فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۵۶۱ تا ۲۱٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
کی شود این روان من ساکن . . .
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۹ شماره ۶۹
حوزههای تخصصی:
تأملی در معنی «سلخ»
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۹ شماره ۶۹
حوزههای تخصصی:
بحثی در «طنز شعر» و «شعر طنز» سنگی در گلوی من است
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۹ شماره ۶۹
حوزههای تخصصی:
گم در مه انبوه . . .: نگاهی به «در تناسخ کلمات» / مجموعه شعر عبدالحمید ضیایی
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۹ شماره ۶۹
حوزههای تخصصی:
تقویم تاریخ شعر
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۹ شماره ۶۹
حوزههای تخصصی:
میدان شطحیات عرفانی
حوزههای تخصصی:
«شطح» به عنوان یکی از گزاره های اساسی در درک مفاهیم بلند عرفانی است که در گذر زمان در بستر فرهنگ عرفانی، محل بحث بوده است. درک این گزاره در گرو شناخت فضایی است که عارف در آن فضای معرفتی بر اساس چرخش های خود، حرکاتی را به جای می گذارد و هندسه زبانی و بیانی وی، به فراخور آن مقام عرفانی، شکل و ساختاری خاص به خود می گیرد. به عبارتی دیگر «شطح» حرکت و چرخشی خاص در فضایی خاص می باشد. بی گمان شناختن این فضای معرفتی، بسیاری از گره هایی را که در طول تاریخ حیات عرفانی بر مباحث معرفتی سایه انداخته است، باز خواهد کرد. بنیاد این گزاره عرفانی، بر حرکت های عارف در فضای ربوبیت پروردگار متعال استوار است. عارف در اندام برهان ربوبیت خداوند، در سایه تربیت ربوبی خداوند و استعداد و ظرفیت روحی خود، تحت تاثیر حرکات چرخشی آن فضای معرفتی، گفتاری نه چندان خوشایند طبع افراد ظاهر بین بر زبان جاری می کند که در آموزه های عرفانی از آن با عنوان «شطحیات عرفانی» یاد کرده اند. مقاله حاضر، به تبیین ماهیت شطح و نیز بستر و فضایی که شطح در آن معنا پیدا می کند می پردازد.
شطحیات و حال در عرفان
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، معنی و مفهوم و تعریف شَطْح و شطحیات را به دست آورده و رابطه آن را با «حال» بیان نمود. به عبارت دیگر علت شطحیات را توضیح داده، و نمونه هایی از اقسام شطحیات را ارائه داده و بعضی از افرادی که آنها را به کار برده اند نام برده ایم و همه شطحیات را به یک جمله برگردانده و به صورت یک سؤال درآورده ایم و بالاخره در صورت امکان به آن سؤال پاسخ خواهیم داد.
بیهقی، اولین خبرنگار تمام عیار ایرانی
حوزههای تخصصی:
دانش پاک تحلیلی از نگاه مولوی/ درباره علم و عشق و خودشناسی
حوزههای تخصصی:
صورخیال در شعر شفیعی کدکنی دکتر وحید مبارک/ فرحناز حیدرینسب
حوزههای تخصصی:
بررسی متون پهلوی غیردینی در ادبیات عصر ساسانی
حوزههای تخصصی:
بررسی فرهنگ عامیانه ایران در گرشاسپ نامه اسدی توسی
حوزههای تخصصی:
زبان نشانه ها (بررسی انگاره های نمادین رمان «کیمیاگر» و مقایسه با نمونه های عرفان و تصوف اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از زبان نمادین یا رمزی همواره مورد توجه شعرا، نویسندگان و هنرمندان بوده است. ظرفیت بالای عنصر زیبایی بخش رمز، به همه انواع ادب حماسی، غنایی، عرفانی، نمایشی و تعلیمی امکاناتی فراوان داده است تا شاعر، نویسنده و هنرمند بتواند اثری از هر نظر برجسته و متمایز بیافریند. ادبیات عرفانی جولانگاه و پهنه زبان نمادها است و عرفا برای بهره گیری بیشتر از مفاهیم واژگان و موضوع «غیرت عرفانی» و اینکه افراد بیگانه و غیر اهل نتوانند به مقصود آنان پی ببرند، از این زبان استفاده می کنند.زبان نشانه ها ـ که در رمان کیمیاگر از آن به روح جهان، زبان روح، رویای شخصی، اصل مطلوبیت، مکتوب و عشق یاد شده است ـ مهم ترین عنصر سازنده این رمان است. در این میان آشنایی نویسنده با عرفان مشرق زمین، به ویژه عرفای اسلامی و ایرانی، و در نهایت تاثیرپذیری از آنان، موضوعی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است.
رابعه در گذار از پل مجاز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله پیش رو، آن است که نشان دهد چرا در قلمرو عرفان، همواره این گونه یاد شده است که نخست بار، زنی از عشق و محبت الهی دم زده است. در این مقاله، با نگاهی ساختارشکنانه، نخست، تردد روانی رابعه در دو قلمرو عشق و عرفان کاویده و آسیب گاههای نگره عرفانی رابعه با تامل بر خصیصه های وابستگی، مازوخیستی و از خود بیگانگی او گزارده می شود. سپس در بخشی با عنوان رابعه به مثابه زن نارسیسیست، چرایی گرایش او به عرفان از منظری نوین تحلیل می گردد. نتیجه به دست آمده از این مقاله آن است که گرایش به عرفان، گاه می تواند پیامد نوعی واپس خوردگی در قلمرو زیست جهان دنیوی فرد باشد.
بررسی و مقایسه سبک حماسه سرایی ایلیاد و شاهنامه از منظر تعهد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایلیاد هومر به عنوان اثری که تاثیری کلان بر جامعه خویش نهاده است، از اولین آثاری است که از منظر «رسالت و تعهد» به آزمون نهاده شد. شاهنامه فردوسی نیز محصول ضرورت و رسالتی است که تاریخ بر دوش شاعر نهاده است. پژوهشِ پیش رو در پی آن است که نشان دهد داوری یک اثر ادبی از نظر رسالت و تعهد، مستلزم در نظر داشتن دو عامل اساسی است: «شرایط عصر» و «بینش ادیب» که البته خواه ناخواه از اوضاع زمانه خود متاثر است. از این رهگذر درمی یابیم «یک اثر ادبی بنا بر ضرورت های تاریخ و مقتضیات اجتماع وقت» چیزی غیر از آنچه هست، نمی تواند باشد. تبیین تاثیر و کارکرد رویکردهایی که دو شاعر از منظر تعهد ادبی در سبک داستان سرایی خود در پیش گرفته اند، مقصد دیگر این پژوهش است.
شهرخدای سنایی در حدیقه الحقیقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیدار سنایی با پیر در بخشی از کتاب حدیقه الحقیقه با پرسش هایی درباره سرزمینی که وی (پیر خردمند) از آنجا آمده، همراه است. پیر آن جایگاه را «شهرخدا» می نامد و از ویژگی های آن برای شاعر سخن می گوید:گفتم آخر کجاست آن کشور گفت: از کی و از کجا برترجای کی گویمش که شهرخدای جای جان است و جان ندارد جای در این مقاله بررسی ماهوی و جغرافیایی شهری که سنایی آن را «شهر خدا» می نامد، موردنظر است. این سرزمین را سهروردی «ناکجاآباد» و «عالم مثال» و یا «عالم صور معلقه» هم نامیده است. هدف مقاله پیش رو، بحث درباره ویژگی های این شهر است. «شهر خدا» در نظر عارفانی چون سنایی، سرزمینی ماورایی است که عارف می تواند با گریختن از قبای جسم به سوی آن راهی شود، سرزمینی است که منشا و مرجع تمامی ارواح است. همه آنچه در زمین وجود دارد ریشه در آن سرزمین دارد. بحث درباره تاثیرپذیری سهروردی از سنایی در آفرینش ناکجاآباد و عالم مثال هم از دیگر اهداف این جستار است. همچنین ویژگی های آرمان شهری این سرزمین آن را به ایده مدینه فاضله (یوتوپیا)ی فیلسوفان نزدیک می کند.
تحلیل مضمونی چند نمونه از نگاره های «گذر سیاوش بر آتش» در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چو بخشایش پاک یزدان بود دم آتش و آب یکسان بودنقاش ایرانی داستان را تنها تصویرسازی نمی کرد بلکه بن مایه، جوهر و مفهوم داستان را تاویل و با روحی معنوی به تصویر می کشید تا با هنر خود، همگان را از درک آن بهره مند سازد. با این نگاه، ویژگی های تصویری، واقعیت را آشکارا بازتاب نمی دهند؛ بلکه به کار «معناسازی» مشغول اند و دستیابی به حقیقت آنها، خالی از دشواری نخواهد بود. اما متاسفانه تاکنون توجه زیادی به نگارگری ایران، از نظر معنای عرفانی، فلسفی و درونی این هنر نشده و بیشتر تحقیقات، به شرح عناصر صوری و مباحث تاریخی معطوف گردیده است. از این رو، مقاله توصیفی تحلیلی پیش رو، کوششی است در رفع این نقیصه در قبال چند نمونه از نگاره های «گذر سیاوش بر آتش» به روایت شاهنامه فردوسی. اصلی که دریافت آن، علل حجم عظیم نگاره های تصویر شده با موضوعیت این داستان را توجیه می کند.
تحلیل هرمنوتیکی جنبه های اساطیری ساخت های استعاره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش منطبق بر اصول هرمنوتیکی، در پی تبیین این فرضیه است که ساخت های استعاره ای متخیله، کنش و تعاملی اساطیری دارند. چرا که میان استعاره های خلاق و اسطوره ها همواره نوعی سازگاری پنهانی وجود دارد. پس نباید پنداشت که قالب های استعاره ای تنها ساخت هایی تشبیهی - تزیینی و ابهام آفرین اند. شاعران صاحب سبک و طراز اول، می کوشند تا از طریق استعاره مفاهیم ارزنده اساطیری را که به طور فشرده در ساحت نهفته استعاره مکتوم است، بیان کنند. بر اساس دو عنصر تخیل و زبان می توان گفت اسطوره و استعاره هر دو پدیده و جریانی شاعرانه اند.