از آنجایی که کاربرد دستگاه و اجرای آزمون مارگاریا کالامن مشکلات خاصی دارد. اندازه گیری توان بی هوازی ورزشکاران با این وسیله آسان نیست پژوهشگران و مربیان به یک وسیله معتبر با کاربری آسان ارزان و قابل دسترس در میدان های ورزشی مختلف نیازمندند. هدف از اجرای تحقیق طراحی نمونه سازی و بررسی میزان پایایی و روایی دستگاه اندازه گیری پرش عمودی وتوان بی هوازی بود. روش تحقیق از انواع تحقیقات توصیفی و همبستگی برای تعیین پایایی و روایی آزمون ها و وسایل اندازه گیری بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را دانشجویان پسر دانشگاه تهران تشکیل دادند و نمونه های تحقیق در دو گروه 48 نفری با میانگین سن 08/22 سال وزن 56/61 کیلوگرم و قد 174 سانتی متر و گروه 68 نفری با میانگین سن 58/24 سال وزن 01/72 کیلوگرم وقد 175 سانتیمتر برآورد و انتخاب شدند(17 1). ابزار اندازه گیری اصلی دراین پژوهش دستگاه اندازه گیری پرش عمودی محقق ساخته تجهیزات وپروتکل آزمون های مارگاریا- کالامن پرش سارجنت بود ضمن این که از دستگاه اندازه گیری پرش عمودی ساخت کشور چین نیز استفاده شده است. از آمار توصیفی برای طبقه بندی تنظیم داده ها تعیین شاخص های پراکندگی برای استخراج نتایج و سپس از ضریب همبستگی پیرسون برای تحلیل داده ها استفاده شد(2).
یافته های تحقیق نشان داد میان اندازه گیری توان بی هوازی با دستگاه « ارگوجامپ» و«مارگاریا کالامن» همبستگی معنی داری وجود دارد 75/0=r: در بخش دیگری ضمن تعیین پایایی دستگاه ارگوجامپ با روش آزمون- آزمون مجدد با اندازه گیری پرش عمودی آزمودنی ها با استفاده از دو آزمون دیگر و تحلیل نتایج رابطه معنی داری میان پرش عمودی سارجنت و پرش عمودی ارگوجامپ مشاهده شد 78/0 = rدر اندازه گیری توان بی هوازی با استفاده از دستگاه مارگاریا کالامن و دستگاه پرش عمودی چینی تفاوت معنی داری مشاهده نشد
22/0= rهمچنین در تعیین همبستگی و رابطه بین پرش عمودی ارگوجامپ و پرش عمودی دستگاه چینی رابطه معنی داری مشاهده نگردید074/=0r یافته های تحقیق نشان داد از این وسیله می توان به عنوان ابزاری معتبر با کاربرد آسان و ایمن در اندازه گیری توان بی هوازی آزمودنی ها به جای آزمون مارگاریا کالامن استفاده کرد. همچنین در اندازه گیری میزان پرش عمودی ورزشکاران نیز این دستگاه و آزمون اعتبار زیادی دارد و به جای آزمون های متداول اندازه گیری پرش عمودی مانند سارجنت و وسایل دیگر می توان از آن استفاده کرد.
علی رغم اهمیت محدودیت های فانکشنال و نقص های عملکردی - اجرایی در ورزشکاران دارای سابقه پیچ خوردگی مچ پا مطالعات اندکی در این زمینه انجام شده است. پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین سابقه پیچ خوردگی مچ پا و نقص های عملکردی - اجرایی در ورزشکاران انجام شد. آزمودنی های تحقیق شامل40 ورزشکار بودند که از بین بازیکنان تیم های استانی رشته های فوتبال هندبال بسکتبال و والیبال استان لرستان انتخاب شدند و به دو گروه آسیب دیده (26 ورزشکار دارای سابقه پیچ خوردگی مچ پا) و گروه سالم (14ورزشکار بدون سابقه پیچ خوردگی مچ پا) تقسیم شدند. در پژوهش حاضر با توجه به این که سابقه پیچ خوردگی مچ پا (که ورزشکاران پی در پی به آن دچار می شوند) باعث نقص و ناتوانی مچ پا می شود از شاخص ورزشی ناتوانی مچ و پا (FADI sport) و آزمون های عملکردی - اجرایی جهش به شکل هشت لاتین و جهش جانبی برای شناسایی نقص های عملکردی- اجرایی استفاده شد. همچنین از روش آلفای کرونباخ برای بررسی اعتبار پرسش نامهFADI sport استفاده شد (793/0 = α). در این تحقیق ابتدا آزمودنی ها پرسش نامه FADI sport را به منظور تعیین میزان ناتوانی مچ پا تکمیل کردند. سپس آنها در آزمون جهش به شکل هشت لاتین که شامل لی لی کردن در مسیری به طول 5 متر و به شکل هشت لاتین و جهش جانبی که شامل 10 جهش جانبی رفت و برگشت به طول 30 سانتیمتر بود شرکت کردند. رکورد آنها با کرنومتر و با دقت 01/0 ثانیه ثبت شد. از ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه و از آزمون «تی» دو گروه مستقل برای تعیین تفاوت بین متغیرهای تحقیق استفاده شد. نتایج نشان داد بین سابقه آسیب پیچ خوردگی مچ پا و نقص های عملکردی- اجرایی در ورزشکاران ارتباط معنی داری وجود دارد(05/ >0P). ورزشکاران دارای سابقه پیچ خوردگی مچ پا نسبت به ورزشکاران سالم دارای نقص های عملکردی- اجرایی بودند و این باعث پیچ خوردگی مجدد مچ پا و افت عملکرد در اجرای حرکات ورزشی را موجب می شود. به نظر می رسد با توجه به اهمیت نقص های عملکردی- اجرایی و تاثیر مخرب آن بر سطح اجرا می توان از شاخص ورزشی ناتوانی مچ و پا (FADI sport) به منظور شناسایی این گونه نقص ها در ورزشکاران استفاده کرد.
هدف از پژوهش حاضر، مطالعه نقش عوامل فرهنگی بر گرایش به فعالیت های ورزشی در زنان شهر تهران میباشد. جامعه آماری این تحقیق را زنان 25 تا 40 سال شهر تهران تشکیل داده اند که برای انتخاب نمونه، ابتدا پنج منطقه (2، 5، 10، 16 و 20) به طور تصادفی انتخاب گردید. از هر یک از مناطق مذکور، تعداد 26 نفر (13 نفر ورزشکار و 13 نفر غیرورزشکار) و در مجموع تعداد 130 نفر به طور تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی و مطالعه کتابخانه ای و مشاهده غیرمستقیم، مصاحبه و استفاده از پرسشنامه به بررسی اهداف تحقیق پرداخته شده است. تجزیه و تحلیل داده ها (پرسشنامه) نشان داده است که اهمیت دادن زنان به سلامت جسمانی و روانی خود و همچنین توجه به داشتن تناسب اندام، مهم ترین علل گرایش آنان به ورزش به شمار میرود. از طرفی، محدودیت های فرهنگی و اجتماعی جهت شرکت در فعالیت های ورزشی، کم توجهی زنان به سلامت جسم و روح خود، تأثیر باورها و اعتقادات مذهبی و سنت های حاکم بر جامعه، عدم آگاهی زنان از نتایج و فواید ورزش و اطلاع رسانی ناکافی رسانه های گروهی میباشد. از مهم ترین راه های عملی تشویق زنان به انجام ورزش میتوان مواردی همچون باور به مؤثر بودن ورزش در رشد توانایی آنها، وجود امکانات ورزشی، وجود امکانات مالی گسترش فرهنگ ورزش بین خانواده ها را نام برد.
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثرات اقتصادی، اجتماعی، ترافیکی و محیط زیستی مکان های ورزشی بر محیط شهری اصفهان بوده است.روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری شامل کلیه ساکنان اطراف ورزشگاه های شهر اصفهان و مسئولان ورزشگاه ها بود. حجم نمونه برآورد شده پس از انجام یک مطالعه مقدماتی، برای ساکنان اطراف ورزشگاه ها تعداد 185 نفر محاسبه گردید که از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و حجم نمونه مسئولان ورزشگاه ها برابر با جامعه آماری در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه محقق ساخته بود که دارای تعداد 30 سؤال و چهار حیطه (اثرات اقتصادی، اجتماعی، ترافیکی و محیط زیستی) بود که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 86/0 محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه، از روش های آماری T تک متغیره و آزمون تحلیل واریانس چند متغیره(F) استفاده شد. یافته ها نشان دادند، میانگین های حاصله در زمینه اثرات اقتصادی، اجتماعی، ترافیکی و محیط زیستی بر محیط شهری از نظر مردم بزرگ تراز سطح متوسط(3) بود. میانگین های حاصله در مورد اثرات اجتماعی، ترافیکی و محیط زیستی بر محیط شهری از نظر مسئولان ورزشگاه ها بزرگ تراز سطح متوسط(3) بود، در حالی که این میانگین، در مورد اثرات اقتصادی کوچکتر از سطح متوسط بوده است. همچنین F مشاهده شده در سطح 05/0= تفاوت معنیداری را بین نظرات مردم و مسئولان ورزشگاه ها در خصوص آثار اقتصادی، اجتماعی، ترافیکی و محیط زیستی مکان های ورزشی بر محیط شهری نشان داد.
هدف از این پژوهش، تعیین ارتباط عوامل خودکارآمدی عمومی و تخصصی با متغیرهای شخصی در دبیران تربیت بدنی آذربایجان غربی است. این تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی بوده است و جامعه آماری آن را دبیران تربیت بدنی جنوب استان آذربایجان غربی تشکیل داده اند، حجم نمونه آماری با حجم کل جامعه آماری برابر بوده و شامل154 نفر است. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه خودکارآمدی عمومی(شوارزر و جروسلم 1995 (GSE-10 با ضریب آلفای کرونباخ85/0 در ایران و پرسشنامه خودکارآمدی تخصصی معلمان، بندورا با ضریب آلفای کرونباخ 91/0 و پرسشنامه متغیرهای شخصی( محقق ساخته) استفاده شده است. داده ها به کمک روش تحلیل مؤلفه های اصلی، روش همبستگی پیرسون، تی تست، تحلیل شدند. نتایج، حاکی از این بود که خودکارآمدی عمومیدبیران با تحصیلات تربیت بدنی، بالاتر از غیر تربیت بدنی است و خودکارامدی عمومی دبیران با تحصیلات بالاتر، بیشتر است. خودکارآمدی عمومی مردان بیشتر از زنان است. بین خودکارآمدی عمومی با متغیرهای سن، سابقه خدمت، وضعیت تأهل، مقطع تدریس، وضعیت رفاهی،طی کردن و یا طی نکردن دوره های آموزشی خاص مربیگری و تعداد فرزندان تفاوت معنیداری وجود ندارد. بین خودکارآمدی تخصصی دبیران با نوع و سطح تحصیلات، جنسیت، وضعیت تأهل، مقطع تدریس، وضعیت رفاهی، سن، سابقه خدمت، طی کردن و یا طی نکردن دوره های آموزشی خاص مربیگری، تعداد فرزندان از لحاظ آماری تفاوت معنیداری وجود ندارد؛ بدین معنی که خودکارآمدی تخصصی دبیران با متغیر های شخصی رابطه ای ندارد.
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر حرکات کششی ایستا و دستگاه ماساژ LPG بر شاخص های کوفتگی عضلانی تأخیری پس از یک جلسه تمرین مقاومتی بود. این مطالعه بر روی 30 نفر زن غیر ورزشکار داوطلب با میانگین سنی 14/1±8/21 سال و درصد چربی 43/1±69/23 درصد، در سه گروه جداگانه و همگن (حرکات کششی 12 ساعت پس از تمرین، ماساژ 15 دقیقه ای LPG یک ساعت پس از تمرین و گروه کنترل) انجام شد. برنامه مقاومتی کشش پشت ران شامل 15×3 با 1RM70% بود. متغیرهای کراتین کیناز، درد، دور ران(تورم)، انعطاف پذیری، قدرت بیشینه هم طول و توان عضلات پشت ران در دو نوبت قبل و 24 ساعت پس از تمرین اندازه گیری شدند. ابتدا داده ها در قالب طرح 2×3 بررسی شد و سپس دامنه ی اختلافات با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی در سطح 05/0 تحلیل شد. نتایج نشان داد که دامنه تغییرات کراتین کیناز، درد و دور ران گروه های کششی ایستا و ماساژ LPG به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل بود. همچنین دامنه تغییرات انعطاف پذیری، قدرت بیشینه هم طول و توان عضلانی گروه کنترل به طور معنی داری کمتر از گروه های کششی ایستا و ماساژ LPG بود. درحالی که بین دو گروه کششی ایستا و ماساژ LPG در هیچ کدام از متغیرها تفاوت معنی داری مشاهده نشد. به هرحال، با توجه به عدم تفاوت معنی داری بین دو روش و بالا بودن هزینه درمانی و نیاز تخصصی بالای ماساژ LPG، می توان از روش کم هزینه و آسان حرکات کششی ایستای پیش و پس از تمرین استفاده کرد. اما با در نظر گرفتن برتری ماساژ LPG در برخی از شاخص های پاتولوژیک و فیزیولوژیک، انجام تحقیقات بیشتر ضروری به نظر می رسد.
وضع نامطلوب مصرف انرژی و تخصیص نا کارآمد یارانه انرژی حاکی از ضرورت تجدید نظر در نحوه میزان یارانه انرژی است. برای رسیدن به تخصیص بهینه یارانه انرژی به زیر بخش های اقتصاد ایران، رویکرد، شاخص سازی نظریه انتخابی عدالت در اسلام است، که بر دو اصل حداکثر کارایی و متوازن ساختن سطوح زندگی در گروه های هزینه ای مختلف استوارمی باشد و بر اساس آن معیارهای شش گانه شامل: رشد اقتصادی، شدت انرژی، شدت کاربری، تورم، هزینه اجتماعی آلاینده ها و بهبود توزیع یارانه انرژی در دهکهای هزینه ای تعریف می شود، که بر پایه پرسشنامه در روش فرایند سلسله مراتبی گروهی، نحوه ترجیح معیارهای معرفی شده دراخذ یارانه انرژی به ترتیب عبارتند از: تورم > رشد اقتصادی > شدت کاربری > بهبود توزیع یارانه انرژی در دهکهای هزینه ای > شدت انرژی > هزینه اجتماعی آلاینده ها،می باشد. درنهایت با انجام محاسبات لازم در روش فرایند سلسله مراتبی، اولویت زیربخش ها در تخصیص یارانه انرژی بر اساس شاخص سازی نظریه انتخابی عدالتبه ترتیب بصورت: خدمات > صنعت > کشاورزی > خانگی> حمل و نقل، مشخص گردید.
ابداع ابزارهای نوین مالی تحت عنوان مشتقات از یک سو گسترش بازار سرمایه و از سوی دیگر شرایط مدیریت ریسک به منظور کاهش نگرانی تولیدکنندگان را فراهم می کند.
داده های این پژوهش از طریق جمع آوری اسناد، شامل پژوهشهای انجام شده در این زمینه، کتابها، مجلات و مقالات اخذ شده از شبکه جهانی است و می توان گفت که روش تحقیق، تحلیلی- استنباطی خواهد بود.
در این مقاله تلاش شده است تا قرارداد آتی توصیف و سازگاری آن با موازین فقهی، مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد که نتایج زیر بدست آمده است:
اگر این نظریه فقهی مبنا قرارگیرد که اولا وفا به تعهدات لازم است و ثانیا عدم قبض ثمن در قرارداد سلف موجب بطلان اصل قرارداد نمیشود و ثالثا بیع مؤجل به مؤجل مطلقا باطل نیست، قرارداد آتی با موازین شریعت اسلامی منافاتی ندارد؛ اما اگر نظر اکثر فقها در قرارداد سلف و بیع مؤجل به مؤجل مبنا قرار گیرد، قرارداد آتی از نظر فقهی با اشکال مواجه است.
البته اگر الف) بازار آتی چنان طراحی شود که طرفین در مقابل یکدیگر متعهد به اجرای قرارداد در آینده شوند؛ ب) این نظریه فقهی مبنا قرارگیرد که وفا به تعهدات لازم است و ج) حساب ودیعه صرفا نقش وثیقه را ایفا کرده و معامله گر حق برداشت مبلغ واریز شده به این حساب، بابت سود ناشی از قرارداد را نداشته باشد؛ در آن صورت به نظر اکثر فقها نیز اشکالی ندارد.
نظریه هوش چندگانه گاردنر، به دلیل اتخاذ نگاهی جامع نگر به توانمندی های ذهنی انسان و مردود شمردن رویکرد خطی، تک ساحتی و یک بُعدی نسبت به هوش، ضمن گسترش دیدگاه برنامه ریزان درسی و کارورزان آموزشی نسبت به راه های یادگیری دانش آموزان، در طراحی و اجرای برنامه های درسی نیز دلالت های کاربردی فراوانی دارد. برنامه ریزان درسی می توانند با استناد به نظریه هوش چندگانه، در مرحله تدوین و طراحی تجارب یادگیری، به عنوان ابزار اصلی تحقّق اهداف برنامه درسی، مجموعه ای متنوع و متعدد از حق انتخاب ها را برای دانش آموزان فراهم کنند، که همخوان با تنوّع و تکثّر هوشی دانش آموزان برای رشد و شکوفایی انواع هوش طراحی و استفاده شود. این مقاله با تأکید بر ابعاد و جنبه های کاربردی نظریه هوش چندگانه، تلاش کرد تا دلالت های عملی این نظریه را در مرحله طراحی فرصت ها و تجارب یادگیری ارائه و مستند کند.
نوجوانان قشر عظیمی از جوامع را تشکیل می دهند و ارزش های دینی این قشر، چهره غالب ارزشی آینده جوامع را نشان می دهد. این پژوهش با هدف آماده سازی مقیاس دینداری برای دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری آن، کلیه دانش آموزان دبیرستانی و پیش دانشگاهی شهر تهران بودند که به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای به حجم 944 نفر انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها، دو پرسشنامه موازی مقیاس دینداری فرم(الف و ب) تهیه شد. ضریب آلفای کرونباخ فرم الف و ب به ترتیب، 97/0 و 96/0 محاسبه شد. یافته های نشان داد مقیاس تهیه شده در دو فرم، برای ارزیابی دینداری این گروه از دانش آموزان ابزاری مناسب است.
فیلیپ کاتلر، پیتر دراکر را از طریق علاقه ی مشترکشان به خدمات غیر انتفاعی شناخت. کاتلر، کتاب بازاریابی استراتژیک را برای سازمانهای غیرانتفاعی در سال 1971 منتشر کرده بود، و دراکر برای صحبت بر سر این موضوع، او را به کلارمونت دعوت کرد. کاتلر در این باره می گوید:"" قبل از اینکه من پیتر دراکر را بشناسم، مدت طولانی ای بود که خواننده ی مطالب او بودم و نوشته های عمیق و متفکرانه او را تحسین می کردم. یک روز به طور ناگهانی، تلفنی از پیتر دریافت کردم که مرا برای ملاقات با او در کلارمونت کالیفرنیا دعوت کرده بود تا اوقاتی را با هم بگذرانیم. در ذهنم، این تلفن هیجان آورتر از تلفن هر شخص دیگری بود که می توانستم تصور کنم"".
ما مطلع شدیم که علاوه بر علاقه در تجارت و مؤسسات غیر انتفاعی، علاقه ی مشترکی هم در هنر ژاپنی داریم.