هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین شخصیت والدین و پذیرنده و طرد کننده بودن آنها نسبت به فرزندانشان بود. بدین منظور نمونه ای متشکل از40 دختر و30 پسر از دانش آموزان سوم و چهارم ابتدایی به همراه والدینشان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و پرسشنامه های NEO_FFI و پرسشنامه طرد و پذیرش والدین (PARQ) بر روی آنها به مورد اجرا گذاشته شد. نتایج به دست آمده نشان داد که در دانش آموزان دختر میان دو عامل شخصیت وجدانی بودن و باز بودن نسبت به تجارب مادر، با طرد و پذیرش آن ها نسبت به فرزندان ارتباط معنادار وجود دارد. علاوه بر این، بین سه عامل شخصیت نوروتیزم، توافق و برونگرایی پدران، با طرد و پذیرش آن ها نسبت به فرزندان ارتباط معنادار مشاهده گردید. در دانش آموزان پسر، شخصیت برونگرایی مادران با طرد و پذیرش آن ها نسبت به فرزندان ارتباط داشته و چهار عامل شخصیت بازبودن، وجدانی بودن، نوروتیزم و توافق پذیری پدران با طرد و پذیرش آن ها نسبت به فرزندان رابطه داشت. در مجموع نتایج نشان داد که والدین با ویژگی های شخصیتی وجدانی، باز نسبت به تجارب، دارای توافق و برونگرا، والدینی پذیرنده و والدین با ویژگی های شخصیتی نوروتیزم والدینی طرد کننده می باشند.
در فقه اهل سنت و غالب فقهای امامیه، موضوع عقد وکالت را به ایجاد و انشای عقود و ایقاعات، منحصر ندانسته اند؛ بلکه قائل بدان هستند که برای انجام هر فعل قابل نیابت، می توان به دیگری وکالت داد. استعمال لفظ مطلق «امر» به عنوان موضوع وکالت در ماده ی 656 قانون مدنی به ویژه با عنایت به سوابق فقهی و دیگر مواد قانون مدنی و مفاد سایر قوانین حاکم، مؤید پذیرش همین دیدگاه در حقوق ایران است. در حقوق فرانسه، با وجود عدم صراحت قانون مدنی، دقت در مضمون احکام ناظر به وکالت در این قانون همچنین موضع صریح رویه ی قضایی و عقاید حقوق دانان، در اختصاص وکالت به انجام اعمال حقوقی، تردیدی باقی نمی گذارد.
یکی از عوامل اثرگذار بر یادگیری و اجرای مهارت های حرکتی، توجه است و کانونی کردن آن یک روش برای افزایش بازدهی و یادگیری است. نتایج تحقیقات اخیر نشان داد که کانون توجه اجراکننده نقش مهمی بر اجرا و یادگیری مهارت های حرکتی دارد. هدف از این پژوهش، مقایسه اثر دستورالعمل کانون توجه بیرونی دور و نزدیک بر اجرای تکلیف تعادلی پویا بود. در این پژوهش از بین دانشجویان پسر مقطع کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد که واحد تربیت بدنی عمومی 1 را در نیمسال دوم سال تحصیلی 89-88 انتخاب کرده بودند، تعداد 60 نفر به صورت تصادفی در 3 گروه توجه بیرونی دور (توجه به نشانگر دور از پاها)، گروه توجه بیرونی نزدیک (توجه به نشانگر نزدیک پاها) و گروه کنترل (بدون دستورالعمل توجهی) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از دستگاه تعادل سنج (بایودکس) استفاده شد. هر شرکت کننده 3 کوشش20 ثانیه ای از آزمون تعادل پویا را اجرا کرد. ابتدا داده های بدست آمده توسط آمار توصیفی و پس از اطمینان از طبیعی بودن داده ها، به کمک آزمون آماری تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی دانکن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد گروه توجه بیرونی دور به طور معنیداری بهتر از گروه کنترل بود، درحالی که گروه توجه بیرونی نزدیک تفاوت معنیداری را در اجرای تکلیف تعادلی نسبت به گروه کنترل ایجاد نکرد.
تصویرسازی ذهنی، سال هاست که مورد توجه محققان روان شناسی ورزشی و یادگیری حرکتی بوده است. هدف از این تحقیق، مقایسة روش تصویرسازی ذهنی پتلپ با تصویرسازی ذهنی سنتی در یادگیری مهارت سرویس کوتاه بدمینتون (بک هند) است. به این منظور 45 دانش آموز با ردة سنی 12 تا 14 سال با استفاده از روش غیرتصادفی به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه گروه تقسیم شدند و تحت تمرینات اختصاصی قرار گرفتند. برنامة گروه اول شامل تمرین عملی همراه با تصویرسازی ذهنی به روش پتلپ، گروه دوم تمرین عملی همراه با تصویرسازی ذهنی به روش سنتی و گروه سوم تمرین عملی به تنهایی بود. سپس در جلسات هفتم، چهاردهم، بیست و یکم و بیست و هشتم، از تمامی آزمودنی ها آزمون استاندارد سرویس بک هند بدمینتون (آزمون فرنچ) به عمل آمد و روند پیشرفت یادگیری آنها اندازه گیری شد، سپس داده های جمع آوری شده از طریق آزمون تحلیل واریانس یک عاملی و آزمون توکی تجزیه و تحلیل آماری شدند. یافته های پژوهش نشان داد که در میزان یادگیری مهارت سرویس کوتاه بدمینتون (بک هند)، بین گروه تصویرسازی ذهنی پتلپ و گروه تصویرسازی ذهنی سنتی و گروه تصویرسازی ذهنی سنتی و گروه کنترل، در هر سه مرحلة آموزش تفاوت معنی داری مشاهده می شود. همچنین در میزان یادداری مهارت سرویس کوتاه بدمینتون (بک هند)، بعد از یک هفته بی تمرینی، بین گروه تصویرسازی ذهنی پتلپ و گروه های تصویرسازی ذهنی سنتی و کنترل، تفاوت معنی داری مشاهده شد. در نهایت پیشنهاد می شود مربیان و آموزش دهندگان ورزش در شرایط مقتضی از روش تصویرسازی ذهنی پتلپ استفاده کنند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تجربه ادراکی – حرکتی بر بهره رشد حرکتی حرکات درشت و ظریف نوزادان بود. به این منظور 15 نوزاد 8 – 5 ماهی سالم و بالیده به صورت تصادفی از مرکز شیرخوارگاه آمنه شهر تهران انتخاب شدند و به صورت همگن از نظر سنی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. نوزادان گروه آزمایش به مدت 36 جلسه و هر جلسه 60 دقیقه در محیط غنیشده ادراکی – حرکتی تمرین کردند. برای ارزیابی مهارت های حرکتی درشت و ظریف، از مقیاس رشد حرکتی پی بادی استفاده شد. داده های حاصل با استفاده از آزمون آماری t مستقل تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین میانگین نمره های بهره رشد حرکتی حرکات ظریف (004 /0 = p) و میانگین نمره های بهره رشدی – حرکتی حرکات درشت (02 /0 = P) دو گروه تمرین و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. براساس یافته های حاصل، تمرین و تجربه بر رشد حرکتی به طور کلی و بر بهره رشد حرکتی حرکات درشت و ظریف به طور اختصاصی تأثیر مثبت دارد. به عبارت دیگر، تمرین و تجربه عاملی مثبت در رشد مهارت های حرکتی پایه ای و بنیادی نوزادان شرکتکننده در دو گروه تمرین بود. این یافته ها با دیدگاه سیستم های پویا در رشد حرکتی سازگار است.
