"از نظر الیوت بسیارى از شاعران مفهوم آزادى در شعر آزاد را به درستى درک نکرده اند؟ به این معنا که در نظر این دسته از شاعران، تنها و مهم ترین ویژگى شعر آزاد، نبود قافیه، وزن، و یا دیگر عناصر انسجام بخش شعر سنتى است. این در حالى است که در نظر الیوت هیچ شعرى نمی تواند آزاد باشد، زیرا گرچه شعر آزاد از ادات متعارف شعر سنتى بى بهره است، اما، براى اجتناب از هم گسیختکى ناگزیر باید از تکنیک هایى جایگزینى همچون هم آوایی تکرار واژگان، و مکث سود جوید و هماهنگى و نظمى زیربنایى و کلى را به نمایش بگذارد. از ابن روست که سرودن شعر آزاد به هیچ وجه آسان تر از سرودن شعر قافیه دار و موزون نیست. آزادى شعر آزاد تنها به معناى آزادى در انتخاب قافیه، وزن، و یا زبان نثرگونه و محاوره اى است به عبارت دیگر، آزادى شعر آزاد به شاعر این اختیار را مى دهد که بنا به دلیلى موجه همچون تاکید بر معنا یا احساسى خاص و یا برانگیختن احساس خاص در نزد خواننده، شعرى را کاملا به زبان محاوره اى و یا حتى بخش هایی از شعر خود را قافیه دار ر موزون و بخش هایى دیگر را محاوره اى و نثرگونه بسراید. نتیجهء طبیعى این دگرگونى و تنوع، ساختارى ناهمگون و به ظاهر نامنظم است، که در نظر الیوت خود یکى از نقاط قوت شعر به شمار مى رود.
"
در انگلستان، دورهء ویکتوریایى به عنوان دورهء رمان شناخته شده است و موضوعات بحث برانگیز مربرط به آشوب هاى اجتماعى و جامعه شالردهء این رمان ها راتشکیل مى دهند. توماس هاردى، به دلیل استفاده از مضامین داستانى متهورانه اى معروف شده که پش از او، نویسندگان جرات اشاره بدان را نداشته اند. با این وجود، این نویسنده شدیدا تحت تاثیر "اصالت انواع " داروین قرار داشت. مفاهیم سازگارى و بقاء، قوى ترین چارچوب رمان هاى او را تشکیل مى دهد. آثار او همچنین موضوعات عمدهء زمان و زنان را مورد بررسى قرار مى دهند. در این مقاله، رمان هاى برجستهء توماس هاردى مورد بحث و بررسى قرار گرفته اند و در ضمن، در این آثار تفاوت زنان و مردان مورد تحلیل قرار گرفته است. این آثار نشان دهندهء همدردى بیشتر نویسنده نسبت به شخصیت هاى اصلى مرد است و این مساله، سوالى را براى منتقدان و خوانندگان پیش مى آورد: آیا هاردى زن ستیز است و یا این که صرفا ارزش هاى موجود و آشکار دورهء ویکتوریایى را شکافته و بررسى مى کند.
زبان انگلیسى و ترجمه از این زبان، به عنوان جزء لاینفک جامعهء ایران و زبان فارسى درآمده است. کثرت و گستردگى ترجمه سبب شده تا زبان فارسى آماج آسیب ها و صدمات متعدد و گوناگونى گردد. مقالهء حاضر به دو موضوع توجه دارد: یکى آن که آسیب شناسى زبان فارسى باید از حد واژگان که معمولآ بحث رایج محافل است، فراتر رفته و واحدهاى مهم تر و بزرگ ترى همچون عبارات و جملات نیز مد نظر قرار گیرد. مسئلهء دیگر آن که تعامل با زبان انگلیسى، لزوما موجب تخریب زبان فارسى نخواهد شد، بلکه اگر از ویژگى هاى زیبایى شناختى زبان انگلیسى توسط مترجمان زبردست بهره برده شود، مى تواند حتى در غنابخشى به زبان فارسى مفید واقع شود و این همان چیزى است که ادیبان و شعراى ما با زبان عربى انجام داده اند. در هر یک از این زمینه ها مثال هایى از مطبوعات رایج کشور ارانه شده است.
