در این مقاله تلاش شده است تا گزارشی فشرده و مختصر درخصوص قراءت های تازه از آثار مولانا در غرب ارائه گردد. قراءت هایی که به لحاظ کمّی و کیفی سیر صعودی دارد و گاهی به دیدگاه ها و بصیرت هایی میرسد که برای خوانندگان شرقی و فارسی زبانان نیز تازگی دارد. در بخش هایی از مقاله نیز خواننده با چگونگی تداول نام «رومی» در زندگی مدرن دنیای غرب و اقبال فزاینده نسبت به او با ذکر شواهدی آشنایی خواهد یافت.
شعر انقلاب محصول کشمکش گفتمان های مختلفی است که از اواخر دهه چهل تا اواخر دهه پنجاه فضای ادبی جامعه را با مفاهیم و مضامین انقلابی و اعتراضی خود انباشته بودند. در این پژوهش موضوع کشمکش گفتمان ادبی سکولار دربرابر گفتمان ادبی اسلام گرا بررسی شده است.در این بررسی از نظریه تحلیل گفتمان ( از منظر ارنستو لاکلو و شانتال موف) و همچنین آراء گفتمان شناسانه میشل فوکو استفاده شده است.کشمکش دو گفتمان یادشده عمدتا بر سر معنا و تلاش آنها برای صورت بندی مفاهیم در شعر انقلاب بوده است. در این بررسی از نکاه تاریخی و جریان شناسانه نیز غفلت نشده است. روند شکل گیری مفهومی به نام شعر انقلاب از رهگذر همین کشمکش ها واکاوی شده است. بر اساس این پژوهش شعر انقلاب اسلامی حاصل گسست معرفت شناختی (به تعبیر فوکو) از جریان تثبیت شده سکولار و طرد آن بود. در نتیجه این کشمکش، شعر انقلاب با مداخله هژمونیک نهاد سیاسی برآمده از انقلاب، صورت بندی تازه ای به خود پذیرفت. این جریان متفاوت نوعی از شعر سیاسی را به وجود اورد، که شعر انقلاب اسلامی خوانده می شود.
هدف این پژوهش بررسی میزان نقش زنان در اسطوره ها ازنظر ارتباط با عناصر درون خانوادگی است. میان آثار بررسی شده ازنظر مضامین و گره خوردگی حوادث و شخصیت ها، همسانی ها و گاه ناهمسانی هایی وجود دارد. در این پژوهش کوشش می شود با تطبیق و مقایسه، به تحلیل تطبیقی و مقایسه ای محتوای این آثار و نیز مشخص کردن میزان همانندی ها یا ناهمسانی های دو جامعه شرقی و غربی در مقوله نقش زنان در نزاع های درون خانوادگی پرداخته شود. نگارندگان با توجه به پژوهش های ادبیات تطبیقی و بر مبنای مکتب امریکایی با روش تطبیقی توصیفی تحلیلی درپی آن اند تا تأثیرگذاری زنان را در نزاع های درون خانوادگی اسطوره ها و حماسه ها تحلیل کنند. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که در اساطیر ایرانی، به ویژه در نزاع میان گشتاسب و اسفندیار، زنان نقش منفعلی دارند؛ چندان توجه برانگیز نیستند و حتی در سایه مردان قرار می گیرند. این امر می تواند با حاکمیت مردسالاری در فرهنگ ایرانیان پیوند داشته باشد؛ اما در اساطیر یونانی و رومی، زنان نقش توجه برانگیزی دارند و به نوعی یا نقش تحریک کننده دارند و یا اینکه عامل بازدارندگی هستند؛ حتی در این میان قربانی هم می شوند. حسادت، گریختن و فرار با جانان، عصیان و تمرّد و خیانت از وجوه مشابه و همسان روایت ها و کاهش زمینه و بافت اساطیری، شرط گذاشتن برای خواستگاران دختر، گروگان گیری، قابلیّت جادوگری، ایجاد دیوانگی و جنون، شهوت پرستی و کامجویی، جان بازی و جان نثاری برای وطن، عشق به همسر، خردمندی و حق طلبی و دعوت به سکوت و آرامش از وجوه تفاوت و ناهمسانی روایت ها بود. شاهدهای متن فارسی از کتاب شاهنامه فردوسی است و شاهدهای مربوط به یونان و روم از کتاب های مدیا و هکاپ ، ایفی ژنی در اولیس ، اسطوره های یونان و فرهنگ اساطیر یونان و روم بیان شده است.