یکی از راه های عمده درک برهمکنش ها و روابط فرهنگی جوامع باستان، آنالیز و مقایسه مواد فرهنگی با یکدیگر است. با توجه به اینکه هنوز مطالعات تطبیقی جدی در باب عصر مفرغ و هزاره سوم قبل از میلاد در حوزه مکران انجام نشده، پژوهش حاضر تلاش دارد تا با مطالعه و مقایسه گونه شناختی سفال عصر مفرغ مکران جنوبی، که از بررسی های میدانی جدید بدست آمده، با محوطه های همزمان در بلوچستان پاکستان به درک روشنی از روابط فرهنگی این دو حوزه دست یابد. تجزیه و تحلیل آماری و مقایسه سفال های بخش جنوبی مکران ایران با نمونه های مکشوفه از محوطه های همعصر در دره کِچ و حوزه رود دشت در مکران پاکستان حکایت از ارتباطات گسترده ی این دو حوزه در هزاره سوم قبل از میلاد دارد.
جنسیت، مفهومی اجتماعی- فرهنگی است که در خلال زمان و مکان دستخوش تغییر است و در شک لدهی به آن، عوامل متعددی
چون عقاید و باورها، آموزه های دینی و آداب و رسوم دخالت داشته اند. پژوهش حاضر با روش تاریخی- تفسیری و با تکیه بر متون
تاریخی و سفرنام هها و تمرکز بر ساختار فرهنگ و مذهب در جامعة ایرانی، عرص ههای جنسیتی و علل اجتماعی فرهنگی شک لگیری
آن در جامعة شهریِ دورة قاجار را مورد بررسی قرار م یدهد. همچنین عرص ههای جنسیتی در سه جامعة شهری، روستایی و عشایریِ
آن دوره با یکدیگر مقایسه شده است و با این پی شفرض که میان «هویت جنسیتی » و «هویت فضایی » رابطة مثبت وجود دارد، در
پی پاسخگویی به یک پرسش اصلی است : ویژگ یهای فضایی و نحوة استفاده از عرص ههای خصوصی و عمومی در دورة قاجار چگونه
از هویت جنسیتی تأثیر پذیرفته است؟ در این راستا، ابتدا عرص ههای جنسیتی در عرص ههای خصوصی و عمومیِ دورة قاجار را یافته
و سپس به تبیین و تحلیل نظرات سفرنامه نویسان م یپردازد. یافت ههای تحقیق حاکی از آن است که عوامل فرهنگی چون باورهای
آیینی، نحوة پوشش، آموزش زنان و نفوذ عناصر فرهنگ غرب در اواخر دورة قاجار، عوامل اجتماعی شامل ساختار قدرت، طبقة اجتماعی
و هنجارهای اجتماعی، همچنین عوامل اقتصادی شامل شیوة معیشت و منطقة جغرافیایی، رابطة جنسیت و فضا را متغیر می سازند.
چگونگی تأثیرگذاری این عوامل مبحثی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است.