"شکسپیر از بسیارى جهات با سایر نمایشنامه نویسان تفاوت دارد که برجسته ترین این ویژگى ها خلق شخصیت ها و موقعیت هاى تراژیک و کمیک. و نیز بعد تلفیق چیزهایى است که در ظاهر سنخیتى با هم ندارند. از جمله، شکسپیر بیش از هر کمدى نویس دیگرى اسطورهء ازدواج رمانتیک را در قالب کمدى پروراند. آنچه او را تا این اندازه منحصر به فرد مى کند ورود وى به درون ذهن و قلب شخصیت هاى در حین عیاشى یا دلقک بازى است. شکسپیر هیچگاه کمدى را در قالب مفهرم عرفى پذیرفته شده نمى آفریند. راز هنر وى در چگونگى واکنش خلاق نسبت به زندگى نهفته است. این مقاله تلاشى است براى بحث دربارهء هنر کمدى شکسپیر و تفاوت آن با اسلافش، بالاخص نویسندگان کمدى کلاسیک!. نمایشنامهء برگزیده شده براى این بحث ""هر طور که درست دارى! است که ویژگى هاى متنوعى را در صحنه هاى بى پیرایه، ادبیات شبانى، عشق و ظاهرپردازى داراست.
"
به طور زمان از رابطه تشابهی یا دیالکتیکی که با محیط خود برقرار می کند بهره می گیرد. کنش متقابل سازه های درون متنی به تدارک بعد صوری روایت منتهی می شود حال آن که در این فرآیند‘ این محیط و واقعیت محیط است که محتوای اثر را تشکیل می دهد؛ همان واقعیت عینی که ما را احاطه می کند و در برگیرنده اندوخته هایی است که در حوزه های مختلف دانش توزیع شده اند. بدین ترتیب علوم تجربی‘ خصوصاً علم فیزیک حامل انواع باز نمودها و نظریه های پرمایه و الهام بخش می باشد که رمان نویس و همچنین منتقد ادبی را‘ هر کدام در قلمرو تخصصیشان ‘ به خود متوسل می سازد . نظریه هرج و مرج از این قبیل نظریات است و شامل مجموعه ای از مفهوم ها‘ محاسبات و روندهای خاص است که در مکانیک ذرات به کار گرفته می شوند. ما در این مقاله صرفاً به بررسی اجمالی چگونگی تاثیر گذاری این نظریه بر اصول انتقادی ونیز بر خود آثار (با استفاده از کتاب های دریاچه و چروکی نوشته ژان اشنوز)خواهیم پرداخت.
کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی دانشکده زبان های خارجی دانشگاه تهران منظور از کانون سازی کانون دیدی است که در وایت شکل گرفته است واز آن منظر که ممکن است زمانی‘ مکانی‘روانشناختی یا ایدولوژیکی باشد افراد و وقایع داستانی مورد مشاهده و ارزیابی قرار می گیرند. اما چه نیازی به افزودن اصطلاح فنی دیگری است وقتی زاویه دید همان مسائل را عنوان می کند؟ باید گفت که در مطالعات مربوط به زاویه دید بیشتر راوی مرکز توجه است و دیدگاه او اساس کار ما را تشکیل می دهد. این درحالی است که در مطالعات کانون سازی هر کدام از شخصیت ها را همپای راوی مدرک و بیننده ای خاص از داستان به حساب می آوریم و بر این باوریم که ادراک و ارزیابی های او دریچه ای تقریباً هم ارزش دریچه راوی به دنیای داستانی و قضایای آن می گشاید. پس صرف لحاظ کردن مطالعات کانون سازی درکنار مطالعات روایت گری چند صدایی بودن روایت را نیز توجیه می کند. علاوه بر آن در لحظاتی که قطعاً نمی توانیم ادراکی را به راوی منتسب بدانیم اما لفظ لفظ آشنای راوی است‘ کانون سازی ما را یاری می کند تا عاملی را که به روایت سمت و سوی خاص داده است بشناسیم.
