تغافل، یکى از روش هاى قابل توجه در تربیت و یکى از اصول مهم زندگى آرام و خالى از دغدغه است که در عرصه های گوناگون حیات بشری از اهمیت بالایى برخوردار می باشد. چشم پوشی از اشتباه دیگران، رفتاری آگاهانه برای حفظ شخصیت فرد خطاکار و متوجه ساختن او به کار نادرست خویش است. هدف این پژوهش، مفهوم شناسی تغافل، تبیین انواع و آثار تربیتی آن می باشد. بدین منظور، این نوشتار با رویکرد توصیفی – تحلیلی به مطالعه و بررسی آیات قرآن کریم، روایات، و آثار مرتبط و استنباط از آنها پرداخته است. یافته ها حاکی از این است که تغافل با هدف اصلاح رفتار به کار می رود. اگر خطا ناچیز باشد و متربی بر خطا اصرار نورزد و عزت نفس وی حفظ گردد. آثار تربیتی ارزشمندی مانند تداوم ارتباط با مربی، حفظ کرامت متربی، زمینه سازی اصلاح رفتار متربی، اعتبار مربی و آرامش خاطر مربی را در پی خواهد داشت.
واژه های روح، نفس، قلب، فؤاد و صدر در قرآن به ساحت دوم انسان اشاره دارند. نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی، به بررسی چندگانه یا یکی بودن مشارٌالیه آنها می پردازد و با بررسی نظرات مفسران به ویژه علامه طباطبایی، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملی، معیاری نو برای تمییز مشارٌالیه آنها ارائه می دهد. حاصل اینکه امر مجرد، پیش از تعلق به بدن، روح و پس از آن نفس نامیده می شود. میان این دو و سه واژه قلب، فؤاد و صدر نیز تمایزی احساس می شود. این سه در کاربرد مطلق، همان معنای نفس یا روح را می رسانند؛ ولی قرین با اوصاف، به مرتبه ای از مراتب روح یا نفس انسانی اشاره دارند؛ یا اینکه روح و نفس همانند اسامی هستند که به تمام حقیقت انسان اشاره دارند، ولی قلب و فؤاد و صدر همانند اوصافی هستند که هرچند با نفس و روح متحدند، به تمام حقیقت انسان اشاره نمی کنند.
یکی از دیدگاه های رایج در زبان شناسی شناختی، نظریه «استعاره مفهومی» است که می توان از این نظریه در مطالعات دینی استفاده کرد. در پژوهش حاضر، ابتدا مقدماتی درباره استعاره و نظریه استعاره مفهومی بیان می شود؛ سپس با بررسی مفهوم «لِسان» در قرآن کریم بر اساس نظریه استعاره مفهومی، تأثیر این دیدگاه بر نحوه فهم گزاره های دینی بررسی می گردد. به همین منظور تمام آیاتی که مشتمل بر واژه «لسان» بودند، استخراج و حوزه های مبدأ استعاره مفهومی «لسان» واکاوی می شوند. واژه «لسان» و جمع آن (أَلْسِنَه) 25 بار در کل قرآن به کار رفته است که نتیجه بررسی عبارات استعاری «لِسان» نشان می دهد که قرآن برای مفهوم سازی «لِسان» از دو شیوه استعارة مفهومی و مجاز مفهومی استفاده کرده است. بر اساس یافته های پژوهش، شش مورد استعاره مفهومی در آیات مورد نظر یافت شد که در آن آیات، از زبان و اعمال منتسب به آن مانند ضربه زدن، دریافت (تلقی)، بستن و باز کردن، شهادت دادن و پیچاندن برای مفهوم سازی مفاهیمی مثل دشمنی کردن، طعنه زدن، تمسخر و شیوایی در سخن و مانند آن (که عمدتاً از درجه انتزاع بالایی برخوردارند و از تجارب پایه بشر به شمار نمی آیند) استفاده شده است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در دین اسلام از جایگاهی والا برخوردار است و حفظ حرمت آن حضرت بر همگان لازم و ضروری است. اسلام برای تأمین مصالح متعددی همچون جلوگیری از هر گونه هرج و مرج در جامعه اسلامی، معرفی مقام و منزلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و حفظ و صیانت جایگاه حقیقی و حقوقی آن حضرت، مجازات و عواقبی را برای حرمت شکنان و سبّ کنندگان به آن حضرت در نظر گرفته است. هدف از این نوشتار، آن است که با استفاده از منابع مکتوب و شیوه کتاب خانه ای، به بیان مجازات سبّ النبی از نگاه فریقین و مسئله آزادی بیان در این راستا بپردازد. مجازات سبّ کننده پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم از منظر قرآن کریم و فقه اسلامی مواردی مانند حبط عمل بی ادبان محضر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، ورود سبّ کننده به ورطه کفر و ارتداد، ورود سبّ کننده به ورطه محاربه با خداوند و رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و فساد در زمین و ابتلای سبّ کننده به لعنت و عذاب الهی می باشند. همچنین از جمله مباحث مطروحه در فقه اسلامی در راستای مجازات سبّ النبی مواردی مانند اجماع فقهای فریقین بر قتل سابّ النبی، بررسی نقش مؤلفه هایی همچون احکام ثانوی و حکومتی و عقیده و اکراه و اجبار و عدم قصد است که تمامی اینها، بیانگر حرمت سبّ النبی و تمهیدات اسلام در جلوگیری از این امر است.
