ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۸۱ تا ۵٬۴۰۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۵۳۸۱.

Evaluation of Place Attachment Rate in Home, Neighborhood and Urban (Case Study: Shiraz City, Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۲۸۰
Attachment to a place is a positive emotional relation between a person and a place that leads to the significance of a place for the people staying there. Several studies have been presented about the sense of attachment to one or more locations around the world that each of them has evaluated the subject from a specific view and has achieved different results. This research tries to assess the relationship between intensity of attachment to a place and scale of the place with a new look at this issue. Accordingly, the factors influencing the attachment on the place have been exامینed in three dimensions of "physical", "socio-demographic" and "emotional". Physical factors have been divided into three scales of house, neighborhood and urban. Social-demographic factors have been generalized to variables such as age, gender, level of education, etc. Emotional factors have been extracted from 21 indices of the literature related to the concepts of place and attachment to a place. In this research, 12 emotional cases were evaluated for each of three interest place scales for people with different demographic characteristics in Shiraz. Studies were conducted through questionnaires at different neighborhoods with randomly selected citizens and the results were presented as a descriptive and analytical report. These results indicate that the feeling of attachment to the city scale is at the highest level, and then is a home, and finally is the attachment to the neighborhood scale.
۵۳۸۲.

Structural Analysis of the City Semiology (Case study: Yazd City)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۲۷۱
Integration and coherence within a city’s physical structure have become an issue for towns and cities as they rapidly expand, incorporate new elements, and undergo incessant changes. At present, we are facing an extensive accumulation of signs and traits in modern urban patterns; many unaccustomed to and incongruous are affecting the socio-cultural and physical characters of cities. Here, we will be discussing whether it would be feasible to create a system of domestic signs which would reflect domestic social values and mental images held and entertained by citizens, and thus to re-create the sign system of cities. We will also discuss factors involved in interpretation of signs and symbols within a city structure. To prevent emergence or exacerbation of contradiction and disunity within syntagmatic urban structures which have been formed through centuries, we must acquire the knowledge and skill necessary to contain the newly adopted elements and assimilate them into a meaningful and coherent whole. In line with this goal, we have conducted a study of changes of physical structures of the city of Yazd through time (a diachronic analysis) with the aim of identifying sustainable parts of the city’s sign system and with an emphasis on the extent in which it has been formed. The questions which were the motivations behind this work and which we will be trying to answer are: Can the sign system within a city be used as a means for creating an alternative structure within the city’s physicality? Is the sign system (as a tool) characterized by specific patterns on whose identification the coherence of the physical structure of a city depends? How can we achieve an appropriate paradigm within an urban sign system? Here we will try to identify processes of integration of modern urban structures into a city structure, and we will do it through combining views held by semiologists with the ideas of urban incongruity and contradiction, which arise as a result of introduction of modern structures into old cities. To transform the medley into a coherent entity, we need to be aware that cities possess markedness. To this end, we have employed the structuralist analytical method with an emphasis on identification of syntagmatic structures (identifying the structural elements and their relative positions within a city) and of paradigmatic patterns (the ways in which elements substitute for or replace one another). Our main aim here is to extend the scope of studies of urban semiology and introduce analytical tools including the use of structuralism theory in the analysis of urban patterns. We have conducted an in-depth analysis of subjective and objective causes of appearance of signs within cities. We have then conducted case discussions as well as discussions about backgrounds and have tried to establish past and current trends of these signs and symbols in Yazd. Extended data were analyzed based on theoretical notions, paradigms and principles governing systems of signs and symbols have been sought.
۵۳۸۳.

تحلیل عوامل عدم تحقق پذیری طرح های جامع در شهرهای کوچک (مطالعه موردی: شهرهای سنگر، خشکبیجار و شفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۴۲۶
بیان مسئله : ارزیابی تحقق پذیری طرح های توسعه شهری در پژوهش های متعدد صورت گرفته، حاکی از عدم موفقیت آن ها بوده و ضرورت بازنگری و ریشه یابی علل عدم تحقق پذیری چنین طرح هایی را در برنامه ریزی شهری آشکار می سازد. هدف پژوهش : پژوهش حاضر به دنبال واکاوی و تحلیل عوامل مؤثر بر عدم تحقق پذیری طرح های جامع در شهرهای کوچک است که بدین منظور سه شهر کوچک استان گیلان به عنوان نمونه موردی انتخاب شدند. روش پژوهش : جهت حصول به هدف مورد نظر از روش تحقیق کیفی از نوع نظریه زمینه ای استفاده شد تا اطلاعات و نظرات موثق و قابل اطمینانی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند حاصل شود. بدین ترتیب جهت رسیدن به اشباع نظری، با 23 نفر از افراد مطلع و صاحب نظر در حوزه مدیریت شهری شهرهای کوچک مصاحبه صورت گرفت که هر مصاحبه حدود یک ساعت تا یک ساعت و سی دقیقه به طول انجامید. فرایند تحقیق به صورت رفت و برگشتی بوده است. نتیجه گیری : پس از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها و کدگذاری ها، هفت محور اصلی برای علل عدم تحقق پذیری طرح جامع استخراج شد. این محورها عبارتند از: ضعف نظام مدیریتی، مشکلات نظام قانونی، مشکلات نظام اجرایی، مشکلات مالی، مشکلات ماهوی طرح، نبود مشارکت سازنده و مشکلات نظام فرایند تهیه طرح. در هر محور راه حل های متناسب با کدهای باز اولیه و فراوانی آن ها ارائه شده است. یافته های این پژوهش نشانگر این بود که مقوله های متفاوت در عدم تحقق پذیری طرح های جامع، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و به عبارتی دیگر به صورت زنجیره وار می توانند به یکدیگر متصل باشند و با اصلاح برخی موارد می توان به بهبود مقوله های دیگر نیز کمک نمود.
۵۳۸۴.

راهبرد پژوهی مدیریت شهری در راستای توسعه پایدار در بافت های تاریخی نمونه موردی: بافت تاریخی شهر یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۳۱۲
از اوایل دهه ۹۰ میلادی به کارگیری شاخص های مربوط به اندازه گیری و ارزیابی عملکرد در برنامه ها و پروژه های آژانس های دولتی مجدداً رونق یافته است و مدیریت شهری نیز از این موج بی نصیب نمانده است. از آنجایی که مدیریت شهری با شکل دهی به فضای زیستی در همه زمینه ها، در پی افزایش رفاه شهروندان و دستیابی به توسعه پایدار محله ای و شهری است؛ ارزیابی عملکرد، در حقیقت یکی از ابزارهای اصلی و اساسی مدیریت جهت تحقق اهداف، استراتژی ها و برنامه ها می باشد و یکی از راه های ارزیابی عملکرد میزان رضایت مردم می باشد. در همین راستا پژوهش حاضر با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه و در ارتباط با ابعاد پایداری محله ای و عملکرد مدیریت شهری در پایداری محله ای، به دنبال سنجش وضعیت عملکرد مدیریت شهری و تعیین استراتژی بهینه در بافت تاریخی شهر یزد می باشد. نتایج حاصله از میزان رضایتمندی شهروندان از عملکرد مدیریت شهری، در ابعاد چهارگانه اجتماعی- فرهنگی، زیست- محیطی، اقتصادی و کالبدی- فیزیکی نشانگر این است که در تمامی محلات بافت تاریخی شهر یزد، عملکرد مدیریت شهری از منظر شهروندان قابل قبول نمی باشد و لازم است مدیریت شهری با در دستور کار قرار دادن استراتژی ارتقاء در تمامی محلات بر تأمین هرچه بهتر شاخص های عملکردی و به طور ویژه شاخص های مرتبط با پایداری محله ای همت گمارد و با تمرکز برنامه ها، منابع و فعالیت ها و به تأمین هرچه مطلوب تر خدمات موردنیاز شهروندان اقدام نماید.
۵۳۸۵.

ترجیحات بصری معماران و غیر معماران در ارزیابی عناصر فیزیکی نماهای آپارتمانهای مسکونی میان مرتبه در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۳۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عناصر فیزیکی مؤثر بر زیبایی نماهای به سبک پست مدرن، نئوکلاسیک و مدرن متأخر سعی دارد تا با شناخت اشتراک نظر دو گروه معماران و غیرمعماران در ادراک زیبایی نماها گامی در جهت طراحی نماهای مسکونی مطلوب بردارد. لذا عناصر فیزیکی حاصل از 15 نما که نماینده سه سبک نما هستند، استخراج شدند و مورد ارزیابی قرار گرفتند. مرتبه تأثیر هر عنصر فیزیکی در ترجیح، با محاسبه میانگین فراوانی نسبی انتخابها، به شیوه استدلال منطقی در جداولی تنظیم گردیدند. روش این پژوهش، توصیفی، تحلیل محتوا و مبتنی بر تلفیقی از سامانه های کمی و کیفی است. یافته های پژوهش نشان می دهند که عناصر فیزیکی در نماهای به سبک پست مدرن مشتمل بر قوس، تقسیمات عمودی نما، حفاظ چوبی بالکنها، آجر چینی دور پنجره ها، طرح های زیر پنجره ها، احجام پلکانی، مصالح غالب آجر، عناصر فیروزه ای رنگ و پنجره های واقع در عمق دیوار؛ و همچنین استفاده از 2-3 مصالح، پیش آمدگی احجام، احجام پلکانی، قاب در نما، قاب دور پنجره ها، پنجره های واقع در عمق دیوار، سایه بانها و احجام شیب دار در نماهای به سبک مدرن متأخر بر ترجیحات دو گروه مؤثر هستند. عناصر فیزیکی سبک نئوکلاسیک صرفاً مورد ترجیح غیر معماران هستند. ترجیحات عناصر فیزیکی حاصل شده در این تحقیق، قابلیت تاثیرگذاری در تصمیم سازی طراحان در طراحی نماهای مسکونی به منظور تطابق با ذائقه اکثریت را خواهد داشت.
۵۳۸۷.

