در این مقاله جهت تکمیل مبحث عایق بندی حرارتی به عایق بندی و ایجاد سد بخار و جلوگیری از تعریف در ساختمان ها اشاره شده و بعضی از جزئیات اجرایی مورد نیاز نیز معرفی گردیده است. جزئیات معماری ارایه شده با استفاده از مصالح ساختمانی رایج در کشورهای آمریکا و کانادا و دانش و تکنولوژی جدید مطرح در آن کشورها تهیه گردیده است که اگر چه مستقیما قابل استفاده برای مهندسین معمار و مجریان ساختمانی نمی باشد. اما ضرورت دارد که شناخت بیشتری نسبت به تکنولوژی ها و مصالح ساختمانی جدید ایجاد شود. تا مقدمه ای باشد برای تحول هرچه بیشتر در فن آوری ساختمانی در ایران.
فرضیه محوری این مقاله مبین آن است که نابسامانی نماهای ساختمان های ما ریش در عدم پاسخگویی مناسب به توقعاتی دارد که در طول تاریخ نسبت به نما ایجاد شده است. توقعاتی چون محافظت از ساکن در مقابل تهدیدهای خارجی ایجاد ارتباط میان درون و بیرون معرفی شخصیت و اعتبار مالک و طراح - و بالاخره عدم تکروی و قبول مسئولیت در عضویت واحد بزرگتری بنام فضای شهری. نابسامانی نما - منحصر به ساختمان های مسکونی نیست و کلیه ساختمان ها را در بر می گرد. ولی ساختمان های مسکونی کثیر العده ترین عناصر و تاثیرگذارترین عوامل منظر یک شهر می باشند لذا برای جلوگیری از اطاله کلام و خلط مبحث صرفا به بررسی نماهای ساختمان های مسکونی بسنده شده است. مقاله ابتدا به طرح علل مطرح شده توسط منتقدین پرداخته برای ارزیابی بهتر مسایل مورد انتقاد به ارایه سیر تکوینی نما پرداخته است. این بررسی برای هر توقع به صورت موازی در جوامع غربی و شرقی به ویژه ایران انجام پذیرفته است. در بخش جمع بندی ارزیابی مختصری از علل مطرح شده توسط کارشناسان صورت پذیرفته و نیاز به ملحوظ کردن همزمان توقعات چهارگانه مورد تاکید قرار گرفته است.
در این مقاله ضمن بررسی کلی تأثیر هم جهتی یا تضاد جهت باد و خیابان بر دمای خیابان ، پس از بررسی عوامل مذکور در چند خیابان تهران مرکزی و قیاس آنها با در نظر گرفتن اهمیت عنصر باد ، پیشنهادهایی برای یافتن بهترین جهت یک خیابان به منظور تخصیص زونهای عملکردی گوناگون یا تصمیم گیری صحیح در طراحی خطوط اولیه خیابان های یک شهر ارائه می شود تا بتوان با هدایت طراحی شده ی جریان باد ، تهویه ی شهری و ساختمانی فعال و دمایی مناسب ایجاد کرد .
الگوها برداشتی تجریدی هستند برگرفته از مفاهیم و ادراکات مشترک انسان های ساکن در فضا و محیط کالبدی که به کمک نمادها نشانه ها نیازها و هنجارها تجلی ظاهری می یابند . این الگوها پیچیدگی های محیط را قابل درک کرده و فضای مدرک و ملموس را ایجاد می کنند. بنابراین بدون داشتن تصویری روشن از آن مفاهیم و ادراکات داشتن الگویی از هنجارها و رفتارها ممکن نمی باشد. به دیگر سخن الگوها بیانگر آرمان های مردم هستند. آرمان هایی که از لابه لای تمایلات فطری و باورهای انسانی استخراج شده و سپس عینی ملموس و قابل مشاهده می شوند. محله ساخت و بافت آن و چگونگی شکل پذیری و شکل گیری آن یکی از این الگوهاست. ضرورت شناخت مفاهیم فضا از سویی شناخت ویژگی های فرهنگی بومی و تاریخی محله از دیگر سو و نیز معیارهای شاخت استخوانبندی می تواند ما را به ساخت الگوهای ذهنی رهنمون شده و توانائی شناسایی عناصر استخوانبندی محله را ممکن سازد این امر تعریف دستور زبان و واژگان ساخت محله را هموار ساخته و کاربست آنها را برای عینیت بخشیدن به الگوهای ذهنی میسر می سازد