نزدیک به نیمی از دیوان نیما اشعاری در قالبهای کلاسیک است؛ اما غالبا شکل سنتی و ضعیف این دسته از اشعار سبب شده است تا شارحان شعر نیما آنها را اشعاری تقلیدی و مشتی موزون و مقفا بدانند و به سادگی آنها را نادیده بگیرند. این اشعار، تفننی، تقلیدی و فاقد ارزش نیست. نیما پس از ققنوس آن گونه که خود در نامه ای می نویسد به سمت ادبیات کلاسیک باز می گردد و به صراحت تمام می گوید که بی توجهی او به ادبیات کلاسیک نقصانی بوده است؛ پس این بازگشت از سر تفنن نبوده بلکه نیما از سرودن این اشعار هدفی داشته است که تا امروز از چشم خوانندگان و شارحان آثارش دور مانده است. با دقت در نامه ها و اشعار نیما می توان نشانه هایی یافت که نشان می دهد سرودن این اشعار به قصد آزمودن میزان فرم پذیری قالبهای کلاسیک صورت گرفته است و نه به قصد تفنن. این مقاله نیز تلاشی برای نشان دادن جایگاه قالبهای کلاسیک در اندیشه نوگرای نیماست.
ساقی نامه و مغنی نامه را در یک نگاه کلی می توان «شعر میخانه ای» گفت، به ویژه از قرن نهم تا دوازدهم هجری از «ژانر» های پرطرفدار شعر فارسی بوده و نمونه کامل و مفصل آن بیشتر در قابل مثنوی بحر متقارب سروده شده است. این نوع شعر امکان خوبی به شاعر می داده است تا به بهانه می و میخانه و مستی، فارغ از محدودیت ها و ممنوعیت ها، ناگفتنی های روزگار خود را در قالب نکوهش روزگار و اهل آن بر زبان آورده و ای بسا یاد کرد او از می و میخانه و ساقی، بهانه ای بوده برای اعتراض و انتقاد از آنچه او نمی خواهد و ناروا می پندارد! از این منظر، ساقی نامه شعری اجتماعی، آرمانخواهانه و بلکه شورشگرانه است. در این مقاله، ابتدا به تعریف و بررسی ساختار و ویژگی ها و زمینه سرایش این نوع شعر پرداخته می شود و سپس در ادامه با اشاره به سابقه آن در شعر فارسی، یک نمونه پیشین از ظهوری ترشیزی (به جهت تفصیل و ساختار کامل آن) با یک نمونه معاصر از هوشنگ ابتهاج بررسی و مقایسه خواهد شد.
اشتراک و استمرار برخی از الگوها و مضامین اساطیری در ناخودآگاه فردی، تباری و جمعی انسان، دستاویز اصلی نقد اسطوره ای برای بازیابی و تحلیل تجلیات مختلف اسطوره و آیین در انواع ادبی است. از منظر این نقد و اصول و مبانی آن، در تذکره الاولیای عطار به عنوان یکی از متون پایه ای ادب عرفانی، چند نکته در خور ذکر به نظر می رسد؛ از جمله این که بر طبق ساختارشناسی داستان ابراهیم ادهم و پسرش و مقایسه اجزای داستانی آن با چند روایت مشهور «نبرد پدر و پسر» احتمالا طرح کلی این داستان بر الگوی داستان رستم و سهراب پرداخته شده و در قالب بن مایه حماسی– اساطیری «رویارویی و ستیز پدر و پسر» - البته با تفاوت های ناشی از صیغه عرفانی آن– قابل بررسی است. ابراهیم ادهم از صوفیانی است که گزارش احوال او با مضامین داستانی و افسانه ای درآمیخته است و با توجه به نفوذ و تاثیر شاهنامه در تبدیل سرگذشت و سیمای بعضی شخصیت های تاریخی به روایات و چهره های مردم پسند و غیر تاریخی، این حدس چندان نامتحمل نیست که در پرداخت داستان «ابراهیم ادهم و پسرش» الگوی کلی روایت رستم و سهراب مورد نظر بوده باشد.
موضوع مثل و تعریف و تحلیل ارزش بلاغی و جایگاه ادبی آن،اغلب در ضمن موضوعات علم بیان و به ویژه در ضمن موضوع استعاره تمثیلیه مورد بحث واقع شده است و این در حالیست که در اثناء آراء و نظریات بلغای صاحب نام و نیز با تامل در زوایای ارزش بلاغی مثل،چنین به نظر می رسد که نه تنها نباید مثل را به حوزه علم بیان،محدود و منحصر نمود بلکه باید آن را عصاره علم بلاغت دانست که هم در علم معانی،مورد بحث واقع شود و هم در بیان و بدیع.از این رو،مقاله حاضر در نگاهی استدلالی و تحلیلی،جایگاه مثل را در علوم سه گانه بلاغت(معانی ،بیان،بدیع)و فنون چهارگانه علم بیان(تشبیه،مجاز،استعاره و کنایه )تعیین می نماید.
آنچه در ادبیات موتیف " motif" نامیده می شود و ما در انجا معادل بن مایه را برای آن برگزیده ایم عبارتست از :موضوع ، تصویر ، طرح یا الگوی اصلی که با ظهور پی در پی در اثر ادبی ، از خود رد پا می گذارد و جاذبه زیبایی شناسی آن را بالا می برد . البته ممکن است به عنوان نشانه یا نماد محتوا و یا تجزیه یک اثر ادبی تجلی کند . این اصطلاح در نقد ادبی جدید ، یکی از سرفصل های مهم بررسی آثار ادبی تجلی کند . این اصطلاح در نقد ادبی جدید ، یکی از سر فصلهای مهم بررسی آثار ادبی است و شاخص خوبی برای سنجش و پی گیری سیر اندیشه صاحب اثر و عبارت است از : عنصر ، اندیشه ، یا ویژگی های اصلی و مشخصا به ئو معنی : الف ) مضمون یا موضوع اصلی که آن را خوب بپرورند و یا به آن بپردازند مثلا در یک قطعه موسیقی ، کتاب و ... ب) تصویری که در یک طرح تکرار شود . بنابر این هر یک از اندیشه های حاکم بر این اثر ادبی یک موتیف است که می توان بخشی از مضمون اصلی و متشکل از یک شخصیت ، تصویر تکرار شونده یا الگوی کلامی باشد . بر مبنای این دید ،مقاله حاضر به بررسی بن مایه های تصویری در شعر " صدای پای آب " سهراب سپهری می پردازد : صنعت و ماشینیزم ، نمادهای طبیعت ، وطن و زادگاه ، عرفان به معنی جدید ، زندگی و مرگ .
گفتار «پراکندگی در مقوله قید»، پس از مقدمه ای کوتاه، در سه مبحث به ترتیب زیر تهیه و تنظیم شده است:
مبحث اول: تعریف های مختلف قید از دیدگاه دستورنویسان کهن و نو و ارزیابی نقاط قوت و ضعف هر یک.
مبحث دوم: اختلاف دیدگاه کارشناسان فن دستور زبان دربارة قید، که تنه اصلی مقاله را دربرمی گیرد. در این بخش، اختلاف دیدگاه صاحب نظران زبان پیرامون مفاهیم قیدی طبق شواهد و قراین کافی، به طور جامع و دقیق بحث و بررسی شده است.
مبحث سوم: بخش شاخص هاست و آن معرفی پیشگامان قید از حیث دستور تاریخی، معیار، ساختاری، علمی، گشتاری و سایر موارد است که شناخت نظریه این عزیزان خالی از لطف نیست.
مقاله با یک نتیجه گیری کلی از مباحث یادشده به پایان می رسد.
فروغ فرخ زاد، شاعری عاطفی و نخستین زنی است که از عواطف زنانة خود در شعر فارسی سخن گفته است. عاطفه با ابعاد و عناصر مختلف شعر فروغ درآمیخته و آن را از ظرفیتی تازه و بی سابقه برخوردار ساخته است. او در شعر، از حساسیت و قابلیت های زنانة خود، کمال بهره را برده و از این طریق، به نگرش شاعرانه و زبانی ویژه دست یافته است. فرخ زاد، مایه و سرمایه های شعر خود را از واقعیات و تجربه های زنانه در زندگی می گیرد. او توانسته است احوال، عواطف و سرنوشت خود را به عنوان یک زن، با سرگذشت همة زنان سرزمین خویش به یگانگی برساند. فروغ در مدت زمانی کوتاه و بعد از سه اثرِ نخستین خود ـ اسیر، عصیان و دیوار ـ توانست نگرش و عواطف خویش را عمق و توسعه بخشد و به جایگاه شاعری بزرگ، با آرمان های انسانی دست یابد. فروغ در مقام یک منتقد اجتماعی نیز ـ که شعری معترض و در عین حال عاطفی سروده است ـ قرار دارد. انسان در شعر او، ناخواسته، شخصیت و موجودیتی زنانه می یابد و با احساسات، آرزوها و رفتارهایی زنانه ظاهر می شود. شعر فروغ، دنیایی ملموس و عاطفی است که جسارت، صراحت و صمیمتی خاص را در خود جای داده است.
در این مقال، تجلی عاطفه و مظاهر زنانگی در شعر فرخ زاد، با ذکر اشعاری از او، بررسی شده است.
نویسنده در مقالة حاضر نحوة کاربرد تعابیر شاعران پارسیگوی را در وصف نهج البلاغه مطالعه و بحث را با یادکرد پاره ای از ویژگیهای این شاهکار بیبدیل چند جانبه و برخوردار از کمال فصاحت و بلاغت که زاییدة فکر بکر و بلند و نشئت گرفته از روح وسیع و نیرومند مولای متقیان است، آغاز کرده است. آنگاه تعابیر مورد نظر را از دو بعد لفظی و معنوی بیان کرده و بحث توصیف شاعران از نهج البلاغه را در مقایسه با قرآن پیگرفته است. بدیهی است که در طول تحقیق به شواهدی از اشعار شاعران قدیم و جدید استناد شده و در پایان از کیفیّت نفوذ و تأثیر نهج البلاغه در نفوس به اختصار سخن رفته است.