شهر یزد و بافت قدیمی آن در میان سایر شهرهای ایران واجد ویژگی هایی است که آن را از سایر شهرها متمایز ساخته است. تنوع بیشمار بادگیرهای یزد یکی از عوامل مهم جذابیت سیمای شهر یزد می باشد.
علیرغم مطالعات گسترده ای که درمورد زمینه های مختلف هنر، معماری، باستانشناسی و تاریخ تخت جمشید انجام گرفته است. در مورد بستر طبیعی و منظر این مجموعه باارزش اطلاعات اندکی موجود است و از آن جمله وجود برج و باروی آن هنوز در پرده ای از ابهام است. هدف از این مقاله ارائه مدل سه بعدی منظر تخت جمشید در دوره هخامنشیان است. روش اصلی این تحقیق، تفسیرعکس های هوایی در مقیاس های مختلف و پردازش و تفسیر داده های ماهواره ای TM و + ETM است. این روش از شیوه های جدید تحلیل پهنه های تاریخی است. با استفاده از تفاوت در بافت، اندازه، زمینه رنگی، شکل و الگوی پوشش گیاهی و هم آیندی این معیارها با بروز عوارض خطی و لکه ای در پیرامون تختگاه مکان و سیمای احتمالی بارو و برج های دیده بانی تخت جمشید تعیین شده است. در ادامه با استفاده از مستندات تاریخی، منظر تخت جمشید بازسازی شده است. دستاورد این تحقیق علاوه بر کشف سیمای منظر باستانی تخت جمشید در دو دوره تاریخی از تمدن هخامنشیان که می تواند راهگشایی در کاوش های باستانشناسی و معماری این مکان باارزش باشد، معرفی شیوه ای از مستندسازی ویژگی های طبیعی و منظر برای سایر پهنه های تاریخی کشور است که نیاز به حفاری های متعدد و در نتیجه تخریب های محیطی را به حداقل می رساند.
در تبیین ویژگی های آثار یک تمدّن یا جامعه، توجّه به معیارهای برآمده از جهان بینی و فرهنگ آن تمدّن یا جامعه یکی از موضوعات لازم الرعّایه و در عینِ حال مغفول است. این غفلت سبب می شود که تحوّلات و برنامه ریزی ها و طرّاحی هایی که برای این آثار انجام می شوند نیز (بدون توجّه به معیارهای بومی) و با معیارهای بیگانه انجام شود. در نتیجه حاصل کار آثاری بیگانه خواهد بود. مقاله حاضر بر آن است تا به برخی موضوعات مرتبط با میادین ایرانی و دگرگونی مفهوم میدان یا به عبارتی به مقایسه مفهوم میدان های تاریخی و میادین معاصر بپردازد. در این روند پس از مقدّمه ای که به برخی کلّیاتِ مرتبط با موضوع اشاره خواهد کرد، مباحث اصلی تحت عناوین زیر مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مفهوم میدان و سیر تغییر آن در فرهنگ ایرانی، سیر تغییر عملکرد(های) اصلی میادین، عناصر اصلی میدان، عناصر طبیعی در میدان ها، عوامل مؤثّر بر دگرگونی میدان ها، ویژگی های وضعیت حاضر، اقدامات اخیر در بازسازی و احیای میادین تاریخی، عملکردهای اجتماعی میادین شهری و نتیجه گیری.
به دنبال تغییر در شرایط و عوامل موثر در گسترش و توسعه شهری در دوران اخیر، محلههای مسکونی انسان ساخت جایگاه ویژهای در شکلگیری شهرها داشتهاند. در حالی که توسعه شهری پایدار بخش عمدهای از ادبیات شهرسازی سال های اخیر را به خود اختصاص داده است، پرداختن به اصول و معیارهای توسعه محلهای پایدار هنوز نیازمند تحقیق و پژوهش فراوان است. محله نارمک تهران را می توان یک محله پایدار دانست که محصول برنامهریزی و طراحی شهرسازان دوران معاصر است. یافته های تحقیق حاضر نشان میدهد که اصول و معیارهای پایداری محله نظیر هویت، سرزندگی، دسترسی، تنوع، تأمین خدمات و امنیت، درحد بالایی در نارمک تحقق یافته است. با وجود این، آنچه که به عنوان هشدار و دغدغه جدی مطرح است، ظرفیت قابل تحمل محله است. محله نارمک به آستانه ظرفیت های جمعیتی و ساختمانی رسیده، و چنانچه نظارت مستمر به عنوان یک اصل مهم مورد غفلت قرارگیرد، اصول و معیارهایی که پایداری محله را تاکنون تضمین کردهاند، از دست خواهند رفت. بدین ترتیب، علاوه بر اصول معمول در برنامه ریزی و طراحی محله ها، اصل ظرفیت قابل تحمل محله میباید به عنوان یک اصل تعیین کننده و اجتنابناپذیر برای پایداری محلهها مورد توجه جدی قرارگیرد.
صبح روز سه شنبه مورخ 4/12/1383 زلزله ای با شدت 5/6 ریشتر در منطقه شهرستان زرند ـ استان کرمان ـ رخ داد که به کشته شدن بیش از ششصد نفر و مجروح شدن هزاران تن انجامید. بررسی های انجام شده پس از زلزله های مختلف رودبار، قائنات و بم نشان از آن داشت که از میان آسیب های گوناگون ناشی از مراحل شکل گیری ساختمان ـ از بدو سیاستگزاری تا بهره برداری ـ آسیب های ناشی از مرحله اجرا همواره از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده اند. در این مرحله حساس، متاسفانه کم توجهی و اهمال از یکسو و دستورالعمل های ساختمانی تدوین نشده ولی رایج از سوی دیگر، منشا، اصلی ناهنجاری ها را تشکیل می دهند. بدین ترتیب است که به نظر می رسد ما از جنبه های مختلف آموزش در سطوح گوناگون طراحی، نظارت و اجرا غافل بوده ایم. آموزشی که علاوه بر جنبه های آکادمیک، در شکل آگاهی دهنده و حساسیت برانگیز آن نزد عامه مردم نیز بسیار کم اثر و گاه غایب بوده است. در این مقاله سعی شده است با بازدید از منطقه و توجه به گونه های ساختمانی حاضر، این مرحله از شکل گیری ساختمان مورد توجه قرارگیرد و با در نظر گرفتن آئین نامه 2800 بدین پاسخ دست یابیم که اجرای نامناسب ساختمان ریشه در کدام مقوله دارد.
این مقاله با هدف عمق بخشیدن به مفهوم "عملکرد" و قبول مشروط شعار معماری مدرن "فرم پیرو عملکرد است" به عنوان فرضیه از طریق تحلیل محتوایی بیانات و نظریه های هنجاری و تجربی موجود در معماری آن را به آزمون می گذارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که قابلیت یک فرم از یک سو به نیازهای استفاده کنندگان و انگیزه های درونی آنها و از سوی دیگر به توانایی های بالقوه شکل و فرم کالبدی محیط باز می گردد. از آن جهت که از یک سو مفهوم عملکرد گرایی با مجموعه وسیعی از خصوصیات انسانی در گیر بوده و از سوی دیگر به نگرش معمار نسبت به مجموعه ای از پدیده ها مرتبط می باشد لذا طرح او طیف وسیعی از نیاز های انسانی چون زیبایی شناسی و نمادگرایی یا معناشناسی را به عنوان بخشی از عملکرد بنا شامل می گردد. این مقاله گزاره ای جدید جهت شناخت وسیع تر از نسبت فرم و عملکرد را را جایگزین شعار معماری مدرن می نماید.
