نشانه شناسی به عنوان یک روش تحلیلی جدید بین رشته ای، اولین بار توسط بزرگان این علم ، سوسور و پرس مطرح شد. نشانه شناسی یا سیمیولوژی متون ادبی ، یکی از شاخه های نشانه شناسی است که به بررسی و تحلیل متون ادبی می پردازد و البته متن قرآن که سرآمد متون ادبی است؛ از این قاعده مستثنی نیست و به وسیله این روش پژوهشی می توان از طریق نمادها و نشانه ها به بررسی و تحلیل این متن پرداخت. نشانه شناسی که ریشه در آثار فلاسفه یونان ، مانند افلاطون دارد، در قرن بیستم به عنوان یک دانش مستقل پدید آمد و مشابه دانش هایی چون هرمنوتیک، معرفت شناسی ومعناشناسی و ...است .در این پژوهش برآن شده ایم تا واژه "النار" را که در قرآن کریم از واژه های بسیار مکرر قرآن می باشد از منظر نشانه شناسی مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم. روش پژوهش در این مقاله همانند اکثر مقالات علوم انسانی به صورت کیفی (توصیفی کتابخانه ای مبتنی بر تحلیل داده ها) می باشد. در این پژوهش ابتدا واژه النار تفسیر شده و به جایگاه آن در در ادیان مختلف پرداخته شده است و سپس جایگاه آن در قرآن مورد بررسی قرار گرفته است.و از طریق تشبیه و استعاره و سایر نشانه ها سعی بر آن شده تا لایه های پنهان معنایی واژه "النار" آشکار شود. کلید واژه: نشانه شناسی، سیمیایی، النار، قرآن
منظومه وامق وعذرا یکی ازپنج مثنوی میرزامحمدصادق نامی است که آن را به تقلیدازخمسه نظامی سروده است.دراین مقاله وجوه تشابه دواثرغنایی منظومه خسرووشیرین نظامی ووامق وعذرای میرزامحمدصادق نامی با روش کتابخانه ای و به شیوه تحلیل و توصیف موردبررسی قرارگرفت.نظر به اهمیت تبیین ظرایف عواطف انسانی درمنظومه های غنایی بویژه دو منظومه خسرووشیرین و وامق وعذرا وضرورت شناخت عمیق تر متون ادبی و غنایی کلاسیک فارسی؛این دو اثر به شیوه مقایسه ای مورد مطالعه قرار گرفتند که در هر دو اثرشاهزاده ای کامران، عاشق دختری زیبا وپاکدامن شده ولی چون هردودختردر مثنوی های مذکور، پاکدامن وعفیف بودندخواسته عاشقان خود رابرآورده نساخته اند،درنتیجه عاشقان ازآنان رویگردان شدندوهرکدام ازآن شاهزادگان بااینکه با زنان دیگری چه ازروی اختیاروچه ازروی اجبارازدواج کردند ولی درنهایت سرنوشت آنان رابه معشوق اصلی داستان رسانداگرچه درهردوداستان عاشق ومعشوق بعداز وصال فناشدندوازبین رفتند.با وجودشباهت های موجود،تفا وت هایی نیزدراین دومنظومه وجود دارد مانند شیوه عاشق شدن شخصیت ها، شاهزاده بودن شیرین و بدوی بودن عذرا،شجاعت خسرونسبت به وامق،حضورفرهاد به عنوان رقیب درخسرو وشیرین ونبودن رقیب در وامق وعذرا. در مجموع زاویه دیددرهردوداستان بیرونی است وصحنه پردازی تا حدودی یکسان اما اثرنامی اصفهانی نسبت به نظامی ساده تروازانسجام وپختگی کمتری برخورداراست که این مساله اثررا از شکل حجمی به خطی بدل ساخته است.