اگرچه مفهوم منظر شهری همیشه مثمر بر روی الگوی شهری اروپایی متمرکز است، اما براساس یک تجربه بین المللی شکل گرفته و دستاوردهای آن قابل قیاس و نیز سازگار با دیگر الگوهای شهری است. این منظر با ارایه راهکاری منسجم به، زیربنای پایداری شهری جدید را خلق کرده و به بازتعریف کاربرد فضاهای باز شهری می پردازد.
مقاله حاضر کشاورزی شهری را به عنوان یکی از اصلی ترین مؤلفه های منظر شهری پایا مورد توجه قرار داده و به بررسی نقش منظر حاصلخیز در بستر طراحی منظر شهری همیشه مثمر می پردازد. امروز نمایشگاه های بین المللی و انتشارات زیادی این موضوع را مورد توجه قرار داده اند. همچنین این مقاله تغییر قابل توجه کشاورزی شهری را از یک موضوع حاشیه ای به موضوعی اصلی در معماری و شهرسازی معاصر دنبال می کند.
این نوشتار اذعان می کند توجه کافی به کشاورزی شهری باعث می شود طراحی منظر حاصلخیز اساس سیاست های توسعه پایه ریزی شود که حمایت از فعالیت های آن نیازمند اقدامات انتظامی، ضربتی و ماهرانه ای است تا بتواند از تمامی پتانسیل های کانسپت هایی منظر شهری همیشه مثمر برای ساختن زیربنای ضروری درون شهرهای پایدار آینده به درستی استفاده کند.
یکی از مهم ترین منابع جهت شناخت باغ و باغسازی دوران اسلامی ایران، کتاب «ارشاد الزراعه» ابونصر هروی است که در 921 ه.ق، چند سال پس از سقوط تیموریان، به نگارش درمی آید. این کتاب منبع ارزشمندی جهت آشنایی با مباحث گوناگون باغبانی و باغسازی محسوب می شود و در هشت بخش با عنوان «روضه»، به توصیف مهم ترین ضرورت های باغسازی می پردازد. هدف این مقاله پاسخ گویی به این سؤال است که مهم ترین مؤلفه های سازنده یک باغ در این دوران چه بوده است؟ و نویسنده ارشادالزراعه چه ارکان و اصولی را برای باغسازی و باغ آرایی که جزء جدایی ناپذیری از کشاورزی و زراعت بودند معرفی می کند؟ تحلیل و تفسیر روضه های این کتاب، نشان از پیچیدگی مقوله باغسازی دارند. سه امر گیاه، آب و عمارت، که هریک قواعد خاص خود را می طلبند، در پیوند با شش اصل زراعت و دهقنت، علم سیاق، منطق کاشت، احوال سال دانستن، هندسه کرت ها و هم نشینی و هم جواری گیاهان، چارچوب های سازنده یک باغ ایرانی را تشکیل می دهند. با بازخوانی این کتاب می توان در بررسی و تاریخ نگاری باغ های ایرانی نگاه و تفسیری مجدد داشت.
نور روز یکی از عوامل پایداری انرژی محسوب می شود. علاوه بر اینکه دریافت نور خورشید تأثیر مثبت در کاهش مصرف انرژی دارد، می توان از دیگر ویژگی های نور روز همچون اثر مثبت بر روی سلامت باشندگان، مطلوبیت بصری، خلق فضای معماری ریتمیک وزیبا و همچنین ویژگی های مفهومی نور مانند ایجاد سایه، عمق، جدل بین داخل و خارج بنا، در جهت مطلوبیت فضا همچون معماری گذشته ایران بهره مند شد. به همین منظوربا توجه به وضعیت موجود مسکن شهر خرم آباد وبر اساس جهت گیری غالب ساختمان های مسکونی در مناطق جنوب شهر خرم آباد این سوال مطرح می شود که الگوی معماری حاکم شده برمسکن امروز این مناطق در شهر خرم آباد که شامل جهت گیری ساختمان ها، نوع نورگیر ها و چیدمان پلان ها است. دسترسی مناسب به نور روز را فرا هم کرده است؟ جهت یافتن پاسخ این سوال انتخاب نمونه های موردی موجود انجام شده است. روش کار به این صورت بوده که با استفاده از روش تحقیق میدانی و اندازه گیری دریافت های نور خورش ید در پلان های چهار نمونه موردی در منطقه مورد نظر به وس یله دستگاه سنجش روشنایی(لوکس متر) در چهار فصل س ال در زمان های مختلف روز و تحلیل ساختار و چیدمان پلان های معماری در راستای بهره گیری از نور روز پرداخته شده است. برای دستیابی به نتایج بهتر آنالیز داده ها در نرم افزار Excel، ترسیم نمودار های حاصل از این نتایج و مقایسه آنها با هم صورت گرفته که در پایان می توان به این نتایج دست یافت که جهت گیری ساختمان ها و تنوع نورگیر ها به درستی انجام شده است، ولی چیدمان پلان و ساختار طراحی آن نیاز به اصلاح و هدف گذاری بهتر در جهت اقلیمی دارد. با بهبود ساختار طراحی پلان های مسکونی در الگوی شهر خرم آباد می توان به معماری مناسب از لحاظ بهره گیری مطلوب از نور روز دست یافت.
