ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۰۱ تا ۴٬۹۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۹۰۱.

تحلیل گفتمان لیبرالیستی شعر «به علی گفت مادرش روزی» از فروغ فرخزاد بر پایه نظریه گفتمان لاکلا و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۸ تعداد دانلود : ۴۵۱
لیبرالیسم که غالباً از آن به عنوان ایدئولوژی دوره های مدرن یاد شده است از جمله مفاهیمی است که از عصر مشروطه تا به حال بر تحولات اجتماعی و سیاسی کشور ایران تأثیر داشته و شاهد ظهور گسترده آن در ادبیات نیز هستیم. سخن کاوی یا تحلیل گفتمان هم نوعی مطالعه میان رشته ای است که به تجزیه و تحلیل کلام می پردازد و منجر به خوانش عمیق آثار ادبی می شود. این پژوهش بر مبنای نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موفه سعی بر این دارد تا مفصل بندی مفاهیم لیبرالیستی را برای هویت بخشیدن به آن در دوره معاصر بر اساس شعر «به علی مادرش گفت روزی» از فروغ فرخزاد، نشان دهد. بر اساس این نظریه هدف اصلی گفتمان لیبرالیستی، رقابت با گفتمان حاکم برای تثبیت آزادی و استقلال به عنوان دال مرکزی این گفتمان می باشد و همچنین با مفصل بندی مدلول های شناور سنت شکنی و مبارزه برای آزادی به دنبال هویت بخشی خود است. این گفتمان با اسطوره سازی انسان مبارز که همان ماهی و علی که به عنوان کودک درون فروغ فرخزاد می باشد سوژه سیاسی خود را یافته و هژمونی گفتمان حاکم را به چالش می کشد تا بتواند نظم خود را در جامعه حاکم سازد. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های پژوهش با استفاده از شیوه تحلیل محتوا و شیوه کتابخانه ای و سندکاوی بررسی شده است.
۴۹۰۲.

ساختار و شگردهای روایی رمان «پاییز فصل آخر سال است»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۷ تعداد دانلود : ۴۰۵
رمان «پاییز فصل آخر سال است» نوشته نسیم مرعشی، روایت هایی است از زندگی سه دختر. ساختار روایت رمان را تحلیل کرده ایم. رمان شامل دو بخش با عنوان های «تابستان» و «پاییز» است که هر کدام از این دو بخش نیز دارای سه فصل است که هر فصل از نگاه یکی از سه شخصیت اصلی روایت می شود. طرح اصلی رمان، مبتنی بر روایت تناوبی هر یک از این سه شخصیت است که با دیگری نیز پیوند دارد. روایت غالب هر کدام اما مبتنی بر وضعیت خاص خود آنان است. هر سه زن دو گونه روایت دارند. نحوه روایت آنان نیز یکسان است؛ از شیوه تناوبی استفاده می کنند. درونمایه و اندیشه اصلی رمان، بیان «نسبیّت» است. شیوه روایت، دوگانگی و تضادهای رمان، نام گذاری کتاب و شخصیت ها و شیوه بخش بندی رمان را براساس نسبیت تحلیل کرده ایم. براساس دانش ساختاری به تناسب شیوه و شگردهای مختلف نویسنده متناسب با اندیشه و درون مایه رمان پرداخته ایم. وجود و حضور مرد برای هر سه زن اهمیت دارد اما نوع و میزان این اهمیت در هر مورد متفاوت است. روایت چندمحور رمان می خواهد درد مشترک نسل جوان بخصوص جوانان دهه شصت را در مناطق و موقعیت های مختلف بازنمایی کند. داده های پژوهش به شیوه کتابخانه ای گرد آمده و با روش توصیفی- تحلیلی پردازش شده است.
۴۹۰۳.