سنجش عوامل مؤثر بر کیفیت زیبایی شناختی در مسکن شهری (مطالعه موردی: محله جمال آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۳۳
دست یابی به محیطی مطلوب و زیبا ، توقعی است که هر شهروند از محیط دارد. هدف این مقاله تدوین عوامل موثر بر کیفیت زیبایی شناسی در مسکن شهری است. پژوهش از نوع تحقیق توصیفی – تحلیلی است و بر اساس هدف بنیادی-کاربردی  می باشد. درجمع آوری اطلاعات که از  شیوه کیفی و محتوایی با استفاده از مطالعات اکتشافی صورت گرفت. نتایج بدست آمده از مطالعات، بیان می کند که در ابعاد سازنده فضا (کالبدی ، عملکردی، اجتماعی، ادراکی و زیست محیطی) در محیط مسکونی  در دو قلمرو ساختمان و محله دارای ویژگی هایی است که در  دو زمینه زیبایی عینی و ذهنی کیفیت زیبایی شناختی محیط را فراهم آورد، مطرح گردیده است. به عنوان نمونه موردی محله جمال آباد تهران این شاخص ها سنجش گردید که بیانگر آن است که در بعد کالبدی کمترین توجه به ابعاد زیبایی شناختی مسکن شده است. درنهایت، پیشنهاد هایی در جهت دستیابی به محله زیبا ارائه گردیده است. برایند استفاده از این شاخص در طراحی محله سبب حصول زیبایی می گردد.
۵۳۸۸.

اثرگذاری طیف های رنگ روی احساسات کاربران فضای مسکونی و تأثیرگذاری ترجیح رنگ در آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۱۷
محیط داخلی تأثیر بالایی بر سلامت، رفاه و آسایش کاربران دارد و از میان متغیرهای آن، رنگ به عنوان ساده ترین متغیر قابل مشاهده است رنگ بر رفتار، تصمیم گیری، سلامت و احساسات مخاطبان به عنوان یکی از شاخص ترین نمودهای فیزیکی فضا با یا بدون درک مستقیم تأثیرگذار است. با توجه به تأثیرگذاری رنگ بر روی احساسات مخاطبان، مشخص نمودن تأثیرگذاری و میزان آن با توجه به ترجیحات متفاوت رنگی تأثیر بالایی در افزایش کیفیت فضا می تواند ایجاد نماید. ویژگی های متفاوت رنگ ها در دسته بندی گرم، سرد و خنثی و تأثیرگذاری بر روی احساسات شش گانه آرامش، هیجان، علاقه، تمرکز، فشار و مشارکت در این پژوهش مورد کنکاش قرار گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از 286 پرسشنامه برخط استفاده و از دو روش آزمون و ضریب مسیر برای تحلیل استفاده شد. در بررسی های نهایی به ترتیب طیف رنگ های ذکر شده بالاترین و پایین ترین تأثیر مثبت را بر روی احساسات کاربران داشته اند: آرامش(خنثی-گرم)، هیجان(گرم-سرد)، علاقه(خنثی-سرد)، تمرکز(خنثی-گرم)، فشار(خنثی-گرم) و مشارکت(سرد-گرم). در نتایج به دست آمده مشاهده شد که کاربران نسبت به انتخاب رنگ در بسترهای مختلف، علایق متفاوتی داشته و صرفاً یک طیف رنگ را برای تمامی بسترها انتخاب نمی نمایند. علاوه بر این ارتباطی در ایجاد حس مثبت در احساسات کاربران با طیف رنگ مورد علاقه و ترجیح آن ها مشاهده نشد.
۵۳۸۹.