درک رابطه میان اجزا با کلیت یک پدیده از دیرباز مورد توجه آدمی بوده و هست. عطش درک واقعیت از طریق خروج از حدود یک پدیده برای فهم کامل آن، از ابتدا در وجود انسان ها وجود داشته است. ارضای این غریزه فطری چه در قالب امور متعالی و چه امور مادی، همواره لذتی بی پایان را برای انسان به ارمغان آورده است. از این رو آدمی همواره در پی رسیدن به جایگاه یا نظرگاهی بوده که چه به لحاظ عینی و چه ذهنی به اطراف خود اشراف پیدا کند. منظر هوایی نظرگاهی است که از دریچه آسمان، فرصتی برای درک کامل و جامع یک پدیده فراهم می آورد و وسیله ای برای فهم صفت های عالی و ابزاری قدرتمند در دستان رسانه برای جهت دهی به افکار عمومی است. برای رسیدن به درک کاملی از پدیده ها و رویدادهای عظیم اجتماعی نظیر انقلاب های مردمی، استفاده از منظر هوایی بهترین گزینه ممکن است. خیابان «انقلاب اسلامی» تهران به واسطه برخورداری از وزن ژئوپلیتیک1 بالای خود، قریب به سی و پنج سال است که به واسطه رسانه ملی خود را برای عموم مردم ایران و حتی جهان به نمایش می گذارد، تا آنجا که در جامعه جهانی کالبد این محور و حضور میلیونی مردم در این خیابان به عنوان نماینده ای از جامعه ایرانی قلمداد می شود. در صورتی که نمای پنجم3 رهاشده و بام های متروکه این محور کیفیت منظر هوایی آن را به شدت پایین آورده و ضروری است با مدیریت صحیح شاخص های کمی و بهره گیری از پیشینة قوی و کیفیت های بالای مناظر هوایی در شهرهای سنتی ایران، خیابان انقلابی شایسته تر را به جامعه جهانی معرفی کرد.
مسئله: پاندمی کرونا آسیب پذیری شهرها را در شرایط فعلی شان نشان داد و یکی از محرک های قوی برای نیاز به بازاندیشی ریشه ای در برنامه ریزی شهری را آشکار کرد. یکی از رویکردهای نظری که در شرایط همه گیری مورد توجه برخی از کشورهای توسعه یافته قرار گرفت، رویکرد شهر 15-دقیقه ای است که تراکم بهینه، مجاورت عملکردهای مکمل و سازگار از اصول اساسی آن می باشد. اهداف : هدف مقاله بررسی مفهوم شهر 15 دقیقه ای، شناسایی مولفه های دستیابی به آن و نحوه انطباق آن در نمونه موردی مطالعه مهرشهر کرج است. روش ها: از موضع هدف پژوهش حاضر کاربردی و به لحاظ روش تحقیق ماهیت توصیفی- تحلیلی دارد. در تحلیل بررسی دسترسی به کاربری های شاخص که از محورهای کلیدی در شهر 15-دقیقه ای است از تحلیل شبکه معابر پیاده در نرم افزار GIS بهره برده شد و با استفاده از تکنیک SWOT و QSPM به تعیین و اولویت بندی راهبردهایی برای توسعه آتی محدوده مطالعاتی در راستای شهر 15 دقیقه ای پرداخته شد. یافته ها : عدم وجود تنوع عملکردی (خلاء در کاربری های آموزشی، مذهبی و درمانی) و نبود پیوستگی مسیر و کفسازی بسیار نابسامان برای پیاده از جمله مهمترین مسائل پیشروی این محدوده برای انطباق با رویکرد شهر 15 دقیقه ای است. نتیجه گیری : تامین ایمنی و امنیت افراد پیاده و دوچرخه سوار، تامین زیرساخت و خدمات مورد نیاز پیاده روی و دوچرخه سواری، به کارگیری اصول کاربری اراضی مختلط و چندگانه و توزیع متعادل خدمات از مهمترین راهبردهای پیشنهادی پژوهش حاضر برای این محدوده جهت انطباق با رویکرد 15دقیقه ای و تاب آور در برابر پاندمی های احتمالی آتی است.