در این پژوهش کاهش تعداد جلسات تمرینی و در مقابل افزایش شدت تمرین بر ترکیب بدن (درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی)، توان هوازی و بی هوازی بررسی شد. 80 آزمودنی دختر غیرورزشکار (با میانگین سنی 53/1 +2/20 سال و میانگین 43/5 +18/160 سانتی متر)، از طریق تکمیل پرسشنامه و به صورت تصادفی (از مجموع 120 نفر) انتخاب شدند و در چهار گروه 20 نفره (سه گروه تمرینی و یک گروه گواه) قرار گرفتند و گروه های تمرینی به ترتیب یک، دو و سه جلسه تمرین در هفته به مدت 8 هفته را انجام دادند. تمرینات شامل تمرین تناوبی به صورت هر روز 60 دقیقه راه رفتن و دویدن با سرعت های معین برای هر گروه تمرینی بود، به گونه ای که گروه سه جلسه، تمرینی با شدت کم (70-60 درصد ضربان قلب بیشینه) و گروه دو جلسه، تمرینی با شدت متوسط (80-70 درصد ضربان قلب بیشینه) و گروه یک جلسه، تمرینی با شدت زیاد (90-80 درصد ضربان قلب بیشینه) را انجام می دادند. برای برآورد توان هوازی، از آزمون دو رفت و برگشت 20 متر (شاتل ران)، برای سنجش توان بی هوازی (قدرت انفجاری پاها)، از آزمون پرس سارجنت و برای برآورد درصد چربی، از روش سه نقطه ای چین پوستی (سه سربازو، ران و فوق خاصره) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS 11 و تحلیل واریانس استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد هر چه تعداد جلسات تمرین بیشتر و شدت کمتر باشد، نتایج بهتری در درصد چربی بدن و توان هوازی کسب می شود. چنانچه سه جلسه تمرین در هفته با شدت کم نسبت به گروه های تمرینی دیگر، موجب کاهش معناداری در درصد چربی بدن (1/0+48/2) و شاخص توده بدن (06/0 +93/2) و افزایش معنادار توان هوازی (09/1+77/13) شد. برعکس هر چه تعداد جلسات تمرین کمتر و شدت بیشتر باشد، نتایج بهتری در توان بی هوازی کسب می شود، به طوری که بین گروه یک جلسه تمرین در هفته و گروه گواه بیشترین تفاوت معنی دار (59/1+ 27/8 ) مشاهده شد.
بررسی کاربری اراضی شهری، منعکس کننده تصویری گویا از چگونگی تخصیص فضای شهری به کاربری های مختلف مورد نیاز شهر در طی زمان و در جهت رسیدن به اهداف توسعه شهری است. در این راستا، تحقیق حاضر به بررسی چگونگی پراکنش کاربری های شهری و شناخت عوامل تاثیرگذار بر توزیع فضایی کاربری های مختلف در پهنه شهر دوگنبدان پرداخته است. این تحقیق دو هدف عمده را دنبال می کند: اول دستیابی به نظام مطلوب کاربری اراضی شهری، به منظور توسعه پایدار شهری و دوم تلاش برای ایجاد نظام یکپارچه کاربری اراضی شهر دوگنبدان و توسعه موزون شهر در جهت تحقق عدالت اجتماعی. روش تحقیق، تحلیلی- تطبیقی است. نتایج حاکی از آن است که میزان استفاده از کاربری ها در نواحی مختلف شهر تفاوت چشمگیری وجود دارد؛ به طوری که نواحی 6 و5 که وابسته به کارکنان و کارمندان شرکت نفت بوده، از حمایت های مالی شرکت نفت بهره می برند، از استاندارد های لازم در اکثر فعالیت ها و کاربری های شهری بهره مند هستند، در طرف مقابل، دیگر نواحی شهر که به تبع فعالیت های نفتی در کنار آنها به صورت ارگانیک به وجود آمدند، فاقد امکانات رفاهی و زیربنایی شهری لازم هستند و تاثیرات این شکل از توسعه و توزیع نامطلوب و نابرابر کاربری های شهری، باعث ایجاد نوعی دوگانگی فضایی در سطح شهر شده است.
کانون های اسکان عشایر، یکی از راهکار های توسعه برای جامعه عشایر داوطلب اسکان هستند. این کانون ها به دلیل انتظاراتی که در خصوص تامین مسکن، محل تولید،اشتغال،دستیابی به در آمد مناسب و برخوردار از برخی از شاخص های رفاهی ازآنها می شود، از اهمیت خاصی برخورد دارند. در پانزده سال اخیر سرمایه گذاری های کلانی برای شکل گیری کانون ها در کشور انجام گرفته است، کانون ها دارای مسایل و مشکلات گوناگونی هستند.در این مقاله، اساسی ترین مسایل کانون ها بررسی شده است. به همین منظور از میان آنها، سه کانون که مربوط به بزرگترین ایلات کشور(بختیاری و قشقایی) و جزو اولین کانون های شکل گرفته در مهمترین فضاهای ایلی کشورهستند،انتخاب شدند. روش تحقیق این پژوهش،ترکیبی از روش های میدانی، اسنادی و تحلیلی است. بر اساس نتایج این بررسی، مهمترین مسایل کانون های اسکان عشایر عبارت است از: ضرورت حمایت از بنیان های تولید، اطمینان از داشتن در آمد مناسب، حمایت جدی برای برخورداری از خدمات آموزشی- بهداشتی- ترویجی، توجه به خدمات زیر بنایی در کانون ها،از جمله فضاهای کالبدی و معابر، ضرورت حمایت مالی برا ی تکمیل واحدهای مسکونی نیمه تمام، تکمیل زیجیره تولید و داشتن متولی خاص برا ی پیگیری امور.
تاثیر فعالیت های خورشیدی در وقوع زلزله ها، یکی از مهمترین موضوع های است که در سال های اخیر برای پیش بینی درازمدت زلزله ها مد نظر دانشمندان قرار گرفته است.
در این پژوهش، چگونگی رفتار زمانی وقوع زلزله های ایران و آذربایجان و همچنین، میزان ارتباط و همبستگی آنها با تغییرات زمانی فعالیت های خورشیدی با استفاده از داده های میانگین سالانه زلزله های بزرگ با مقیاس بیش از 3 الی 4 ریشتر و داده های لکه های خورشیدی بررسی شد. ابتدا به منظور شناسایی الگوی رفتار زمانی وقوع زلزله های ایران و آذربایجان، چرخه های زمانی غالب در وقوع آنها با استفاده از روش آنالیز موجک و خطوط همبستگی محاسبه و مشخص گردید. سپس، با بهره گیری از انواع روشهای آنالیز طیفی و همچنین، محاسبات آماری (همبستگی) میزان ارتباط و همبستگی بین چرخه های غالب موجود در رفتار زلزله ها ی منطقه و چرخه فعالیت های خورشیدی بررسی گردید.
بر اساس این تحلیل ها، مشخص گردید که دوره های غالب وقوع زلزله های ایران و آذربایجان حوالی چرخه های زمانی 4، 6، 8 و 9 الی 15 ساله ارتباط و همبستگی بسیار نزدیکی با چرخه های زمانی اصلی و فرعی لکه های خورشیدی دارند. یافته های این پژوهش نشان داد که ظهور چرخه های اصلی (11-22 ساله) و چرخه های فرعی (3-4، 6، 8، 11-14 ساله) در زمان وقوع زلزله های ایران و آذربایجان، احتمالا با تاثیر فعالیت لکه های خورشیدی در ارتباط اند.
بحث کسب وکار در اقتصاد اسلامی، ملاحظه های ارزشی ویژه ای دارد؛ به طوری که پایبندی به ارزش های اسلامی به صورت توانمندی محوری برای بنگاه های اسلامی در نظر گرفته می شود تا تصمیم های کلیدی سازمان از جمله تصمیم های بازاریابی را حول این توانمندی بگیرند.
هدف اصلی پژوهش پیش رو، بررسی اثر ارزش های اسلامی در تصمیم های آمیخته بازاریابی است. جهت دستیابی به این مهم، با استفاده از روش کتابخانه ای و با مطالعه قرآن کریم، سیره پیامبر اکرم، امامان معصوم و با توجه به نظریه های اندیشه وران اسلامی، ارزش های مطرح در تصمیم های آمیخته بازاریابی شامل تصمیم های محصول، قیمت گذاری، پیشبرد و بازارگذاری استخراج شده است و پس از آن با استفاده از روش پیمایشی، فرضیه های پژوهش مبنی بر اینکه ارزش های اسلامی، اثر مثبت و معناداری در تصمیم های آمیخته بازاریابی دارند، در شرکت های صنایع غذایی و آشامیدنی شهر تبریز مورد آزمون قرار گرفته و با ابزار پرسشنامه، داده های پژوهش جمع آوری شده است. نتیجه های تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد که ارزش های اسلامی در تصمیم های چهار بُعد آمیخته بازاریابی اثر مثبت و معناداری دارد.
تحقیق های انجام شده به وسیله اقتصاددانان سرمایه داری نشان می دهد که برای قرار گرفتن اقتصاد بازار،دروضعیت بهینه، ضروری است نرخ بهره،صفرباشد. از طرفدیگر، در نظام اقتصادی اسلام، رباخواری حرام، و ظهور آن در روابط اقتصادی ممنوع است. آیا بین نظریه های اخیر اقتصادی و نظریه تحریم ربا در اقتصاد اسلامی نسبتی وجود دارد؟
مقاله پیش رو با روش توصیفی و تحلیل محتوا به دنبال این فرضیه است که نظریه های نرخ بهره صفر در نظام اقتصادسرمایه داری با نظریه تحریم ربا درنظام اقتصادی اسلام متفاوت هستند و مفهوم مورد تاکید در نظریه تحریم ربا، از این نظریه هاانتزاع نمی شود.
درمقاله پیش رو برای بررسی فرضیه کوشیده شده ابتدا با رویکرد تاریخی سیر زمانی تحول نظریه های بهره درنظام سرمایه داری تا رسیدن به نظریه های نرخ بهره صفر به طور اجمالی بررسیمی شود؛سپس باتکیه بر استنباط از سیر تحول پیش گفته، نسبت این نظریه ها و نظر اسلام درباره ربا مورد سنجش قرارگیرد. نتیجه های حاصل از بررسی فرضیه پیش گفته از آن حاکی است که نظریه های نرخ بهره صفر با نظریه حرمت ربا در اقتصاد اسلامی متفاوت هستند و مفهوم حذف ربا از قرض، از این نظریه هاانتزاع نمی شود.
بوعلی سینا که حکیم و فیلسوف بود، در زمینه آواشناسی (phonetics) نیز مطالعاتی داشته و نظریاتی را ارائه نموده است . وی علاوه بر بحث درباره جنبه های فیزیکی «آوا» در برخی از آثار خود مانند قانون و شفا، رساله ای را زیر عنوان «اسباب حدوث الحروف» به زبان عربی تالیف کرده است.
در این مقاله نخست پیشینه آواشناسی عربی قبل از ابوعلی سینا بیان شده است. سپس دیدگاه های وی در زمینه آواشناسی فیزیکی (Acoustic Phonetic) و آواشناسی تولیدی (Articulatory Phonetics) بررسی شده است .
شعر تعلیمی که هدف آن آموزش امور دنیوی و اخروی به مردم است، یکی از اقسام چهارگانه شعر در ادبیات ملل جهان به شمار می رود که پیشینه ای دیرین دارد، ولی سوگمندانه، به جهت دوری از زیبایی های هنری ـ به زعم برخی از ادباء ـ مورد بی مهری قرار گرفته، به گونه ای که برخی برای آن هیچ ارزشی قائل نشده و نیستند، حال آنکه این ارزش داوری تنها برای برخی از گونه های شعر تعلیمی صدق می کند نه همه گونه های آن.
از سوی دیگر، این نوع شعر حامل فرهنگ و تمدن گذشته ملت هاست که خود به تنهایی ارزشی بزرگ محسوب می شود.
با این رویکرد و با توجه به گسترده بودن این موضوع، پژوهش حاضر به مساله تاریخ شعر تعلیمی و سیر تحول آن در دوره های مختلف ادبیات عربی می پردازد.
توسعه اقتصادی در دهه های اخیر به عنوان آرمانی بی بدیل،همواره دل مشغولی های فراوانی برای جوامع بشری به ویژه جوامع درحال توسعه پدید آورده است،به گونه ای که همه متقاعدشدندکه برای دستیابی به آن،نبایدازصرف منابع عظیم انسانی ومادی دراین کشورهادریغ ورزید. بی تردید عامل های بسیار گسترده ای در سطوح گوناگون برتحقق توسعه اقتصادی نقش آفرینی می کنند؛امادراین میان،عامل هایی که می توانندعامل های دیگررامتاثرسازنداهمیت بیش تریدارند. فرهنگ و عامل های فرهنگی به جهت ارتباطات وسیع وتنگاتنگ با انسان به عنوان عامل،محرک، محور و هدف غایی توسعه از یک سو و اثرگذاری بر عامل های دیگر از سوی دیگر، می تواندنقش حساسی رادرروندتحقق توسعه ایفاکند.
در بسیاری از جوامع اسلامی بخش قابل توجهی از فرهنگ اسلامی در قالب فرهنگ های آرمانی قرار می گیرندو به صورت فرهنگ واقعی ظهور نیافته است. از این رو کوشش برای واقعی کردن فرهنگ آرمانی اهمیت به سزایی دارد.
مقاله پیش رو به منظور برداشتن گامی مؤثر در جهت تبدیل فرهنگ آرمانی اسلام به فرهنگ واقعی به روش توصیفی و تحلیل محتوا با استفاده از منابع معتبر موجود در اثبات این فرضیه کوشیده است که «بدون تغییر فرهنگ واقعی، امکان توسعه اقتصادی فراهم نمی شود و چنانکه فرهنگ آرمانی اسلامی واقعی شود می تواندبسترهای مناسب توسعه اقتصادی را در جامعه اسلامی فراهم آورد».
تا پیش از پیدایش زبان شناسی شناختی، استعاره فقط یک ویژگیِ زبان ادبی و مخصوصاً شعر درنظر گرفته می شد که با دیگر صورت های زبانی رابطه اندکی داشت. اما مطالعات شناختی در زمینه استعاره این دیدگاه سنتی را تغییر داده است. در این پژوهش، پس از معرفی رویکرد شناختی به استعاره، به بررسی ده کتاب داستان از مجموعه داستان های منتشر شده برای گروه سنی کودکان و نوجوانان می پردازیم. هدف از این بررسی این است که بدانیم چه انواعی از استعاره (با توجه به نظریات لیکاف در سال های 1980 و 1992) در این کتاب ها به کار رفته اند و کدام یک از این انواع بیشتر به کار رفته و اساساً در این کتاب ها از استعاره برای تسهیل درک چه مفاهیم ذهنی استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که، از میان انواع استعاره هایی که لیکاف معرفی کرده است، شخصیت بخشی، که از جمله استعاره های هستی شناسانه است، بیش از دیگر انواع استعاره در این داستان ها به کار رفته است و نوع استعاره های به کاررفته در این کتاب ها در غالب موارد با مراحل رشد شناختی و تفکرکودک، که پیاژه بیان کرده سازگاری دارند، همچنین نتایج نشان می دهد که استعاره ها نقش مهمی دارند در این که کودکان و نوجوانان برخی مفاهیم را بیاموزند و برخی مفاهیم پیچیده و انتزاعی را بهتر درک کنند.
برای منطق دو نظام قدیم و جدید می شناسیم که از نظر برخی، در تضاد با یکدیگر قرار دارند. در این مقاله، می خواهیم ببینیم که آیا منطق قدیم در برابر منطق جدید، واقعاً یک منطق است و قواعد یکسانی را معرفی می کند یا خیر؟ در تعداد قواعد معتبر و بیان دقیق آنها در منطق محمولات قدیم، اختلاف نظر های بسیاری مشاهده می شود. برای نمونه، تقریر های گوناگون از قاعدة فرعیّه و قاعدة نقض محمول و نیز دو تعریف مشهور برای عکس نقیض را می توان به عنوان مؤیدی برای این مدعا برشمرد. از آنجا که ارسطو قاعدة عکس نقیض را در منطق خود بیان نکرده است، نتیجه می شود که افزودن دو تقریر عکس نقیض به قواعد ارسطو، دو نظام منطقی جدید را پدید می آورد که صورت بندی محصورات چهار گانه در آن دو، متفاوت از صورت بندی محصورات در نظام ارسطو است. همچنین، از آنجا که تقریر های متفاوتی از قاعدة فرعیه، قاعدة «نقض محمول» و قاعدة «عکس نقیض موافق» میان منطق دانان مسلمان شکل گرفته است، تعداد منطق ها دست کم به شش عدد رسیده است. در این مقاله، با به دست دادن تعریف دقیقی از هر یک از این منطق ها، برای هر یک از محصورات چهار گانه صورت بندی مناسبی در این شش منطق ارائه کرده ایم.
در دوران معاصر، توانایی علمی در حوزة فناوری و سلطة سیاسی غرب همواره برای جوامع دیگر مسئله بوده است؛ نوع تصوری که ایرانی ها از غرب دارند به سبب ویژگی استعماری آن اغلب با ساده انگاری وسطحی نگری همراه بوده است. در این زمینه، نگاه مناسب به غرب مستلزم شناخت دقیق، مبنایی، عمیق، و همه جانبة آن است. جلوه ها و تبلورهایی از غرب، در دوران تمدنی اش، در قالب اندیشه ها، دیدگاه ها و برجسته شدن متفکران غربی به همراه انتقال آثار آن ها در کشورهای غیر غربی ظهور پیدا کرده است. ایران هم یکی از این کشور هاست که در دوران معاصر در معرض این ظهور و بروزها بوده است. در این زمینه، تاریخ آشنایی ایرانیان با جلوه ها و تبلورهای غربی از لحاظ تاریخی و اندیشه ای در وضعیتی که هنوز شناخت غرب موضوعی جدی است از کارهای ضروری است. یکی از فعالان علمی و پژوهشگران فعالی که به پژوهش غرب شناسی ایرانیان پرداخته تا هم غرب را معرفی کند و هم با این معرفی خودشناسی ایرانی ها از خودشان را بیشتر کند، کریم مجتهدی است. کار وی هم آراء یک ایرانی در زمانة خودش به غرب را نشان می دهد و هم نگاه ایرانیان دیگر به غرب را بررسی می کند. در این مقاله به جنبة دوم اثر او پرداخته ایم. شناخت از زاویة نگاه فلسفی، که مجتهدی روی آن تأکید می کند، از این جهت اهمیت دارد که معتقد به پایه گذاری تمدن امروزی غرب بر مبانی فلسفی است.
در این مقاله، آراء مجتهدی از تصور و نگاه ایرانیان دربارة دورة جدید معاصر غرب، اندیشمندان مؤثر و کارهایی که ایرانیان در ارتباط با آن انجام داده اند، بررسی و پردازش شده است.
روش این مقاله توصیفی ـ تحلیلی است. یافته ها هم نشان می دهد که در ارتباط با غرب، فعالیت هایی از جانب ایرانیان طرفدار غرب، مانند ملکم، آخوندزاده، حسینقلی آقا، و موافقان بهره گیری از داشته های مناسب آن، مثل سیدجمال و ملاعلی زنوزی صورت گرفته است. همچنین نشان می دهد شناخت ایرانیان از غرب نه تنها مناسب نبوده بلکه نادرست و با سوء فهم همراه بوده و در نتیجه فایده ای اساسی برای جامعة ایرانی در بر نداشته است.