"آزمون سازی به مدت یک قرن یا بیشتر متداول ترین روش برای تعیین پیشرفت تحصیلی یادگیرندگانن در مراکز آموزشی بوده است. در میان اشکال متعدد آزمون ‘ آزمون چند گزینه ای به دلیل عینی و عملی بودن آن‘ متداول تر از سایر انواع آزمون ها بوده است . احتمالاً به همین دلیل است که چندین قانون وقاعده برای تهیه یک واحدآزمون چند گزینه ای منطقی پیشنهاد شده است. بنابراین‘ یک زمینه مهم تحقیق این است که آیا رعایت این قوانین و قواعد باعث پیشرفت کیفیت آزمون های چند گزینه ای می شود یا خیر. هدف این تحقیق بررسی اثر گزینه های معیوب بر روی ویژگی های واحد آزمون است . برای رسیدن به این هدف‘ پنجاه نفر دانشجوی مرد و زن رشته آموزش زبان انگلیسی به عنوان نمونه انتخاب شدند. به این افراد دو نوع آزمون چند گزینه ای داده شد: (1) آزمون میشیگان(قسمت دستورزبان انگلیسی) و(2) آزمون معیوب شده میشیگان (قسمت دستورزبان انگلیسی) . فاصله برگزاری بین این دو آزمون یک هفته در نظر گرفته شده بود. نتایج این تحقیق نشان داد که به طور کلی عدم رعایت اصول نگارش واحدهای آزمون تاثیر مهمی بر ویژگی های واحد آزمون ندارد. ولی استفاده از نکات ساختاری که به پاسخ صحیح هدایت می کنند باعث شد واحدهای آزمون دستکاری شده به مراتب ساده تر شود.
"
یک ویژگی مهم که مکررا در بررسی و تجزیه و تحلیل شرق مشاهده می شود عقیده بدوی بودن شرق وناتوانی آن در اداره و مدیریت خویش است. چنین گفتمان مکرری در فرایند گفتمانی نویسندگان و دانشمندان شرق شناس وجود دارد و به نظر می رسد برخلاف عقیده برخی از نقادان رابرت سوتی نیز از این قاعده مستثنی نیست. علیرغم اینکه رابطه شرق وغرب به اشکال مختلف در متون غربی ظاهر می شود‘ به ندرت غرب موقعیت برتر خیالی خود را در این متون واگذار میکند. این موقعیت برتر ولی انعطاف پذیر این ادعا را تقویت می کند که شرق شناسی یک گفتمان ایدئولوژیک است با مرزهای به شدت محدود شده. علیرغم اینکه ساخته های "غیر" از جهات مهم تنوع خارق العاده ای ندارند‘ هدف این مقاله این نیست که غرب واحدی را ارائه دهد که "غیر" را می سازد. اساساً این ایده که یک شرق واحد و یک غرب واحد وجود خارجی دارند و بشر را به دو اقیانوس مجزا و منفک از هم تقسیم میکند یک توهم ایدئولوژیکی است.
ادبیات زبان اردو از خوان گسترده بیشتر زبا ن ها استفاده کرده است. از آن جمله می توان زبان های فارسی‘ عربی ‘ هندی‘ سنسکریت‘ پنجایی و در دوره های اخیر؛ زبان انگلیسی را نام برد. این زبان به طرق مختلف از این سرمایه های ادبی استفاده کرده و بسا اوقات طبق خاصیت انعطاف پذیری خود در واژه های مهمان‘ دخل وتصرف کرده و مطابق دستور زبان خود از آن ها استفاده کرده است. واضح است که ادبا و شاعران اردو زبان ‘ مفاهیم موجود در واژگان بیگانه را دریافته و برای بهتر درک شدن آن ها‘ گاهی آن ها را به میل خود تغییراتی داده اند . در این مقاله بحث و بررسی چگونگی و صورت های مختلف این عمل با تقسیم بندی های لازم ‘ در پنج بخش ‘ به صورت مجزا صورت گرفته و در بخش پنجم که مربوط به تاثیرات زبان انگلیسی بر این زبان است. به دو بخش ذیلی تقسیم شده و تحت بررسی قرار گرفته اند.
