هدف از این پژوهش شناسایی پدیدههای ژئومورفولوژی موجود در حوضه با تاکید بر حرکات دامنهای و فرسایش میباشد و بررسی ارتباط آنها با سایر پارامترهای طبیعی مانند زمینشناسی سطحی، اقلیم، منابع آب و خاک و پوشش گیاهی و ویژگیهای فیزیکی حوضه و فرایند تاثیر این عوامل بر رسوبخیزی حوضه کوهزن میباشد. در این راستا برآورد رسوب حوضه به روش MPSIAC و تهیه نقشه ژئومورفولوژی انجام شد. با توجه به روش تحقیق در علوم طبیعی یعنی مشاهده - فرضیه - آزمون و استنتاج کوشش گردیده تا با حداقل امکانات و استفاده از منابع مختلف (تحقیقات کتابخانهای) و بررسیهای میدانی (تحقیقات مشاهدهای) به اهداف این پژوهش دست یافته شود. در این پژوهش مشخص گردید که در حوضه آبخیز کوهزن انواع مختلف فرسایش از جمله فرسایش سطحی شیاری و خندقی و کنار رودخانهای به وفور یافت میشود و از لحاظ حرکات دامنهای با لغزش و ریزش مواجه میباشد که در رسوبخیزی حوضه نقش عمدهای دارند و از بین عوامل نه گانه موثر در فرسایش و رسوب به روش MPSIAC، فرسایش کنار رودخانهای بیشترین تاثیر را دارد. و همچنین با مقایسه برآورد رسوب حوضه به روش ترسیم منحنی دوام و برآورد رسوب حوضه به روش MPSIAC که عامل ژئومورفولوژی و سنگشناسی و... در آن بررسی میشود، در نتیجه ژئومورفولوژی در رسوبخیزی حوضه تاثیر عمدهای دارد.
"نویسنده در این مقاله به دستهبندی نظریات گوناگون حوزة ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی پرداخته و به طور کلی دو گونه نظریه را شناسایی کرده است: 1ـ ارتباطات به مفهوم وسیلة انتقال پیام و 2ـ ارتباط به معنای تولید معنا و اثرگذاری بر رفتار مخاطب.
اساسِ نوع اول نظریات، فرایندی بودن ارتباط است. بنابراین تحقیقات صورت گرفته در این حوزه مربوط به نوع رسانه، فرستندة پیام، تحلیل پیامهای رسانهای، ویژگیهای مخاطب و اثر و نتیجة رسانههاست که عنوانهای تحقیقات و نظریات مربوط به هر عنصر ارتباط در آن برشمرده شده است.
اساسِ نوع دوم نظریات دلالت معنا و معناشناسی است که در این زمینه به تحلیل متن، تحلیل گفتمان و فرامتن اشاره شده است.
نویسنده در ادامه برای درک انواع تحلیلهای رسانهای و آشنایی با بنیادهای نظری و روششناختی آنها به دستهبندی جرجریتزر دربارة رویکردهای جامعهشناسانه در بررسی پدیدههای اجتماعی اشاره کرده و آنها را توضیح داده است که عبارتند از: ساختارگرایی، تعریفگرایی و رفتارگرایی. سپس تفاوتهای دو گرایش درونی مکتب ساختارگرایی، یعنی گرایش وفاق و گرایش تضاد را بر اساس مدل پرسیکوهن برشمرده و با اشاره به نظریات رالف دارندورف و رندال کولینز، از نظریهپردازان مکتب تضاد، نظریههای انتقادی را در زمرة گرایش تضاد برشمرده است.
در ادامه عوامل مؤثر بر پیدایش و گسترش نظریههای انتقادی ـ اجتماعی را به نقل از دایرهالمعارف «ویکی پدیا» شرح داده که عبارتند از: موقعیت تاریخی، تأثیر نظریههای ماکس وبر، تأثیر نظریة فروید، انتقادگرایی پوزیتیویستی و نظریههای مارکسیستی و اندیشههای مارکس.
در بخش بعدی مقاله ویژگیهای نظریة انتقادی و نظریاتی از اندیشمندان مکتب فرانکفورت همچون هورکهایمر و تئودور آدرنو آمده است.
در بخش سوم مقاله وظایف و کارکرد نظریههای انتقادی از قبیل افزایش آگاهی واقعی مردم، ایجاد تعادل میان اقتدار شخصی فرد و همبستگی اجتماعی، ارتقای اندیشة انتقادی در مقابل عناصر سلطه و ایجاد انسجام و همبستگی اجتماعی شرح داده شده است.
در بخش پایانی نظریههای انتقادی در حوزة وسایل ارتباط جمعی به دو دستة نظریات مارکسیستی و نظریات نئومارکسیستی تقسیم شده و مشخصات و نظریات هر یک دربارة رسانهها آمده است. در این راستا به نظریات برنارد استیگلر دربارة مصرف فرهنگی ایجاد جامعة انبوه و اوقات فراغت اشاره شده است.
در پایان مقاله نویسنده میگوید نظریههای انتقادی در حوزة رسانهها بر دو مسئله اساسی تأکید دارند که عبارتند از 1ـ سیاست متن و 2ـ مسئلهشناسی در مطالعات فرهنگی. وی هر یک از این دو مسئله را به اختصار توضیح داده است.
"
در این مقاله، سه عامل زیر از عوامل موثر در تخصیص زمان افراد آخرت گرا بررسی می شود: الف. رغبت به کسب درآمد حاصل از کار؛ب. نقش اهداف و انگیزه های اخروی؛ج. اهمیت کار کردن. انسان آخرت گرا در بسیاری از موارد هنگام تغییر دستمزد و قیمت نسبی کالاها، میان فعالیت های زمان بر و کمتر زمان بر جانشینی برقرار می کند. منحنی عرضه نیروی کار او در این محدوده، در سطوح دستمزد بالا نسبت به منحنی عرضه نیروی کار افراد دنیاگرا کمتر به عقب بر می گردد. از سوی دیگر او با محدوده های غیرقابل جانشین نیز مواجه است. که این نسبت به الگوی افراد دنیاگرا وسیع تر است. در انتخاب شغل، علاوه بر لزوم توجه به احکام پنج گانه واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح توجه به شیوه های قرارداد نیز مهم است. برای نمونه شیوه هایی مانند مزارعه، مضاربه و مساقات نسبت به اجاره از اولویت برخوردارند.
بی تردید دولت الکترونیکی اندیشه ای است که زمان تحقق آن فرا رسیده است. در بسیاری از کشورها توجه به مفهوم دولت الکترونیکی و پیاده سازی آن اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. دولتها این مفهوم را تلاشی برای مدرنیزاسیون یا اصلاح و بازمهندسی دولت می دانند و در این میان دولتها باید نقش اساسی برای دستیابی و توسعه این فناوری ایفا کنند. کشورهای توسعه یافته و برخی کشورهای در حال توسعه برای استقرار چنین دولتی اقدام کرده اند، ولی ایجاد دولت الکترونیکی مستلزم تغییرات اساسی است که چالشهای جدی را نیز به همراه خواهد داشت......
در این مقاله دیدگاههای مختلفی که در مورد علل و عوامل و ماهیت و چگونگی شکل گیری سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپا وجود دارد، بررسی می شود. بعضی از نظریه ها بر عوامل خارجی تاکید دارد و نقش تحولات و متغیرهای خارج از فرآیند همگرایی در اروپا را مورد بررسی قرار می دهد، و برخی دیگر، شکل گیری و تحول سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپا را معلول پویشها و سازوکار درونی همگرایی اروپائی و مناسبات داخلی نظام منطقه ای اروپا می داند. نوکارکردگرایان از زمره رویکردهای دسته دوم قرار می گیرند که محور اصلی بحث این نوشتار می باشند. نوکارکردگرایی می کوشد تا براساس مفروضه ها و فرضیه های خود، مهمترین علل و عوامل تعیین کننده سیاست خارجی و امنیتی اروپا را و همچنین ماهیت و ویژگیهای ساختار همکاری سیاسی – امنیتی این نهاد اروپائی را تبیین نماید. که از جمله این فرضیه ها می توان به پویشهای تسری و سیاسی شدن در قالب پویشهای درونی و بیرونی و نیز توسعه بخشی یا تسری از یک حوزه موضوعی به بخش دیگر و نقش بازیگران فروملی و فراملی مانند گروههای ذینفع، احزاب سیاسی، دیوانسالاری مرکزی اشاره کرد که به طور مجمل به تبیین آنها پرداخته می شود.