نقش جغرافیای انسانی قزوین در مناسبات ایران و شبه قاره هند (متون ادبی – تاریخی فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۶ تعداد دانلود : ۳۷۱
قزوین شهری رجال پرور در طول تاریخ بعد از اسلام بوده است. تا زمان تیموریان و ایلخانان، این شهر و مناطق تابعه آن گریزگاه فراریان سیاسی و متهمان مذهبی بود. موقعیت جغرافیایی شهر سبب گردید از همان ابتدای حاکمیت صفویان، مورد توجه شاه اسماعیل و شاه تهماسب قرار گیرد. شاه تهماسب بنا به دلایل مختلف آن را به پایتختی برگزید. باتوجه به اینکه ابعاد فرهنگی – اقتصادی هر شهری تابع مرکزیت سیاسی آن است، بنابراین تمرکز حکومت و قدرت سیاسی در قزوین بر شرایط این شهر بسیار تأثیرگذار بود. بعد از انتقال پایتخت به اصفهان، قابلیت اقتصادی شهر رو به تنزل نهاد اما همچنان نقش سیاسی و فرهنگی خود را حفظ نمود. این در حالی است که به خاطر وجود علمای مذهبی، شاعران و نویسندگان و رجال صاحب منصب قزوین، نقش کلیدی در روابط فرهنگی – سیاسی و اقتصاد با خارج بخصوص شبه قاره ایفا می کرد و هم رجالی را از شهرهای دیگر جذب می نمود. در عین حال عواملی چون رسمی شدن مذهب تشیع، فشار مذهبی (تعصب) و قدرت سیاسی این خطّه، مهم ترین دلایل و بسترساز روابط فرهنگی – سیاسی ایران و دولت های خارجی بخصوص شبه قاره در این عصر بوده است. همچنین به دلیل روح تسامح مذهبی حاکم بر دربار هند نسبت به مهاجرین، هریک از آن ها نیز حلقه های فکری و فرهنگی بین ایران و سرزمین هند شدند. از سوی دیگر روابط و تعاملات تنگاتنگ سرزمین های ایران و هند در طول تاریخ، خود شاهد دیگری بر این مدعا است؛ به خصوص اینکه زبان و ادبیات فارسی در زمان تیموریان و مغولان ایران و هند از چنان حرکت و اقتداری برخوردار گردید که کلیه گزارش ها و مکاتبات حکومتی هند می بایست در کنار زبان بومی هند به فارسی نوشته می شد و شاعران هندی عهد تیموری در هندوستان غالباً دو زبانه بودند. همین امر سبب تشویق بومیان شبه قاره به فراگیری زبان فارسی گردید و به گواهی شواهد تاریخی، لغات فارسی در اغلب این نقاط، هماهنگ و هم رنگ واژه های بومی هندی شدند. روش پژوهش در این مقاله توصیفی – تحلیلی (کتابخانه ای) می باشد.
۴۹۰۴.

منطق الطّیر و دینداری تجربت اندیش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۶ تعداد دانلود : ۲۸۴
از اواخر قرن هجدهم با تبعیّت از شلایر ماخر، این اندیشه میان فیلسوفان دین رواج یافت که باید دین را به عنوان تجربه ای شخصی از زیر تیغ برهان های عقلانی بیرون آورد و به تجارب دینی و معرفتی اهمیّت بیشتری داد. پس از معرّفی تجربه ی دینی و ویژگی های آن ازنظر فیلسوفان غربی و اینکه تجربه ی عرفانی در زیرگروه تجربه ی دینی قرار می گیرد، این نوع تجربه ازمنظر عارفان و فیلسوفان ایرانی واکاوی می شود. ازآنجاکه سفر یکی از موضوع های اصلی در عرفان بوده است و عارفان برای تهذیب نفس به سفر سفارش می کرده اند و درواقع عرفان و تصوف را نوعی مسافرت دانسته اند که مسافر و سالک، در این مسافرت خداوند را تجربه می کنند و از ابتدای پیدایش تصوف همواره سیروسلوک و طی طریق با واقعیت تصوف آمیخته بوده است و بسیاری از عارفان سیرآفاق را مقدمه ای برای سیر انفس دانسته اند. در این مقاله، عطّار به منزله ی یکی از عارفان و اثرش منطق الطّیر در پیوند با این موضوع با عنوان سفرنامه ای انفسی و روحانی معرفی شده و با نگاهی به اسفار اربعه ی ملّاصدرا، این پندار و ابعاد آن بررسی می شود. به منطق الطیر عطّار به دید سفرنامه ای نگریسته می شود که کاروانی مهجور را تا حریم حضور دستگیری می کند؛ اسفار اربعه در قالب سفری واحد دیده می شود با کاروانیانی که همگی تجربه ای دینی و عرفانی را دریافته اند. مقاله بر این پرسش استوار است که معرفت عطّار بر چه پایه ای قرار داشته است؟ و با کاوشی در منطق الطیر و همگامی با پرندگان به آن می رسد که عطّار علاوه بر اعتقاد به دین تجربه محور، تلاش می کند تا قدم به قدم سالکان را به این تجربه ی دردآمیز برساند. همچنین مقاله ی پیش رو از زبان عطار، ویژگی های تجربه ی دینی و موانع رسیدن به آن و زادوتوشه ی سفری که به این تجربه ختم می شود، بیان شده و محصول این تجربه ی دینی مورد تحلیل قرار گرفته است.
۴۹۰۵.

