ضیاء نخشبی یا ضیاء الدین نخشبی در گذشته به سال 751 هجری یکی از ادبا و شعرا و مترجمان و صوفیان معروف شبه قاره است که در اواخر قرن هشتم هجری در بدایون هندوستان می زیسته است . وی برای امرار معاش ‘ طبابت را به عنوان پیشه خود برگزیده بود . به لحاظ اختیار زاویه عبادت و تمایل به خمول و گمنامی متأسفانه شرح حال و اطلاع کاملی از او در دست نیست ‘ چنانکه خود او گوید : نخشبی با خمول خود می ساز گوشه دیگر دکان دگر باشد وی دارای چند اثر فارسی است از قبیل : طوطی نامه ‘ سلک السلوک ‘ جزئیات و کلیات (چهل ناموس) ‘ گلریز ‘ شرح دعای سریانی و... جزئیات و کلیات او مجموعه ای است از مقالات آمیخته از نظم و نثر فارسی درباره جسم آدمی . این کتاب به چهل بخش (ناموس) تقسیم شده است و نویسنده درهریک از ناموس ها یکی از اعضای رئیسه بدن آدمی را با نثر موزون ادبی و عرفانی شرح می دهد و دانسته های پزشکی خود را در همان ناموس فرایاد مخاطبان می آورد .وی سخن خود را در هر یک از ناموس ها (اعضاء) با غزلی در ردیف همان ناموس به پایان می برد و بنابراین علاوه بر مطالب پراهمیتی که در این کتاب است ‘ چهل غزل با ردیفهای : موی ‘سر‘پیشانی‘رخسار‘چشم ‘... و پای را شامل است .