تحلیل میزان دسترس پذیری بوستان های شهر تهران برای افراد دارای محدودیت جسمی - حرکتی با تأکید بر مفهوم طراحی فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۱۷
بیان مسئله: بوستان های شهری نقش مهمی بر سلامت فیزیکی و روانی شهروندان دارند. امروزه علی رغم اهمیت موضوع جهانی طراحی فراگیر و وجود پژوهش های کاربردی و مقررات مرتبط در ایران، افراد دارای محدودیت حرکت در بوستان ها حضور کم و محدودی دارند که این امر ناشی از عدم دسترس پذیری بوستان ها برای همه افراد جامعه است. به نظر می رسد این موضوع به دلیل عدم دانش فنی کافی طراحان، ناظران طراحان شهری و عمرانی، عدم توجه به ضوابط و نیز عدم آگاهی از شرایط فیزیکی افراد دارای محدودیت حرکت است.هدف پژوهش: هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی میزان دسترس پذیری بوستان های شهر تهران برای افراد دارای محدودیت جسمی–حرکتی با تأکید بر مفهوم طراحی فراگیر است تا همه افراد فارغ از میزان توانایی های فیزیکی شان بتوانند از امکانات و تجهیزات موجود در بوستان ها بهره مند شوند.روش پژوهش: به منظور رسیدن به اهداف پژوهش، ابتدا از طریق مطالعات نظری به شناخت ویژگی ها و محدودیت های حرکتی طیف های مختلف جامعه و نیز بررسی اصول کالبدی و غیرکالبدی مفهوم طراحی فراگیر پرداخته شده است؛ سپس ضمن شناسایی امکانات و تجهیزات موجود در بوستان ها و با کمک کارشناسان متخصص در زمینه امر مناسب سازی، نسبت به استخراج شاخص های دسترس پذیری اقدام شد. در مرحله سوم چک لیست ارزیابی بوستان های منتخب تهیه و از طریق پیمایش تکمیل شد. تحلیل داده ها از طریق روش دلفی و نتایج حاصله، پس از استخراج امتیاز و وزن دهی گزینه ها با کمک نرم افزار Excel، به صورت نمودار ترسیم و تحلیل شد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد، عوامل متعددی در عدم دسترس پذیری بوستان ها دخالت دارند که در مراحل طراحی، اجرا و بهره برداری نقش ایفا می کنند. بی توجهی به اصول طراحی فراگیر، عدم آگاهی نسبت به ضوابط طراحی مناسب افراد دارای محدودیت جسمی-حرکتی، عدم آگاهی و دانش فنی کافی پیمانکاران و مجریان در اجرای صحیح طرح ها و ایجاد موانع ثانویه پس از اجرا به دلیل مدیریت نامناسب و عدم توانایی حفظ امنیت بهره برداران، از مهم ترین عوامل به شمار می روند.
۵۳۹۰.

بررسی تطبیقی مؤلفه های مؤثر بر شفابخشی منظر در باغ های تاریخی و معاصر (مطالعه موردی: باغ دلگشا و باغ خانواده شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۳۰
اهداف: منظر شفابخش در دنیای آشفته، پرتنش و متراکم امروزی که حاصل بحران های محیطی است یکی از رویکردهایی است که در فضا سبب کاهش بیماری های جسمی- روانی و اجتماعی شهروندآن که به دنبال دنیای آشفته، پرتنش و متراکم امروزی که حاصل بحران های محیطی است، به وجود آمده است، می شود. فضاهای معماری تاریخی و معاصر با توجه به الگوی ساختی که دارا می باشند در شفابخشی منظر نیز دارای اثرات متفاوتی هستند. روش ها: تحقیق حاضر بر اساس ماهیت و قلمرو موضوعی در حوزه تحقیقات کاربردی و توسعه ای است و از نظر روش انجام تحقیق توصیفی-تحلیلی است که به صورت آمیخته(کمی-کیفی) انجام شده است. تحلیل کیفی مقاله بر اساس مشاهدات و شاخص های اثرگذار بر شفابخشی صورت گرفته شده است و پس از آن به منظور تطبیق شاخص های تحلیل شده به اولویت بندی آن ها بر اساس نظر پرسش شوندگآن که کاربران باغ های مطالعاتی بوده اند با ضریب تغییرات پرداخته شده است. جامعه آماری شامل کلیه استفاده کنندگان از فضای باغ دلگشا و خانواده در نظر گرفته شده است که حجم نمونه 100 نفر (حداقل حدنصاب تحلیل توصیفی) در نظر گرفته شده است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. یافته ها: با استناد به نتایج قابل قبول مشاهده شد بررسی تطبیقی مؤلفه های مؤثر بر شفابخشی منظر در باغ های تاریخی و معاصر می تواند منجر به الگوی ساخت فضایی شود که مؤلفه های شفابخشی منظر در آن حائز اهمیت باشد. نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن است که در باغ سنتی دلگشا وضوح فضایی ، انتخاب کردن، خلوت گزیدن و تجربه ی کنترل امور باغ ، خوانایی ، تعامل اجتماعی و تحرک از سایر شاخص ها از نظر افراد مورد مطالعه دارای اهمیت بیشتری بوده است. در حالی که در باغ معاصر خانواده تحرک فضایی ، تعامل اجتماعی ، تنوع فضایی ، گونه های گیاهی سبز و وضوح فضایی از سایر شاخص ها از نظر افراد مورد مطالعه دارای اهمیت بیشتری بوده است.
۵۳۹۱.

