به اعتقاد مانهایم، دموکراسی تنها امری سیاسی نیست، بلکه نوعی فرهنگ و دارای خصایص ویژه خویش است. از نظر او فرهنگ دموکراتیک مبین خصیصه ساختاری فاصله زدایی است که به معنای حذف فواصل کیفی و به رسمیت شناختن تفاوت هاست. این خصیصه در ادبیات نتایج بسیاری دارد که از میان آن ها می توان به ظهور فردیت، افول نقش نویسنده و روایی شدن زندگی او و کلیشه زدایی جنسیتی اشاره کرد. آثار کودک و نوجوان دوران نو را نیز می توان بنا بر دلایل مختلف از این چشم انداز بررسی کرد. امپراتور کلمات اثر احمد اکبرپور-که از داستان های برگزیده نوجوانان است قابلیت تحلیل از این منظر را دارد. بنابراین در این مقاله به بررسی خصایصی می پردازیم که سبب ایجاد فاصله زدایی در رمان مذکور می شود. پژوهش ما سرانجام بدین نتیجه رسید که اکبرپور به عنوان نویسنده ای کلیشه گریز کوشیده است از گونه های مختلف فاصله زدایی در رمان استفاده کند. این پژوهش نه تنها مقدمه ای برای پژوهش های بیشتر در آثار اکبرپور است، بلکه زمینه ای است برای بررسی انواع فاصله زدایی هایی که به ادبیات کودک و نوجوان اختصاص دارد.
«ترجمه» به معنای برگرداندن کلام از زبانی به زبان دیگر است. ترجمه با توجّه به نوع متن و هدف ترجمه، به دو نوع معنایی و ارتباطی تقسیم می شود. ترجمة معنایی به متن وفادار، و واحد ترجمه در آن واژه است. همچنین دارای ویژگی های ترجمة تحت اللّفظی است و به زبان مبدأ گرایش دارد. در مقابل، ترجمة ارتباطی خواننده محور است که واحد ترجمه در آن، جمله، و از روانی زبان برخوردار است. نهج البلاغه، اثری ارزنده و معتبر دینی است که فراتر از کلام مخلوق می باشد. این اثر قریب به 80 ترجمه دارد که مهم ترین آنها، ترجمة دشتی، شهیدی، قرشی و فیض الاسلام است. در این مقاله با روش کتابخانه ای سعی شده ترجمه های صور خیال در دو خطبة «الجهاد» و «الملاحم» نهج البلاغه با تکیه بر چهار ترجمة مهمّ مذکور بررسی گردد. گفتنی است که چهار مترجم فوق یکی از دو نوع ترجمه را برگزیدند، امّا در برخی از عبارات فقط به مفهوم و در برخی عبارات دیگر، تنها به متن تکیه کرده اند. همچنین دشتی، شهیدی، قرشی در ترجمة بیشتر جمله ها به لفظ توجّه کرده اند و ترجمة تحت اللّفظی ارائه داده اند، امّا فیض الاسلام اساس کار خود را بر محور ترجمة تفسیری نهاده است. علاوه بر این، ترجمة شهیدی در برخی عبارات، ادبی و ترجمة دشتی دارای زبان معاصر است.
وطن دوستی امری طبیعی است و از این امر، در آثار و اشعار شعرا و نویسندگانِ معاصر به شیوه های گوناگون یاد شده است. این مقاله به شیوه تطبیقی و بر مبنای مکتب امریکایی، دیدگاه دو شاعر؛ احمد شاملو –شاعر پارسی گوی– و نزار قبانی – شاعر عرب– را تحلیل می کند تا به پاسخ این پرسش برسد که چه تفاوت ها و شباهت های فکری در خصوص وطن در شعر این دو شاعر وجود دارد؟ در فراز و نشیب زندگی اجتماعی و ادبی این دو شاعر، وجوه اشتراک متعدّدی وجود دارد که باعث همسانی این مفهوم در بیان آنان شده است. این دو شاعر، عشق به وطن را در اشعار خود مطرح کرده و از شهرهای مختلف نام برده اند و به فردایی بهتر و روشن تر برای وطن خویش امید دارند. هر دو شاعر طعم غربت و دوری از وطن را چشیده و این حسّ را در شعر خود منعکس کرده اند. نزار از این که وطن بزرگش به اجزاء کوچک تر تقسیم شده و از شکوه پیشینش چیزی باقی نمانده احساس شرم می کند و شاملو برخلاف نزار، عشق آسمانی به وطن را با عشق زمینی درهم نمی آمیزد.