مسئله تعامل اجتماعی در اندیشه غربی، به مکان های جمعی در جامعه وابسته است و دلیل توجه به مکان های شهری- جمعی از جمله خیابان ها، مراکز عمومی، میدان ها و دیگر موارد شهری- معماری، نشأت یافته از این مبانی است. تعریف تعامل اجتماعی در معماری غربی همگام با مکان جمعی شهری بوده و موجب شکل گیری نگرش های متفاوت در ایجاد این مکان ها و معماری آنها در مطالعه تطبیقی با اندیشه اسلامی شده است. یافتن مبانی فکری مفهوم تعامل اجتماعی در اندیشه اسلامی و نوع ویژگی های این مکانِ معماری، هدف اصلی این پژوهش است. نوع نگرش در این بحث واکاوی اساسی بحث تعامل اجتماعی از منظر فلسفه اسلامی و یافتن پاسخ این پرسش است که مبانی فکری محققان و اندیشمندان جامعه اسلامی در خصوص تعامل اجتماعی متأثر از چه چیزی بوده و در نهایت مبانی فکری شکل گیری مکان تعامل اجتماعی از منظر اسلام چیست. این تحقیق از نوع پژوهش های بنیادی- نظری است که به روش استنادی و استدلال منطقی پژوهش شده است. درک و تفهیم ارزش ها و مفاهیم برآمده از اندیشه اسلامی و رسیدن و استنباط اصولی که در نهایت عمل رفتاری را به همراه دارد، در خصوص مبانی نظری مکان تعامل اجتماعی از یافته های اساسی این تحقیق با توجه به اصول و نصایح موجود در منابع مطالعاتی اسلامی و اندیشه دانشمندان و محققان حوزه اندیشه اسلامی است. در ابتدا ارزش های معرفی و شناسایی شده توسط فرد و جامعه مقبول واقع گردیده و سپس از ناحیه نصایح و اصول دینی با توجه به نوع رایحه زندگی متّصل به مؤلفه های دینی در اجتماع، سنجیده و اصول یابی شده و سرانجام با توجه به مُحرز شدن این اصول به عنوان رفتاری عملی از جانب همان فرد و جامعه احراز می گردد. خانه و خانواده در مفهوم معماری اسلامی آغازگر تعامل اجتماعی است که در پرتو آن می توان به جامعه صالح که غایت آن مکان تعامل اجتماع است، رسید. این موضوعات در مکان معماری به واسطه فضاسازی های داخلی، مرکزیت قرار دادن فعالیت های خانواده در فضای اصلی و روابط و اختصاص دادن فضاهای گردشی- حرکتی با توجه به برخوردهای چهره به چهره قوی امکان پذیر می باشد که نمونه هایی از عمل به ویژگی های برآمده از اندیشه اسلامی در تعامل اجتماعی می باشند.
پراکندگی آثار برجای مانده در دشت پاسارگاد، شناسایی و درک این مجموعه را به عنوان اولین پایتخت هخامنشیان دشوار می کند. یافته های باستان شناسی عمدتاً بر اجزا و بناها متمرکز بوده و ساختاری کلی ارائه نمی کند.
تحقیق حاضر در ابتدا با بررسی اسناد تاریخی در کنار یافته های اخیر باستان شناسی سعی در اثبات وجود باغ به عنوان عامل پیونددهنده در محوطه پاسارگاد دارد. در گام دوم با تحلیل عناصر به جامانده مبتنی بر برخی سنت های منظره پردازی ایرانی همچون وجود محور اصلی و تقارن درصدد یافتن هندسه باغ و الگوی حاکم بر آن برآمده است.
نتایج حاکی از آن است که کلیه بناهای دشت پاسارگاد در یک ساختار منظم فضایی احداث شده اند و باغی وسیع بر کلیه عناصر احاطه داشته است. «باغ شاهی» تنها بخش کوچکی از این مجموعه وسیع بوده و درواقع به نظر می رسد که نخستین مرکز حکومتی-آیینی هخامنشیان یک باغشهر با ساختاری منظم و یکپارچه بوده است.
باغ ایرانی مظهر قدرتمند معنوی است. مفهوم مقدس گیاه در دوران قبل از اسلام و بعد از آن به نوعی باغها را تصویر بهشت بر زمین معرفی می کرده باعث شده که در جای جای این سرزمین ما شاهد باغهای زیبایی باشیم. یک نمونه از این باغهای زیبا مجموعه باغهای بهشهر در استان مازندران است. استانی که خود مجموعه ای از باغهای زیبای خداوند است. در این مقاله ابتدا این باغها از نظر تاریخی مورد مطالعه قرار گرفته شده اند و سپس بطور اجمالی تغییراتی که در هر دوره بر روی این باغها به وجود آمده مطرح شده است و در نهایت نقشه هایی برای سیستم آبرسانی و مجموعه باغها ارائه شده است.