نقش«خیال» در هویت بخشی به مکان در معماری (مطالعه موردی: مسجد دو مناره سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۳۵
 هدف این پژوهش بررسی نقش «خیال» در هویت بخشی به مکان در معماری است. روش پژوهش به صورت آمیخته است. تعداد نمونه در بخش کیفی 15 مقاله و 9 خبره در امر معماری شهری است و از روش نمونه گیری هدفمند منابع و گلوله برفی خبرگان انتخاب شدند. نمونه در بخش کمی برای تکنیک دیمتل 9 نفر بر اساس روش گلوله برفی انتخاب شدند.. برای تفسیر در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون برای استخراج مضامین از نرم افزار مکس کیوآدا 12 استفاده شد. در بخش کمی از تکنیک دیمتل از نرم افزار اکسل استفاده شد. نتایج نشان داد که مکان، هویت و اعتبار خود را از معانی و مفاهیمی که ناظر و کاربر آن در ذهن می پروراند، می گیرد. خیال یکی از مهمترین قابلیت های انسانی است که با توانایی هایی که دارد، می تواند بسیاری از رویدادهای ذهنی در جهت هویت بخشی به مکان را ایجاد نماید.
۵۳۹۲.

تحلیل اثرات تغییرات الگوی مسکن بر کارکرد زنان روستایی (مطالعه موردی: روستاهای استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۲۸۹
روستاها به واسطه کارکرد اساسی خود که تأمین کننده بسیاری از نیازهای زیستی، سکونتی و اقتصادی جامعه روستایی هستند، از خصیصه پویایی و تغییر دائمی برخوردارند. این خصیصه از پویایی افراد و گروه های جامعه روستایی و تمایلات آنان در شکل دادن به کالبد و فضای روستا ناشی می شود. الگوی خانه های روستایی تجلیگاه شیوه های زیستی- معیشتی و نیروهای تأثیرگذار بر روندهای اجتماعی و اقتصادی در شکل بخشی به آن هاست. از جمله مسائل مهم در این زمینه که محوریت تحقیق حاضر را تشکیل می دهد نقش زنان و تأثیرپذیری کارکردهای اقتصادی ، تولیدی و تدارکاتی آن ها از الگوی مسکن است. تحقیق حاضر بر این فرضیه استوار است که با مرور زمان و دخالت برخی عوامل در ساخت مساکن روستایی به تدریج فضا بندی خانه های روستایی به شدت از شیوه های ساخت وساز و معماری شهری تبعیت نموده و کارکردهای معیشتی و تدارکاتی خود را ازدست داده اند و این مسئله تأثیر قوی بر کارکرد اجتماعی و مشارکت زنان در اقتصاد خانوار بر جای گذاشته است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش به صورت توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این تحقیق 169875 خانوار روستاهای استان لرستان است که پرسشنامه ها به صورت نمونه توسط 420 خانوار تکمیل گردید. پردازش داده ها با نرم افزار SPSS و آزمون های یومن ویتنی، فریدمن، کندال و مدل تحلیل مسیر صورت گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق مؤید این نکته است که تغییر در الگوی مسکن روستایی به تبعیت از زندگی شهری و مسکن شهری منجر به تغییر در اجزا و فضاهای مسکن روستایی شده است و این تغییرات نیازهای فضایی برخی فعالیت ها و کارکردها را از بین برده اند. همچنین در نتیجه این تغییرات محدودیت های فعالیتی برای زنان روستایی به وجود آمده که موجب به حاشیه رانده شدن آن ها گردیده است. در این راه شناخت قابلیت های فردی- اجتماعی و توانمندی های اقتصادی زنان روستایی در راستای سازمان دهی آن ها و بهره وری شایسته از آن ها همراه با زمینه سازی و بسترسازی ساختارها در الگوهای جدید مساکن روستایی می تواند کمک بسیار زیادی به احیای نقش زنان در توسعه روستایی بنماید.
۵۳۹۴.

واکاوی شاخص های مؤثر بر خلق مکانسوم با رویکرد شاهدمبنا (نمونه موردی: پارک/تپه های ملت و دیدگاه شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۴۴
بیان مسئله: مکان سوم مفهومی کلید ی برای د رک عملکرد روابط بین محیط و اجتماع است. شهرها یک سامانه پیچید ه اجتماعی-زیست محیطی هستند و همواره به عنوان بستر تعاملات اجتماعی و فضایی برای ملاقات و گذران اوقات فراغت مطرح بود ه اند . با نگاهی به مناطق مختلف شهر سنند ج، نابرابری های اجتماعی موجود د ر محله های مختلف که خود ناشی از توزیع و پخش نابرابر امکانات و تسهیلات شهری است، به روشنی به چشم می خورد که بعضاً ریشه د ر بینش مسئولان امر نسبت به مکان و غرابت اقد امات انجام گرفته با مضمون مکان و نیاز کاربران د ارند . هد ف پژوهش: هد ف اصلی پژوهش، شناسایی و اعتبارسنجی شاخص های مؤثر د ر خلق مکان سوم است. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نظر موضوع، مید انی، از نظر هد ف کاربرد ی-توسعه ای و از نظر زمان، آیند ه نگر است. گرد آوری اطلاعات به روش اسناد ی و پیمایشی انجام می شود . براین اساس از د و روش «مضمون مبنا» د ر ارزیابی محتوای اد بیات موضوع و همچنین از روش «شاهد مبنا» د ر ارزیابی نمونه مورد ی و پیمایش با استناد به رصد ، مستند نگاری و پرسش نامه استفاد ه می شود . ارزیابی اطلاعات کیفی، د ر نرم افزار Maxqda 18 به انجام می رسد . نتیجه گیری: نتایج پژوهش، نشان از تفاوت بینش جامعه کاربران و جامعه مسئولین د ر مورد وضعیت و ویژگی های خلق مکان سوم د ارد . یکی از د لایلی که موجب تغییر د ر فضاهای شهری و خلق مکان می شود ، میزان آگاهی جامعه از تأثیرات طراحی شهری و مطالبه گری آنهاست که به رشد و توسعه مرد م مد ار و خلق مکان های شهری خواهد انجامید . همچنین مجموعه د رخواست کاربران براساس ارزیابی شاهد مبنا از پارک تپه های د ید گاه و ملت، همسو با شاخص های خلق مکان سوم مبتنی بر تحلیل مضمون مبنای اد بیات مربوطه است. بر این اساس پیشنهاد اتی جهت خلق مکان سوم د ر پارک تپه های د ید گاه و ملت، ارائه می شود .
۵۳۹۵.

