ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۷۸۱ تا ۲۳٬۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۲۳۷۸۲.

سیر تطوّر واژه «ادب» «در سه قرن اول هجری»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۳۰۶
«ادب» در عرف عرب جاهلی عادات و رسوم نیکو به شمار می رفته که چنین تفکری از میراث و تبار گذشته به یادگار مانده است. این رسوم و عادات به صورت سنت هایی در می آید که از نظر اجتماعی و فرهنگی نیکو و پسندیده به حساب می آید و به آنها نام «ادب» اط8اق می گردد. از آن جایی که یاد دادن و تعلیم و تربیت بسیار مهم شمرده می شد لذا کلمه ادب بر کلیه معارف (به جز معارف دینی) اطلاق گردید. در این جا لفظ تعلیم و تأدیب به صورت مترادف به کار برده می شدند. پس از اسلام معنی ادب همچنان بر اساس معنی دوره جاهلی به کار می رفت، یعنی شیوه رفتار و حُسن اخلاق و نیز داشتن اطلاعات و معارف اجتماعی. تازیان با اقوام دیگر می آمیزند و این آمیزش خاصه در قرن سوم هجری و با روی کار آمدن تمدن اسلامی در بغداد صورت می پذیرد. در این روزگار حوزه معنی ادب گسترش می یابد و بر انواع علوم و فنون و صنایع و پیشه ها و ورزش ها نهاده می شود جز امور شرعی گاهی «ادب» و جمع آن «آداب» به مواردی مربوط می شد که شناخت آنها برای جامعه ضرورت داشت مانند «ادب الکاتب» یعنی فنونی که برای صنعت دبیری به کار می رود. آداب طعام و آداب سفر و آداب درس و بحث از آن جمله اند. در سه قرن اولیه «ادب» در معنی راه و رسم زندگی به کار می رفته و همراه با آن نکته های ظریف و بدیع، لطیفه ها، نادره ها و ظرافت را نیز «ادب» نام می نهادند و کسی که در این حوزه اطلاعات داشت و مردم را سرگرم می کرد، او را ادیب می خواندند و در نهایت در اواخر قرن سوم ادب برای اطلاعاتی استفاده می شد که مربوط به لغت و معنی بود. گرچه در قرون پنجم و ششم، ادب صرفاَ برای علم صرف و لغت و بیان به کار می رفت. اما تغییر معنی ادب در طی قرون متمادی نشان می دهد که دگرگونی های معنایی با سرگذشت تحولات اجتماعی یک قوم، وابسته بوده است.
۲۳۷۸۳.

زاهد تبریزی و غزل غنایی او(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات شخصیت ها شاعران
تعداد بازدید : ۲۴۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۸۰
میرزا قاسم فرزند میرزا محسن تبریزی معروف به زاهد از سخنوران و شاعران نیمه دوم سده یازدهم هجری است که در عهد شاه سلیمان صفوی در اصفهان زندگی می کرده است. تاریخ دقیق ولادت او روشن نیست. نسخه خطی کلیات دیوان او شامل: غزلیات، قصاید، رباعیات، مثنوی سفینه النجات و منشآت می باشد. میرزا طاهر نصرآبادی که از معاصران وی بوده شرح حال و آثار او را در تذکره خویش آورده است. از اشعاری که در مدح و منقبت رسول مکرم اسلام به ویژه حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب دارد، چنین برمی آید که وی بر مذهب امامیه اثنی عشری بوده است. در غزل های شیرین و دلنشین زاهد، رقت احساس، روح غنایی، مضامین بلند و روشن، خیال انگیزی و دیگر ویژگی های سبک هندی موج می زند. بینش ژرف و تخیل قدرتمند زاهد در آفرینش صور خیال به همراه توان احضار واژگان بلورین و مناسب در یک سلسله تـداعی معانی پر رمز و راز بی نظیر است. غزل های پخته و سنجیده زاهد که با معانی رنگارنگ، مضامین دلاویز و تصاویر شوق انگیز درهم آمیخته است گاهی به یک تابلوی نقاشی و یا یک قطعه موسیقی می ماند. با توجه به این که نسخه های خطی دیوان زاهد تبریزی به جامعه ادبی معرفی نشده، این مقاله بر آن است تا زاهد و شعر غنایی او را به دوستداران و پژوهندگان ادب فارسی معرفی نماید.
۲۳۷۸۴.

بررسی ساختار حکایتهای مرزبان نامه (بر اساس الگوی الماسی شکل لابوف)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۲۲
روایت شناسی علم مطالعه نظام مند روایت است که از حدود سال 1960 وارد دوره روایت شناسی ساختارگرا می شود. نظریه پردازان این دوره در پی تحلیل ساختاری روایت ها بر آمدند و اغلب با الگو قرار دادن دستور دادن زبان و یا کمک گرفتن از مباحث زبان شناسی، حیطه ای برای بررسی برگزیدند و به نتایجی دست یافتند؛ از آن جمله، ویلیام لابوف، طی تحلیل و بررسی حکایت های شفاهی بحران ساز به ساختار شش وجهی دست یافت که به الگوی الماسی شکل معروف است. شیوه داستان در داستان حکایت مرزبان نامه سبب شده است تا حال و هوایی شبیه به حال و هوای داستان گویی های شفاهی بر حکایت های این کتاب حاکم شود. بر همین اساس، در این مقاله به تطبیق ساختار حکایت های مرزبان نامه با الگوی الماسی شکل لابوف پرداخته شده است. این تطابق نشان می دهد، داستان های مرزبان نامه از این الگو پیروی کرده اند. از طرفی اهمیت پند و اندرز، به عنوان درون مایه و زمینه اصلی کتاب، در این ساختار متبلور شده است.
۲۳۷۹۶.

تبریز، شعشعة عرش، فرّ فردوسی (تحلیل یک بیت از مثنوی مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات شرح متون
تعداد بازدید : ۱۴۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۸۳
در این مقاله بیتی از دفتر ششم مثنوی مورد تحلیل قرار گرفته است که در آن تبریز به زبانی دیگر وصف شده است. بیت از داستانی است که در آن درویشی غریب به امید گرفتن وامی از محتسب تبریز بار سفر بسته و عازم آن دیار شده است. مولانا به هنگام رسیدن درویش غریب به تبریز بیتی چند از زبان درویش درباره تبریز و تبریزیان سروده که بیت مورد بحث ما در میان آن ابیات است و آن این بیت است: فرّ فردوسی است این پالیز را شعشعه یْ عرشی است این تبریز را مولانا در این بیت برای تبریز فرّ فردوسی قایل شده است و بر این باور است که عرش نور خود را بر تبریز و تبریزیان می پاشد. چند و چون این مدعا در سه بخش فردوس و تبریز و عرش و شعشعة آن با تکیه بر روایات و آثار عالمان دین و مورخان بر پایه تحقیقات کتابخانه ای مورد کندوکاو قرار گرفته است. گفتنی است به کنایت و رمزهای عارفانه خداوندگار قونیه اشارتی نشده و معانی لغوی و غیررمزی مفردات بیت مورد توجه بوده است، تاچه قبول افتد و چه در نظر آید.
۲۳۷۹۷.

زبان، صور و اسباب ایجاد طنز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۶ تعداد دانلود : ۳۰۱
طنز و طنزپردازی یکی از شیوه های خاصّ برای بیان مسائل انتقادی جامعه است . از این رو،طنزآور پاسدار ارزش های انسانی است و با حربه بیان از تزلزل و تباهی معنویات در روزگار خود دفاع می کند. طنز بیش از هر چیز انسان را به ما می شناساند و هم آنان را که مورد طنز قرار گرفته- اند.   از نظر اهل ادب، طنز شیوه خاص بیان مفاهیم تند اجتماعی و انتقادی و سیاسی و طرز افشای حقایق تلخ و تنفّرآمیز ناشی از فساد و بی رسمی های فرد یا جامعه است.   عنصری که بیش از همه در بیان مسائل طنز کارآمد است، خود کلمه است که دردهای درونی را نشان می دهد. کلمه در طنز، هم ظرف معنی شاعر است و هم برانگیزنده خیال. در طنز باید کلمات دقیق و کم و با بیش ترین مفهوم انتخاب شود.    عوامل ایجاد طنز، علاوه بر خنده که پایه و اساس آن است، عبارتند از: زبان خاص که با توجّه به انواع طنز و مقتضای حال فرق می کند ضرب المثل ها، گوشه و کنایه ها، تعریض ها، بهره جویی از انواع آرایه های لفظی و معنوی و بیانی چون ذمّ شبیه به مدح، تشبیهات، استعارات، مجازها، اغراق، تمثیل، کاربردهای عامیانه ای و لهجه ای و کنار هم قرار دادن دو چیز نامناسب در کنار هم که ایجاد خنده کند. همچنین هدف طنز استفاده از ترکیبات بجا و مناسب و درخور مقام و مقتضای حال برای شخصیت بخشی به مردمی است که در طی سال های طولانی در عرصه سیاسی و ... به بازی گرفته نشده اند.
۲۳۷۹۸.

جامعه شناسی غزل سنائی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۴۴
هدف مقاله ی حاضر به کار گرفتن روش جامعه شناسی ادبی در تحلیل جامعه شناختی غزل سنائی، شاعر بزرگ و تأثیرگذار بر روند کلی غزل فارسی در قرن ششم است. پس از توضیحات کوتاهی پیرامون «جامعه شناسی ادبیات» و «جامعه شناسی ادبی» و «جامعه شناسی غزل» کوشش شده است جهان نگری سنائی که متأثر از جهان نگری انسان عام در عصر اوست، با تکیه بر متن غزل هایش نشان داده شود، سپس به تحلیل روابط متقابل زندگی فرهنگی انسان ایرانی و بازتاب زیبایی شناسانه ی آن در غزل سنائی پرداخته شود، در مسیر پژوهش، مسائل اقتصادی، روان شناسی اجتماعی، عشق، معشوق، عاشق، تصاویر شعری و مسائل ادبی به عنوان متغیرهای پژوهش، بررسی و تحلیل شده است؛  
۲۳۷۹۹.

الحرکه فی الصوره الشعریه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۷۱
إنّ التکرار لمشاهده ما فی الطبیعه من الروعه والجمال ینتهی عاده إلى نسیان قیمه مشاهدتها والتغافل عنها فی کثی ر من الأحیان، إلا أنّ هناک  شعراء ذوی أخیله مجنّحه ینظرون إلى الطبیعه ویدهشون بجمالها فکأنّهم یکشفونها لأوّل مره. کما أنّ من الشعراء من یتأثّر بالطبیعه ویستلهم بها أکثر من غیره.فیتجلی فی صوره الشعریه أهمّ میّزات الطبیعه وهی اللون، والصوت، والحرکه، ومن بین هذه المیزات الثلاثه إنّ للحرکه مکانه متمیزه متفوقه فی الصوره الشعریه.فإنّ الصورهالشعریه متى ما خلت من الحرکه، خلت من الجمال أونقصت منه ولم یکتب للشعر عندئذ بالتمتع والخلود. والعوامل المهمّه التی تعطی الصوره حرکه أو تزیدها، منها: منح الحیاه والشخصیّه الإنسانیه إلى ما لا حیاه له، ومنها استخدام الفعل المضارع، والطباق، والمقابله، والتشبیه، والاستفاده من میّزات الألفاظ، والحروف، والأوزان، وما إلى ذلک.  
۲۳۸۰۰.

الادب المقارن وبدایاته الاولی فی الادب العربی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۳۰۳
إن الأدب المقارن بحث أدبی ظهر فی عالم الأدب فی القرن التاسع عشر، و یعد فرنسا المهد الأول للدراسات المقارنه، فجعل الأدباء الفرنسیون له حدودا، کاقتصاره بالأدب دون الفنون الأخری، و اختلاف اللغه، و وجود الصله بین الأدبین أو الأدیبین. و لنشأه هذا الفرع الأدبی الجدید عوامل کثیره منها: ظهور النزعه العالمیه، الدراسات العلمیه، واتساع الأفق الأدبی إثر تطورات ثقافیه کنشاط حرکه الترجمه، وظهور الطباعه، واختراع وسائل المواصلات. فسرعان ما تسرب إلی الآداب الأخری، ومنها إلی الأدب العربی، فمن الأدباء العرب الذین حاولوا أن یفوزوا بالسباق فی هذا المجال، هم سلیمان البستانی فی مقدمته علی الإلیاذه، وأحمدشوقی فی مسرحیته کیلوباترا، وإلیاس أبوشبکه فی کتابه روابط الفکروالروح بین العرب والفرنجه ، و روحی الخالدی فی کتابه تاریخ علم الأدب عندالإفرنج والعرب وفیکتورهوغو. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان