واژه فره به معنای شکوه و فروغ و تأیید ایزدی به کار می رود. این واژه انواع متفاوتی دارد مانند فره ایزدی، فره شاهی، فره همگان، فره موبدی، فره پهلوانان و فره ایرانی. یکی از مهم ترین انواع فره، فره شاهی است که لازمه حکومت شاهان به شمار می آید. در کنار شاهان فره مند همواره پهلوانی نامی نیز حضور دارد که در سایه حمایت شاه به وی خدمت می کند. در این جستار پیوند فره شاهی و فره پهلوانی مورد بررسی قرار گرفته است که فره شاهی در واقع مؤید و تقویت کننده فره پهلوانی به شمار می آید، یعنی تا زمانی که پهلوان در خدمت شاه باشد از فره برخوردار خواهد بود و هنگامی که پهلوان از شاه دوری کند فره پهلوانی نیز از وی روی برمی تابد زیرا که فره پهلوانی از تأیید فره شاهی به وجود می آید و در پیوند مستقیم با آن عمل می کند.
شعر معاصر ایران از نیما تاکنون، تحولات متعددی را از سر گذرانده است. یکی از این جریان های نوآیین، پست مدرن است که در دهه ی هفتاد تحت تأثیر تحولات غرب، در ادبیات فارسی مطرح شد. مؤلّفه های بسیاری برای آن برشمرده اند؛ اما مهم ترین مؤلّفه ای که شعر پست مدرن را از دیگر جریان های ادبی متمایز می گرداند، شالوده شکنی است که در قالب گرایش به بازی های زبانی، معناگریزی، شکستن فرم، چندصدایی، گسست روایت و... نمود می یابد. پست مدرن ها از میان عناصر شعر، بیش از همه به زبان و بازی های زبانی گرایش دارند. آن ها شیوه های مختلفی را برای رسیدن به ایجاز و برجسته سازی زبان به کار می گیرند که یکی از رایج ترین شان، حذف های پیاپی عناصر کلام است. این پژوهش می کوشد تا بدین پرسش پاسخ دهد که شیوه ها و انگیزه های حذف در شعر پست مدرن کدامند؟ در این مقاله با بررسی غزل های پست مدرن، شگردهای حذف در چهار شیوه شناسایی شده که عبارتند از: حذف فعل، حذف بخشی از کلمه، حذف جمله یا بخشی از آن و فشرده کردن جمله ها. هم چنین انگیزه های روان شناختی، تعلیق معنا، قافیه سازی، عینیت بخشی و نمایشی کردن اندیشه های شاعرانه، ابهام افکنی، ایجازآفرینی و چندمعنایی را می توان مهم ترین کارکردهای هنری و بلاغی این گونه حذف ها به شمار آورد.
در این مقاله تلاش شده است تا گزارشی فشرده و مختصر درخصوص قراءت های تازه از آثار مولانا در غرب ارائه گردد. قراءت هایی که به لحاظ کمّی و کیفی سیر صعودی دارد و گاهی به دیدگاه ها و بصیرت هایی میرسد که برای خوانندگان شرقی و فارسی زبانان نیز تازگی دارد. در بخش هایی از مقاله نیز خواننده با چگونگی تداول نام «رومی» در زندگی مدرن دنیای غرب و اقبال فزاینده نسبت به او با ذکر شواهدی آشنایی خواهد یافت.
شعر انقلاب محصول کشمکش گفتمان های مختلفی است که از اواخر دهه چهل تا اواخر دهه پنجاه فضای ادبی جامعه را با مفاهیم و مضامین انقلابی و اعتراضی خود انباشته بودند. در این پژوهش موضوع کشمکش گفتمان ادبی سکولار دربرابر گفتمان ادبی اسلام گرا بررسی شده است.در این بررسی از نظریه تحلیل گفتمان ( از منظر ارنستو لاکلو و شانتال موف) و همچنین آراء گفتمان شناسانه میشل فوکو استفاده شده است.کشمکش دو گفتمان یادشده عمدتا بر سر معنا و تلاش آنها برای صورت بندی مفاهیم در شعر انقلاب بوده است. در این بررسی از نکاه تاریخی و جریان شناسانه نیز غفلت نشده است. روند شکل گیری مفهومی به نام شعر انقلاب از رهگذر همین کشمکش ها واکاوی شده است. بر اساس این پژوهش شعر انقلاب اسلامی حاصل گسست معرفت شناختی (به تعبیر فوکو) از جریان تثبیت شده سکولار و طرد آن بود. در نتیجه این کشمکش، شعر انقلاب با مداخله هژمونیک نهاد سیاسی برآمده از انقلاب، صورت بندی تازه ای به خود پذیرفت. این جریان متفاوت نوعی از شعر سیاسی را به وجود اورد، که شعر انقلاب اسلامی خوانده می شود.