داستان عامیانه ی نوش آفرین نامه،یکی از رمانس های فارسی است که احتمال می رود زمان کتابت آن مربوط به دوره ی قاجار باشی. این رمانس،اطلاعات ارزشمندی از اوضاع فرهنگی و اجتماعی زمان خود را در اختیار خواننده قرار می دهد. نظام اداری مانند ولایت دادن شاه به شاهزادگان دختر و پسر، آیین هایی همچون آذین بستن شهر به مناسبت های مختلف، آیین های اعتقادی مانند اذان و اقامه خواندن در گوش نوزاد، اعتقاد به جبر و تقدیر، توکل، شکرگزاری، توسل به ائمه و ..... آداب اجتماعی مانند سپردن طفل به دایه، پوشیدن لباس سیاه برای عزاداری و ..... در این داستان با بن مایه های اساطیری و کهن الگویی به گونه ای تلفیق می شود که برای مخاطب درک دیو و سحر و جادو و اعتقاد به طلسم و باز کردن آن، در کنار اعتقادات اسلامی، مضحک و تمسخرآمیز نمی شود.وجود عناصر خارق العاده و فراطبیعی، خرافات و باور های خرافی در این داستان نشان می دهد رمانس از زمان پیدایش که با داستان سمک عیار آغاز می شود تا زمان شکل گیری و کتابت داستان نوش آفرین نامه سیر نزولی داشته است. روش ما تحلیلی- توصیفی و استفاده از کتابخانه بوده است.
بی تردید عنوان کتاب نقش مؤثری در جلب نظر مخاطبان دارد؛ مخاطبانی که در نخستین صفحه های کتاب در جست وجوی دلیل پیدایش آن اند. هدف ها و پرسش هایی که نویسنده در این صفحه ها مطرح می کند به نحوی ذهن خواننده را درگیر خود کرده و او را بیش تر به خواندن کتاب ترغیب می کند. گاهی این ترغیب با نوعی حس شگفتی و تحسین نیز در هم می آمیزد، زیرا نویسنده موفق شده است طبقه بندی ها و ساختارهای قوام یافته ذهن خواننده را با نوعی آشنایی زدایی در هم بشکند. کتاب نقد و نظریه های ادبی معاصر از این گونه کتاب هاست؛ زیرا به نظر می رسد مؤلفش در نظر دارد، در کتابی با حجم بسیار کم، به نحوی جامع و کامل طیف گسترده و گوناگونی از موضوعات را معرفی کند، به چندین هدف دست یابد و هم زمان به پرسش هایی پاسخ دهد که با این اهداف مناسبت چندانی ندارند. نوشته پیش رو بر آن است تا با مطالعه سطح های گوناگون این کتاب، افزون بر بررسی میزان دسترسی نویسنده به هدف هایش و پای بندی به قرارداد خوانش، نحوه پاسخ گویی او به پرسش ها و درجه اعتبار پاسخ ها را نیز بسنجد.