"ارتباط تنگاتنگ زمان با زندگی بشری بیانگر توجه به آن درعرصه ادبی است. طول عمر انسان متاثر از حیطه زمانی است که برای زندگی آن ها از بدو تولد تا لحظه مرگ تعریف شده است. حتی احساسات بشری گریزی از عواقب گذر زمان ندارند: حالاتی چون بی تفاوتی‘ افسردگی ‘ ضعف‘ فراموشی و غیره‘ تنها با گذر زمان دامن گیر انسان می شوند. هیچ دوره ای از زندگی بشری بی ارتباط با گذر زمان نیست: از کودکی تا جوانی این ارتباط به صورت همزیستی و از میانسالی تا غلبه سال های عمر ‘ به صورت مقابله و مقاومت آشکار می شود. پس انسان همواره در طلب تحلیل شرایط زمانی برای ارائه تعریفی از مفهوم وجودیشانند. کاری که در توان همگان نیست. از این رو‘ برخی از شاعران و ادیبان ‘ به عنوان پیام آوران شادی و ملالت های انسان‘ نقش به سزایی را در انتقال نگرش و اشتغالات فکری مردمان عصر خود ایفا میکنند. از جمله این ادیبان می توان به شعرای رمانتیک فرانسوی سده نوزده میلادی اشاره کرد که با بیانی شیوا‘ غنایی و متاثر کننده به تحلیل احساسات و عواطف انسانی ناشی از گذر زمان پرداخته و جلوه هایی ژرفای روح آدمی را نمایان می سازند که نگارنده به تحلیل برخی از مهمترین سروده های آنان می پردازد.
"
القاموس الشامل (فرهنگ فارسی – عربی)، محمد حسن بوذرجمهر، نوفل، بیروت 2002، (967 + XXI)988 صفحه . این کتاب، آن چنان که در مقدمه آن اشاره شده، حاوی 60 هزار مدخل فارسی و 160 هزار واژه عربی است. کتاب دو مقدمه دارد. نویسنده مقدمه نخست دکتر فیکتور الکک، استاد ادبیات فارسی و مدیر بخش ادبیات فارسی دانشگاه لبنان، است ...
مناظره ها یا پیکارهای زبان حالی در تاریخ ادبیات پارسی در زمره انواع ادبی غالبا مرتبط با دربارها بوده است. شاعران یا نویسندگان این آثار را برای خواندن در دربار شاهان و سلاطین یا مجالس وزرا و اعیان و اشراف تصنیف می کرده اند. دلایل و نشانه های متعددی هست که این وابستگی را در این دسته از پیکارها نشان می دهد. گاهی نویسنده یا شاعر، در دیباچه، نام شاه یا وزیر یا شخصیتی را که مخاطب اصلی او بوده و مناظره را برایش نوشته یا سروده بوده ذکر می کرده است. در پاره ای از این آثار، شاعر یا نویسنده، در انتهای اثر، به مدح مخاطب خود می پرداخته یا ممدوح خود را به منزله داور مناظره معرفی می کرده است. این نوع مناظره ها، از این حیث، در واقع، همانند قصایدی است که شاعران در مدح شاهان و بزرگان می سروده اند. قرابت این نوع مناظره ها با قصیده ها به حدی است که حتی، در بعضی از قصاید، شاعر در تشبیب مناظره ای می آورد، مانند مناظره شب و روز یا رمح و قوس از اسدی طوسی؛ «قصیده فی مناظره السیف و القلم»، به عربی، از نظام الدین اصفهانی؛ و «مناظره شمشیر و قلم»، به فارسی، از میر سید شریف جرجانی. پیکارهایی که برای دربارها و مجالس بزرگان تصنیف می شده است هم جنبه آموزشی داشته و هم جنبه تفننی و سرگرم کننده. این دسته از پیکارها و مناظره ها در واقع برای مجالس بزم شاهانه نوشته یا سروده می شده است. خصیت هایی که شاعر یا نویسنده به منزله طرف های مناظره انتخاب می کرده طبعا به نحوی با دربار و موجودات یا مفاهیم مورد توجه یا علاقه صاحب مجلس ارتباط داشته است. شمشیر و قلم بارزترین نمونه پیکارجویان درباری به شمار می آیند و تقریبا همه مناظره هایی که به این نوع فرعی (sub-genre) تعلق دارند جنبه درباری دارند. گل و مل، بزم و رزم، و شطرنج و نرد نیز از طرف های دیگر در مناظره ها یا پیکارهای درباری اند. مناظره ای هم هست که ما آن را در اینجا تصحیح و چاپ کرده ایم و شخصیت هایی که در آن به مناظره می پردازند چهار مفهوم عقل و علم و حلم و دولت اند...
نگارنده، در طی دوره ماموریت علمی خود به دانشگاه عثمانیه هند، مدتی را به بررسی نسخه های خطی فارسی موجود در مراکز علمی شهر حیدرآباد پرداخت. در کتابخانه حکومت اندراپرادش (A.P.L.)، به دو نسخه با عنوان های منتخب الاعداد و جود تاریخ برخورد، که هر دو به منظور تسهیل در امر ماده تاریخ سازی فراهم آمده و، علاوه بر اطلاعات مربوط به این فن فراموش شده، در این دو نسخه مجموعه ای از واژگان فارسی متداول، متروک، و بر ساخته (از طریق ترکیب، اشتقاق، و قیاس) دیده می شود که ممکن است مفید باشد. در این گزارش، نسخه منتخب الاعداد معرفی می شود. نسخه خطی منتخب الاعداد، با شماره 391، در فهرست دست نویس کتابخانه حکومت اندراپرادش حیدرآباد هند ثبت شده است. نویسنده متن و کاتب نسخه نامعلوم است. این نسخه، در ابعاد 14.5×20 و 2.5×5.5 سانتی متر، در 123 صفحه دوازده سطری به خط نستعلیق خوش نوشته شده است. آغاز نسخه: «حمدیکه محاسب فکر از لوازم حساب او سرگردان، و سپاسی که مهندس نرم فهم از حصر اعداد آن حیران ...» انجام نسخه: «افضل الناس مقبول الهی در بی بها یزید بی حیا» نویسنده، در آغاز کتاب، پس از حمد خدا و نعت پیامبر (ص) و اظهار ارادت به امام حسین (ع) نویسد: «به خاطر آمد که عدد حروف را از احد تا یک هزار و دوصد و ده و دو گرفته، رساله ای مکمل سازد... منتخب الاعداد نام این نسخه گرامی نهاده». (برگ b1)...
انوری و گیوی (1374 ، ص 121) آورده اند که «گاهی اسم یا کلمه ای در جمله می آید که نه فاعل است نه مفعول یا متمم بلکه نسبت مبهمی رادر جمله روشن می کند که آن را تمیز می نامند». کلماتی که در جملات (1) زیر آنها خط کشیده شده است تمیز هستند: (1) این گونه افراد انسان دوست را مرد باید نامید . علی را همه بچه ها عقاب می نامند. در ایران باستان پهلوانی بود که را رستم می نامیدند. رستم پسری داشت که او را سهراب می گفتند. مسلمانان یکدیگر را برادر می شمارند. مرکز خوزستان را اهواز می خوانند. نکته مهم در این جملات آن است که حذف سازه تمیز باعث نادستوری شدن جمله می شود ...
کشف المحجوب، ابوالحسن علی بن عثمان هجویری، به کوشش محمود عابدی ، انتشارات سروش، تهران 1383، 1228 ( هفتاد و چهار + 610 + 544) صفحه. طی قرن های چهارم و پنجم هجری، سه کتاب با نام کشف المحجوب نوشته شده است: یکی به قلم ابویعقوب اسحاق بن احمد سگزی (وفات: پس از 361)؛ دیگری به قلم ابوابراهیم اسماعیل بن محمد بن عبدالله مستملی بخاری (وفات : 434) که در حقیقت عنوانی است نهاده شده بر یکی از نسخه های خطی شرح تعرف او (روشن ، ص 16)؛ سومی به قلم ابوالحسن علی بن عثمان جلابی هجویری غزنوی (وفات: نیمه دوم قرن پنجم هجری ) که او را «پیرهجویر» و «سیدهجویر» و «داتا (=مربی) گنج بخش» خوانده اند ...
هفت دیوان محتشم کاشانی، کمال الدین محتشم کاشانی، با مقدمه، تصحیح و تعلیقات عبدالحسین نوائی و مهدی صدری، میراث مکتوب، تهران 1380 ، 2 جلد، 1752 صفحه. هفت دیوان محتشم کاشانی را مرحوم دکتر عبدالحسین نوائی، محقق تاریخ صفویه، و مهدی صدری ، یکی از فضلای کاشان، در سال 1380 به چاپ رسانده اند. این اثر دو جلدی، مثل دیگر آثاری که به همت انتشارات میراث مکتوب به اهل ادب تقدیم شده، از جهت چاپ، آراسته و مقبول است. ارزش کار مصححان گرامی خوشبختانه از دید اهل نظر دور نمانده و «حامیان نسخ خطی» آن را مورد تقدیر قرار داده اند. این اثر، گویا، واپسین خدمت فرهنگی درکارنامه علمی مرحوم عبدالحسین نوائی نیز هست که به انتشار رسیده است ..
در تاریخ ایران اسلامی، تا روزگار مولانا و حتی ادوارد بعد از آن، هیچ یک از سلاطین ایران، در اشتهار به عظمت و شوکت و حشمت و جلال، جایگاه محمود غزنوی را نیافت. از پادشاهان و حکمرانانی از سلسله ایرانی (طاهریان ، صفاریان، سامانیان) که در دوره های متعدد ، پیش از او، بر بخشی از ایران زمین فرمانروایی داشتند کسی آوازه محبوبیت محمود را، که ایرانی تبار هم نبود، نتوانست کسب کند. درباره او، حکایات و روایات بسیار در کتب معتبر فارسی و عربی ذکر شده است، که از جمله آنهاست: سیاست نامه، قابوسنامه، وصایای نظام الملک، گلستان سعدی، چهار مقاله، نوروز نامه، تاریخ سیستان، تاریخ طبرستان، تاریخ بیهقی، جامع العلوم، تاریخ گزیده، آثارالبلاد، تاریخ خیرات، تذکره دولتشاه، طبقات الشافعیه، لباب الالباب، نگارستان، صراح اللغه، الذخائر و التحف، معجم الادبا، التحفه فی انصایح و التواریخ، مختصر الدول. چنان که می بینیم، این منابع، علاوه بر کتب تاریخی، تذکره ها، قصص و حکایت، دستورنامه ها، کتب دینی و عرفانی و ادبی رانیز شامل است. آنچه در تواریخ مربوط به حکومت محمود و غزنویان مثل تاریخ عتبی، تاریخ یمینی، و زین الخبار، آمده نیز بیش از نوشته های مورخان درباره پادشاهان سلسله های دیگر است. در این مقاله، برآنیم که مهم ترین علل شهرت بی نظیر محمود را در تاریخ و فرهنگ ایران بررسی کنیم ...