امروزه برکسى پوشیده نیست که ترجمه به صورت یک "فن " درآمده است، فنى که باید اصول و قوانین آن ابتدا تدوین سپس تعلیم و تدریس گردد. در این میان با توجه به رابطه کهن و عمیق میان دو زبان عربى و فارسى و نیز ارتباط میان جهان عرب و ایرانیان، نیاز به تدوین اصول ترجمه از عربى به فارسى و برعکس بیش از پیش احساس مى شود. و از آنجایى که یکى از اساسى ترین و دشوارترین مراحل ترجمه، معادل یابى واژه هاست- امرى که همواره توجه مترجمین را به خود معطوف داشته است- لذا این نوشتار مى کوشد تا راهکارهایى عملى جهت ترجمه واژه هاى عربى و فارسى ارائه دهد. کشف رابطه میان معناى لغوى و اصطلاحى، میان معناى حقیقى و مجازى، میان معناى اصطلاحى وکاربردى واژه ها از یکسو و نیز توجه به سیاق جمله و فضاى حاکم بر متن و آشنایى با اوضاع مربوط به متن از سوى دیگر، از مهمترین این راهکارهاست.
محققان سبک بیان مثنوی را مبتنی بر شیوه ای ((بلاغت منبری )) دانسته اند . موارد زیر ‘ از جمله عناصر این سبک گفتار برشمرده شده است .(سرنی ‘ ج 1 ص 121 تا 231 ) : (( تأثر از شیوه بیان و سطح ادراک عامه ‘ عرضه اخبار و احادیث ضعیف ‘ قیاسات تمثیلی ‘ اشتمال بر الفاظ و امثال و عقاید و خرافات عام ‘ خطاب به مخاطب مبهم ‘ احاطه و غلبه مشیت الهی بر امور ‘ تسلسل افکار و تداعی معانی یا جر جرار کلام و خواطر و جریان سیال ذهن ‘ تکیه بر تمثیل و قیاسات خطابی در شیوه استدلال ‘ آمیختن فرهنگ و لغت عامیانه معانی و تعبیرات عالمانه ‘ تأثر از زبان و بیان و فرهنگ عربی و دینی ‘ کثرت و تنوع قصه ها و حکایات ‘ حکمت ها و امثال عامیانه ‘ کاربرد نسبتأ زیاد الفاظ مستهجن و ...)) نویسنده در این مقاله به بررسی افسانه مشهور ((غرانیق )) که صاحب مثنوی وقوع آن را پذیرفته می پردازد .