در بین انواع شعر فارسی، اشعار حماسی از ارزش خاص و ویژه ای برخوردار است و در میان حماسه ها، حماسه های دینی، جایگاه ممتازی به خود اختصاص داده اند. زیرا حماسه های دینی از شمیم خوش کلام وحی بهره مند گشته و این سرچشمه ی فیاض و معنوی همچون رودی زلال و جاری جانهای مشتاق کلام نغز دری را سیراب نموده است. یکی از علل ماندگاری این نوع سخن که دست تطاول هیچ چپاولگری نتوانسته است آنها را از صفحه ی روزگار محو نماید؛ همین برخورداری از وحی و سنت و عرفان به عنوان سرچشمه های معنوی سخن ادیبان و شاعران فارسی زبان است.
در این مقاله، برآنیم که حماسه ی «حمله ی حیدری»، اثر مرحوم «راجی کرمانی» شاعر قرن سیزدهم را از این منظر بنگریم. زیرا بازتاب باورها و اعتقادات مذهبی در بستر کلام او متموج است. در کلام وی تاثرات قرآن، حدیث و عرفان حضور دارد به ویژه در قسمت ساقی نامه ها که به مصداق پیش درآمد و مدخلی است برای ورود به اصل سخن، کاربرد اصطاحات عرفانی به وفور مشاهده می شود.
پروین به عنوان انسانی که جان و روحش با دردمندان همراه بود، از روش های گوناگونی همچون تمثیل، رمز و افسانه بهره گرفت تا انسانهای بی پناهی را که در وادی درد و رنج گرفتار آمده بودند، رهایی بخشد. وی زبان مردم ستم کشیده شد تا آرزوها و حسرت های آنان را به تصویر کشد و چهره زشت ستمگران را که در زیر پوشش زیبای انسان دوستی و همنوع خواهی پنهان شده بود، به گونه ای هنرمندانه هویدا سازد. او با ذوق و قریحه خداداد خود توانست مفاهیم بلند و ستبر ظلم ستیزانه را در اشعار خود بیان نماید؛ گاهی به صورت خطاب مستقیم با ستمگران، زمانی به گونه خطاب به ستمدیدگان و ترغیب آنان به مبارزه با خودکامگان و یا از طریق ایجاد مناظره بین اشیاء و انتقال مفاهیم ستم ستیزانه این مهم را به انجام رساند.
پروین نه تنها در شعر خویش مضامین ضد استبدادی و آرمان خواهانه را بخوبی به تصویر کشید بلکه در عمل از همکاری با مستبدان – زمانی که از وی خواسته شد مربی ملکه شود- خودداری کرد و با رد مدال افتخار وزارت معارف، حضورش را در جبهه دفاع از محرومان و بیزاری از قدرتمندان به اثبات رساند.
"ادبیات عامه، در هر جامعه و سرزمینی، دوش به دوش ادبیات رسمی وجود داشته است. چنین ابیاتی از آنجا که بر پایه واقعیات زندگی و عاری از هر گونه تعارف و ملاحظه ای است آینه تمام نمای بخش از حقایق تاریخی – اجتماعی است. علاوه بر آن گویاترین تصویر زندگی مردمان که آداب و رسوم، سنت ها و باورهای منطقه ای حاضر است.
ادبیات لری با پیشینه ای کهن تصویرگر زندگی سنتی و ایلی است. شناخت چنین ادبیاتی مددرسان شناخت ویژگی های مردم شناختی و جامعه شناسی آن ناحیه است.
این نوشتار به بررسی بافت عشیره ای و ایلاتی جامعه لر با تاکید بر شهرستان بویر احمد پرداخته است. محدود زمانی این بررسی دهه هزار و سیصد و پنجاه و قبل از آن است سدگی و بی پیرایگی رسوم لری را – قبل از آمیزش با ادبیات رسمی دهه های اخیر – بیان می کند."
" این مقاله به بررسی سیمای انسان کامل از دیدگاه عرفان پرداخته و جنبه های گوناگون وجودی انسان را مورد بررسی قرار می دهد.
در عرفان اسلامی انسان از جایگاه ویژه ای برخوردا است، به گونه ای که انسان کامل و واصل به حق در مرتبه خلیفه اللهی و جانشینی خدداوند قرار می گیرد.
مولانان در اثر بی بدیل خود – مثنوی – این مقام را به تصویر شیده است.
از سوی دیگر چون محی الدین عربی بنیانگذار عرفان علمی است و اساس عرفان این عارف بزرگ «انسان کامل» است، تفاوت دیدگاه مولانا جلال الدین با دیگاه محی الدین عربی مورد بررسی و بحث قرار گرفته و ارتباط آن با بحث ولی و ولایت بیان گردیده است.
مسایل دیگر از قبیل هدایت از نظر عرفان، علم و تفکر از دیگاه عرفان، ایمان به خداوند و فایده آن در این مقاله گنجانده شده است."
در شاهنامه فردوسی، ضمن گزارشی که در باره فرجام پادشاهی ضحاک آمده است، از یک شخصیت اسطوره ای به نام کندرو یاد می شود که، به روایت فردوسی، پیشکار ضحاک بوده و در غیاب او اداره امور کشور را بر عهده داشته است: چو کشور ز ضحاک بودی تهی یکی مایه ور بد بسان رهی که او داشتی گنج و تخت و سرای شگفتی به دل سوزگی کدخدای ورا کندرو خواندندی به نام به کندی زدی پیش بیداد گام )شاهنامه (1)، ج 1، ص 78، ابیات (369-367 بیت سوم از ابیات بالا به ظاهر نشان می دهد که فردوسی این نام را کندرو خوانده و با آن تفنن شاعرانه کرده است. پژوهشگران و مصححان شاهنامه نیز، بدون توجه به گونه کهن تر نام این موجود افسانه ای در متون باستانی، تصور کرده اند که تلفظ آن به هنگام تدوین شاهنامه به ضم کاف بوده یا حداقل فردوسی چنین قرایتی را در نظر داشته است (JUSTi 1895, rep. 1963, p. 166; Wolff 1935, p. 666?). اما شواهد و قراینی در دست است که نشان می دهد این نظر صایب نیست. فردوسی در موارد دیگری نیز با پاره ای از اسامی خاص به این گونه تفنن ادبی پرداخته، که از آن جمله است در مورد نام سهراب: چو خندان شد و چهره شاداب کرد ورا نام تهمینه سهراب کرد )شاهنامه (1)، جد 2، ص 125، بیت (98 و در مورد نام رستم در آنجا که سخن از زاده شدن اوست و بیان رهایی رودابه از درد و رنج زایمان: بگفتا برستم غم آمد به سر نهادند رستمش نام پسر )همان (1)، ج 1، ص 268، بیت (1483
" آسیب های فردی و اجتماعی به صورت انحراف، خطا، بی نظمی، اختلال و ... موضوعی است که در همه زمان ها، افراد و جوامع با آن درگیر بوده اند. به دلیل تغییرات اجتماعی، آسیب ها در هر دوره ای متفاوت است.
آسیب ها به عنوان یک بیماری اجتماعی همواره مورد توجه اهل علم بوده است؛ به طوری که جامعه شناسان امروزی نیز به طور تخصصی به آن پرداخته اند؛ این موضوع از دیدگاه شاعران و نویسندگان بزرگ نیز پنهان نمانده و آنان با زبان خویش آن را مطرح کرده اند.
در این پژوهش برخی از موضوعات اساسی مانند: هنجار و ناهنجار، نسبی بودن آسیب ها، خاستگاه آسیب ها، نابسامانی اجتماعی، نظریه برچسب، نظارت اجتماعی و جامعه پذیری و مسایلی همچون ارتشا، آز، طمع و گناه از دیدگاه مکاتب ساختی- کارکردی، هم چنین از دیدگاه برخی از بزرگان ادب فارسی بررسی و تحلیل می گردد.
در اینجا پرسش هایی مطرح گشته و سعی شده پاسخی برای آن یافته شود؛ مانند: آسیب شناسی در جامعه شناسی و ادب فارسی به چه معنایی آمده؟ امر هنجار و نابهنجار کدام است؟ نسبی بودن آسیب ها یعنی چه؟ بر چسب دارای چه کارکردها و پیامدهای اجتماعی است؟ ارتشا چه آسیبی بر پیکره جامعه وارد می سازد؟ انواع نظارت چیست؟
"
" هر یک از گونه های ادبی از ویژگی های سبکی خاصی برخوردارند. شناخت سبکی این گونه ها موجب حصول درک درست تری از آن ها خواهد شد. مقاله حاضر به بررسی ویژگی های سبکی هجویات خاقانی در دیوان او می پردازد و آن ها را از نظر سطوح واژگانی، ادبی و معنایی مورد بررسی قرار می دهد؛ برای این منظور هجویاتی که مخاطب آن ها از وضوح بیشتری برخوردار بوده اند، مورد توجه واقع شده است. منبع مورد استفاده در این بررسی دیوان اشعار خاقانی بوده و از دیگر آثار او چشم پوشی شده است؛ دلیل این کار اهمیت دیوان او از نظر حجم و تنوع مطالب نسبت به آثار دیگرش چون تحفه العراقین می باشد. برخی از هجویات خاقانی در این مقاله از دیدگاه ساختارگرایان مورد بررسی واقع شده است. نتیجه کار نشان می دهد که با این بررسی می توان به شناخت بهتری از هجویات خاقانی دست یافت؛ هم چنین این پژوهش می تواند مقدمه ای برای بررسی هجویات سرایندگان دیگر و دریچه ای به سوی شناخت سبکی هجو در ادب پارسی باشد.
"