نامه منظوم/ شعرنامه (ردیابی و نقد و تحلیل نامه های منظوم از آغاز شعر فارسی تا پایان قرن نهم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۳۹۹
«نامه منظوم» که با نام های «شعرنامه»، «مکاتبات منظوم» و «مراسلات نظمی» نیز خوانده شده است، یکی از گونه های ادبی ناشناخته ای است که از ابتدای شعر فارسی نمونه های فراوانی از آن را در متون نظم و نثر می توان یافت. نامه های منظوم زیرگونه های دیگری چون: «تقاضانامه»، «معذرت نامه»، «تعزیت نامه»، «عنایت نامه»، «استغاثت نامه»، «شعرِ شکر»، «استمالت نامه» نیز دارد که در سراسر ادبیات فارسی پراکنده اند. در این پژوهش بر اساس مجموعه ای از نامه های منظوم که با در نظر داشتن قرینه هایی از لابه لای دیوان ها، تذکره ها و متون تاریخی فراهم آمده است، اغراض اصلی از سرایش شعرنامه ها چون تقاضا، مدح، سپاس، هجو، تهنیت و تسلیت به مخاطب، بیان شده است و سپس عناصر ساختاری و محتوایی نامه های منظوم که به اقتضای مطلب و با توجه به شرایط خاص، صورت های گوناگون به خود گرفته و قالب های گوناگون یافته است، نقد و تحلیل شده اند. یکی از وجوه اهمّیت این پژوهش معرفی گونه ادبیِ بسیار وسیعی است که در ضمن آن از یک سو می توان تمایزات و تشابهات زیرگونه های آن را برجسته کرد و از سوی دیگر مناسبات طبقات مختلف اجتماعی را که نامه منظوم را ابزاری برای ایجاد ارتباط در بین خود برگزیده بودند، نشان داد و از منظری تازه به این بخش از شعر فارسی نگریست.
۴۹۰۶.

Epiphylogenetic Memory as Disorientation in Eimear McBride's "A Girl Is a Half-formed Thing"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۳۴۰
This article investigates Eimear McBride's novel A Girl Is a Half-formed Thing in the light of Bernard Stiegler's concept of disorientation. As a technical development, disorientation manifests itself in the girl's non-syntactic language and the gradual evolving linguistic repertoire as she matures. The article argues that McBride's usage of the idiomatic language and stream of consciousness is part of the narrator's tertiary memory or epiphylogenetic memory. The young protagonist-narrator cannot reach a state of equilibrium between her developing consciousness as an Irish girl and her "technic" of writing herself as the epiphylogenetic memory, hence her disorientation. The technics in the Irish context can include not only the Irish English, but also the theological and political technics which engulf the subject to form her or him to their image. Technics is a technical term used by Bernard Stiegler as the horizon of human existence. Technics, often used as a singular noun, is juxtaposed with episteme in order to highlight the ignorance of Western philosophy about the significant role it plays in the human evolution and consciousness.    
۴۹۰۷.

Islamophobic and counter-Islamophobic YouTube representations of the British Muslim Communities(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۱ تعداد دانلود : ۳۷۳
Based on David Gauntlett’s Web 2.0 approach of media audiences, this article argues that while Islamophobic discourses may be hegemonic in the British media in general, and the online media in particular, counter-Islamophobic ones have real potentials to subvert the anti-Muslims hegemony in contemporary Britain. Online media users, both as producers and consumers of mass-mediated representations, are empowered to blur the boundaries between the real and the virtual spaces in the construction of different conceptions of their own identities as well as of those of the others. To this end, comparatively, the comments of the users of two YouTube videos are analyzed and critically appraised to identify how they prosumed the different representations of Muslim communities of/in Britain. It is suggested that YouTube users contribute, from their respective subject positions, to the construction of diverse conceptualizations of their own identities and those of others as well. Their prosumed representations both entrench and defy a hierarchy of Islamophobic and Islamophallic images of Islam and Muslims in contemporary multicultural Britain.
۴۹۰۸.

تحلیل ناخرسندی شمس از مشایخ و فقهای معاصر خویش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۱ تعداد دانلود : ۲۷۹
در بستر ادبیات عرفانی، محمّد بن علی بن ملک داد تبریزی، عارف شهیر آذربایجانی میراث دار دَرد و کابوس بارِ گران معرفت است. وی در جستجوی عشق و معرفت حقیقی با مشایخ و فقهای معاصر زیادی همچون ابوبکر سله باف، رکن الدین سجاسی، شمس الدین خویی، اوحد الدین کرمانی و ... مصاحبت می گزیند، اما در آنها تجرید و تفریدی که حقیقت آن در مرحله معاملات، رد قبول خلق و توجه مطلق به خدا باشد، را ندیده است، بنابراین ضمن استفاده از مجلس درس و مصاحبت با آنها، احوال و اقوال اکثر آنها را در خور انتقاد می یابد. شمس، مشایخ و پیران مصاحب خود را چنان محو جمال جَلَوات حقیقت کرده که پیوند خود را با گذشته و مصاحبت و معاشرت با آنها گسسته و طالب دیدار اولیای مستور حق بوده است. مقاله حاضر با روش کتابخانه ای و با استناد به کتاب مقالات، به تحلیل اندیشه مسحور شمس پرنده که از مشایخ و فقهای معاصر مُنغّض گشته، پرداخته است.
۴۹۰۹.

