چگونگی بخش پذیری توانایی عمومی زبان خارجه و مهارت های آن، پرسشی است که سال هاست توجه زبان شناسان کاربردی را به خود معطوف داشته است. در گذشته تصور می شد توانایی عمومی زبان خارجه و مهارت های آن، واحد و غیر قابل تفکیک هستند؛ اما نظریات جدید نه تنها توانایی عمومی زبان خارجه را بخش پذیر می دانند، بلکه معتقدند مهارت های زبانی هم قابل تقسیم به زیرمهارت ها هستند. با این حال، محققین در مورد تعداد و ماهیت زیرمهارت هایی که مهارت های اصلی شنیدن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن را تشکیل می دهند، اتفاق نظر ندارند. هدف این مطالعه، بررسی بخش پذیری سازه درک مطلب (خواندن و شنیدن) در زبان خارجی است. برای این منظور یک آزمون درک مطلب زبان انگلیسی، که از دو بخش خواندن و شنیدن تشکیل شده بود، به وسیله مدل پرسش-پاسخ چند بعدی تحلیل شد. سه مدل رقیب با یک بعد، دو بعد و چهار بعد برازش شدند. یافته ها نشان داد مدل چهار بعدی برازش بهتری نسبت به مدل دو بعدی دارد و مدل دو بعدی برازش بهتری نسبت به مدل تک بعدی دارد. این بدان معناست که سازه درک در زبان دوم قابل تفکیک به زیرمهارت هاست. کاربرد یافته ها در تدریس و آزمون زبان های خارجه بحث شده است.
ویلیام چیتیک که در حال حاضر استاد مطالعات ادیان در دانشگاه دولتی نیویورک (استونی بروک) است، شهرتی بین المللی در زمینهٴ تخصّصی خود یعنی تفکر اسلامی دارد. کارهای او در حوزهٴ تصوّف و فلسفهٴ اسلامی به ارائهٴ تصویری روشن تر از نمای فکری و معنوی تمدن اسلامی از قرن هفتم ق، سیزدهم م. به بعد کمک کرده است. اما مشغلهٴ ذهنی چیتیک صرفاً مباحث فلسفهٴ اسلامی به مثابهٴ دستاورد تاریخ اندیشهٴ دوران پیش از تجدد نیست. دانش عظیم او نسبت به سنت تفکر اسلامی سکویی است که از آن به جانب طیف وسیعی از مسائل امروزی نظر میکند. من در این مقالهٴ کوتاه، در چارچوب دیدگاه چیتیک به جهان شناسی، به ترسیم خطوط کلی نوشــته هـای او دربارهٴ نفس میپردازم. چیتیک معتقد است که تعالیم جهان شناسانه در سنّت اسلامی نه تنها کهنه و منسوخ نگشته است بلکه امروز نیز به همان اندازه با مسألهٴ نفس مرتبط است، که در گذشته بوده است.
فتوحات مغولان و آغاز حکومت ایلخانی در ایران دوره ای از دگرگونی در بیشتر عرصه ها را برای ایرانیان رقم زد؛ به این-گونه که ساختار حاکم بر حکومت ایلخانی تحت تاثیر قوانین چینی- مغولی قرار گرفت. یکی از قسمت های مهم دیوانسالاری ایران که دستخوش تغییرات گسترده شد، امور مالی و مالیاتی بود. عدم اعتماد مغول ها به ایرانیان و اهمیت مسائل مالی، مغولان را مجاب می کرد که مسؤلیت های مهم و نظارتی را به مأموران خودی بدهند. بنابراین جایگاه مستوفیان ایرانی نزول کرد و خیلی از آنان به عنوان جمع کنندگان مالیات ایالات، توسط مأموران مغول تحت نظارت کامل بودند. با وسعت یافتن دایره وظایف و امور مربوط به امور مالی و مالیات گیری، کارگزاران ایرانی نقش و حضور بیشتری در تشکیلات استیفا پیدا کردند. به این ترتیب شیوه مغولان در نظام مالیاتی صورتی پیدا کرد که در آن عناصر ایرانی در کنار و تحت نفوذ عناصر ترکی- مغولی قرار گرفتند. بنابراین مساله اصلی این تحقیق، شناسایی تشکیلات مالی و جایگاه مودیان مالیاتی، اختیارات، شرح وظایف و کارکرد آن در دوره مغول در ایران است. چنین به نظر می رسد که با سلطه مغول ها بر ایران و اجرای قوانین مغولی، تغییراتی در نظام مالیاتی ایران به وجود آمد و ورود عناصر و اصطلاحات مغولی در کنار نظام مالی ایرانی- اسلامی در دستور کار قرار گرفت. دستاورد تحقیق نشان می دهد که مغول ها با اجرای اصول و قوانین مغولی در کنار دیوانسالاری ایران که تحت نفوذ خود بود، نظام دوگانه را در سازمان اداری ایران به کار بستند.
سرمایه انسانی نه فقط عامل مهمی در تعیین رشد اقتصاد کشورهاست، بلکه در تعیین رشد مناطق نیز مهم است. هدف مقاله حاضر، تحلیل تأثیر ترکیب سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی در استان های ایران طی دوره زمانی1390- 1380 بوده که برای این منظور از روش داده های تابلویی پویای فضایی استفاده شده است. نتایج حاصل از برآورد حاکی از آن است که متغیر متوسط سال های تحصیل دانشگاه و قبل از دانشگاه، دارای اثر مثبت و به لحاظ آماری معنادار بر رشد اقتصادی است. متغیر ساختار سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی استان ها تأثیر مثبت دارد که به لحاظ آماری نیز معنادار بوده و توان دوم این متغیر دارای تأثیر منفی و معنادار است که نشان می دهد، یک ارتباط Uوارون بین ساختار سرمایه انسانی و رشد اقتصادی در استان ها برقرار است. به این معنا که در سطوح پایین ساختار سرمایه انسانی، با افزایش ساختار سرمایه انسانی رشد افزایش می یابد، اما بعد از عبور از یک نقطه بحرانی، ساختار سرمایه انسانی تأثیری منفی بر رشد دارد.
یکی از موضوعاتی که دامنهة گسترده و دفتر «پربرگی» در تحقیقات «حافظ پژوهی» یا «حافظ شناسی» در حوزه مقالات دارد، مبحث «شرح ابیات دیوان حافظ» است. از دلایل رویکرد فراوان نویسندگان به این موضوع، می توان به «ایهام» یا به قول برخی محققان، «دیریابی» و «دشواری» موجود در این ابیات اشاره کرد؛ به گونه ای که باعث شده گاهی دربارهة شرح بیتی از دیوان حافظ مقالات متعددی نوشته شود. در برخی از این مقاله ها تنها فقط به شرح یک بیت حافظ شرحپرداخته شده است و در برخی شرح دو بیت یا بیشتر. برخی از این نوع شرح ها در به شکل مقاله نیستند؛ بلکه یادداشت هایی در حاشیه ابیات استهستند،؛ مانند یادداشت های دکتر زرین کوب با عنوان «در حاشیهة دیوان حافظ» که در آن به شرح تعدادی قابل درخور توجهی از ابیات پرداخته شده است.؛ یا حاشیه هایی که در چاپ های متعدد دیوان حافظ آورده شده و سپس به صورت کتابی مجزا چاپ شده اند ( یادداشت های قاسم غنی) یا حاشیه هایی که برخی همچون انجوی شیرازی در حاشیه دیوان حافظ متصحیح خود نوشته اند که البته این گونه حواشی، بیشتر در قالب تذکر یا نظر نویسنده یا مصحح پیرامون درباره بیت ( گاهی واژه ای، و گاه قرائتی و گاه توضیحی) است تا شرح کامل. با این حال تعدادی از این نوع حواشی که ذیل درباره برخی ابیات جنجالی آمده، مفصل است؛ مانند:
حل و فصل اخلاقی و صلح آمیز مناقشات به معنی حل منازعات بین المللی بدون رجوع به زور است. این روش در بردارنده روش های علمی است، که طی آن مناقشات دولت ها و گروه ها در وظایف و حقوق اساسیشان می تواند مورد حل و فصل قرار گیرد (از قبیل: مذاکره، میانجی گری، سازش، مساعی جمیله و داوری). هنگامی که صحبت از حل مناقشه ای می شود، غالباً تلاش یا کوشش هایی مدنظر است که در صورت به بن بست رسیدن، حالت جنگی یا وجود احتمال های قوی مبتنی بر وقوع جنگ صورت می گیرد. در این مقاله حل و فصل اخلاقی مناقشات بین المللی از طریق اخلاق میانجی گری توسط سازمان های بین المللی و به ویژه سازمان ملل متحد و شورای امنیت با رویکرد تحولات و بحران های اخیر رخ داده در دو کشور سوریه و یمن مورد مطالعه قرار می گیرد. نقش اخلاقی سازمان ملل در پایان دادن به منازعات و بحران های بین المللی انکارناپذیر است اما سؤالی که مطرح می شود چگونگی برخورد اخلاقی سازمان ملل در پایان دادن به این بحران ها است و این که تا چه حدی دولت های بزرگ جهانی در تصمیمات سازمان ملل متحد مؤثر هستند؟ سؤالی که سعی می شود در این رساله با در نظر گرفتن تمام جوانب به آن پاسخ داده شود.