رابطة علم و دین از مباحث جدی فضای فکری معاصر است. آلوین پلانیتگا مباحث مهمی را در این باره مطرح کرده است. او در این زمینه دو دیدگاه دارد و در هر دو معتقد است که رابطة علم و دین در مواردی به دلیل اصل طبیعت گرایی روش شناختی در علم، به تعارض کشیده می شود. او در دیدگاه اولش بر اساس استعاره ای از آگوستین می گوید علم در جهان امروز در شهر انسان و در برابر شهر خدا قرار دارد و برخی یافته های علمی با باورهای دینی متعارض اند و این تعارض واقعی و جدی است و هریک از علم و دین، یکدیگر را نقض می کنند و ریشة این تعارض در طبیعت گرایی روش شناختی است؛ اما با این حال در بخش هایی از علم طبیعت گرایی روش شناختی را مجاز می داند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی دیدگاه پلانتینگا را تبیین، و سپس آن را نقد و بررسی می کند.
موضوع این نوشتار بررسی مهم ترین عناوین به کاررفته برای اشاره به خداوند در کلمات معصومان در منابع روایی است. این عناوین اگر به مثابه مفاهیمی پایه کانون بررسی و تأمل قرار گیرند، ما را به تحصیل مفاهیم تصدیقی ناب تری از احکام ذات، صفات و افعال خداوند رهنمون می شوند و در ترسیم نظام منسجم تری از خداباوری اسلام به کار می آیند. در این نوشتار ابتدا احادیثی که در منابع روایی، صفتی منحصربه فرد را به خداوند نسبت داده اند، جمع آوری شده اند و آن گاه با تحلیل مفاد این صفات، تلاش شده تا کامل ترین مفهوم استخراج شود. بر اساس مهم ترین یافته این پژوهش، سه عنوان «خالِقُ کل شَی ءٍ»، «نُورُ السماواتِ وَالْأَرْض» و «الصمَد»، از مهم ترین عناوین به کاررفته در روایات برای اشاره به خداوند هستند و از میان آنها عنوان «الصمَد» از قابلیت های مفهومی بیشتری برخوردار است. «صمد» در روایات به نوعی از هستی اشاره دارد که اصل انیت و تحقق است و هیچ حدی را در مرز و متن وجود نمی پذیرد و علی رغم تنزه از تعین ماهوی، می تواند محور و مقصود عبادات و مناجات بندگان قرار گیرد.
نظریة «انتخاب عقلایی» با دو رویکرد عمدة پی جویی «نفع شخصی» و «سازگاری درونی انتخاب ها»، یکی از پایه ای ترین فروض علم اقتصاد متعارف بوده و همواره از سوی اقتصاددانان متعارف و مسلمان اشکالاتی بر آن مطرح شده است. اقتصاددانان متعارف و اسلامی برای معرفی جایگزینی مناسب برای این نظریه، درصدد ارائة تعریف جدیدی از «عقلانیت اقتصادی» برآمده اند. در این مقاله، با روش تحقیق «توصیفی- تحلیلی»، نظریة «عقلانیت طیفی اسلامی» معرفی شده است. بنا به فرضیه مقاله، عقلانیت در رویکرد اسلامی، هم از لحاظ هنجاری و هم اثباتی، مفهومی طیفی دارد. بر اساس رویکرد عقلانیت طیفی اسلامی، انتخاب عقلایی از نگاه هنجاری، انتخابی است که دارای چهار مؤلفه: تبعیت از تکالیفِ اقتصادی الهی، منفعت گرایی فراگیر، محاسبه گری جامع، و جمع آوری اطلاعات در حد علم و یقین باشد. این نظریه از نگاه اثباتی نیز تشکیکی بودن عقلانیت افراد را مطرح می کند. بر این اساس، انسان مسلمان عاقل در صورت مواجهه با گزینه های مختلف، ممکن است انتخاب هایی با درجات متفاوت عقلانیت داشته باشد؛ هرچند که برخی از این انتخاب ها، عاقلانه تر از انتخاب های دیگر محسوب می شود.
«ملکوت»، از واژه هایی است که هم در قرآن و هم در اناجیل به کار رفته است. در اسلام، تفاسیر متعددی از «ملکوت» به چشم می خورد. تفاسیری مانند پادشاهی عظیم، عرش، عجایب آسمان ها و زمین، خزائن. در این میان، ملکوت همواره در تفاسیر عرفانی قرآن کریم، عالمی ماورایی و باطن عالم است. شهود آن، با شناخت اسماء فعل الهی و شناخت توحید همراه است. وصول به آن، با اعمال ارادی، فیض و هدایت به امر پروردگار ممکن است. همچنین وصول به ملکوت، با تغییر درجات نفس منطبق بر مراتب وجود همراه است. در حوزة مسیحیت نیز تفاسیر متعددی از ملکوت، مانند پادشاهی مسیح در آخرالزمان و پادشاهی خدا ارائه شده است. اما در عرفان مسیحیت شرقی، «ملکوت» امری درونی است که با شهود و اتحاد با خدا و تثلیث ارتباط می یابد. برای وصول به آن، وجود اعمال نیک ارادی انسان، با همکاری فیض روح القدس لازم است و نفس انسان باید با فیض الهی تغییر کند تا آمادة حضور در ملکوت گردد.
این مقاله به بررسی «تساهل و تسامحِ» اسلامی و مقایسه آن با «تولرانس» در مسیحیت جدید می پردازد. اندیشه تولرانس(تساهل و مدارا)ی مسیحی، با رویکرد کنونی خود به قرن شانزدهم و هف دهم میلادی باز می گردد و زاده تحوّلاتِ نهضتِ اصلاح دینی است؛ پس از دولتی کردنِ مسیحیت به وسیله کُنستانین و بر پایی دادگاه های تفتیشِ عقاید و سخت گیری بر منتقدان و کشتن بسیاری از روشنفکران. لذا ازاین رو، تساهلِ مسیحی در این مفهوم «بر دین» است، نه « در دین»؛ یعنی خارج از حوزه مسیحیت بوده و زاده ضرورتِ اجتماعی و سیاسی است. در مقابل، اندیش ه تساهل و مدارای اسلامی، ریشه در قرآن، سنّت و اح ادیث امامان معصوم علیه السلام دارد و اکثر مکاتبِ اسلامی، به تساهل و تسامح با تفسیری متفاوت از تولرانس غربی معتقد هستند، یا کلیات آن را باور دارند. این مقاله، درصددِ رسیدن به این واقعیت است که خاستگاه و وجوهِ تساهل در اسلام، نسبت به تولرانس مسیحی، تفاوت هایی اساسی دارد و مقوله تساهل و تسامح، نه بر دین(عَرَضی)، بلکه در دین(ذاتی دین) تفسیر می شود.
حکمت محض و اجتماعی علامه طباطبائی شامل نظریه و نظام فلسفی سیاسی متعالی است که با استنباط یا امتداد دیدگاه ایشان از آثار و آراء وی قابل استخراج است. علامه طباطبائی بسان بسیاری از حکمای اسلامی، به تأسی از رویکرد و آموزه های توحیدی قرآنی و روایی مکتب دینی مدنی اسلام، انسان را مستخدم بالطبع می دانند. وی بر جامعه گرایی انسان تأکید دارد و طبع اجتماعی انسان را سیاست نگر و سیاست گرا می داند. ایشان از این ویژگی، ریاست و مرئوسیت با تعبیر به اعتباریات بعد از اجتماع یاد می کند. می توان علامه طباطبائی را در قیاس با حکمای مدنی و سیاسی برجسته همانند فارابی، خواجه نصیر، صدرالمتألهین یا علامه جعفری، حکیم اجتماعی تلقی نمود. حکمت اجتماعی علامه، ظرفیت بسیاری برای تداوم، تکمیل و تولید یا بازتولید حکمت اجتماعی سیاسی دارد. این مقاله صرفاً بر حکیم اجتماعی بودن علامه طباطبائی تأکید می کند.
انقلاب اسلامی ایران، که مهم ترین جنبش اسلامی معاصر و مظهر اسلام گرایی در عصر حاضر به شمار می آید، در کمتر از سه دهه پس از پیروزی، از جنبه های گوناگون و به وسیلة جریان ها و افراد گوناگون ارزیابی شده و موضوع تحقیق قرار گرفته است. از مهم ترین و گسترده ترین مباحث در این حوزه، تحقیقات شرق شناسان و نویسندگان غربی است که به ویژه در سال های اخیر، به شکل نامحسوس و ظریفی به نقش علما و روحانیت در شکل دهی انقلاب پرداخته اند. این تحقیق درصدد تبیین و بررسی دیدگاه مستشرقان در زمینة جریان شناسی روحانیت و نقش آنان در پیروزی انقلاب اسلامی است. این پژوهش، که به صورت توصیفی تحلیلی صورت گرفته، بر آن است تا نشان دهد که عمده تحلیل های مستشرقان متأثر از مقایسه با ارباب کلیسا، اولاً مبتنی بر پیش فرض های شرق شناسانه و نگاه سکولار است. ازاین رو، دیدگاه یادشده با مبانی اسلامی سازگاری ندارد. ثانیاً، مستندات تاریخی نشان می دهد که اقدامات و موضع گیری های علما و مراجع در قبال حکومت پهلوی، برخلاف دیدگاه مستشرقان است.
تغییر و تحول گرافیکی برندها، معمولاً تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله تغییر مأموریت و به دست آوردن سهم بیشتری از بازار یا حفظ آن و نیز عوامل اجتماعی، سیاسی یا پیشرفت های فناورانه است. برخی از برند ها و شرکت های بزرگ با سابقه چند ده ساله، با گذشت زمان مجموعه عناصر بصری، نمادها و نشانه های قدیمی خود را کنار گذاشته یا بازنگری کرده و آن ها را با قالبی جدید در معرض دید مشتریان خود قرار می دهند. تغییر چهره بصری برندها در طول زمان، ضمن اینکه نشان دهنده سلیقه بصری هر دوره است، بیانگر تحولات گرافیکی نیز هست. یکی از برندهایی که گرافیک بسته های محصول آن در طول زمان تغییر کرده، برند فریتولی است. این برند که در عرصه تولید تنقلات فعالیت می کند با هشت برند مختلف به نام های دیگر یکی از نا م آوران این عرصه است. اینکه بسته بندی های این برند از ابتدا تا کنون چه تحولی را از سرگذارنده، مسئله ای است که در این پژوهش به آن پرداخته می شود. هدف این پژوهش توصی ف و تحلی ل تح ولات گرافی ک خصوصاً حوزه بسته بندی و شناخت عوامل مؤثر بر این تحولات است. چیستی تح ولات انج ام گرفته در بست ه های برن د گفته شده، سؤالی است که در این پژوهش به آن پاسخ داده می شود. رویکرد این پژوهش کیفی است که به شیوه توصیفی و تحلیلی ارائه می شود، منابع این پژوهش اسناد کتابخانه ای و پایگاهای اطلاعاتی است. یافته های این مقاله نش ان می ده د که علی رغ م مقاومت برخی از برندهای معتبر در مقابل تغییر در بسته بندی که دلایل آن درمقاله آمده، برندهای بررسی شده، طراحی بسته های خود را تغییرداده یا بازنگری کرده، اما در این فرآیند همچنان کانال ارتباطی خود با مشتری را که همان حفظ هویت بصری محصول است با عناصر حداقلی نیز حفظ کرده اند.
مرور اجمالی آثار گرافی ک ایران نش ان می دهد که، بهره گیری مستقیم و غیرمستقیم از نقش ها، نمادها، عناصر و تصاویر دوره های مختلف تاریخی در این آثار وجود داشته و طراحان ایرانی به ضرورت موضوع سفارش، همواره این عناصر را دستمایه طراحی خود قرار داده اند. وجود جنبه های تزیینی و نیز قابلیت های بصری نقش های اسلامی موجب تأثیر این نقوش بر آثار طراحان گرافیک ایران شده است. نمونه های این تأثیرگذاری بر آثار طراحان گرافیک ایران فراوان است. مصطفی اوجی از طراحان معاصر گرافیک ایران است که این تأثیر پذیری در کارهایش دیده شده است. در این تحقیق با هدف شناخت کیفیت تأثیرگذاری نقوش اسلامی بر آثار مصطفی اوجی، نشانه های وی به شیوه توصیفی و تحلیلی بررسی می شوند. منابع این تحقیق، منابع کتابخانه ای و برخی از نشانه های مصطفی اوجی هستند. اینکه چرا و چگونه این نقوش بر نشانه های مصطفی اوجی تأثیر گذاشته، سؤالاتی است که در این تحقیق به آن ها پاسخ داده می شود
نوشتار حاضر به نقش انگاره های زبان شناختی قرآن در تکوین رهیافت های سه گانه فراحداکثری، حداقلی و حداکثری جامعیت قرآن پرداخته است. در این پژوهش، روشن می شود که چگونه انتخاب هر یک از آرائی که در این عرصه است، ساختاری متفاوت از موضوع جامعیت قرآن می آفریند. در ارزیابی هایی که میان انگاره های مختلف زبان شناختی همچون زبان رمزی، عرفی، ترکیبی و فطری انجام پذیرفت، سرانجام این نتیجه به دست آمد که رهیافت حداکثری با وجود اختلاف نظر در ارائه انگاره ای واحد از زبان قرآن ، نگرشی واقع بینانه و پذیرفتنی از زبان قرآن به دست داده است. اما آنچه می تواند شکل کامل تری از این انگاره بیافریند، آن است که بنای جامعیت قرآن جز بر پایه نظریه ای که تلفیقی از زبان فطری و زبان ترکیبی باشد، استوار نخواهد آمد. زبان فطری فرازمانی بودن جامعیت قرآن را تأمین می نماید و زبان ترکیبی، همگانی بودن آن را محقق می سازد.
ترجمه متون دینی، به ویژه قرآن ، یعنی کتابی که در فصاحت و بلاغت سرآمد تمام متون است، بسیار دشوار می باشد، حال اگر مترجم در برگردان این کتاب مقدس به تغییرناپذیرها برخورد کند، این کار پیچیده تر خواهد شد. مترجم باید پیش از ترجمه به شناخت و نحوه مواجهه با آن ها بپردازد؛ چراکه در صورت اتخاذ رویه نامناسب در ترجمه، از آنجاکه خواننده روس با متن قرآن آشنایی ندارد، برداشت و تصور نادرستی از آیات قرآن در ذهن او ایجاد خواهد شد. در این مقاله برآنیم ابتدا با تغییرناپذیرهای زبانی و راه های برگرداندن آن ها آشنا شویم. سپس به بررسی برگردان بیست مورد از تغییرناپذیرها در ترجمه روسی کولی یف خواهیم پرداخت. خواهیم دید مترجم نتوانسته چنان که شایسته است، حق مطلب را ادا کند و فهم آیات را برای روس زبانان غیرممکن ساخته است. شناخت راه های مواجهه با تغییرناپذیرها و اتخاذ رویه یکسان در برگردان آن ها می تواند به جلوگیری از این مسئله کمک شایانی کند.
موضوع شناخت خداوند و صفات او در قرآن ، صورت های متعددی از تشبیه و تنزیه را بر مسلمین آشکار می کرد که فهم و توضیح آن، نگرش های کلامی تشبیهی و تنزیهی متقدم را پدید آورد. در این میان، رویکرد تشبیهی و موسوم به اهل تشبیه از سده اول اسلامی با تحولات متعددی همراه شد و پس از مقاتل بن سلیمان و محمدبن کرّام به ابن تیمیه رسید که نماینده حنابله در روزگار خود بود. ابن تیمیه در تفسیر همانند اهل حدیث متقدم، صورت آیات را مبنا قرار می دهد و این باور را با نوعی تعطیل عقلی همراه می سازد. استنادهای حدیثی ابن تیمیه نیز مبتنی بر احادیثی است که تنها از سوی اهل حدیث رواج یافته است. بر این اساس، تنها زمانی می توان به اندیشه وی روی آورد که اولاً مانند او قائل به تعطیلی تعقّل در باب جمع جسمانیت خدا با اوصاف تنزیهی او در قرآن باشیم. ثانیاً با رویکرد حدیثی وی به سراغ احادیث برویم و از آنان تأیید بگیریم. در غیر این صورت، با فرض اینکه فردی از اهل سنت باشد، اما به مبانی ابن تیمیه قائل نباشد، نخواهد توانست مانند او فکر کند و به آنچه او مدعی است، ایمان آورد.