بررسی تطبیقی تفکرات عرفانی خواجه احمد کاسانی در سلسله نقشبندیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۴۵۰
خواجه احمد کاسانی (خواجگی کاسانی) یکی از اقطاب تأثیر گذار در سلسله نقشبندیه است که در دو حوزه عرفان نظری و عملی از این سلسله و بزرگان آن تأثیر پذیرفته است و به سهم خود با تبیین مبانی سلسله خواجگان با نظرات تبیینی و تشریحی و گاه انتقادی خود تأثیر گذاشته و با آثار خود به غنای آن افزوده است. این پژوش با هدف تحلیل تطابقی اصول طریقت نقشبندیه احراریه با نظرات اختصاصی خواجگی کاسانی با پژوهشی مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای و مجموعه رسایل خطی به این نتیجه رسیده است که عمده تعلیمات سلسله مورد اشاره بر تحصیل حضور و آگاهی متمرکز است و حضور و آگاهی در حقیقت در تمامی اصول یازده گانه این سلسله حضور چشمگیر و پررنگی دارد. این اصول عبارت اند از : هوش   در دم، نظر بر قدم، سفر در وطن، خلوت در انجمن، یاد کرد، بازگشت، نگاهداشت، یادداشت، وقوف عددی، وقوف زمانی و وقوف قلبی. کاسانی در رسایل خویش به تبیین هفت اصل از این اصول پرداخته که به ترتیب عبارت اند از: هوش   در دم، نظر بر قدم، سفر در وطن، خلوت در انجمن، وقوف عددی، وقوف زمانی و وقوف قلبی و چهار اصل دیگر را در ضمن این اصول هفتگانه به شمار آورده و مستقل ندانسته است! هر چند کاسانی در بیان این هفت اصل، بیشتر تعلیمات نقشبندیه را ارائه داده و به نظرات سلف پایبند بوده است، اما در تبیین آن ها تفاوت هایی نیز دیده می شود که ناظر به سلوک باطنی و شخصی و نگاه خاص خواجه احمد کاسانی به اصول یاد شده است .
۴۹۱۰.

تحلیل داستان «آرش کمان گیر» سیاوش کسرایی با تکیه بر تخیل «ترس از زمان» از منظر ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹۵ تعداد دانلود : ۵۱۵
پژوهش حاضر به بررسی درون مایه زمان در تصاویر موجود در منظومه حماسی آرش کمان گیر اثر سیاوش کسرایی، می پردازد. این پژوهش، بر بنیان نظریه ژیلبر دوران استوار است. دوران با طبقه بندی تصاویر، آن ها را به منظومه های روزانه و شبانه بخش می کند. بخشی از این تصاویر و نمادها ترس از گذر زمان و مرگ را نشان می دهند و بخشی دیگر تلاش برای غلبه بر این ترس را تداعی می کنند. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی نگارش یافته با توجه به زیست جهان تخیلی کسرایی در اثر «آرش کمان گیر» سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که کدام یک از تصاویر هنری با ویژگی های نمادین خود در این اثر، ترس از گذر زمان و وقوع مرگ و نیز تلاش برای غلبه بر این ترس را نشان می دهند؟ نتیجه حاصل از این جستار، بیان گر آن است که هراس از گذر زمان و مرگ در آرش کمان گیر وجود دارد، اما این ترس و اضطراب به غلبه ناامیدی و پوچی منتهی نمی شود، بلکه اندیشه کسرایی، بیشتر متمایل به منظومه روزانه تخیلات و با ارزش گذاری مثبت بوده و گواه آن است که شاعر، تصویر مرگ را در تخیل خود تلطیف کرده و به طور ناخودآگاه با گرایش به نمادهای مثبت، سعی دارد تا بر ترس از گذر زمان چیره شود.
۴۹۱۱.

فرسایش واژگان زبان مادری در میان مهاجران کُردزبان سردشتی ساکن تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۳۸۷
در موقعیت های تماس زبانی به ویژه دریک جامعه ی دوزبانه ی ناپایدار، هنگامی که حوزه های کاربردی زبان مادری از بین می رود، الگوی واژگانی گویشوران در آن زبان تغییر می نماید. گروه های قومی- زبانی مهاجردر کشورما، برای دست یافتن به جایگاه اجتماعی و اقتصادی مناسب و نیز فراهم نمودن امکانات آموزشی بهتر برای فرزندان خود، ناگزیر به یادگیری زبان فارسی هستند و این امر زمینه را برای تماس هر چه بیشتر با زبان فارسی فراهم نموده است پژوهش حاضر به بررسی فرسایش و تغییرات واژگانی زبان کودکان سردشتی مقیم تهران پرداخته است. 66 نفر گویشور کُردزبان سردشتی در این مطالعه شرکت کردند. آن ها از دو جامعه ی زبانی مختلف (تهران/ سردشت) انتخاب شدند. برای تعیین میزان فرسایش واژگانی افراد شرکت کننده از یک آزمون نامیدن واژگان تصویری مربوط به زبان اول استفاده گردید. در این مطالعه همچنین رابطه ی بین نگرش زبانی و میزان فرسایش واژگانی بررسی گردید. برای تعیین نگرش مثبت افراد نسبت به زبان مادری از یک پرسش نامه ی سنجش نگرش استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده نشان می دهد که کودکان سردشتی ساکن تهران از فرسایش واژگانی معناداری برخوردار بودند. درواقع آن ها به لحاظ کُنش واژگانی در زبان کُردی در مقایسه با هم زبانان خود در شهر سردشت، ضعیف تر بودند. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش همچنین نشان داد که رابطه ی معناداری بین نگرش گویشوران نسبت به زبان کُردی و میزان فرسایش واژگان در زبان اول وجود دارد.
۴۹۱۲.

