بسیاری از مورخان غربی و شرقی پیشرفت در تولید اقتصاد کشاورزی را عامل اصلی پیدایش شهرهای نخستین می دانند. این نظریه مورد پذیرش کسانی که «شهر اسلامی» را مورد بررسی قرار داده اند ، نیز قرار گرفته است. آنچه نوشته حاضر برآن تأکید دارد، جنبه فرهنگی و مداقه در فضای شهر از دیدگاه نظام ارزشها است. بسیارند شهرهایی که به برکت ارج نهادن به فرهنگ قرن ها دوام یافته و کانون انتقال ارزش ها به نسل های آینده شده اند. یک نمونه شهر اسکندریه است که می توان از ان بمنزله میراث فرهنگی تمدن باستان به جهان اسلام نام برد. گذشته از منابع تاریخ شهر، متونی که با جنبه های معرفت شناسی و ادب پارسی سرو کار دارند، اطلاعات ارزشمندی درباره این شهر به دست می دهند که نوشته حاضر مقدمتاً به طرح برخی از آنها نظر داشته است. کلیدواژگان: پیدایش شهر، فرهنگ، شهر: کانون فرهنگ، اسکندریه
در میان کاخ های شاه عباس اول در مازندران، عمارت عباس آباد به جهت ویژگی های بارزی که دارد، قابل توجه است. این عمارت را می توان محل تلاقی باغسازی غیررسمی و باغسازی رسمی دانست؛ چنانکه در آن یک دریاچه مصنوعی که عناصر باغسازی آزادانه اطرافش شکل گرفته اند و فضایی کاملاً هندسی که با ارتفاع از سطح دریاچه قرارگرفته، به هم متصل می شوند. همزیستی این دو بخش و ارتباط نزدیک این اقامتگاه با طبیعت جنگلی اطراف، نمایانگر نوعی ارتباط اصیل میان برخی از باغ های صفوی با منظر طبیعی است؛ رابطه ای که به صورت تمایل برای «حفظ» یا «بازتولید» طبیعت با ویژگی های بکر و رام نشده آن بروز می کند. ازاین روی در عباس آباد بهشهر به جای یک کاخ سلطنتی باشکوه، اقامتگاه شکاری ساده ای ساخته می شود که گوشة عیش شاه عباس اول است.
طراحی معماری به عنوان یک فعالیت اجتماعی، واجد خصوصیاتی است که وقتی مورد توجه قرار گیرد در آموزش آن نیز تاثیراتی خواهد داشت. مطالعات موردی و میدانی در دفاتر معماری موید این نکته است که تصمیم گیری های طراحی به نوعی یک مهارت اجتماعی است. معماران و دانشجویان معماری باید یاد بگیرند که بتوانند در این زمینه فعالیت کنند. این مقاله مشکلات عمده طراحی عملی شامل: تعادل در طراحی، تعدد بازیگران، بلاتکلیفی حرفه ای، کشف دائمی طرح، نتیجه شگفت انگیز و پیامددار را مورد بحث قرار می دهد.....
قرآن کریم به عنوان مهم ترین متن دینی مسلمانان در حوزه های مختلف دانش بشری دارای ظرفیت های قابل توجهی است که اغلب مورد غفلت قرار گرفته است. از جمله موضوعات طرح شده در این کتاب آسمانی، شهر و مؤلفه های آن است که بر این اساس، تاکنون پژوهش های مختلفی پیرامون شهر اسلامی انجام شده است. در همین راستا، طی این مقاله به بررسی این مسئله پرداخته شده است که آیا قرآن کریم، تمایزات عرفیِ میان شهر و روستا را به رسمیت می شناسد یا خیر؟ به بیان دیگر، در ادبیات قرآنی، شهر چه مؤلفه یا مؤلفه هایی دارد که آن را از قریه (آبادی یا روستا) متمایز می سازد؟ برای این منظور در این مقاله، دو کلیدواژه مدینه (شهر) و قریه (روستا) در قرآن کریم با استفاده از روشی ترکیبی (مرکّب از تحلیل محتوای کیفی و استدلال منطقی) مورد ژرفکاوی قرار گرفته اند. یافته های تحقیق بیانگر آن است که قرآن کریم برخلاف نظریات رایج در حوزه شهرسازی، مؤلفه اصلی در تمایز ماهوی شهر و روستا را ناشی از تفاوت های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و حتی جمعیتی نمی داند بلکه در ادبیات قرآنی، مؤلفه اصلی در تمایز ماهوی شهر و روستا عبارت است از ایمان به خدای متعال و الزامات حاصل از آن و لذا یک زیستگاه انسانی، هر چقدر هم که به لحاظ جمعیتی و کالبدی بزرگ باشد، چنانچه فاقد این مؤلفه باشد از منظر قرآن فاقد استحقاق لازم برای اطلاق واژه مدینه (شهر) است. این ادّعا در بدنه پژوهش، با تطبیق آیات مختلفِ حاوی واژه های مدینه و قریه پیگیری و اثبات شده است.