مبحث رابطه زبان و ذهن از مدت ها قبل در جهان مطرح و نظریات متعدد و رو به تحولی در این حوزه مطرح بوده است؛ آنچه در این عرصه متاخر به حساب می آید نحوه ارتباط متقابل زبان و محیط زیست از طریق ارتباط بین زبان و ذهن و فرآیندهای تفکر است. در این میان و در مورد خاص زبان فارسی و فرهنگ ایرانی، موضوع ما در این مقاله ارتباط مستقیم بین زبان و محیط زیست است. این ارتباط آن قدر مستحکم و عمیق است که هر فارسی زبانی برای درک، شناخت، ارزیابی و اظهار نظر در مورد محیط انسان ساخت یا طبیعی چاره ای ندارد جز یاری گرفتن از چارچوب و اجزای زبان فارسی. این بدین معنا است که زبان تنها یک وسیله ارتباطی نیست و نقش آن بسیار فراتر از این محدوده کوچک می رود. در این مقاله ضمن ارائه مستنداتی محکم در قالب روش تحلیل محتوا در مورد وجود غیر قابل انکار نقش زبان (در اینجا زبان فارسی) در فهم جهان اطراف، نشان داده شده است که وقتی ما در زبان فارسی به مفهومی اشاره می کنیم آن مفهوم ویژه این "جهان – زبان" خاص است و ویژگی های منحصربه فرد خود را دارد. به زبان دیگر فهم ما از محیط از زبانمان نشات می گیرد و در نتیجه زبان فارسی مرجع بسیار مهم و غیر قابل جانشینی برای دریافت و فهم ویژگی های خاص محیط زیست انسانی اصیل ایرانی است.
در این مقاله سعی بر این است که به تبیین جایگاه دروازه در خاطره جمعی شهر معاصر و ریشه یابی «رشته های خاطره ای» آن پرداخته شود. دروازه ها در شهر قدیم به عنوان مکان های آستانه ای برای عبور و گذار مطرح بوده اند. در شهر امروز با فروریزی حصارها هرچند کالبد دروازه ها تغییر شکل یافته است، اما مکان آنها همواره تداعی کننده خاطره های جمعی شهروندان بوده و می تواند موجد خوانایی شهر و بیان کننده هویت مدنی و برانگیزاننده احساس غرور در مردم شهر گردد. چنین مکان هایی به همگان تعلق دارد، همان طور که در گذشته نیز چنین بوده است و هدف اصلی مرمت و نوسازی آن، باید ایجاد و ارتقاء حس تعلّق به مکان در راستای افزایش حس همبستگی و تعلّق اجتماعی باشد. به این ترتیب مقاله نخست به دروازه های شهر به عنوان مکان های ویژه نمادین می پردازد و سپس ضمن مروری بر دروازه های شهر قدیم شیراز و ریشه های خاطره ای آنها، قابلیت تعمیم چنین رویکردی به «آستانه» و «قلمرو»ی بافت قدیم در ارتباط با بافت جدید و ایجاد پیوند میان این دو را از طریق تقویت «حس مکان» و پرداختن به «تداوم رشته های خاطره ای» مورد توجه قرار می دهد.
شهرها از دوران باستان نشانه قدرت و توان سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی، تکنولوژیکی و قدرت خلاقیت جوامع مختلف، بوده اند. بدین ترتیب مشخص است که هر جامعه انسانی، برای دست یابی به تمدن، به عنوان بالاترین و والاترین سطح فرهنگ بشری، و ساختن و نگهداری شهرها، می باید، ابتدا، مسائل و معضلات متعدد و گسترده ای را حل کرده و پشت سر گذاشته باشد. بدیهی است که دستیابی و میزان رشد تمدن در بین جوامع مختلف بستگی مستقیم به میزان موفقیت آنها در حل مسائل فوق و توجه به موضوع هایی داشته است که دیگر جوامع از توجه و حل آنها عاجز بوده اند. به همین علت است که، تمدن های باستانی و کهن، قدر و ارزشی کم نظیر می یابند و باز به همین علت است که امروزه می توان تفاوت های بسیار زیادی را بین شهرها، در جوامع توسعه یافته، در حال توسعه، و عقب مانده، مشاهده کرد. این اختلافی است که، در حال حاضر، بین شهر در ایران، در مقایسه با گذشته شکوهمند و افتخارآفرین خودش، و همین طور تمدن و شهرنشینی در جهان توسعه یافته معاصر، به چشم می خورد. این مقاله در پی پرداختن به این موضوع، و بررسی برخی از جوانب مختلف و کلیدی آن، چالش ها و موانع رودررو و راهبردهای احتمالی برای برون رفت از شرایط موجود است.