فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۸۱ تا ۶٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
بررسی عروضی غزل های عارف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظ، حضور جاودانه در زمان و مکان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظ، هنرمندی است بزرگ که هنر و اندیشه او از مرزهای زمان و مکان فراتر رفته و خصلتی همه زمانی و لامکانی پذیرفته است. در اندیشه و ذهنیت هنری او، نشانه های زمانی، حکم تکه های گوناگون از خطی واحد را می یابند که از هم گسیخته نیستند و به جریانی کلی و بی نهایت تعلق دارند. نشانه های زمانی و اقلیمی در شعر حافظ طوری به کار رفته که در برهه خاصی از زمان و تکه مشخصی از جغرافیای هستی محصور نمی مانند. این نوشتار بر آن است تا با توسل به مفاهیم، معانی و مظاهرِ شعر حافظ، وجوه بی زمان و بی مکان آن را بیان کند. در این راستا برخورد متفاوت حافظ با مفاهیم، واژگان و نام ها نشان داده شده و اندیشه غیرجزمی و شاعرانه او به اختصار تبیین گردیده است. همچنین درباره من توسعه یافته و فرافردی حافظ که جنبه ای از بی زمانی و بی مکانی هنر اوست، سخن گفته شده است. مجموعه این عوامل، کلیت شعر حافظ را به صورت مولودی بی زمان و بی مکان معرفی می کند و توانمندی منحصر به فرد او را در زدودن صورت های امور زمانمند بیان می دارد.
تأثیرپذیری رشید یاسمی از چند شاعر فرانسوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متن های ادبی با سایر متن ها از رهگذر نقل قول های آشکار و پنهان، تلمیح، اقتباس و جذب مؤلفه های صوری از متن های پیش از خود، در ذخیره مشترک سنن ادبی تداخل می یابند. این رابطه در ادبیات ما گاهی از طریق ترجمه ها به وجود آمده است. تغییرات به وجود آمده در اوایل قرن بیستم و گسترش روابط میان ایران و فرانسه سبب گرایش شاعران پیش گام ایران به ادب و هنر این کشور و تأثیر و تأثر متقابل فرهنگ و تمثیل و داستان و شعر دو ملت شده است.بررسی تأثیرپذیری شاعران از یکدیگر از جذابترین مقوله های نقد ادبی است. «رشید یاسمی» از جمله شاعرانی است که ضمن برداشتن گام های بلند در راه تجدد و اصلاح، با انتقال افکار و مضامین شاعران غرب از جمله شاعران فرانسه، افق اندیشه را فراختر کرد و قریحه درخشان خود را نیز با آن اصلاح و تغذیه نمود. نظر به این مسأله و با رشد نظریه های ادبی و رویکردهای مختلف نقد ادبی در ایران و وجود عناصر و مناسبات میان متنی در دیوان رشید شایسته است که از این دیدگاه به شعر او پرداخته شود. روش تحقیق نقد نفوذی می باشد. رشید یاسمی هنرمندی است که از پیشینیان تأثیر پذیرفته است و علاوه بر دست یابی به تجربه های مشترک هنرمندان قبلی، به دلیل ذهن جوینده و پر تکاپویش رنگی تازه از خلاقیت هنری و ادبی خود را بر تجربه های گذشتگان زده است. او برای پرورش و غنای ذوق و آمادگی بیشتر و نیز آگاهی از تجربه شاعران زبان های دیگر، بدون این که رنگ و بوی ترجمه از آثار او پیدا باشد، همچون معاصرانش گامی بلند در راه پیشرفت ادب فارسی و گشایش افق های تازه در تجدد و تحول ادبی ایران برداشته است.
مرگ از دیدگاه زهیر، شاعر جاهلی در مقایسه با نگرش ادبای معاصر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زن در شاهنامه
وزیران عصر حافظ در دیوان حافظ
حوزههای تخصصی:
این مقاله، پس از مقدمه ای کوتاه درباره مفهوم وزارت در ادب فارسی، به بررسی زندگی وزیران عصر حافظ پرداخته است. خواجه عمادالدین محمود کرمانی، خواجه برهان الدین فتح اله، خواجه قوام الدین محمد صاحب عیار و جلال الدین تورانشاه، چهار وزیری هستند که حافظ به آنها علاقه ویژه داشته و اشعاری در ستایش آنها سروده است. بررسی اشعار حافظ در ستایش وزیران یاد شده، با نگاهی تاریخی...
نگاهی تحلیلی به کارکرد رنگ در شعر «م. سرشک»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رنگ به عنوان یکی از عناصر برجسته حاضر در طبیعت، در عرصه های مختلف زندگی انسان موثر افتاده و علومی چون فلسفه، روان شناسی، علوم طبیعی، اسطوره، فرهنگ، ادبیات و هنر را تحت تاثیر قرار داده است. ادبیات و به ویژه شعر از رنگ بهره های فراوانی گرفته است؛ رنگ به شکل های مختلف در صور خیال شعر حضور یافته و شاعران از رنگ برای عینی تر کردن ایماژهای شاعرانه و کشف و توضیح روابط میان اجزای تصاویر شعری بهره برده اند.
حضور رنگ در شعر از دو منظر قابل بررسی است: 1- به عنوان یک «واژه» - یکی از سازه های کوچک تر متن- که شناخت آن، مهم ترین نقش را در شناخت و تفسیر شعر دارد 2- به عنوان یک عنصر روان پژوهانه که می تواند ما را در کشف بینش و جهان نگری یک شاعر یاری دهد. روانشناسان معتقدند از روی تنوع و بسامد یک واژه می توان گرایش ها و تمایلات فکری، عاطفی، اجتماعی و سیاسی و... او را تشخیص داد. از سوی دیگر تحقیقات به عمل آمده بیانگر آن است که مفاهم و معانی گوناگون رنگ ها، ما را به درک و دریافت بهتر و درست تر آثار هر شاعر نزدیک می کنند.
این مقاله بر آن است تا از طریق بررسی و طبقه بندی عنصر رنگ در شعر محمدرضا شفیعی کدکنی به جهان نگری، اندیشه ها و گرایش های اجتماعی و سیاسی وی پی برده و هدف وی از کاربرد بعضی رنگ های خاص را بازنماید.
ویراستار چگونه آدمی است و چه می کند؟
حوزههای تخصصی:
آموزه های فقهی در گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" سعدی دارای شخصیت علمی جامع الاطرافی است که یک وجه از این جامعیت، آگاهی تخصصی وی از جزییات احکام فقهی است. گواه ما بر این واقعیت، حکایت هایی است که دارای پیام ها و آموزه های فقهی هستند و در میان حکایت های متنوع گلستان به رشته نظم و نثر در آمده اند.
سعدی در تنظیم محتوای این حکایت ها همانند عالم آشنای با احکام فقهی ظاهر می شود. وجه تمایز سعدی با فقیهان رسمی و حرفه ای آن است که وی توانسته با بهره گیری از هنر ادبی خویش موضوعات فقهی محض را در قالب نظم و نثری شیرین و جذاب، به مخاطبان عرضه کند.
امر به معروف و نهی از منکر، سرقت، نذر، وقف و صله رحم، موضوعاتی هستند که بررسی آن ها در چارچوب حکایت های گلستان هدف این مقاله را تشکیل می دهد.
سعدی رسالت مخاطره آمیز امر به معروف و نهی از منکر در برابر پادشاهان را از زبان وزیران، پندهای شفقت برانگیز خود، دعای درویشان و طنزهای پارسایان و گاه با معرفی حاکمان دادگر محقق ساخته و درباره سرقت و حد شرعی آن و نیز سرقت اموال وفقی، هم چنین درباره شرایط نذر صحیح، وفای به نذر و نیز درباره صله رحم و قطع آن، با نظم و نثری شیرین و کوتاه سخن گفته است.
"
بررسی و تحلیل ساختار مناسبات خانوادگی در رمان های اجتماعی دهة شصت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ادبیات داستانی رشد و پیشرفت چشمگیری یافت، به گونه ای که دهه شصت را در ایران، دهه ورود به رمان می دانند. اغلب رمان های این دهه، درونمایه ای اجتماعی دارند. برخی از این داستان ها به مناسبات کلان اجتماعی و سیاسی پرداخته و بحران های اجتماعی را زمینه کار خود قرار داده اند و برخی دیگر مناسبات و روابط میان فردی در درون خانواده را مورد نظر قرار داده اند. مسئلة اصلی این پژوهش، شناخت و بررسی ساختار و مناسبات درون نهاد خانواده در رمان اجتماعی و واقع گرای دهه شصت است.
خانواده، اولین نهاد اجتماعی است که روابط و مناسبات میان اعضای آن، معمولاً دست مایه تصویرسازی و خلق هنری در فضای داستان قرار می گیرد. در این مقاله با بررسی نمونه هایی از چهار جریان مطرح رمان نویسی در دهة شصت، الگویی تحلیلی از بازآفرینی مناسبات و روابط خانوادگی در رمان های این دهه عرضه می گردد. هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل تصویری است که از این نهاد اجتماعی در ادبیات داستانی بازتولید می شود تا گفتمان و روایت خاص ادبی این دهه را در رابطه با این نهاد ارزیابی کنیم.
روش تحقیق توصیفی، تحلیلی و بر مبنای منابع کتابخانه ای است. نتیجة این پژوهش نشان می دهد که در این دهه، نویسندگان با پرداختن به مناسبات خانوادگی، الگویی از مناسبات کلان اجتماعی را بازتاب می دهند و تضادها و چالش های زندگی اجتماعی را با ایجاد یک همبستگی درونی و با درنظرگرفتن پیچیدگی های روابط انسانی در مناسبات خانوادگی بازتولید می کنند. روابط خانوادگی در رمان های این دهه بازتعریفی از روابط سنتی است.
بررسی تطبیقی ساختار مناظره و گفت و گوی قهرمانان در شاهنامه فردوسی، ایلیاد و اُدیسه هومر (بر پایه برخی دستاورد های مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی با تکیه بر روش تحلیل گفتمان انتقادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه و در جهان معاصر به ویژه بعد از پیدایش مکتب ادبیات تطبیقی نگرش تطبیقی به آثار همانند ادبی جهانی با اقبال فراوانی مواجه شده است. تحلیل گران انتقادی گفتمان بر آن شده اند که متن های ادبی، مثل سایر متن ها، در خدمت ارتباط است، بنابراین، آن ها را نیز می توان با نگرش و روش انتقادی تحلیل نمود. سه اثرمورد بررسی، در حول محوریت شخصیت های هکتور، اولیس و رستم طرح ریزی شده است. این قهرمانان در بستر حماسه، گاه برای دفاع از میهن و گاه برای دفاع از شاه و یا برای طی طریق خود به ایفای نقش قهرمانانه می پردازند. آن ها در خلال گفت و گوی درونی و بیرونی بیش از هر چیز دغدغه های قهرمانانه را روایت و برجسته می کنند و ذهن ما را نسبت به آنچه برای خودشان مهم است، سوق می دهند. در این بستر، موقعیت هایی قابل ردیابی است و تاثیر و نشانه های میهن پرستی، دلسوزی و شفقت، اخلاق مداری و فضایل انسانی، مرگ با عزت، شجاعت و رشادت، قدرت و سلطه به خصوص در تبیین جایگاه قهرمان در حماسه و نظام معنایی آن مورد تبیین قرار می گیرد. هومر و فردوسی با ترکیب بندی ابعاد گفتمان های مسلط حماسه، در قالب ژانری از پیش موجود، حماسه ای نو را باز تولید کرده اند. بنابراین، سه اثر حماسی، به منزله رخدادی ارتباطی، فقط بازتابی از اندیشه شاعر نیست، بلکه، با انتقاد از عملکردهای بزدلانه و رواج نگاه های قهرمانانه، نظم گفتمانی ویژه ای را بازتولید می کند.