رویکرد برنامه ریزی طراحی محور به عنوان رویکردی نوین در تهیه طرح های توسعه شهری در آستانه قرن 21 وارد ادبیات شهرسازی دنیا گردیده است. این رویکرد سعی در برقراری تعامل میان نظام های برنامه ریزی شهری و طراحی شهری دارد و الگوی ارتباط خطی و منفک میان این دو را نقد می کند. مقاله حاضر پس از مرور ادبیات شهرسازی که عمدتا مبتنی بر جستجوی خاستگاه و چرایی پدید آمدن این رویکرد می باشد، به بسط و تبیین اصول و ویژگی های این رویکرد می پردازد. برنامه ریزی طراحی محور به عنوان رویکردی که به شهر به عنوان محیطی یکپارچه می نگرد، می تواند در ارتقا کیفیت محیط شهری از طریق تغییر در روند تهیه طرح های توسعه شهری موثر باشد. از طرفی نظام نوین برنامه ریزی انگلستان به عنوان نظامی که این دیدگاه در تحول آن ایفای نقش کرده است یکی از موضوعات مقاله حاضر می باشد.تاثیر این رویکرد در نظام برنامه ریزی شهری انگلستان تابدانجا انجامید که توجه به پارامترهای کیفیت محیط شهری در طرح های توسعه شهری نهادینه گشت. این تاثیر در تمامی سطوح طرح های توسعه شهری می تواند وجود داشته باشد و تاثیر آن از کلان تا خرد پر رنگ تر شود. در نهایت این مقاله توصیه هایی برای ورورد این رویکرد به نظام برنامه ریزی ایران را شامل می شود.
روند رو به رشد شهر تهران، امروزه چهره اولیه شهر قاجاری را دگرگون ساخته است. گسترش شهر و خیابان کشی های بی ضابطه در محلاتی با سابقه چند صد ساله نخستین گام ها جهت غلبه بر مشکلات ناشی از ورود مدرنیته بود، که خود مشکل آفرین شد. چون که عوارض جانبی آن کالبد سنتی را به یکباره دگرکون ساخت و موجب از هم گسیختگی بافت تاریخی محلات گردید. محله عودلاجان در تقسیم بندی محلات تهران در دوره صفوی وجود داشته است. با آغاز سلطنت ناصرالدین شاه شمار ساکنان آن که از اعیان بودند افزوده و خانه هایی به جای باغ های بزرگ ساخته شد. طی گذشت زمان از دوره قاجار تا به امروز، بافت این محله دستخوش تحولات در بخش های مختلف از جمله بخش کالبدی شده است تا جایی که امروزه از آن بافت ارزشمند تنها بقایایی نه چندان زیاد در سطح محله باقی مانده که البته در صورت عدم توجه و حمایت دولت امیدی به حفظ آنها نیز نمی باشد. در این پژوهش، علاوه بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی نقشه ها و عکس های قدیمی، به برداشت های میدانی پرداخته ایم که ماحصل آن همراه با نتایج حاصله از تطبیق و تحلیل نقشه ها در این مقاله ارائه شده است .
در جستجوی زمانی از دست رفته ودر سخن گفتن با زبان گذشته به آن گونه که به زبان مردمان همه روزگاران شنیدنی آید دشوار است. توس محوطه ای باستانی در شمال مشهد است که امروز بیشتر بقایای باستانشناسی است. این محوطه دوره ها و حوادث زیادی را پشت سر گذاشته است. این تاریخ و بزرگان فرهنگی آن و ارزش های باستانی اش منظری فرهنگی است. حفظ این منظر در طراحی امروزی می بایست لحاظ گردد. مطالعات تطبیقی با دیگر شهرهای تاریخی ورجوع به مستندات و مدارک رفته رفته به آشکار سازی خطوط گم شده می انجامد. این موضوع به همراه سابقه تاریخی فرصت طراحی امروز را فراهم می کند به شکلی که بتواند پیوستگی تاریخی خود را حفظ کند. این نوشتار به این موضوع می پردازد که چگونه در حالیکه شناخت ما از ویژگی های معماری یک سایت تاریخی کم است می توان رئوس تصمیم گیری هایی را مشخص کرد که به هدف سنجش و حفظ مستمراصالت ویکپارچگی آن تدوین شده است. این کار با تعریف دو سطح کلان وخرد مطالعه وشناسایی حوزه و سطح مداخله با توجه به منشورهای جهانی مقدور می گردد.همچنین به انعطاف پذیری کاربری ها تاکید شده است. اگر چه مطالعه موردی است اما این شیوه می تواند در دیگر سایت های تاریخی نیز استفاده گردد. در این تحقیق به بازشناسی شهر تاریخی تابران توس پرداخته وسطوح مداخله تدقیق شده است.
"
در پی دستیابی به سلسله مراتب ارزشی جوانان دانشجو و بررسی اثر متغیرهای جنس و گرایشهای تحصیلی بر آن، 600 دانشجو (300 مرد و 300 زن) به نسبت مساوی از چهار دانشکده فنی، علوم انسانی، تربیت معلم و مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، به روش نمونهگیری تصادفی ساده، انتخاب شدند و با «زمینهیاب ارزشی شوارتز» (SVS) مورد ارزشیابی قرار گرفتند. یافتههای پژوهش مشخص کردند که ترتیب سلسله مراتبی ارزشی جوانان با سلسله مراتب ارزشی همه ـ فرهنگی مطابقت داشت. اما برخی از تفاوتهای نامتعارف نیز مشاهده شد. بین مردان و زنان در خصوص ترتیب سلسله مراتبی ارزشها وفاق قابل توجهی دیده شد و دانشجویان با گرایشهای تحصیلی متفاوت، در خصوص ترتیب سلسله مراتبی ارزشها، شباهت زیادی داشتند.
"