حس رضایت از فضای باز مسکونی؛ نمونه مورد مطالعه: مجتمع های مسکونی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۲۷۸
به منظور خلق فضاهای کارآمدتر و ارتقای سطح کیفی فضای باز مسکونی، این پژوهش درصدد کشف عوامل موثر در رضایت ساکنان از فضای باز مسکونی است. رضایت از مکان امری چند بعدی و توجه به عوامل متعدد سازنده مکان در تدوین الگوی ارزیابی افراد ضروری است. بر اساس ادبیات موجود، الگوی چهار بعدی فضایی، اجتماعی، مدیریتی و عملکردی به عنوان یکی از موثرترین معیارها، جهت برآورد رضایت افراد استخراج گردید. جهت ارزیابی الگوی نظری، سه مجتمع آپادانا، بهجت آباد و سروستان از میان مجتمع های بلندمرتبه و میان مقیاس شهر تهران انتخاب گردیدند و پرسشنامه های مناسب در آنها توزیع شد. شیوه ی پژوهش پایه ی این مقاله، همبستگی است که با تبیین الگوی معادله ی ساختاری، ویژگی های فضای باز مجتمع مسکونی به عنوان متغیرهای مستقل و حس رضایت به عنوان متغیر وابسته مورد ارزیابی قرار می گیرد. سپس، بار عاملی هر سنجه و جایگاه هریک از متغیرهای ساخته شده در الگوی نظری تعیین می شود. نتایج پژوهش بر اهمیت نقش معمار به عنوان سازنده ی فضا در رضایت ساکنان از مکان دلالت می کند؛ چنانچه ویژگی های فضایی بیشترین تاثیر را در رضایت ساکنان دارد. پس از آن ابعاد مدیریتی و اجتماعی مکان بر برآورد ساکنان از محیط دخیل است. کمترین معیار موثر بر رضایت کاربران، ویژگی های عملکردی مجتمع مسکونی است.
۵۳۹۶.

تدوین الگوی محله محوری در مدیریت شهری، با توجه به ویژگی های شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۲۹۲
لزوم رویارویی با چالش های جدید شهرنشینی، موجب دگرگونی اساسی در دیدگاه های مدیریت شهری شده است. در این زمینه می توان رویکردی فراگیر را شناسایی کرد که با تأکید بیش از پیش بر سطوح پایین و ابعاد ملموس زندگی شهری، به دنبال روش هایی است که اداره فرایند توسعه را به محله ها واگذار کند. با مطالعه مبانی نظری این رویکرد، به نظر می رسد که مفهوم اجتماع محلی و دیدگاه های مشارکتی، دارایی مبنا و سرمایه اجتماعی در تبیین و تحقق آن نقش اساسی دارند. بررسی یافته ها در دو محله منتخب از شهر مشهد گویای اهمیت دو عامل عمده اجتماع محلی و مدیریت شهری در تحقق رویکرد محله محور است که در این میان مدیریت شهری به عنوان آغازگر فرایند، نقش اصلی را دارد. بر این اساس، تقویت سامانه ارتباطی و اطلاع رسانی، آموزشی شیوه های مشارکت و برگزاری گردهمایی های محله ای به وسیله مدیریت شهری و همچنین ایجاد شورا و نهاد مدیریت شهری در مقیاس محله و حرکت به سوی برنامه ریزی محله ای را می توان مهم ترین گام ها برای تحقق محله محوری در مشهد دانست. گرچه مطالعه امکان سنجی نشان از تحقق پذیری دشوار این رویکرد در مشهد دارد، اما از آنجا که بسیاری از معیارهای تعیین کننده آن در حوزه تصمیم ها و اقدامات مدیریت شهری قرار می گیرند، می توان انتظار داشت که با درک عمیق مدیریت شهری از محله محوری و عزم اراده جدی برای دستیابی به آن، زمینه تحقق این رویکرد فراهم شود.
۵۳۹۷.

سازگار کردن طراحی معماری مسکونی شهر حمص در سوریه با اقلیم براساس مقایسه خانه های سنتی و معاصر شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۱۵
با توجه به اینکه مصرف بالای انرژی در بناهای مسکونی از عمده ترین مشکلات کشور سوریه است، اعمال ضوابط برای طراحی معماری همساز با اقلیم از مهم ترین راهکارهای کاهش مصرف انرژی می باشد. لذا این تحقیق درصدد آن است تا به بررسی و مقایسه بناهای مسکونی تاریخی و معاصر شهر حمص و استخراج جوانب مثبت و منفی هر یک از آن ها، بپردازد. مسئله ی اصلی این تحقیق، شناخت مسکن سنتی و معاصر شهر حمص از نظر الگوی زیست محیطی و ارائه راهکارهای عملی جهت طراحی مسکن همساز با اقلیم بر مبنای این شناخت است. برای دستیابی به این هدف در این تحقیق، ابتدا به صورت نظری معیارهای آسایش و مزایا و محدودیت های شاخص های مختلف طراحی اقلیمی، مطالعه و بررسی شده؛ سپس الگوهای مسکن شهر حمص تحلیل شده است. روش این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، اسناد و نقشه ها، مدارک و مشاهدات میدانی به یافته ها رسیده است که بناهای ارزشمندی در بافت تاریخی شهر حمص در دوره های مملوکی و عثمانی و به تأثیر از فرهنگ آن ها ساخته شده اند که اکنون بخشی از شناسنامه معماری سنتی سوریه را تشکیل داده اند. استعمار فرانسه بر سرزمین سوریه باعث تغییر فرم و سازه و شکل بناهای مسکونی شده است. در دوران استعمار فرانسه بناهای شهر حمص به تأثیر از تکنولوژی عصر صنعتی ساخته شد و درحال حاضر این بناها با مصرف انرژی بالایی در حال بهره برداری هستند؛ بنابراین لازم می شود که بعضی از راهکارهای طراحی همساز با اقلیم (گرم و مرطوب) در بناهای جدید شهر حمص با در نظر گرفتن ویژگی های معماری سنتی پیشنهاد شود. درنتیجه ایده مطرح شده در این تحقیق، ایجاد یک بافت شهری است، که از واحدهای مسکونی هبیتات الهام گرفته، قادر به رشد و گسترش طبیعی و انعکاسی از خانه های سنتی باشد و براساس مزایا و ویژگی های مثبت مطرح شده در پایان تحقیق می توان بناهای مسکونی جدید همساز با اقلیم شهر را طراحی کرد.
۵۳۹۸.

تدوین چارچوب اقدام و معاصرسازی مجموعه ذوب آهن کرج بر اساس سامانه رتبه بندی پایداری DGNB(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۶۶
اهداف: سامانه های ارزیابی پایداری ابزار مهمی برای سنجش و مدیریت اقدامات انجام شده در آثار معماری هستند. هدف اصلی پژوهش، سنجش میزان کارایی سامانه DGNB در نمونه مطالعاتی کارخانه ذوب آهن کرج است. روش ها: روش تحقیق روش توصیفی-تحلیلی؛ و از نظر هدف کاربردی است، روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و اسنادی است. به عنوان نمونه مطالعاتی، در این پژوهش به اولویت بندی و رتبه بندی پایداری در مجموعه ذوب آهن کرج پرداخته است. این کارخانه به عنوان میراث مشترک ایران و آلمان، به دست معماران مشهور از آلمان، اتریش، ایتالیا، سوییس و غیره در فاصله جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم ساخته شد، و از بناهای شاخص در حد آثار میراث جهانی به شمار می آید. یافته ها: یافته های پژوهش در مجموعه ذوب آهن کرج بر اساس سیستم DGNB، حاکی از آن است که کیفیت زیست محیطی با 20 درصد تاثیرگذاری بر پایداری مجموعه ذوب آهن کرج در رتبه اول، کیفیت اقتصادی با 9/17 درصد در رتبه دوم، کیفیت اجتماعی-فرهنگی و عملکردی با 7/16 درصد در رتبه سوم، کیفیت فناورانه با 3/15 درصد در رتبه چهارم، کیفیت فرآیندی با 2/15 درصد در رتبه پنجم و در نهایت کیفیت سایت با 15 درصد در رتبه ششم قرار دارد. نتیجه گیری: نتایج بر کارایی و موفقیت سامانه رتبه بندی DGNB در طراحی چارچوب اقدام در مجموعه ذوب آهن کرج، حکایت دارد. از این رو، می توان استفاده از این سامانه ارزیابی پایداری را در مدیریت فرآیند اقدام در سایر آثار ارزشمند میراث معاصر و میراث معماری صنعتی توصیه نمود.
۵۳۹۹.

