خانه های تاریخی کاشان مجموعه بی نظیری از معماری تاریخی این مرز و بوم است که از جهت معماری، خصوصیات منحصربه فردی دارد. هدف این مقاله تحلیل نشانه شناختی (ساختگرا، فرهنگی و پساساختگرا) این خانه ها (عامری ها، طباطبائی ها، بروجردی ها، و عباسیان) با توجه به نشانه های فرهنگی آنها است. تمرکز اصلی این تحقیق بر باز نمود عناصر فرهنگی مانند محرمیّت، امنیت، قدرت، شأن و احترام اجتماعی در نظام نشانه ای خانه ها خواهد بود. به ویژه تحلیل این نشانه ها در پرتو تعبیر معماری «درونگرا» و «حجاب» در معماری خانه های تاریخی کاشان اهمیت ویژه ای پیدا می کند. در بخش بعدی به فرضیه ای درباره دو تقابل اصلی در این خانه ها اختصاص دارد: تقابل بیرون و درون و تقابل فرهنگ و طبیعت که هر دو از تقابل های مهم نشانه شناسی است. فرضیه ای که برای هر یک از این تقابل ها طرح خواهد شد شاید با نمونه های دیگری که تاکنون دیده ایم، تفاوت های اساسی داشته باشد. مؤلف در این بخش به چند خوانش واساز (پساساختگرا) از این خانه ها خواهد پرداخت. تصویرهای مورد استفاده در این تحقیق را نگارنده گرفته است.
زیستن به شیوه کوچندگی و عشایری یکی از قدیمی ترین روش های زندگی بشری است که برای بهره برداری از منابع طبیعی و سازگاری با شرایط اقلیمی – جغرافیایی شکل گرفته است. دراین شیوه زندگی، مسکن که یکی از مهم ترین ضروریات زندگی است به گونه ای سیار و قابل حمل به همراه این مردمان درحرکت و جابجایی بوده. اما در مقاطع مختلفی به دلایل سیاسی، امنیتی، رفاهی، خدماتی و ... یکجا نشینی و اسکان این قبایل موردنظر و اعمال قرار گرفته است. این اقدام مخالفان و موافقان خود را داشته است و دارد. اولین بار اسکان عشایر در ایران از سال 1310 در زمان رضاخان شروع شد و در دهه های اخیر با دیدگاه دیگری قوت و قوام یافت. این اقدام منجر به ایجاد تازه آبادهایی برای اسکان عشایر گردیده است. این مقاله به بررسی روند و چگونگی تبدیل مسکن عشایری به کالبدی با مصالح سنگین بر روی نمونه تازه آبادگل افشان سمیرم اصفهان پرداخته است. حاصل این مطالعه به مثابه الگویی تجربه شده می تواند دست مایه ای نظری برای معماران علاقه مند به فعالیت در این زمینه را نیز فراهم آورد.
مهم ترین معضلات واحدهای مسکونی در شهرک های پیرامون تهران، طراحی نامناسب بدون توجه به بستر محیطی، اقلیم، و شیوه سکونت ساکنان، کاربرد مصالح کم دوام و نهایتاً ضعف تکنولوژی ساخت است. وجود این عوامل سبب مصرف بی رویه منابع طبیعی و انرژی و آلودگی محیط می شود. تحقیق حاضر با توصیف اهداف و اصول معماری پایدار، خصوصاً روش های بومی در طراحی مسکن، به تدوین چارچوب نظری برای نحوه انجام مطالعات میدانی پرداخته است. بر اساس این چارچوب نظری، مطالعات میدانی در شهرک های مسکونی جدید پیرامون تهران با تاکید بر معضل مصرف بی رویه انرژی و مصالح و ایجاد انواع آلودگی های زیست محیطی و جستجوی علل آنها در نواقص برنامه ریزی و طراحی انجام شده است. سپس از تطابق اصول و مبانی بدست آمده از مطالعات نظری با نقاط ضعف و قوت منتج از مطالعات میدانی راه کارهایی برای برنامه ریزی و طراحی واحدهای مسکونی پیرامون تهران پیشنهاد شده است. این راهکارها در موضوعات مطالعات بوم شناختی و طراحی مبتنی بر خصوصیات و منابع مربوط به هر محل، طراحی اقلیمی، طراحی بر اساس فرهنگ و شیوه معیشت ساکنان و بکارگیری مصالح مناسب برای رسیدن به معماری پایدار است.