انقلاب مشروطه طلیعه آغاز تجدد و برآمدن صورتی از دولت مشروطه است که با گذار از مبانی معرفتی-سیاسی رژیم قدیم و سنت قدمایی ممکن شد. آنچه در این رخداد غیر قابل انکار است جدال بر سر مبانی دولت جدید، له و علیه آن از سوی نسل نخست روشنفکران ایرانی دوره مشروطه است. هدف از پژوهش حاضر آن است که با بازخوانی نمونه هایی از آثار سه تن از این روشنفکران یعنی میرزا ملکم خان ناظم الدوله، میرزا یوسف خان مستشارالدوله ومیرزا فتحعلی آخوندزاده نشان دهد که آنها برای گذار از مبانی دولت قدیم و ماهیت نظام جدید چه درمانی ارائه می دهند، در این میان چه نقش و جایگاهی برای دولت قائل هستند، و بر این اساس چگونه می توان آنها را در گروه دولت گرایان و ضد دولت گرایان دسته بندی کرد. بدین منظور دیدگاه های این سه روشنفکر پیرامون مسائلی چون: تصویر تمدن ایران و غرب، نقش و جایگاه دولت، و نیز دلایل تنزل و کسالت تمدن ایران و راه های غلبه بر آن مورد بررسی قرار گرفته و الگویی اجمالی از رویکرد آنان ترسیم شده است. در پایان نیز تلاش بر آن بوده است که مکان و موقعیت نسبی هر یک از این سه تن بر روی طیفی که در یک سوی آن دولت گرایی افراطی و در منتهی الیه دیگر آن ضد دولت گرایی افراطی قرار دارد، مشخص شود.
مطابقت قرائت با رسم مصحف، یکی از مهم ترین معیارها در پذیرش قرائات است. این معیار که بعد از توحید مصاحف از سوی عثمان، با هدف خارج ساختن قرائات برخی از صحابه رواج پیدا کرد، در دوره های بعد تحولات گوناگونی پشت سر گذاشت. منظور از مطابقت قرائت با رسم مصحف در مراحل نخست، سازگاری آن با کلیات متن مکتوب قرآن بود؛ اما در مراحل متأخر، تطابق قرائت با رسم مصحف با جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، در خلال این دوره ها، برخی از قاریان به متن مکتوب رسمی قرآن اهمیت کمتری می دادند که با برخی از آنان از جمله ابن شنبوذ برخوردهای قاطعی صورت گرفت. به طور کلی، معیار مطابقت با رسم مصحف، پنج مرحله مهم تاریخی را سپری کرد. این مراحل به ترتیب عبارتند از: 1- آغاز توجه به متن مکتوب قرآن به مثابه یک معیار؛ 2- گسترش گفتمان رسم مصحف؛ 3- احتجاج گسترده دانشمندان به رسم مصحف در پذیرش قرائات؛ 4- قطعیت یافتن معیار مطابقت با رسم مصحف؛ 5- بازنگری نهایی در معیار مطابقت با رسم مصحف. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی - تحلیلی، به بررسی مراحل پنج گانه مزبور پرداخته و سعی کرده است در پرتو آن، جایگاه معیار مطابقت با رسم مصحف را در تاریخ قرائات تبیین کند.
میدان عملیات گفتمان، شاکله گفتمانی داستان را در قالب گسست- پیوست بازنمایی می کند. یکی از شاخصه های گفته پردازی ضمایر شخصی و شناسه های مکانی و زمانی، یعنی تک واژه های دستوری هستند (من- اینجا- اکنون) (او- آن ها- آنجا – غیر اکنون) که در گفتمان داستانی بعثت موسی (ع) به شکل های مختلف به کار رفته اند و مدام در حال تغییر هستند. تغییرات تک واژه های دستوری در گفته پردازی موجب پیوست و گسست گفتمانی در ماجرای بعثت موسی (ع) شده است که تولید و دریافت معنا را به دنبال دارد. انفصال گفتمانی با گسترش عوامل فرازمانی و فرامکانی سبب بسط، کثرت و تعدد در سخن می شود و راه را بر گشایش معناهای غیرمنتظره در این گفتمان داستانی می گشاید. بر این مبنا، دنیای جدیدی از کنشگران و زمان ها و مکان های نامحدود باز می شود که خود موجب بسط و ایجاد معانی مختلف می شود. این پژوهش در صدد است ویژگی های گفته پردازی آیات بعثت حضرت موسی (ع) در سوره طه را با رویکرد نشانه شناختی تنشی مورد تحلیل و تبیین قرار دهد. پس از تحلیل نشانه شناختی تنشی گفتمان در آیات سوره طه مشخص شد که رابطه تنشی بین کنشگر اصلی یعنی خداوند و موسی (ع) بر اساس رابطه گسست و پیوست، نوسانی از معانی را برای وی به دنبال دارد که در این مقاله به تفصیل درباره آن بحث شده است.
به اعتقاد برخی نویسندگان، اواسط دهه 1970 میلادی، با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نسل جدیدی از تروریسم شکل می گیرد و هر گونه اقدام آزادیخواهانه در دُوَلِ شیعی خاورمیانه، در نتیجه تحریکِ ایران و از مصادیق تروریسم مذهبی است. لذا نویسندگان این مقاله با استناد به حقایق تاریخی و اخلاق کاربردی، نشان خواهند داد که آنچه امروزه تحت عنوان «تروریسم شیعی» شناخته می شود، ریشه در اصطلاح «ترور مقدسِ» انجیلی دارد. تقدیسی که از بی اخلاقی دینی در نتیجه تفکرات یهود و بنیادگرایی مسیحیت ناشی شده و این اصطلاح اول بار، در کتب دینی تحریفی آنان آمده و اخلاق شیعی اسلامی، برنامه های خود را برای ممنوع دانستن این گونه از رفتارها ارائه کرده است. اخلاقی که برگرفته از سیره ائمه اطهار علیهم السلام و در نتیجه پایبندی به آموزه های قرآن کریم است که به موجب آن، همه انسان ها با هم برابر دانسته شده و غافلگیری در کشتن آن ها، با هر بهانه و انگیزه ای ممنوع بوده و هست.
ازآنجایی که برنامه ریزی برای توسعه رشته های ورزشی نیازمند آگاهی و تحلیل درست از وضعیت موجود آن ها است، این پژوهش به بررسی وضعیت توسعه بدمینتون در استان های کشور پرداخته است. این پژوهش ازنوع توصیفی-تحلیلی، ازلحاظ هدف، کاربردی و ازنظر روش جمع آوری داده ها، میدانی بود. جامعه آماری هیئت های بدمینتون استان های کشور بودند. نمونه آماری به صورت نمونه گیری تمام شمار انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسش نامه ای پژوهشگرساخته شامل چهار منظر منابع انسانی، ساختار و تشکیلات، رویداد و باشگاه داری و زیرساخت و امکانات بود. روایی محتوایی پرسش نامه به تأیید 13 متخصص رسید. برای تحلیل داده ها از روش های توصیفی، رتبه بندی و سطح بندی در محیط نرم افزارهای اکسل، اس.پی.اس.اس و جی.آی.اس استفاده شد. یافته ها نشان داد که عوامل زیرساخت و امکانات، رویداد و باشگاه داری، منابع انسانی، ساختار و تشکیلات، به ترتیب بیشترین تأثیر را بر توسعه بدمینتون استان ها داشتند. ازلحاظ توسعه یافتگی، کمتر از هفت درصد از استان ها در سطح یک یا توسعه یافته، حدود 15 درصد در سطح دو یا کمتر توسعه یافته و حدود 78 درصد در سطح سه یا توسعه نیافته ارزیابی شدند . براساس یافته ها ضرورت دارد که راهبردهای آینده فدراسیون مبتنی بر توسعه متوازن و کاهش نابرابری باشند. برای دستیابی به توازن توصیه می شود که ابعاد توسعه این رشته با توجه به اهمیتشان، برای برنامه ریزی منطقه ای به ترتیب موردتوجه قرار گیرند.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل مفاد کنوانسیون جهانی حقوق کودک و بررسی فرصت هایی که برای پرورش تفکر مستقل در کودکان ارائه می دهد؛ انجام شده است. سوال کلی تحقیق عبارت است از این که کنوانسیون جهانی حقوق کودک از کدام محتوای مفید برای پرورش تفکر کودکان برخوردار است و چگونه بستر و شرایط لازم را برای رشد تفکر مستقل در کودکان فراهم می نماید؟ در این مقاله از روش پژوهش تحلیلی- استنتاجی استفاده شده است. در این پژوهش نخست به بررسی رویکردهای سنتی و رویکرد کنوانسیون به حقوق کودکان پرداخته شد، آن گاه حقوق تحت پوشش کنوانسیون از جمله حق مشارکت و حق محافظت و تأثیر آن ها بر فراهم کردن بسترهای و شرایط لازم برای پرورش تفکر مستقل در کودکان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که رعایت حقوق کودکان، بخصوص حق مشارکت کودکان، مندرج در کنوانسیون حقوق کودک و تنظیم نظام آموزشی بر مبنای این حق بستر و شرایط لازم را برای پرورش تفکر مستقل در کودکان فراهم می نماید
زمینه و هدف: در این تحقیق، روابط ساختاری سبک رهبری خدمتگزار، تعهد سازمانی و رغبت شغلی در بین کارکنان، مورد مطالعه قرار می گیرد تا شواهدی تجربی مبنی بر تأثیر غیر مستقیم رهبری خدمتگزار بر رغبت شغلی از طریق نقش میانجی تعهد سازمانی فراهم شود. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سبک رهبری خدمتگزار بر رغبت شغلی (رجحان شغلی) با تاکید نقش میانجی تعهد سازمانی کارکنان بانک قوامین استان کرمانشاه انجام شده است. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده حجم نمونه 150 نفر آزمودنی (90 نفر مرد و 60 نفر زن) انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه استاندارد و محقق ساخته بوده است و داده های پژوهش در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی) و استنباطی (آزمون رگرسیون و سوبل) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها و نتایج: یافته های حاصل از اجرای آزمون رگرسیون خطی نشان داد که ابعاد رهبری خدمتگزار به عنوان متغیرهای مستقل دارای تأثیر مستقیم و معنی داری بر روی متغیر وابسته رغبت شغلی می باشند. تأثیر ابعاد رهبری خدمتگزار بر روی متغیر میانجی تعهد سازمانی کارکنان معنی دار نبود و همچنین تأثیر متغیر میانجی تعهد سازمانی بر روی متغیر وابسته رغبت شغلی نیز معنی دار نبود. یافته ها نشان داد که بین سبک رهبری خدمتگذار و رجحان شغلی با نقش میانجی تعهد سازمانی از طریق آزمون سوبل انجام گرفت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
اجرای احکام و اسناد خارجی با توجه به رشد جوامع و توسعه روابط امری خطیر و اجتناب ناپذیر است.امروزه برای هیچ ملتی امکان پذیر نیست که در چهاردیواری سرزمین خود محصور بماند.به طور معمول جهت اجرای حکم صادره از دادگاه های داخلی هر کشور هیچ اشکالی وجود ندارد،ایران نیز از این جرگه مستثناء نیست؛ منتهای مراتب هر امری نیازمند تشریفات و رعایت اصولی می باشد که چنین تشریفات و اصولی انجام آن را ممکن می سازد.رجوع به محکمه صالح محل اقامت محکوم علیه،وجود تقاضانامه کتبی و یک سری پیوست ها و نتیجتاً جلسه دادرسی و حکم به اجرای آن از این جمله است که در مواردی متمایز از شیوه دادرسی معمول می باشد.