واکاوی آبراهه ها و نظام زهکشی آب در تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۳۲
”پارسه“ یا تخت جمشید مهمترین اثر هخامنشیان بین 510 تا 330 ق.م. است که همچون مجموعه ای حکومتی-اداری و آیینی بر روی صفه ای عظیم بنا شده است. نظام زهکشی ساختمان ها و روان آب های تخت جمشید از دامنه ی کوه رحمت تا دشت مرودشت به شکل شبکه ی پیچیده ای از آبراهه ها منحصر به فرد است و بدست اشمیت (1342)، تجویدی (1355)، عسکری (1383-85) و اسدی (1395) کاوش شده است. این پژوهش با هدف شناخت نظام کالبدی-کارکردی زهکشی در تخت جمشید، به تک نگاری شبکه ی آبراهه ها پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که مجراها دارای کارکردهای مختلف انتقال آب بام از ناودانی درجاساخت، روان آب سطح زمین، شاخه های اتصال فرعی، و آبراهه های سراسری اصلی به شکل روباز، سربسته با یا بدون هواکش هستند. ساختار آن ها با سنگ یکپارچه زبره تراش یا پاکتراش یا تخته سنگچین است. اختلاف ارتفاع کف ابتدا و انتهای بلندترین آبراه حدود 7- متر و شیب متوسط مجراها 2% الی 4%  است اما شیب برخی به 30% هم می رسد تا جریان آب پیوسته در شبکه ی آبراهه ها با اختلاف ارتفاع مختلف باایجاد شکست در مسیر حفظ شود. مورفولوژی آبراهه ها به ویژه دو شاخه ی اصلی شرقی-غربی و شاخه ی شمالی-جنوبی، طرح ریزی یکپارچه ی کاخ های ادوار مختلف (مطابق نظر ارنست هرتسفلد) را نشان می دهد اما بر تغییرات موضعی (همانند نظر اریک اشمیت) تأکید دارد.  
۵۴۰۰.

آسیب شناسی کاهش قابلیت محیطی ناشی از تغییرات سلیقه ای و ناهنجار کالبدی محیط؛ نمونه موردی: کوهریگ مهریز استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۶۰
بیان مسئله: برخی از مناظر طبیعی یا شهری جمعی و قرارگاه های رفتاری آنان در اثر مداخلات و تغییرات ناهنجار انسانی در پیکره بندی کالبدی شان، با افت قابلیت های محیطی یا عدم توازن در میزان بهره مندی بین شهروندان مواجه هستند. در پاره ای از موارد، تغییرات محیطی علاوه بر کاهش کیفیت مکان با زوال منظر طبیعی و کالبد همراه است. بنابراین شناخت آسیب ها و ایجاد تطابق حداکثری میان الگوهای ذهنی و رفتاری شهروندان با محرک های محیطی و پیکره بندی کالبدی اثر، در تغییرات کیفی محیط امری ضروری است. کوهریگ مهریز استان یزد از جمله مناظر طبیعی ای است که تغییرات کالبدی آن باعث آسیب و تضعیف کیفیت و قابلیت محیط در این قرارگاه رفتاری، به خصوص برای گروه زنان، شده، درحالی که در سابق، قلمروی غالب این گروه بوده است. هدف پژوهش: این مقاله سعی دارد دلایل و عوامل کاهش قابلیت، بهره محیطی و تناقضات میان قرارگاه رفتاری کوهریگ با رفتار نهادینه شهروندان را بررسی و راهکارهایی را ارائه کند.از این رو ین پژوهش بر آن است چگونگی سازش میان الگوهای رفتاری متناقض با ماهیت محیطی و کاهش آسیب های کیفی و کالبدی آن را تبیین کند. روش پژوهش: پژوهش حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و پدیدارشناسی صورت گرفته است. نتیجه گیری: گسست های محیطی شکل گرفته از اقدامات نابه جا، جداسازی و تمایزات ناگهانی فضاها و ایجاد لبه ها در کوهریگ، که در شرایطی متفاوت از فضای رفتاری و ذهنی درون گرای شهروندان و حتی منظر بکر قبلی است، موجب تضعیف قابلیت محیط و منظر آن شده است. تغییرات ناهنجار محیطی باعث مکث و ورود افراد شهروندان، به خصوص زنان، به حریم های ذهنی و تشدید معناهای نهادینه ذهنی (چون درون گرایی، محرمیت، دیده نشدن و ...) و بروز رفتارهای مطابق با آن می شود. بدین منظور لازم است از تغییرات نامأنوس با ماهیت بستر پرهیز شود و گسست های محیطی حذف و تغییرات محیطی به تدریج به صورت کشش نرم در جهت ماهیت متفاوت برون گرایی جمعی تغییر یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان