این نوشتار پس از مروری بر وجود رابطه متقابل بین توسعه تکنولوژی و تولید، ضرورت پرداختن به توسعه تولید به عنوان بستر توسعه تکنولوژی را بیان داشته و با این مقدمه به شکل گیری جریان جسارت مصرف و افزایش عدم تعادل در تولید و مصرف پس از وقوع انقلاب اسلامی می پردازد. با توجه به اینکه هدف از انقلاب، ایجاد تغییرات مطلوب در حوزه ملموسات می باشد و رابطه تقومی (وابستگی متقابل) بین انقلاب سیاسی و انقلاب اقتصادی وجود دارد، رسیدن به انقلاب اقتصادی (انقلاب در حوزه عمل) در گرو وقوع انقلاب فرهنگی خواهد بود. پذیرش تدریجی بودن وصول به اهداف و پذیرش التقاط در اجرا، به عنوان درجه ای از اسلامیت جریان امور و تغییر مداوم در قوانین و نرم افزارهای اداره جامعه، الیته با حفظ جهت افزایش درجه اسلامیت، مسیر تکاملی جامعه را تداعی می کند. در نوشتار پیش رو، تکامل انقلاب فرهنگی در تحقق حرکت رو به کمال حوزه ملموسات جامعه توصیف شده و تولید و تکنولوژی، به عنوان بستر توسعه فرهنگ معرفی شده است. با بیان موارد فوق و بیان وابستگی سه حوزه سیاست، فرهنگ و اقتصاد جامعه به یکدیگر، با بررسی عدم تعادل بوجود آمده بین تولید، مصرف، تعادل جدید، نه در کاهش یکباره مصرف، بلکه در افزایش تولید بوده و با توجه به ناکارآمدی انگیزه های نظام سرمایه داری برای افزایش تولید، انگیزه های مذهبی را می توان پشتوانه تولید و تعدیل در مصرف دانست. در انتها نیز با اشاره به وجود معارف دینی گسترده و عمیق درباره تولید و سیره عملی ائمه معصومین علیهم السلام و بزرگان دینی در اکتفا به حداقل ها برای خود و تولید گسترده برای استفاده دیگران، به چگونگی پیاده شدن این سیره در جامعه امروز پرداخته می شود.
این مقاله به سه رویکرد مختلف نسبت به توسعه تکنولوژی پرداخته و در پی آن است که ارتباط میان توسعه، توسعه تکنولوژی و اعتقادات مذهبی را ازدیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار دهد. دیدگاه اول، عقلانیت مستقل بشر را برای توسعه، کافی دانسته و دین را مانعی در راه آن می داند و دیدگاه دوم دین را امری قدسی و متعالی دانسته و حضور دین در عرصه های اجتماعی را امر مقبولی نمی داند. لذا هر دو دیدگاه، نقشی را برای دین در توسعه و متعاقب آن در توسعه تکنولوژی قائل نیستند. در این مقاله هر دو دیدگاه از جهات مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. دیدگاه سوم بر این باور است که بین دین و تکنولوژی نه جدایی هست و نه مخالفت و اعتقاد دارد که به راحتی نمی توان میان توسعه مدرن و مذهب را آشتی داد. این دیدگاه معتقد است که باید به توسعه ای دست یافت که پایدار، هماهنگ، همه جانبه و متکی بر بنیان مذهب باشد. در این نوشتار از نظر فلسفه تاریخ و تکامل تاریخی، ظهور سه دیدگاه مورد بررسی قرار گرفته و حاکمیت دین بر شئونات توسعه نتیجه گیری شده است. در ارائه همین مبحث، توسعه عقلانیت مبتنی بر مذهب را به مثابه ضرورتی برای توسعه دانسته و بر توسعه تکاملی مبتنی بر ایمان تاکید می نماید. در پایان، نظر هر یک از دیدگاه های سه گانه را درباره توسعه تکنولوژی بطور اخص برشمرده و با تقسیم تکنولوژی به سه سطح، دست یابی به ابزار تولید علم را به عنوان عمیق ترین لایه تکنولوژی، ضروری می داند.
این مقاله به معرفی رشته نوپایی به نام فلسفه تکنولوژی می پردازد. چیستی تکنولوژی، دانش شناسی دانش تکنولوژیکی، تعامل تکنولوژی و جامعه و بالاخره اخلاق و تکنولوژی چهار باب عمده در این رشته هستند که به ایجاز معرفی شده اند. در هر یک از بحث های طرح شده، به برخی از پیامدهای استراتژیک و سیاستی رشته فلسفه تکنولوژی نیز اشاره شده است.
توسعه مبتنی بر دانایی و حکمت، آخرین دستاورد جامعه جهانی در مسیر خروج از توسعه نیافتگی و ارتقای سطح توسعه در سطح ملی، منطقه ای و جهانی است که این امر، مورد توجه سیاستگذاران و برنامه ریزان کلان کشور در قالب چشم انداز 20 ساله و برنامه چهارم توسعه کشور قرار گرفته است. این نوع از توسعه با الویت بخشی به نهاده های دانشی (ضمنی و صریح) توسعه و اقتصاد حاصل از آن، برهم افزایی نهاده های دانشی و غیردانشی تاکید می ورزد. نکته اساسی در طراحی و اجرای این توسعه، توجه به مبانی ارزشی مستحکم و مشترک جامعه بشری براساس نظریه خودسازماندهی و از طریق یکپارچه سازی علم، فناوری و اخلاق است. همچنین برای تحقق این نوع از توسعه، کشورهای پیشرو، دانشگاه کارآفرین را مغز اصلی و بازوی توانمند می دانند. این دانشگاه حاصل تحولات چند صد ساله در دانشگاه و ترکیب نقش های آموزشی، پژوهشی بنیادی، پژوهشی کاربردی و توسعه فناوری جهت تحقق مستمر نوآوری تکنولوژیک، کارکرد موثر و کارای نظام ملی (جهانی) نوآوری است که خلق و توسعه دائم معرفت ارزش مدار، ثروت و رفاه عادلانه و اشتغال پایدار و ارتقای سطح فیزیکی و روانی محیط کار، زیست و زندگی را در پی دارد. برای تحقق و ارتقای فرایندی و کارکردی دانشگاه کارآفرین، مهمترین نقش اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، ارتباط موثر صنعت، دانشگاه و دولت است. با واگذاری بسیاری از نقش های دولت به صنعت و دانشگاه، این دو رکن، مهم ترین نهادهای تشکیل و توسعه دانشگاه کارآفرین، نظام ملی نوآوری و نهایتا توسعه مبتنی بر دانایی هستند. امید است این سمینار که حاصل ترکیبی از تحقیقات دانشگاهی، رساله دکترا و تجربیات علمی-صنعتی است بتواند گام کوچکی در جهت تبیین زیرساخت های تحقق چشم انداز بیست ساله کشور بردارد.
در تصمیم گیری استراتژیک برای هر سازمانی باید آینده ای را در نظر گرفت و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرد؛ لذا اجتناب از پیش بینی امری غیرممکن است. در برنامه ریزی استراتژیک باید با استفاده از پیش بینی تکنولوژی، پارامترهای تکنولوژیکی تاثیرگذار بر آینده سازمان را، شناسایی کرد و از آنها برای برنامه ریزی طولانی مدت سازمان استفاده نمود. پیش بینی تکنولوژی به عنوان اولین مرحله از برنامه ریزی تکنولوژی سازمان، اطلاعات لازم جهت انتخاب تکنولوژی های مناسب را در برآورده کردن نیازهای تکنولوژیک فراهم می کند. این مهم با درنظر گرفتن آینده تغییرات محیطی و تکنولوژیکی، چرخه عمر و محدودیت های طبیعی تکنولوژی، آینده روشنی را برای جهت گیری های راهبردی در سازمان تعیین می کند. در این مسیر حمایت مدیر ارشد سازمان، تاثیر فراوانی بر اجرا و پیاده سازی برنامه ریزی تکنولوژی دارد. در شرکت های "تکنولوژی محور" به منظور برنامه ریزی کامل برای آینده، حتی گزینه های تکنولوژیکی رقبا را باید پیش بینی کرد تا علاوه بر تعیین وضعیت شرکت در بین رقبا، استراتژی تکنولوژی شرکت در جهت پیشی گرفتن از رقبا تبیین گردد. در این مقاله ابتدا به بیان اهمیت پیش بینی تکنولوژی، ارتباط آن با برنامه ریزی استراتژیک سازمان و مفاهیم پیش بینی تکنولوژی می پردازیم. سپس یک مدل و چندین روش معمول در پیش بینی تکنولوژی معرفی می گردد و در پایان نیز چندین توصیه برای انتخاب روش مناسب پیش بینی تکنولوژی در سازمان، ارایه می شود.
یکی از دیدگاههای رایج درباب توجیه، مبناگرایی است. از مبناگرایی، تقریرهای گوناگونی ارائه شده است. یک قرائت، تفسیر اعتدالی است که پال موزر، یکی از معرفت¬شناسان معاصر، آن را مطرح کرده است. این نظریه که از جهاتی شباهت با نظریه فیلسوفان مسلمان دارد، سطوح مختلف مبنا را مطرح میسازد. بر طبق آن، آنچه میتواند مبنا به نحو مطلق و قطعی قلمداد شود، همان تجارب و دریافتهای حضوری انسان است اما به کمک تبیین. به دنبال آن، گزارههایی میتوانند مبنا قرار گیرند که از چنین تجاربی به نحو غیراستنتاجی به دست آمده باشند که وی آنها را مبنای مشروط مینامد. سایر گزارهها، گزارههای استنتاج شده از گزارههای قسم قبلی هستند. از مهمترین ویژگی این دیدگاه، درونیگرایی معتدل است. اهمیتی که وی برای تبیین و کلنگری معرفت قایل است، موجب میشود تا قید چهارمی بر قیود سهگانه معرفت بیافزاید.
در شرایط پیچیده و رو به تحول امروز تنها سازمانهایی میتوانند به فعالیتهای خود استمرار بخشند و بقا خود را تضمین نمایند که بتوانند خود را با تحولات و پدیدههای پیچیده محیط هماهنگ ساخته متناسب با شرایط بیرونی سازمانها ، خود را متحول سازند . از جمله مهمترین وظایف مدیریت برای حفظ و بقا سازمان استفاده از سرمایهها و استفاده مؤثر و بهینه از آنها میباشد . نیروی انسانی یکی از سرمایههای اصلی سازمانها و یک عامل استراتژیک برای آنها در مواجهه با تغییرات و تحولات میباشد . چراکه در سایه هوشیاری اوست که امکان مواجهه فعال و سازنده با دگرگونیهای محیط فراهم میگردد...