در این مقاله ضمن تشریح و بررسی ماخذ داستان موسی )ع( و شبان و نظیره های آن در ادبیات ایران و سایر ملل، مشخصا دو داستان مکتبخانه ای متاثر از موسی )ع( و شبان را با نامهای موسی )ع( و سنگ تراش و مهمانی شبان، معرفی و بررسی می کنیم. سپس با نگاهی ساختار شناسانه، عناصر داستان، چون پیرنگ، شخصیت، گفتگو، زاویه دید، روایت، لحن، مکان و زمان را با توجه به شگردهای داستانپردازی مولانا می کاویم. تکیه اصلی مقاله بر جنبه های ساختاری است نه محتوایی که بررسی محتوای داستان خود بحث دیگری می طلبد، لیکن در تبیین ساختار داستان، ناگزیر به برخی جنبه های نمادین و محتوایی نیز تا حد ضرور و مقدور اشاره می شود. همچنین بخش عمده ای از مقاله با کاوشهای متن شناسی و ماخذیابی اختصاص می یابد تا هم تکمله ای بر ماخذ قصص مثنوی اثر علامه فروزانفر باشد و هم یافته های نو در زمینه داستان.
"به قول مولانا نامعقول بودن یا ورای طور عقل بودن تعالیم انبیا، اظهار معجزات را لازم کرده است. این معجزات در هر زمانه ای با سطح دریافت مخاطبان دعوت انبیا، انطباق و تناسب داشته است. قرآن کریم معجزه اصلی پیامبر اکرم (ص) محسوب می شود که معاندان و کافران به هماوردی و رقابت با آن فراخوانده شده اند (= تحدی)؛ در حالی که از قبل ناتوانی و شکست قطعی شان پیش بینی و یادآوری شده است. در عین حال به اقتضای احوال خاص، معجزات دیگری نیز از ایشان صادر یا به خاطر ایشان ظهور کرده است که در کتب سیره و حدیث و به تبع آن در متون ادب فارسی انعکاس یافته است.
شاعران و عارفان ایرانی با زبان صریح و روشن در مضمون سازی های شاعرانه به این روایات پرداخته اند. در قالب های قصیده و مثنوی این مضامین پررنگ تر هستند و کمتر در ایجاد و خلق تصاویر به خدمت گرفته شده اند. درباره ذکر معجرات منتسب به حضرت ختمی مرتب باید گفت در این پژوهش صحت و سقم روایات مطمح نظر نبوده است و تنها انعکاس این روایت ها در شعر فارسی بررسی شده است و ذکر اصل روایت ها در شعر فارسی بررسی شده است و ذکر اصل روایت به مثابه تایید قطعی آنها نیست.
"
علیرغم روند روبه رشد خاقانی پژوهی در دهه های اخیر هنوز ضرورت یک بازنگری و شاید تصحیح مجدد در دیوان خاقانی منتفی نیست. هدف پژوهش حاضر تصحیح دو تصحیف در دو چامه حبسیه ایشان است. روش پژوهش کتابخانه ای است و در این راه تمامی تصحیح های موجود دیوان خاقانی و آثار خاقانی پژوهان بنام کشور در مورد این ابیات واکاوی شده است. نتیجه نشان می دهد که با این پژوهش می توان به درک تازه تری از این ابیات و به تبع آن شناخت بهتر سروده های این سراینده توانا دست یافت.
یکی از شاخه های علوم اسلامی، که در میان مسلمانان در دوره هایی، رشد فزاینده ای داشته و ذهن بسیاری از دانشمندان اسلامی را به خود مشغول کرده، علم کلام و یا اصطلاحا فلسفه اسلامی بوده است. یکی از مباحث علم کلام، جسم پنداشتن خدا و مساله عرش و استوا است. هدف این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که دیدگاه کلامی سنایی در این باره بویژه، عرش و استوا با دیدگاه فرقه های کلامی چه تفاوتی دارد. از این رو ضمن تعریف لغوی و اصطلاحی این دو واژه، پیشینه تاریخی آنها در بین فرق مختلف کلامی مورد و اکاوی قرار گرفته و وجود اشتراک و افتراق دیدگاه سنایی با دیگر متکلمان، بررسی شده است
نقد اسطوره شناختی یا کهن الگویی، یکی از رویکردهای اصلی نقد ادبی معاصر است که بر یافته های روانشناسی معاصر و بخصوص نظریات کارل گوستاویونگ، روانپزشک شهر سوئیسی و نظریه شخصیتی او «روانشناسی تحلیلی» استوار شده، و شکل گیری آن در ادامه تکامل نظریه نقد روانشناختی است که بر مبنای نظریه روانکاوی زیگموند فروید، روانپزشک اتریشی به وجود آمده است. در این جستار به شکل گیری الگوی شاه - پریستار در مورد شخصیت جمشید، شبیه سازی او با کهن الگوی مانا )فره( تورم روانی و عظمت یافتن او، بنیاد نهادن عصر طلایی و آرامانشهر )ور جمکرد( و دلایل گناه و فروپاشی نهایی وی بر اساس روایات شاهنامه و اوستا پرداخته، و سعی شده است چرخه تغییرات این اسطوره بر اساس روش نقد اساطیری تفسیر شود.
یکی از برجسته ترین ویژگی های ادبی شعر حافظ «ایهام» است که شاعر به وسیلة آن توانسته کلام خود را از جذبه ای خاص برخوردار و رندانه ظرایف و طرایف را از هر مضمونی بیان کند و در عین حال خواننده را در گزینش بی نهایتی از معنا رها سازد. بنابراین توجه بیشتر مشتاقان شعر حافظ به بررسی این شگرد و سایر ترفندهای ادبی مرسوم در بلاغت عصرِ او معطوف شده است. شعر حافظ دارای جذبه هایی پنهانی است که او هنرمندانه آنها را در شعر خود تعبیه کرده است. یکی از این جذبه ها که در شعر وی بسامدی بالا دارد، «متناقض نما» (پارادوکس) است که حاصل جست و جو در هزار توی ظرفیت های ناپیدای «زبان» و تلاش برای جبران کاستی لفظ در برابر والایی معناست.
در این گفتار برآنیم ضمن تعریف متناقض نما و رابطه آن با تضاد، آشنایی زدایی و خلاف انتظار و بیان ارزش ادبی متناقض نما، به بررسی انواع آن، بسترهای بیان متناقض نما و ساختمان آن در غزلیات حافظ با ذکر شواهدی از دویست و پنجاه غزل آغازین دیوان حافظ بپردازیم.
این مقاله برگرفته از کتاب «سعدی» است. در این مقاله نویسنده به بررسی زمانه و روزگاری که سعدی در آن میزیسته، میپردازد که بنا بر شواهد تاریخی، ایران، سالهایی بدتر از سالهایی که سعدی در آن میزیسته، از سر نگذرانیده است. در این مقاله با بررسی تاریخی این دوران خواننده بهتر میتواند اوضاع زمان سعدی را درک کند و حتی به گونهای بهتر سعدی را بشناسد.