تحلیل روان شناختی شخصیت های قصه اولدوز و کلاغ ها با تکیه بر نظریه "فروید، یونگ وآدلر"(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۴۵۷
آثار ادبیات کودک در شعر و نثر هم چون آثار ادبی بزرگسالان می تواند از جنبه های گوناگون، مطالعه و بررسی شود. قصه های کودکان در روایت معمولاً ساده است و دریافت آن به آسانی صورت می گیرد، اما در زیر ساخت می تواند سرشار از نکات روان شناختی و تأویل پذیر در حوزه ی علم روان شناسی باشد. ادبیات کودک بستری مناسب برای طرح غیرمستقیم مسائل روان شناسی است؛ چرا که ناخودآگاه کودک را مخاطب قرار می دهد و با جایگزین کردن مسائل روانی مثبت با منفی، او را برای رویارویی با جهان بیرون آماده می کند. نقد روان شناختی یکی از شاخه هایی است که می تواند در کنار دیگر شیوه های نقد، سرنخ های بسیاری را برای فهمیدن و حل مسائل و معماهای یک اثر در اختیارمان قرار دهد. به این منظور، در این مقاله ابتدا مقدمه ای درباره ی اهمیت و جایگاه نقد روان شناختی و ارائه ی نظریات صاحب نظران در این باره مطرح گردید، سپس به پیشینه علمی پژوهش و تحقیقات صورت گرفته پرداخته شده است. در ادامه خلاصه ای از قصه ی اولدوز و کلاغ ها آورده ایم؛ و پس از تبیین نظر فروید، یونگ و آدلر به طور جداگانه به نقد و تحلیل روان شناختی شخصیت های قصه پرداخته ایم. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آرای فروید همچون مکانیسم های دفاعی، کهن الگوهای یونگ و مفاهیم عقده ی حقارت طبق نظریه ی آدلر در شخصیت های قصه تبلور یافته است. این نقد و تحلیل حاکی از آن است که در ژرفای قصه های کودکان و به ویژه قصه ی مورد بحث ظرفیت نقد روان شناختی نهفته است و می توان برای پی بردن به ژرفای عمیق شخصیت آن ها از این نوع نقد بهره برد.
۴۹۱۳.

اجتماعیات در آثار بهرام صادقی از منظر کارناوال گرایی باختینی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۳۱۲
ادبیات از همان زمان پیدایش اش، اجتماعیات را در خودش بازتاب می داده است. ولی اوج این تحقیقات به متفکرانی چون کارل مارکس در قرن نوزدهم و گئورگ لوکاچ و لوسین گلدمن و تری ایگلتون و فردریک جیمسون و پی یر ماشری و... در قرن بیستم برمی گردد که دنبال خوانشی جامعه شناختی از ادبیات در آثار ادبی بودند. و این تحقیقات وقتی اوج گرفت که در نیمه اول قرن بیستم ولادیمیر پراپ ریخت شناسی قصه ها را نوشت و نشان داد که این قصه ها تقریباً در تمام جهان به لحاظ ساختار خیلی شبیه هم هستند و بعد از او میخائیل باختین آمد روی تاریخ شفاهی و فولکلورها و سنت ها از جمله کار کرد که اوج تحقیقاتش کتابش راجع به فرانسوا رابله بود که نشان داده بود چطور رنسانس در اعتلای فرهنگ شفاهی نقش داشته و رابله چطور توانسته بود از این فرهنگ شفاهی موجود و فولکلورها در اجتماعیات تاریخ بشریت استفاده بهینه بکند تا آثار پنج گانه اش را خلق کند که همچنان یکی از بهترین آثار ادبی جهان باقی بماند، طوری که منتقدان و رمان نویسان بزرگی چون میلان کوندرا همچنان بر پیوند رئالیسم گرتسک و فرهنگ شفاهی در آثار او تأکید کرده اند. این خنده کارناوال در آثار بهرام صادقی به خنده ای تلخ و هجوآمیز تبدیل شده است و نه خنده ای از سر شادی و سرور. ما در این مقاله سعی خواهیم کرد نشانه ها و شاخصه های کارناوال را در آثار صادقی و مخصوصاً داستان سراسر بررسی کنیم  و پی ببریم علت این دگرگونی خنده شاد به خنده سیاه چیست؟
۴۹۱۴.

تبلور پسامدرنیستیِ نظریه مرگ مؤلف در رمانِ «نویسنده نمی میرد، ادا درمی آورد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۶۴
در پیِ نظریّه «مرگ مؤلّف» رولان بارت ( Roland Barthes )، اقتدار مؤلّف در نقد نو، با چالش جدّی و بی سابقه ای روبه رو شد. مرگ مؤلّف تأثیری آشکار در پسامدرنیسم داشته است، به طوری که برخی شگردهای پسامدرنیستی تبلوری از نظریّه مرگ مؤلّف اند که جایگاه مقتدرانه نویسنده را به مخاطره انداخته اند. بارت این دیدگاه سنّتی را که مؤلّف، منشأ متن، منبع معنا و تنها شخص صاحب صلاحیت برای تفسیر است، رد می کند. به باور او، «مرگ مؤلّف» برابر با تولّد خواننده است؛ چرا که معنا نه در مبدأ متن بلکه در مقصد متن است. پس، اگر مبدأ را «مؤلّف» و مقصد را «خواننده» بدانیم، معنا در مقصد شکل می گیرد و پدیدآورنده اثر، دیگر مرکز توجه و تأثیرگذار نیست و این، خود اثر است که در هربار خوانده یا دیده شدن از سوی مخاطب، تولید معنا می کند. در این مقاله، رمان «نویسنده نمی میرد؛ ادا درمی آورد» نوشته «حسن فرهنگی» بر اساس نظریّه «مرگ مؤلّف» بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مؤلّف در این رمان پست   مدرن، از شگرد هایی مانند قدرت اختیار و انتخاب دادن به خواننده (خواننده محوری)، اعتراض شخصیت به روند داستان و دخالت در نگارش آن، جدال شخصیت داستان با نویسنده و نافرمانی، تأکید بر داستان بودگی و عمل نوشتن، بینامتنیّت، و درآمیختن زندگی واقعی نویسنده با زندگی داستانی شخصیت ها استفاده کرده است. این شگردها از مؤلّف محوریِ متن، می کاهند و نقش خواننده را برجسته می کنند و رمان را به رمانی پست مدرن و مبتنی بر نظریّه مرگ مؤلّف بدل می سازند.
۴۹۱۵.

بررسی تطبیقی مفهوم مُثُل در غزلیات شمس و اشعار جرالد منلی هاپکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۵
آثار بزرگ ادبی- عرفانی جهان معمولا آیینه ای هستند تصویرگر یک اصل و بازگوکننده ی یک مفهوم در لباسی متفاوت؛ چرا که عارفان سخن گوی دل هایی هستند که رو به اصل خویش دارند و این جاست که سخن جهانی شده و مغایرتی با هم در مغز و معنا نمی یابد. هدف این پژوهش، یافتن نشانه های نظریه ی مُثُل و مفهوم سایه وار بودن مخلوقات در بیان و اندیشه ی مولانا جلال الدین بلخی و جرالد منلی هاپکینز، شاعر عارف قرن نوزدهم انگلیس است. در این راستا مبنای کار، غزل مولانا و مجموعه اشعار هاپکینز و تحلیل اشعار این دو برای یافتن وجوه پیوند دو اندیشه در این حیطه است. برآیند مطلب آن است که هر دو به شکلی نمادین یا صریح از این مطلب سخن گفته اند؛ مولانا به شکلی متنوع تر و گسترده تر و هاپکینز به شکلی موجز. از حیث شیوه ی بیان هرچند این دو با هم متفاوتند؛ هر دو طبیعت و عناصر آن را بهترین دستاویز برای پرداختن به این موضوع یافته اند. همچنین این موضوع در اندیشه ی هر دو شاعر با مفاهیمی چون تجلی، جان هستی، جهان آرمانی، زیبایی و تابعیت امور این جهانی از عالم بالا همراه می شود که با نظریه ی مُثُل کاملا در پیوند بوده و این دو اندیشه را در این حیطه به یکدیگر پیوند می زند و البته هدف دیگر این پژوهش، شناساندن هاپکینز و اندیشه ی فلسفی و عرفانی وی به عنوان شاعری ناشناخته در ایران است که جز تعداد انگشت شماری از ترجمه اشعار وی که در کتاب تاریخ ادبیات انگلیس آمده است، بیشتر اشعار و تمام آثار وی هنوز ترجمه نشده اند.
۴۹۱۶.

شعر عملی: احضار تن، اصالت صدا ، قید حضور در فعل پیکره ی تام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۲۴
شعر عملی: احضار تن، اصالت صدا، قید حضور در فعل پیکره ی تام   لیلی گله داران *   چکیده در آغاز، شعر هنر شفاهی قائم به سرایش و خوانش بود. میراثی که سینه به سینه نقل می شد و از زبان به حافظه سپرده و دوباره بر زبان جاری می شد. ابداع خط سیلابیک توسط سومریان (هزاره ی چهارم ق.م) دستاوردهایی داشت ازجمله: مفاهیم منتزع و غیرملموس اندیشیده و نوشته شدند، کتابت و نگارش شروع شد و شیوع یافت و سیر تکوینی شعر از این زمان به بعد گام به گام دور شدن از شفاهیت تا استیلای تام کتابت بود. شعر عملی به عنوان شعر پسااجرایی با رویکردی ریشه شناختی و هستی شناسانه ازطریق بررسی شعر میان رودان، یونان باستان، پاره ای از رویکردهای مارینتی در فوتوریسم، شعر فضایی آنتونن آرتو و شعر اجرایی دهه ی هشتاد آمریکا، مؤلفه های برگرفته، تکمیلی، نوین و پیشنهادی خود را ارائه می دهد؛ ازاین رو با توجه به تفاوت بنیادین و ماهوی شعر عملی با شعر اجرایی و شبهاتی که وجه اشتراک اجرایی آن ها به وجود می آورد، این مقاله ضمن معرفی شعر عملی به این می پردازد که چه تفاوت هایی میان شعر عملی و شعر اجرایی وجود دارد؟ نتایج به دست آمده در این مقاله ی توصیفی (مستخرج از رساله ی متکی به روش توصیفی- تجربی) مبیّن آن است که شعر عملی، اجرای شعر مکتوب نیست؛ بلکه سروده ای غیرقابل تفکیک از ساختار اجرایی و مؤلفه های بی بدیل تن، صدا و حضور است که در پیکره ای تام و غیرقابل تفکیک از اجزایش، به یک باره و یک جا خلق می شود تا ازطریق اجرا، ذات شعر را در محضر مخاطب تجسد مجدد بخشد. از دستاوردهای ادبی شعر عملی، بسط و توسعه ی صنایع ادبی و ابداع آرایه های نوین شعری است که فن بیان جدیدی را نیز پیشنهاد می دهد.     * استادیار گروه ادبیات نمایشی دانشگاه هنر شیراز l_galehdaran@shirazartu.ac.ir تاریخ دریافت مقاله: 12/11/1400                   تاریخ پذیرش مقاله: 25/4/1401
۴۹۱۷.

نقد بلاغی مثنوی اعتراضی «منظومه مرداب ها و آب ها» از سید حسن حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۲ تعداد دانلود : ۳۶۴
آثار ادبی از دیدگاه های گوناگون سنجیده و بررسی می شوند. نقد بلاغی یکی از شیوه های نقد ادبی است که در آن، متن را از منظر کارکرد ابزار بلاغی و صورخیال می سنجیم. این مقاله به بررسی و نقد بلاغی مثنوی اعتراضی «منظومه مرداب ها و آب ها» اثر «سید حسن حسینی» می پردازد. شاعر در این منظومه به اوضاع اجتماعی و تغییرات معنوی در جامعه پس از جنگ اعتراض دارد. هدف مقاله تحلیل متن نام برده از منظر تأثیر عناصر بلاغی است تا روشن شود که شاعر در منظومه مورد نظر برای رسیدن به هدف خود و ابلاغ پیام چگونه از این ابزارها بهره برده است. در این پژوهش، 77 بیت این منظومه از دید صنایع بدیعی، بیان و معانی مورد بررسی قرار می گیرد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که شاعر در توصیف ها احساس نگرانی از مشکلات اجتماعی را با زبان استعاره بیان می کند. او با مشاهده رویکردهای ناهنجار که بازتابی نامطلوب بر فرد و اجتماع دارد، شیوه زبان را تغییر می دهد و زبان به اعتراض می گشاید. نگاه حسینی به عنوان یک شاعر ارزشی، به صنایع بلاغی، تنها جلوه های ظاهری و زیبایی آفرینی مورد نظر نیست بلکه هدف از کاربرد این صنایع در مفاهیم بالاتر، بیان مشکلات اجتماعی، احساس شادمانی و حسرت و دلتنگی است. او با کمک امکانات زبانی قصد دارد بستری مساعد در بازسازی ارزش های اسلامی و اجتماعی فراهم نماید.
۴۹۱۸.

نقد و تحلیل بوم گرایی رمان کلیدر با نگاهی به هویّت اکولوژیکی شخصیّت ها در تأثیرپذیری از گفتمان قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۳۷۰
نقد بوم گرا به مطالعه رابطه بین ادبیات و محیط فیزیکی می پردازد و دغدغه های زیست محیطی را در زمینه های اجتماعی و سیاسی آن بررسی می کند. در این نقد ما با روش توصیفی- تحلیلی دغدغه های زیست محیطی شخصیت های رمان کلیدر دولت آبادی را در ارتباط با طبیعت بررسی و تحلیل خواهیم کرد تا تأثیر گفتمان قدرت را بر هویت اکولوژیکی شخصیت ها نشان دهیم؛ زیرا شخصیت های کلیدر هنگامی که در موقعیت های گفتمان استبدادی قدرت قرار می گیرند، رفتارهای خاصی در آنان شکل می گیرد و باعث سوژه شدگی شان می گردد که در هرکدام به نحوی نمود می یابد؛ در کلمیشی با تن دادن وی به یکجانشینی، ترس زیست محیطی و فاصله گرفتن از هویت بیابانی اش، در بلقیس با بحران روحی و هویت باختگی، در گل محمد با کفرگویی، ترس زیست محیطی، سازگار نبودن وی با خسّت اقلیمی که به آن کوچانده شده و کشتن امنیه ها، در بیگ محمد با ترس زیست محیطی و مهاجرت از آ نجا، در خان عمو با کفرگویی و راهزنی و در خان محمد با تأمل در عناصر طبیعت و گفتگو با آن و توجه به بعد باشندگی خود. با تحلیل شخصیت ها در کلیدر در ارتباط با محیط زیست به تأثیرپذیری از گفتمان قدرت به این نتایج دست یافتیم که گفتمان استبدادی قدرت باعث شکل گیری حقیقتی برساخته در شخصیت های رمان و شیء شدگی آنان گردیده و آنها را از هویّت اکولوژیکی و حقیقت درونی شان که در ارتباط با طبیعت ساخته شده، دور کرده و استقلال و عقلانیت فردمبنایانه را از آنان گرفته است. درواقع تغییر محیط زیستشان باعث تغییر خودِ آنان نیز گردیده و معرفتی ضدّگفتمانی در آنان ایجاد کرده که هم زاده قدرت است و هم قدرت زا. 
۴۹۱۹.

بررسی ادبیات اقلیمی در رمان «هرس» اثر نسیم مرعشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۴۰۶
ادبیات داستانی معاصر ایران در محدوده جنوب غربی کشور-خوزستان- جلوه ویژه ای دارد. به دلیل وجود تنوع فرهنگ ها و جغرافیای خاص، نویسندگان این خطه به نوعی تشخص سبکی دست یافته اند که برخی صاحب نظران آن را «مکتب خوزستان» نامیده اند. از میان داستان نویسان نسل جدیدِ خوزستان می توان به نسیم مرعشی، نویسنده رمان «هرس» اشاره کرد. او با آشنایی دقیق و عمیق از عناصر بومی جنوب غربی ایران به روایت داستان خویش می پردازد. مقاله حاضر با روش تحلیلی-توصیفی، شاخص های ادبیات اقلیمی مانند گویش، پوشش، غذا، آب و هوا، آداب و رسوم و باورها را در «هرس» مورد بررسی قرار داده است. نتیجه بررسی نشان می دهد رئالیسم، جغرافیا و هویت اقلیمی سبب موفقیت مرعشی در روایت بخشی از تاریخ سرزمینی است که دومین جنگ طولانی قرن بیستم را در حافظه دارد. او به این ترتیب توانسته است «نوشتن از جنگ» را به سه گونه ادبیات اقلیمی جنوب (نوشتن از دریا، نوشتن از محیط صنعتی، نوشتن از محیط روستایی) بیفزاید.
۴۹۲۰.

بررسی استعاره مفهومی در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۷ تعداد دانلود : ۴۲۰
تا پیش از پیدایشِ زبان شناختی، استعاره فقط یک ویژگیِ زبان ادبی و به ویژه ویژگی شعر در نظر گرفته می شد که با دیگر صورت های زبانی رابطه اندکی داشت؛ اما مطالعات شناختی در زمینه استعاره، این دیدگاه سنّتی را تغییر داد. در این پژوهش، پس از معرفی رویکرد شناختی به استعاره، استعاره مفهومی در تاریخ جهانگشا بررسی می شود. در تاریخ جهانگشای جوینی استعاره های مفهومی بسیاری دیده می شود؛ از آن جمله، مفاهیم موافقت، بلا، فنا، غفلت، شک و تردید، اقبال و سعادت، دین، هدایت و بخشش هستند که با حوزه های هدفِ تخم، تازیانه، شمشیر، خواب، آتش، تاریکی، هما، شمع، نور و دامن تجلی یافته اند. جوینی در این استعاره ها بین دو حوزه مبدأ و هدف، نگاشت تقریباً یکسان استفاده کرده است؛ علت این امر شرایط حاکم بر دوران نویسنده بوده است. جوینی بیشتر، از عناصر اربعه آب، خاک، باد و آتش در ملموس سازی مفاهیم انتزاعی بهره برده است؛ دلیل این امر را می توان حمله مغول دانست؛ زیرا حمله مغول به جز ویرانی چیزی با خود به ارمغان نداشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان