ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۲٬۵۰۱ تا ۱۴۲٬۵۲۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۴۲۵۰۱.

گستره صلاحیت مقام رهبری در صدور فرمان همه پرسی (موضوع بند 3 اصل 110 قانون اساسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴۱ تعداد دانلود : ۶۷۳
در اصل 6 قانون اساسی، یکی از شیوه های اداره کشور، مراجعه به آرای عمومی و برگزاری همه پرسی معرفی شده است. در همین زمینه، بند 3 اصل 110 قانون اساسی یکی از وظایف و اختیارات مقام رهبری را صدور «فرمان همه پرسی» برشمرده است. ابهامات این بند سبب شده است تا شمول صلاحیت مقام رهبری در خصوص صدور فرمان همه پرسی تقنینی موضوع اصل 59 قانون اساسی محل تأمل و اختلاف نظر باشد. از همین رو سؤال اصلی این پژوهش به تحلیل شمول صلاحیت مقام رهبری در صدور فرمان همه پرسی اختصاص یافته است. پژوهش حاضر در قالبی توصیفی- تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای بر این باور است که مستند به مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی و ادله حقوقی و همچنین با تمسک به اطلاق عبارت بند 3 اصل 110 قانون اساسی، محدود دانستن این صلاحیت مقام رهبری به صدور فرمان همه پرسی بازنگری در قانون اساسی صحیح نیست و شمول این صلاحیت، همه پرسی تقنینی موضوع اصل 59 قانون اساسی را هم در برمی گیرد.
۱۴۲۵۰۲.

تنقیح قوانین و مقررات گامی در تضمین اصل امنیت حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۴ تعداد دانلود : ۶۴۵
اصل امنیت حقوقی، شهروندان را از چارچوب روابط حقوقی خود مطلع می سازد و نوعی آسودگی خاطر و احساس امنیت به آن ها می دهد. تحقق این اصل معلول وجود حاکمیت قانون است که در آن اصولی مانند شفافیت، انسجام، سهولت دسترسی و... از حقوق و آزادی شهروندی پاسداری، و در بعدی عمیق تر امنیت حقوقی آنان را محقق می سازد. در پژوهش پیش رو با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و اتخاذ رویکردی تحلیلی توصیفی، در پاسخ به نقش تنقیح در ایجاد امنیت حقوقی، ضمن بیان مفهوم مورد پذیرشی از تنقیح، به این نتیجه رسیدیم که تنقیح موجب آشنایی شهروندان با حقوق خود می شود. تنقیح، تشخیص قانون حاکم و لازم الاجراست، در جایی که تورم قوانین، تعارض چند قانون با هم، پیچیدگی قوانین و... مجریان و مخاطبان اصلی حقوق را با دشواری تشخیص قانون حاکم، مواجه می کند. تنقیح، این امکان را فراهم می کند تا نظام سازمان یافته ای از قوانین ایجاد و به واسطه آن حقوق، بیشتر و بهترو به دور از آشفتگی دیده شود، چراکه تسهیل آگاهی مردم به قواعد و موازین قانونی و تشخیص حقوق و تکالیف فردی و اجتماعی، موجد امنیت حقوقی است.
۱۴۲۵۰۳.

جایگزینی مؤلفه های توافق و عدم توافق کمّی و مکانی به جای شاخص کاپا برای ارزیابی دقت نقشه های موضوعی مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۱ تعداد دانلود : ۳۲۵
در چند دهه اخیر ارزیابی مدل ها و نقشه های موضوعی مختلف تولید شده شامل محاسبه درصد صحت یا شاخص کاپای توافق است.  این شاخص بیان گر نسبت صحیح بوده و فاقد هر گونه اطلاعات مفیدی می باشد که بتواند به کارشناسان برای تصمیم گیری در زمینه میزان اعتبار مدل ساخته شده، کمک کند.  لذا نیاز به روش های جدید یا تکمیلی که قادر باشند، علاوه بر بیان میزان تطابق و اختلاف دو نقشه، نشان دهند که چه طور نقشه هایی با دقت بالا ایجاد کنیم، بسیار ضروری است.  هدف این پژوهش معرفی و مقایسه شاخص های مختلف دو مؤلفه توافق و عدم توافق به جای نمایه کاپا در قالب تهیه نقشه رقومی خاک و مقایسه آن با نقشه خاکی می باشد که با روش سنتی و رایج تهیه شده است.  بدین منظور از تجزیه و تحلیل ماتریس خطای دو نقشه مرجع و رقومی تولید شده در محیط نرم افزار IDRISI SELVA  استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد، ارائه سطوح توافق کمّی و مکانی مدل به دست آمده با اطلاعات مرجع به صورت یک ماتریس و تغییر سطوح اطلاعات مکانی و کمّی سلول های مدل، علاوه بر بیان اختلاف موجود در بین دو نقشه به مفسّر کمک می کند تا اقدامات لازم برای کاهش میزان اختلاف از لحاظ کمّی و مکانی را به عمل بیاورد.  هر چه مقدار شاخص    (P(m) – K(m))  بیشتر باشد، میزان نیاز به بازآرایی سلول های نقشه مدل بیشتر خواهد بود.  از گروه شاخص های توافق، توافق بر پایه شانس برابر با  6.7 % ، توافق کمّی  9.7 % و مقدار توافق در سطح پیکسل های نقشه  44.3 % به دست آمد.  همچنین در بین شاخص های عدم توافق، عدم توافق کمّی برابر با  12.8 % ، عدم توافق مکانی در سطح پیکسل های نقشه  26.5 % ،  شاخص کاپای استاندارد 53 %   ،    61 % = K allocation strata    و   62.5 % = K allocation   محاسبه گردید. توصیه می شود که در زمینه بررسی مدل های مکانی تولید شده با روش های مختلف که نیاز به مقایسه با داده مرجع و اعتبار سنجی دارند، از شاخص های توافق و عدم توافق کمّی و مکانی و مؤلفه های آن ها استفاده شود.
۱۴۲۵۰۴.

شناسایی محورهای دارای قابلیت پیاده مداری در کلان شهر مشهد با استفاده از روش SDA و رهیافت نوشهرگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۵ تعداد دانلود : ۴۵۵
ا مروزه توسعه کالبدی شهرها، ازدیاد ترافیک، آلودگی هوا و محیط زیست و کاهش سطح سلامت عمومی شهروندان، از پیامدهای رویکرد اتومبیل محور در شهرهای معاصر می باشد که با ورود خودروها به عرصه های مختلف شهری، شاهد تداخل حرکت سواره و پیاده و در پی آن عدم توجه به پیاده روها و نادیده گرفتن تأثیر پیاده روی بر سلامت افراد می باشد . یکی از اصول مهم در رویکرد نوشهرگرایی پیاده مدار نمودن خیابان هاست. به همین منظور پژوهش حاضر به شناسایی محورهای با قابلیت پیاده مداری در کلان شهر مشهد با رویکرد نوشهرگرایی پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. برای شناسایی محورهای پیاده شهر مشهد 32 شاخص پیاده مداری از رویکرد نوشهرگرایی به کارگرفته شده است. سنجش این شاخص ها، براساس ابزار پرسشنامه و نیز داده های مکان مبنا صورت گرفته که این داده ها از شهرداری و سازمان های مربوطه اخذ شده است. همچنین تعداد 400 نمونه براساس فرمول کوکران به صورت تصادفی انتخاب شد که متناسب با توزیع جمعیت در مناطق پرسشگری صورت گرفت. برای سنجش شاخص های پیاده مداری از روش تحلیل داده های فضایی SDA و نیز روش چیدمات فضا در نرم افزار ArcGIS و نرم افزار جانبی Axwoman استفاده شده است. پس از مکانی نمودن 32 معیار پیاده مداری، داده ها در محیط   ArcGIS با یکدیگر تلفیق شدند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مناطق 8، 11 و ثامن بیشترین قابلیت پیاده مداری را در شهر مشهد براساس رویکرد نوشهرگرایی دارا می باشند. همچنین خیابان های امام رضا (ع)، کوهسنگی، امامت و معلم به عنوان بهترین مسیرهای پیاده روی شناسایی شدند.
۱۴۲۵۰۵.

تبریز از منظر مولانا جلال الدین محمد بلخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۴ تعداد دانلود : ۴۶۶
شهرها نشانه فرهنگ و مدنیت شهروندان آن ها هستند و در پیدایش سازه های صنعتی و فرهنگی نقش بسزایی دارند. بزرگان را می پرورند و مورد تکریم بزرگان قرار می گیرند. مولانا جلال الدین در آثار خود؛ کلیات شمس و مثنوی معنوی از شهرها و سازه های شهری نام می برد اما هیچکدام به اندازه مکّه مکرّمه به دلیل وجود کعبه معظّمه و شهر تبریز به جهت شمس تبریزی در ذهن و زبان او اثر نگذاشته است. مولانا به جهت شیفتگی و عشق سوزان به شمس، از زمانی که جذب او شده است، تخلصش از خاموشی به روشنی شمس می گراید. از این هنگام است که تبریز در درون او برتر از کعبه و برتر از عالم ناسوت و لاهوت می شود، گویی او می بیند که عرشیان به خاک تبریز سجود می برند انگار او شنیده که تبریز بلی گوی اَلَستُ بِرَبِکُم حق تعالی بوده است. این شهر زیبای سده هفتم که پایتخت غازان خان تیموری بود را برتر از بهشت می انگارد و کعبه اسلام نه بلکه کعبه هر دو جهان می شمارد و شمس را رکن یمانی آن می نامد. در خاک تبریز عجایب ها می بیند و از مسافران آن شهر می خواهد که به عنوان تحفه مقداری خاک تبریز برای او بیاورند تا سرانجام در خاک تبریز مدفون شود. در این گفتار نویسندگان کوشیده اند به روش توصیفی – تحلیلی به تحلیل جلوه های تبریز در شعر مولانا بپردازند و دلیل برتری تبریز را در ذهن و زبان مولانا جویا گردند.
۱۴۲۵۰۶.

شفق اهورایی اهریمنی اسفندیار تحلیل داستان رستم و اسفندیار در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۶ تعداد دانلود : ۵۹۴
جنگ بین خصلت های اهورایی و اهریمنی و دو بنی بودن قهرمانان خیر و شر در داستان های مختلف شاهنامه همواره مورد نظر پژوهندگان بوده است. اما آنچه مایه شگفتی است این است که این بار این دوگانگی بیشتر در سوابق و گفتار و کردار یک قهرمان تجلی یافته است، بطوریکه نمی شود او را اهورایی مطلق نامید و نه او را اهریمنی و دوزخی و بدرگ مطلق قلمداد کرد بلکه نوعی کشاکش و ستیز در گفتار و کردار یک پرسوناژ به نام اسفندیار در این داستان به چشم می خورد. در این جستار طولی سعی وافر پژوهنده با روش توصیفی و تحلیلی و تفسیری و کتابخانه ای بر آن بوده است که آیا او سمبل راستی و اهورایی است؟ یا او نماد اهریمنی است؟ در هیچ کدام از این مواضع نمی شود به ضرس قاطع نظر داد این داستان به سبک رآلیستی از یک واقعه ی تاریخی حماسی قبل از تاریخ نوشته شده است که قهرمان آن به طور ناآگاهانه ای در یک تلقی غلط به دین باوری زمانه  خود دال بر پیرو راستین  پیامبر (زرتشت) بودن پدرش گشتاسب دچار و گرفتار شده است در نتیجه درخواست های چند لایه رستم با او حاصلی مطلوب در برقراری صلح ندارند بجز جنگ نا خواسته و این موضع اسفندیار تا اواخر داستان دال بر اصرار بر صلح رستم و ابرام بر جنگ اسفندیار تا برقراری جنگ ادامه دارد. ویژگی های اسفندیار هم در سیاهه نمودن کارهایی که کرده است و در رجز خوانی ها خود او به آنها اشاره می کند که آن اعمال در طول داستان توسط پشوتن و سیمرغ و زال و رستم هم تأیید می شوند. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی – تحلیلی است.
۱۴۲۵۰۷.

کارکرد وصف در ساختار روایی رمان های العالم ناقصا واحد و غنیمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۴۹۱
دو داستان العالم ناقصا واحد اثر میسلون هادی و غنیمت نوشته صادق کرمیار، ازجمله داستان های معاصر عراق و ایران درزمینه ادبیّات جنگ هستند که نویسندگان آن ها به شیوه ای هنرمندانه برای انتقال هدف ومضامین مورد نظر خود به مخاطب، از ابزار توصیف بهره گرفته ومضامین فلسفی وانسانی درخصوص مرگ وزندگی و جنگ را بیان کرده اند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و براساس مکتب ادبیّات تطبیقی آمریکایی که به بُعد زیبایی شناسی اثر می پردازد و با هدف کشف کارکردهای وصف در ترسیم چارچوب داستان های پیش گفته، کارکرد این الگوی روایی در ساختار داستان های یادشده (شخصیّت، زمان و مکان) را بررسی تطبیقی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که ازآنجاکه داستان العالم ناقصا واحد ، تنها بر محور حادثه مشخّصی می چرخد، بنابراین وجه وصفی آن بر جنبه روایی اش غلبه دارد و درمقابل پرداختن به رویدادها و حوادث متعدّد و مختلف در داستان غنیمت ، باعث شده است که وجه روایی آن بر وجه وصفی اش غالب باشد. توصیف در داستان میسلون هادی، با کارکردهای شناختی، توضیحی و تفسیری، واقع نمایی، زیبایی شناختی و نمادین حوادث داستان را پیش می برد؛ امّا در داستان غنیمت، بیشتر توصیفات موجود در داستان، کارکردی واقع نمایی و شناختی دارند. صادق کرمیار، برخلاف میسلون هادی، در توصیف شخصیّت ها، از فنّ لحظه پردازی استفاده کرده و آنچه خود انجام داده یا گفته است را در توصیفاتش بیان می کند.
۱۴۲۵۰۸.

نقدی بر ترجمه اشعار عربی کتاب شرح مشکلات تاریخ جهانگشای جوینی از احمد خاتمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۷ تعداد دانلود : ۸۲۹
تاریخ جهانگشای جوینی نزدیک چهارصد بیت عربی دارد و احمد خاتمی تمام آنها را در کتاب شرح مشکلات تاریخ جهانگشای جوینی ترجمه کرده است. ترجمه او از این ابیات در موارد بسیاری، نارسا، ناقص و گاهی نیز کاملاً اشتباه است. در این مقاله، این اشتباهات به چهار گروهِ اشکالات نحوی، اشکالات صرفی، نارسایی و ابهام، و اشکالات لغوی تقسیم، و با روش تحلیلی و توصیفی ابیاتی نقد و بررسی شده است که ذیل هر گروه قرار می گیرد. تلاش شده است با مراجعه به دیوان شاعران و کتابهای مرجع و فرهنگهای فارسی و عربی مشخص شود چگونه در هر کدام از این موارد، مترجم به خطا رفته و سرچشمه این خطا چه بوده است. خطاهای نحوی و صرفی مترجم اغلب حاصل عدم تشخیص نقش نحوی واژگان و عبارات، عدم تشخیص زمان، ریشه و صیغه افعال بوده و نارساییها و ابهام او ناشی از عدم مراجعه به دیوان شاعر، کتابهای مرجع و فرهنگهای معتبر است. هر بیت عربی از منبع اصلی آن در دیوان شاعرش یا از کتابهای مرجع نقل شده و ترجمه احمد خاتمی از آن آمده، و پس از نقد و بررسی ترجمه او و نشاندادن خطاها و اشکالاتش، ترجمه پیشنهادی از بیت ارائه شده است. کوشش شده است ترجمه پیشنهادی از این لغزشها عاری باشد و رساتر و دقیقتر.
۱۴۲۵۰۹.

تحلیل بازتاب ایدئولوژیک تضاد تاریخی دولت- ملّت در داستانهای کوتاه محمود دولت آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۱ تعداد دانلود : ۶۱۲
داستانهای کوتاه محمود دولت آبادی در بردارنده نسبت و رابطه گروه های اجتماعی با نهاد دولت است. این مقاله با تحلیل کنشها و واکنشهای گروه های اجتماعی که در ذیل ملّت شبه ملّت قرارگرفته اند با نهاد دولت در پی تبیین این رابطه دوسویه در داستانهای کوتاه دولت آبادی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که میان نهاد دولت و جامعه، نوعی بیگانگی و گسست وجود دارد که به تقابل و تضاد این دو نهاد منتج شده است. از طرفی منعکس ساختن تقابل دولت- ملت در آثار مورد نظر از چشم انداز کارکرد ایدئولوژیک هنر و ادبیات به معنای تعمیق فزاینده گسست یاد شده که در تحلیل نهایی به منظور مشروعیت زدایی از گفتمان غالب سیاسی عصر (پهلوی) صورت گرفته است.
۱۴۲۵۱۰.

سیمای راستین واژه ها از مقابله ی دو متن: جامع التواریخ و تاریخ معجم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۷ تعداد دانلود : ۵۳۹
در این مقاله با روش تحلیل محتوا و با رویکرد مقایسه ای، پاره ای از غلط های جامع التواریخ (تاریخ ایران و اسلام) تصحّیح محمد روشن به شکل درست خود باز آمده است. در اصلاح این غلط ها، به کتاب تاریخ معجم که یکی از منابع رشیدالدین فضل الله در تالیف جامع التواریخ است و این امر تا امروز بر اهل تحقیق مغفول مانده، رجوع شده است. برای اصلاح این لغزشها، عبارتهای برگرفته جامع التواریخ واژه به واژه با عبارتهای تاریخ معجم، به عنوان نسخه کمکی، مقابله شده و با توجه به مفهوم و معنی عبارتها، صورت درست واژه های نادرست جامع التواریخ ذیل شخصیت های پیشدادی و کیانی نشان داده شده است. در ضمنِ مقایسه عبارتها، در مواردی جای بیاض برخی واژه ها در جامع التواریخ چاپی که در نسخ مورد استفاده مصحح، مخدوش و ناخوانا بوده، تکمیل شده است. نتیجه آن که جامع التواریخ، تصحّیح روشن صورت نهایی این کتاب نیست و با اعمال این اصلاحات، چاپهای بعدی این کتاب منقح تر خواهد بود.
۱۴۲۵۱۱.

بررسی تأثیر سودآوری شرکت بر افشای سرمایه فکری و ابعاد آن در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۴۹۸
اﻣﺮوزه در دﻧیﺎ، اﻓﺸﺎی ﺳﺮﻣﺎیﻪ ﻓکﺮی ﺷﺮکﺖﻫﺎ ﺗﻮﺟﻪ زیﺎدی را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐ کﺮده اﺳﺖ، زیﺮا ﺣﺮکﺖ اﻗﺘﺼﺎد در دﻧیﺎ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺶ ﻣﺤﻮر ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ. ﭼﻨیﻦ ﺷﺮایﻄﻰ ﺑﺮای ﺷﺮکﺖ ﻫﺎ ارزش اﻓﺰوده ایﺠﺎد ﻣﻰ کﻨﺪ و ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻰ ﺷﻮد کﻪ ﺗﻤﺎیﻞ آنها ﺑﻪ ﺳﻤﺖ دارایﻰ ﻫﺎی ﻧﺎﻣﺸﻬﻮد کﺸیﺪه ﺷﻮد و ﺑﺎ اﻓﺸﺎی ﺻﺤیﺢ دارایﻰ ﻫﺎی ﻧﺎﻣﺸﻬﻮد از ﺟﻤﻠﻪ ﺳﺮﻣﺎیﻪ ﻓکﺮی، ارزش واﻗﻌﻰ ﺷﺮکﺖ ﻫﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻰ ﺷﻮد. در این پژوهش در قالب چهار فرضیه به بررسی رابطه سودآوری بر افشای سرمایه فکری انسانی، سرمایه فکری ساختاری، سرمایه فکری ارتباطی و در پایان بر افشای سرمایه فکری پرداخته می شود. مولفه های افشای سرمایه فکری شامل 61 مولفه از قبیل 22 مولفه افشای سرمایه انسانی، 18 مولفه افشای سرمایه ساختاری و 21 مولفه افشای سرمایه ارتباطی می باشد. در این پژوهش به روش تحلیل محتوا به گزارشهای هیئت مدیره شرکت ها مراجعه و اقدام به امتیازدهی بر مبنای صفر و یک به هر کدام از مولفه ها پرداخته شد. ابزارهای مورد استفاده جهت گردآوری داده ها نیز شامل مشاهده، آزمون های آماری، بانک های اطلاعاتی، نرم افزار ایویوز و نرم افزار اکسل می باشد. قلمرو مکانی پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی پژوهش مدت 5 سال در بازه زمانی 1393 الی 1397 برای تعداد 78 شرکت خواهد بود. یافته های به دست آمده از این تحقیق به پذیرش و رابطه معناداری همه فرضیه ها به جزء فرضیه دوم (عدم رابطه معنادار سودآوری بر افشای سرمایه فکری ساختاری) منجر گردید.
۱۴۲۵۱۲.

جستاری تاریخی در شناخت ماهوی مفهوم «رافضی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۷۷ تعداد دانلود : ۸۱۴
کلیدواژه «رافضی» در منابع تاریخی به صورت «رافضیه»، «رافضیان» و «روافض» آمده و از کلمه رفض به معنای ترک کردن وام گرفته شده و در اصطلاح کلامی مخالفین مذهب امامیه، عنوانی است که بر همه فرقه های شیعه و گاهی بر گروه و فرقه خاصی از ایشان و زمانی بر کسانی که محبت خاندان پیامبر اکرم را ابراز می کنند، اطلاق می شود. در این پژوهش که با روش کتابخانه ای و بررسی اسناد انجام شده، از منابع متعدد روایی شیعه و سنی استفاده شده و تلاش نموده با تبیین مفهومی رافضی به نقش ایشان در تاریخ و تمدن اسلامی اشاره گردد. اهمیت بحث به ویژه از آن جا نمودار می شود که طرح بحث رافضی ها موجب ابهام میان مسلمانان در طول تاریخ شده که سرمنشأ این نامگذاری از کجا آغاز شده و به چه عصر و دوره ای بازمی گردد؛ مطلبی که تبیین آن می تواند به رفع ابهاماتی که در این حوزه وجود دارد، کمک شایانی کند.
۱۴۲۵۱۳.

تحلیلِ الگوی گفتمانیِ عناصرزبان شناختی و فرایندهای گفتمانِ رمانِ «چراغ ها را من خاموش می کنم»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۷۲۳
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی میان رشته ای در حوزه های زبان شناسی، نقدادبی و جامعه شناسی است که بر کارکرد اجتماعی زبان در جامعه و سیاست و نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی تاکید می کند. بر اساسِ نظریه نورمن فرکلاف ، برای کشف لایه های زیرین و تحلیل الگوی گفتمانی، باید سه سطح «توصیف»، «تفسیر» و«تبیین» را بررسی کرد. برای دست یافتن به الگوی گفتمانی درسطح «تبیین» که سطح اصلی و بنیادین در بررسی جامعه شناسی زبان است، باید سطح «توصیف» (شاخص های زبان شناختی، عناصر صوری زبان و دستور زبان متن) و سطح «تفسیر» (فرایندهای گفتمان، بافت موقعیتی متن و عوامل بینامتنی) مورد توجّه قرار گیرد. در این مقاله که به روش تحلیلی- توصیفی به گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، روش تحلیل داده ها به روش کیفی وروش استدلال استقرایی(ازجز به کل) انجام شده می کوشیم برپایه نظریه گفتمانی نورمن فرکلاف، به بررسی رابطه دیالکتیک زبان و قدرت و زبان و گفتمان در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم صرفاً در دو سطح توصیف وتفسیر بپردازیم. دستاورد تحلیل گفتمانی این رمان این است که زویا پیرزاد با تسلط بر گونه های آوایی، واژگانی، ساختارجمله و انواع آن و شخصیت پردازی متن در این اثر، زیر ساختی مناسب برای ورود به سطوح دیگر تحلیل گفتمان انتقادی ایجادکرده است. کاربرد الگوی گفتمانی رمان چراغ ها را من خاموش می کنم، ازنظرفرکلاف، درسطح توصیف، یعنی توصیف عناصر زبان شناختی و ساخت های زبانی و در سطح تفسیر، یعنی تفسیر فرایند های گفتمان، گامی است در شناختِ لایه های زیرین این رمان و شناختِ ساختارها و کنش اجتماعی و جهان نگری انتقادی و جامعه شناختی.
۱۴۲۵۱۴.

واکاوی «کهتری و مکانیسم های جبرانِ» شخصیتِ «معصومه» در رمان «سهم من» با تکیه بر روان شناسی آدلری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۳ تعداد دانلود : ۳۹۷
«آلفرد آدلر» بنیان گذار روان شناسی فردی و یکی از نخستین منتقدانِ برجسته نظریه پسیکانالیز و آفریننده یک حرکت مکتبی به موازات آن است . آدلر انسان را موجود اجتماعی تعریف می کند از دید آدلر مسائل روان شناسی با ترجمه مسئله ارتباط بین انسان ها قابل حل می باشد. احساس حقارت و عقده حقارت دو اصطلاح مشهور روان شناسی فردی است. آدلر احساس حقارت را نیرویی می داند که به انسان عنایت شده است تا بدین وسیله رو به جوانب مثبت زندگی حرکت کند و رشد و تکامل یابد از سوی دیگر تاکید کرده است که شرایط نامساعد محیطی می تواند این احساس حقارت را به عقده حقارت منتهی کند. آدلر مفهوم جبران کاذب را در قلمرو روان شناسی برجسته ساخته که فرد برای تعادل بخشی روان خود از آن بهره می جوید. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به نقد روانکاوانه رمان «سهم من» پرداخته می شود و نگارنده با توجه به نظریه آدلر برای تبیین سبک زندگی، به علل پیدایی عقده حقارت و مکانیسم های جبران شخصیت اصلی رمان «معصومه» خواهد پرداخت. یافته های پژوهش نشان می دهد محیط از عوامل اصلی به وجود آمدن عقده حقارت، در شخصیت اصلی بوده است که از شرایط محیطی نامساعد خانواده و رفتار دیالکتیک مادر و پدر با فرزندان  نشات گرفته است بر این اساس احساس حقارت در وی شدت گرفته و پیدایش صورت عصبی در معصومه اشکال گوناگون عدم تعادل روانی را به وجود آورده است؛ لذا، برای تعادل بخشی تخیلی روان گسسته خود، جبران کاذب را در پیش گرفته که به بروز مشکلات عدیده در وی منتهی شده است
۱۴۲۵۱۵.

بررسی و تحلیل اندیشه های سوسیالیستی در شعر دو شاعرحزبی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۳ تعداد دانلود : ۶۶۲
انقلاب مشروطه ایران (1285) و پیامدهای آن درهای تازه ای به روی مردم گشود و به ویژه شاعران را با موضوعات اجتماعی و فرهنگی جدیدی همچون دردها و مشکلات مردم مواجه کرد که پیش از آن از اولویت های شعر شمرده نمی شد. پس از مشروطه، شکل گیری احزاب چپگرا و وقوع جنبش ها و انقلاب های سوسیالیستی و نظام های سیاسی برآمده از این انقلاب ها که از سده بیستم میلادی نخست در روسیه تزاری و سپس دیگر نقاط جهان رخ داد، بر بخشی از ادبیات ایران تأثیر گذاشت؛ بعلاوه، شعارهای سوسیالیست ها با آرمان ها و نیازهای بعضی از روشنفکران و کنشگران اجتماعی و فرهنگی ایران، ازجمله نویسندگان و شاعران، مطابق افتاده بود. بر این اساس، گروهی از شاعران از مشروطه به این سو با گرایش یا عضویت در احزاب چپ، با رویکردی سوسیالیستی به اوضاع کشور توجه نشان دادند و با مظاهر نظام سرمایه داری به مبارزه پرداختند. این اندیشه ها در شعر آنان بازتاب بسیاری داشته است. در این مقاله ضمن اشاره به اندیشه و اصول و مفاهیم سوسیالیسم و سرچشمه های ورود آن به ایران، بازتاب این اندیشه ها و مفاهیم را با ذکر شواهدی در شعر لاهوتی و افراشته  -شاعرانی که رسماً عضو حزب سوسیالیستی بوده اند- بررسی کرده ایم. اعتراض به فاصله طبقاتی، برابری حقوق، دفاع ازحقوق کارگران و دهقانان و غیره مهمترین موضوعاتی است که این گروه با به کارگیری واژگان خاص شاعران سوسیالیست، در شعر خود وارد کرده اند.
۱۴۲۵۱۶.

تحلیل کاربردهای تشبیه طنز در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۸ تعداد دانلود : ۶۲۲
شاعران و نویسندگان متون ادب فارسی همواره برای انتقال روشن تر مفاهیم موردنظر خود از شگردهای بلاغی متنوعی بهره جسته اند. یکی از رایج ترین شگردهای ادبی تشبیه است تا جایی که هیچ متن ادبی را نمی توان یافت که از ظرفیت های هنری تشبیه برای انتقال مفاهیم بهره نبرده باشد. مولوی در کتاب مثنوی معنوی که یکی از بلیغ ترین متون تعلیمی- عرفانی فارسی است در کنار بهره مندی از شگردهای مناسب ادبی، تشبیه را با ساختارهای متنوع به کار گرفته است. در میان اقسام تشبیه در مثنوی معنوی گونه ای تشبیه مشاهده می شود که درونمایه طنز دارد و مولوی برای انتقال مضامینی ویژه از آن بهره برده است؛ این گونه تشبیه را تشبیه طنز نامیده اند. سنّت استفاده از شگردهای طنزپردازی در منظومه های عرفانی مانند بسیاری دیگر از نوآوری ها با سنایی آغاز می شود. مولوی علاوه بر تأثیرپذیری احتمالی از سنایی، خلاقیت های فراوانش را در طنزپردازی به ظهور رسانده است. یکی از گونه های طنز در مثنوی، تشبیهات معناداری است که صبغه فکاهی و طنز دارد. تبیین کارکردهای وجوه شبه طنزِ متنوعِ به کار رفته در تشبیهاتِ طنز مثنوی از زمینه های اساسی این تحقیق است. در این مقاله کوشش شده به شیوه توصیفی- تحلیلی موارد یافت شده در مثنوی معنوی براساس ساختار بلاغیشان بررسی شود
۱۴۲۵۱۷.

الگوهای نام گذاری زنان در ادبیات مکتب خانه ای عصر قاجار: پژوهشی در تاریخ اجتماعی ادبیات عامه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۶۷۱
روشها، الگوها و قواعد نامگذاری شخصیتهای داستانی به سبب نقشی که در نشان دادن منویات تولیدکنندگان داستانها دارند در مطالعات جدید نقد ادبی و نیز در مطالعات تاریخ اجتماعی زبان و ادبیات حایز اهمیت انگاشته شده اند. بررسی شیوه ها و مبناهای مختلف نامگذاری اشخاص در این گونه از ادبیات به ویژه در ادبیات عامه می تواند علاوه بر آشکارساختن ویژگیهای شخصیتی و فراهم ساختن امکانی برای بازشناسی جهان مطلوب پدیدآورندگان شان، بازتاب دهنده چارچوبهای فکری و فرهنگی اجتماعی ای باشد که این ادبیات در آنها تولید شده اند. در این مقاله با انتخاب مجموعه ای شامل هفتاد متن از داستانهای عامه رایج در ادبیات مکتب خانه ای عصر قاجاری (بر اساس روایت و تنظیم حسن ذوالفقاری و محبوبه حیدری) و تحلیل محتوای آنها در کنار بررسی آماری نامهای مورد استفاده در این داستانها و دسته بندی این نامها با استخراج مبناهایی که تولیدکنندگان این داستانها در ذهن داشته اند، و سپس بررسی تفاوتهای این مبناهای نامگذاری، برای شخصیتهای زن و شخصیتهای مرد در این داستانها، نشان داده شده است که الگوی متعارف و متداول نامگذاری زنان در ادبیات داستانی قاجاری، به عنوان یک شاخصه فرهنگی و اجتماعی برآمده از جهان زیسته قاجاری، به روشنی تابعی از متغیرِ جنسیت بوده است که این نیز به نوبه خود از جمله به میزان حضور زنان در اجتماع و نوع نگرش جامعه به آنان نیز ناظر بوده است.
۱۴۲۵۱۸.

بررسی مضامین اجتماعی و فرهنگی در تاریخنگری و تاریخنگاری اسکندربیک منشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۸۱
تحقیقات در حوزه تاریخ اجتماعی و فرهنگی در کشور ما در مقایسه با خاستگاه آن، غرب، اندک بوده است، به ویژه وقتی که سخن از مطالعه موردی و پیاده کردن یافته های این حوزه از علم بر روی آثار تاریخنگاری به میان می آید. این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و تمرکز بر تاریخ عالم آرای عباسی اسکندربیک و مطالعه تحلیلی متن آن در پی پاسخ به این پرسش است که: مضامین اجتماعی و فرهنگی تا چه میزان در تاریخنگری و تاریخنگاری اسکندر بیک به کار رفته و نحوه کاربست آنها از سوی وی چگونه بوده است؟ هدف از این مقاله برداشتن گامی در راستای مطالعه تحلیلی آثار مورخان بنام تاریخنگاری اسلامی ایرانی به منظور استخراج و تشریح مضامینی است که امروزه ذیل تاریخ اجتماعی و فرهنگی واجد اهمیت هستند. براساس نتایج این تحقیق، اسکندربیک در تاریخنگری و تاریخنگاری خویش به ابعاد گوناگون تاریخ اجتماعی و فرهنگی از جمله اختلافات مذهبی و کلامی در میان کنشگران حکومتی و دینی، عادات و علایق اقشار مختلف مردم جامعه، ویژگی های شخصیتی و اخلاقی برخاسته از قومیت و فرهنگ افراد و گروه ها، نقش زنان در جامعه، ویژگی های حاکم و حکومت مطلوب، اعتقادات خرافی شاه، درباریان و مردم، و همچنین به برخی دیگر از مضامین و مقوله هایی که امروزه ذیل علومی چون انسان شناسی فرهنگی و روان شناسی مورد مطالعه قرار می گیرند، توجه خاصی داشته و رویدادهای اجتماعی و فرهنگی را جزو مهمترین مسائلی می دانسته که می بایست موضوع تاریخنگاری قرار گیرند.
۱۴۲۵۱۹.

زنان و برنامه تجدد عصر ناصری (مطالعه موردی سفرنامه های ناصرالدین شاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۴۵۸
در دوران قاجار اقدامات گسترده ای برای جبران عقب ماندگی ایرانیان از تمدن غربی صورت گرفت. ابتدا اصلاحات نظامی و در ادامه اصلاح دیوانسالاری و انتظام دولت در دستور کار قرار گرفت. مرحله سوم، اصلاحات اجتماعی بود که در دوره ناصری اجرا شد. به سیاق برنامه های پیشین، برنامه تجدد اجتماعی نیز اصلاح از بالا به پایین بود و اجرای آن به حمایت طبقه حاکمه و شخص شاه نیاز داشت. به همین منظور مصلحان اجتماعی، طرح سفرهای شاه به غرب را تدارک دیدند. این اصلاحات باید منجر به تحول اساسی در بافت جامعه و شیوه زیست مردمان اعم از زن و مرد می شد اما در عمل آنچه که اتفاق افتاد نادیده گرفتن زنان در این پروژه بود. این مقاله با روش توصیفی–تحلیلی و از خلال مطالعه موردی سفرنامه های ناصرالدین شاه می کوشد به این سوالات پاسخ دهد زنان چه نسبتی با برنامه تجدد عصر ناصری داشتند و چرا از این پروژه حذف شدند؟ مقاله استدلال می کند که دیدارهای شاه و نوشته های وی موید این نکته است که تغییر وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان از رئوس برنامه تجدد بوده اما عواملی مانند عرف مردسالار، شریعت حامی این عرف، ذهنیت سنتی زنان آن دوره و تربیت و باورهای شاه در نهایت به حذف زنان از این پروژه منجر شده است.
۱۴۲۵۲۰.

تأملی در تاریخ نزدیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۲ تعداد دانلود : ۷۶۹
نگاهی به تولیدات پژوهشی مورخان، به ویژه مورخان نسل جدید بیانگر غفلت آنان از پرداختن به رویدادهای تاریخی عصر خویش است. علت این غفلت، احتمالا مشی محافظه کارانه و سیطره تفکر سنتی در مورد قلمروِ زمانیِ علم تاریخ است؛ بدین معنا که تفکر غالب مورخان این است که حوادث تاریخیِ نزدیک، از جنس موضوعات مورخانه نیستند و حوادث تاریخی آنگاه بایسته ی تحقیق و پژوهش می شوند که گرد و غبار تاریخی بر روی آنها بنشیند و از زمان حال فاصله کافی گرفته باشند. مقاله ی حاضر در واقع نقدی بر این دیدگاه و تفکر رایج در باب تاریخ نگاری است. نویسندگان مقاله معتقدند که با توجه به پیچیدگیهای دنیای امروز و سرعت تحولات نمی توان تفکر و قلمفرسایی در باب رخدادهای تاریخی (تاریخنگاری) را به مدت 30 یا 50 سال به عقب انداخت. بنابراین فرض این پژوهش بر این استوار است که هر رویدادی که ماهیت تاریخی داشته باشد و وارد قلمرو گذشته شده باشد، (یک روز پیش، یک هفته پیش، یک سال پیش و ...) می تواند موضوعی مورخانه باشد و غفلت مورخان از این رویدادها پیامدهای متعددی برای علم تاریخ دارد. نگارندگان بر این باور هستند که شاخه مطالعاتی «تاریخ نزدیک» می تواند به رفع این کاستی کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان