«تعلیم» و «تربیت» دو مفهوم کلیدی در حیات علمی و معنوی بشر است که پیوسته در کنار هم به کار رفته، و همراه هم هستند، اما آیا این دو مفهوم، دو مفهوم بیگانه از هم هستند که به صورت اتفاقی کنار هم قرار گرفته اند، یا باهم رابطه دارند؟هدف این مقاله، پاسخ به این دست سؤالات است که با روش تحلیلی ـ استنادی تدوین شده است. در این زمینه، شش نوع رابطه میان این دو مفهوم وجود دارد که از میان آنها، رابطه آمیختگی و درهم تنیدگی صائب تر است. در آیات قرآن، دو مفهوم تعلیم و تزکیه، هر چند در کنار هم ذکر شده اند، اما از نحوة همراهی آن دو، میتوان رابطه در هم تنیده و غیرقابل تفکیک در محتوا برداشت کرد. در روایات نیز هر چند دو مفهوم تعلیم و تربیت یا تعلیم و تزکیه، در کنارهم به کار نرفته اند، اما دو مفهوم علم و عالم به عنوان ثمرات مستقیم تعلیم به طور گسترده در کنار جلوه های تربیت و تزکیه به کار رفته اند. از بررسی آنها، تفکیک ناپذیری و درهم تنیدگی تعلیم و تربیت قابل استفاده است.
این پژوهش، با هدف بررسی وضع موجود علوم تربیتی، و ارائة نمایی از وضع مطلوب و جهت گیری ایده آل و آرمانی مطالعات تربیتی صورت گرفته است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. برای تبیین وضعیت موجود، در باب ماهیت و نیز وحدت یا تکثر علوم تربیتی و استقلال علمی آن، دو نظریه ترکیب اتحادی و انضمامی مطرح شده است. با ارائه شواهدی، دیدگاه هویت واحدِ علوم تربیتی و ترکیب اتحادی، ترجیح داده شد. اما از آنجایی که دیدگاه اتحادی نیز با کاستیهایی روبروست، با تعمیق نظرگاه ترکیب اتحادی، پیشنهاد تأسیس دانش تربیت مطرح گردید. برای تئوری سازی این ایده، زوایا و مقتضیات این اندیشه، تبیین شد. «دانش تربیت» این پیشنهاد دارای نگاه جامع به همه ابعاد تربیت است و در پژوهش های تربیتی از روش های چند گانه بهره میبرند در عین استدلال از دانش های میان رشته ای موسوم به «علوم تربیتی»، تعامل خود را با یافته های مطالعاتی آنان حفظ میکند و خود نیز مولد گرایش های تخصصی خواهد بود.
دیوان عدالت اداری وظیفة خطیر رسیدگی به شکایات و تظلمات مردم مورد تصمیمات و اعمال سازمان های اداری و دولتی را به عهده دارد. با توجه به تأسیس این نهاد پس از پیروزی انقلاب و نوپا بودن آن، در سال های اخیر در مورد صلاحیت و حدود اختیارات دیوان در رابطه با ارکان دعوا مناقشاتی صورت گرفته است. در این مقاله با بررسی اصول قانون اساسیِ ناظر به دیوان عدالت اداری، قانون دیوان و برخی آرای صادره از آن و تحلیل آنها صلاحیت دیوان در رابطه با خواهان، خوانده و موضوع دعوا در کانون بحث قرار گرفته است. در پایان مقاله به چگونگی تقسیم این صلاحیت ها و اختیارات بین بخش ها و ارکان مختلف دیوان اشاره شده است.
اسلام دین صلح و امنیت، و پیامبر او برای تمام جهانیان رحمت است. از این رو، تولید و بکارگیری سلاح های کشتار جمعی از دیدگاه اسلام، نه تنها توصیه نمیشود، ممنوع و حرام شرعی است؛ زیرا از لحاظ ایجاد هراس و وحشت، به مثابة تروریسم هسته ای، اقدام خشونت بار و مخل امنیت عمومی در سطح بین المللی، و از مصادیق منکر است؛ همچنین با اصول تفکیک و منع از کشتار غیررزمندگان و غیرنظامیها و مردم بیدفاع، مصونیت پیران، کودکان، زنان، دیوانگان و رعایت قواعد بشردوستانه، اصل محدودیت در شیوة جنگ و همچنین با اهداف جهاد اسلامی که متبلور در دفاع و دعوت به توحید و گسترش آزادیهای دینی و رفع استبداد و مبارزه با سران فتنه میباشد، مغایر است. دکترین بازدارندگی نیز مجوزی برای کشتن انسان های بیگناه و بیدفاع نیست، بلکه مقصود از آن، جلوگیری از تهدیدهای ستم پیشگان است.
براساس اصل نود و نهم قانون اساسی، نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری بر عهدة شورای نگهبان است. دربارة نظارت شورای نگهبان بر این انتخابات، دیدگاه های متفاوتی طرح شده است: برخی براین باورند که اصل نود و نهم، فقط نهاد ناظر را تعیین کرده است و تشخیص صلاحیت داوطلبان مجلس خبرگان بر عهدة شورای نگهبان نیست؛ بعضی دیگر میگویند: استادان معروف درس خارج، مرجع تشخیص صلاحیت اند؛ شماری دیگر، نظارت شورای نگهبان را دور باطل میدانند و عده ای شرط اجتهاد را قبول ندارند.
در تحقیق حاضر، این دیدگاه ها بررسی شده است و مهم ترین یافته های آن عبارتند از: اینکه: اصل نود و نهم مطلق و اعم از مرجعیت، نظارت و تشخیص صلاحیت است. ارائة گواهی سه نفر از استادان معروف درس خارج حوزه های علمیه، مبنی بر واجد شرایط بودن داوطلبان شرکت در انتخابات، مربوط به قبل از بازنگری قانون اساسی و تغییر اصل نود و نهم است. شرایط تحقق دور در انتخابات وجود ندارد و در زمان غیبت شرط اجتهاد ممیزه بارز رهبری اسلامی است و فقط کسانی از قدرت تشخیص این شرط برخوردارند که در حد اجتهاد باشند.
بیشک، بازار اسلامی نقشی اساسی در تحقق پیشرفت و توسعه جامعة اسلامی ایفا میکند. در این چارچوب، ضرورت توجه به مشخصه های این نهاد اجتماعی و همچنین شاخص های ارزیابی آن دو چندان میشود. در کنار مشخصه های مختلف بازار اسلامی، سهولت و آسان بودن مبادلات، جایگاه ویژه ای دارد. هدف تحقیق حاضر آن استکه شاخص های اندازه گیری تسهیل مبادلات را در بازار اسلامی بررسی و تبیین کند. یافته های پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده، نشان میدهد که افزایش سرعت مبادلات، کاهش هزینه ها و کاهش درجه نااطمینانی، سه معیار اساسی برای تحقق تسهیل مبادلات اند. با توجه به موارد ظهور و بروز این مؤلفه ها در خارج میتوان میزان وجود مبادلات آسان در بازار را با استفاده از شاخص های کمّی، چون شاخص رضایت فروشنده و مشتری، نظارت بر بازار، شفافیت بازار، مناسب بودن مکان مبادله، آگاهی و پایبندی به احکام مبادلات، آگاهی و پایبندی به آداب و اخلاق اسلامی، آگاهی و پایبندی به قوانین و مقرّرات مربوط به مبادلات، آگاهی و پایبندی به شیوه های فنی و اقتصادیِ مبادلات، بازاریابی مناسب، کاهش فاصله بین تولید و مصرف و ساز و کارهای جدید به دست آورد و مبادلات را مورد سنجش قرار داد.
محور مباحث عرفان ابن عربی و محققان عرفان نظری در مکتب ابن عربی، توحید عرفانی و وحدت وجود است که بر اساس آن، تمام کثرات، تجلیات و ظهورات حق واحدند. با توجه به آموزة وحدت وجود و به عنوان یکی از لوازم آن در عرفان نظری، بحث از تبیین کثرات و چگونگی چینش نظام تجلیات مطرح است، این موضوع بحث عمده ای در آثار عرفان محقق پدید آورده است. ابن عربی نیز دربارة ترتیب این تجلیات بیانی دارد که در این مقاله بررسی شده است. وی پس از صقع ربوبی و عالم اله از ارواح مهیمه، عقل اول، نفس کلی، عالم طبیعت، هباء، افلاک ثوابت و زمین و آسمان ها نام میبرد.
تحقیق حاضر با هدف نقد و بررسی دیدگاه ویکتور فرانکل، یکی از روان شناسان کمال در موضوع شخصیت سالم به رشته تحریر درآمده است. فرانکل در معرفی انسان سالم ابتدا از دو ظرفیت روحانی و متعالی انسان، یعنی «توانایی از خود فاصله گرفتن» و «از خود فرارفتن» سخن گفته، سپس شاخصه های سلامت را به میزان فعلیت بخشیدن به این ظرفیت ها تبیین کرده است. ویژگیهای انسان سالم از این دیدگاه، عبارت اند از: آزادی و اختیار، خودآگاهی و مسئولیت پذیری، ارزش مداری (خلاقیت، عشق، رنج)، معناجویی، یکتایی و بیهمتایی و پاسخ گویی به ندای وجدان. نگارنده با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی ضمن بررسی و نقد دیدگاه فوق، به مقایسه آن با دیدگاه قرآن پرداخته و به این نتایج دست یافته که دو دیدگاه در تعریف، گستره و هدف گذاری «سلامت» و ساختار انسان سالم، تفاوت داشته و مواردی چون عدم توجه کافی به مبدأ و مقصد و ناتوانی در ارائه تعریفی جامع از مفاهیمی، چون خدا، جاودانگی، عمل و وجدان، از کاستیهای نظریه فرانکل است.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر درمان چند وجهی اسلامی به شیوه گروهی بر افسردگی و عزت نفس دانشجویان انجام شده است. پانصد دانشجو به پرسش نامة افسردگی بک و پرسش نامه عزت نفس آیزنک پاسخ داده اند. سپس شصت نفر که افسردگی بالا و عزت نفس پایینی داشتند، به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (در هر گروه سی نفر) تقسیم شدند. داده ها با شاخص های آماری، چون روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد که درمان با رویکرد چندوجهی اسلامی به شیوه گروهی میتواند در کاهش افسردگی و افزایش عزت نفس دانشجویان مؤثر باشد. دادههای حاصل از پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) تحلیل و بررسی شد. یافتهها بیانگر این است که درمان چند وجهی اسلامی به شیوه گروهی توانسته در کاهش افسردگی و افزایش عزت نفس گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، مؤثر واقع شود.
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه هیجان خواهی، شوخ طبعی و نگرش دینی با اضطراب مرگ در دانشجویان انجام شده است. بدین منظور، نمونه ای به حجم 375 نفر به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای از جامعه آماری مورد پژوهش (دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 89ـ90 انتخاب شده و برای جمعآوری دادهها از فرم پنجم پرسش نامه هیجان خواهی زاکرمن، پرسش نامه شوخطبعی مارتین، پرسش نامه نگرش مذهبی خدایاریفرد و پرسش نامه اضطراب مرگ تمپلر استفاده شده است. داده ها با شاخص های آماری، چون همبستگی و رگرسیون تحلیل شده است. نتایج تحلیل دادهها نشان میدهد که رابطه منفی معناداری (363/0-r=)، بین هیجانخواهی با اضطراب مرگ رابطه مثبت معناداری (408/0r=) بین شوخطبعی با اضطراب مرگ و رابطه منفی معناداری (380/0 r=) بین نگرش دینی با اضطراب مرگ وجود دارد(5. /. a=).
امروزه پژوهشگران برای بررسی پدیده های پیرامون، به انتخاب روش تحقیق میپردازند. در دهه های اخیر رویکرد کمّی در قلمرو پژوهش های علوم انسانی، تسلط زیادی داشته است؛ اما ازآنجایی که تمام پدیده های علوم انسانی به ویژه پدیده هایی که با رفتار انسانی سروکار دارند را نمیتوان به شیوة کاملاً عینی مشاهده نمود، محققان پژوهش های کیفی را نیز مورد توجه و بررسی قرار داده و تلفیقی از هر دو روش را تحت عنوان روش ترکیبی پیشنهاد میکنند. در این مقاله سعی شده است به بررسی دو رویکرد پژوهشیِ مطرح در روش شناسی علوم انسانی پرداخته شود. در این راستا برخی از دشواریهای پژوهش های کمّی که منجر به ناکامی آنها در پژوهش های علوم انسانی شده است، مطرح و مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
سنجش و آزمایش، لازمة ترقی و پیشرفت هر علم و فنی است. دانشمندان به فراخور رشته خود، اصولی برای نقد برشمرده و برکاربست آنها در نقدهای علمی تأکید کرده اند. اما آیا به راستی در باب نقد تاریخی هم چنین است؟ آیا نقد تاریخی، علمی و اطمینان بخش است؟ اینها پرسش هایی است که ذهن هر پژوهشگر و ناقد تاریخی را به خود مشغول میکند. باید اعتراف کرد که علم تاریخ دچار ضعف مفرط در حوزة نقد تاریخی و ادبیات آن بیمارگون است. هنوز درعرصة نقادی و اصول و موازین نقد و شناخت الگوها و معیارهای آن در آغاز راهیم. بنابراین، هر پژوهشی در این باره، خود پرتوی به این راه پرمخاطره و ناهموار است. این مقاله، برآن است تا در باب نقد تاریخی پرسش گری کند و درصدد پاسخ به پرسش های مذکور برآید. آنچه در این مقال در خصوص موازین و اصول نقد گفته میشود، نه سخن آخر و تام، بلکه دانسته ها و پیشنهادهای نگارنده است تا شاید بابی گشوده شود و فروغی بر پهنة نقد تاریخی بتابد.
بررسی قلمرو دین، و نقش اجتماعی و به ویژه موقعیت فرانهادیاش، از دیرباز در حوزه های مختلف علمی، چون کلام و جامعه شناسی در کانون توجه اندیشوران بوده است. این مقوله در دنیای جدید ـ که دنیای مدرن و عقلانی معرفی شده ـ محور مجادلة بسیاری از نویسندگان قرار گرفته است. برخی قلمرو حداقلی برای دین تعریف کرده و اساساً رابطة دین و دنیا را منکر شده و اندیشة ضرورت حذف دین را از ساحت عمومی اعلان کرده اند. شماری نیز بیآنکه آشکارا از منزوی ساختن دین سخن بگویند، بر این باورند که مقتضیات دنیای جدید این انزوا را در پی دارد؛ به عبارتی، افول موقعیت اجتماعی و انزوای اجتماعی دین را از لوازم دنیای جدید میدانند و از آن به «عرفی شدن»، یاد میکنند. این باور مبتنی بر پیش فرض هایی است که در این نوشتار بررسی و نقد میشود.
بیهق نام قدیمی سبزوار و یکی از شهرهای پیشگام در تشیّع، همانند قم و کاشان است. ریشه های تشیّع بیهق به اواسط قرن اول هجری برمیگردد. در این پژوهش به بررسی زمان و عوامل ورود و گسترش تشیّع امامی بیهق از صدر اسلام تا حملة مغول (617م) پرداخته شده است.
حضور خاندان قنبر و برخی از صحابه رسول الله(ع) در بیهق، حضور امام رضا(ع) در نیشابور و طوس در نزدیکی بیهق، حمایت مردم از قیام یحییبن زید، وجود علما و کتاب های شیعی در این دیار، مهاجرت سادات به این منطقه و محبت مردم به خاندان رسول(ص) و نیز وجود اشعار شیعی، از جمله عوامل ورود و گسترش تشیّع امامی در بیهق است.
کمردرد مشکلی شایع و فراگیر در جوامع امروزی است که در حدود 60 تا 80 درصد از تمام بزرگ سالان را در طول زندگی تحت تأثیر قرار می دهد. راه رفتن، به عنوان مهارتی پایه، بخش عمده ای از فعالیت های روزمرة انسان است. اطلاعات اندکی در مورد ویژگی های راه رفتن در افراد مبتلا به کمردرد، در مقایسه با افراد سالم وجود دارد و تمرینات ثبات دهندة عمقی به عنوان یکی از درمان های مؤثر برای کمردرد مزمن مطرح است؛ از این رو، هدف از تحقیق حاضر بررسی یک دوره تمرینات ثبات دهندة عمقی بر برخی پارامترهای کینماتیک راه رفتن زنان دارای کمردرد مزمن است. 7 زن مبتلا به کمردرد به عنوان گروه تجربی و 9 زن سالم به عنوان گروه کنترل (20- 27 سال) در این مطالعه شرکت کردند. از معیار لبوف و همکاران (1996) برای ارزیابی حاد یا مزمن بودن کمردرد استفاده شد. قبل از دورة تمرینی، پارامترهای کینماتیک، از طریق راه رفتن در مسیری سه متری که دو صفحة نیرو روی آن قرار داشت و مجهز به شش دوربین مادون قرمز بود، اندازه گیری شد (پیش آزمون). برنامة تمرینی ثباتی در دوازده روز متوالی از ساده به مشکل اجرا شد. در نهایت، مجدداً آزمون راه رفتن به عمل آمد (پس آزمون). در مرحلة پیش آزمون بین طول گام زنان سالم و دارای کمردرد تفاوت معنی داری دیده شد (009/0 =P). تفاوت بین سرعت گام و زمان سکون (35/0= P) معنی دار نبود (56/0 =P). در مرحلة پس آزمون در هیچ یک از ویژگی های راه رفتن بین زنان سالم و زنان دارای کمردرد تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0>P)، در حالی که ویژگی های راه رفتن در زنان دارای کمردرد مزمن، قبل و بعد از دورة تمرینی، فقط در طول گام، تفاوتی معنی دار نشان داد ( 004/0 = P). با توجه به نتایج تحقیق، این احتمال وجود دارد که تمرینات ثباتی از طریق کاهش درد، باعث بهبود راه رفتن بیماران مبتلا به کمردرد شود؛ زیرا در این مطالعه طول گام آزمودنی ها بعد از دورة درمان افزایش یافت.
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر تمرینات اسکات روی یک پا بر تعادل پویا، قدرت و توان اندام تحتانی ورزشکاران نخبه بوده است. روش تحقیق نیمه تجربی بود و 24 نفر ورزشکار، داوطلبانه در آن شرکت کردند که به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. قبل و بعد از اعمال برنامه تمرینی اسکات روی یک پا، تعادل پویا، قدرت و توان اندام تحتانی آزمودنیها با استفاده از آزمون های تعادل ستاره (SEBT)، یک تکرار حداکثر(1RM) پرس پا و پرش عمودی اندازه گیری شد. گروه تجربی، تمرینات اسکات روی یک پا را در شش هفته و هر هفته سه روز، به مدت 30 تا 45 دقیقه انجام دادند، در حالیکه گروه کنترل به تمرینات معمول خود پرداختند. برای تحلیل داده ها از روش های آماری t وابسته و مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که تمرینات اسکات روی یک پا، تأثیر معنی داری در تعادل پویا، قدرت و توان اندام تحتانی گروه تجربی ورزشکاران نخبه دارد، در حالیکه در گروه کنترل تفاوت، معنی داری یافت نشد. با توجه به یافته های تحقیق و آثار مثبت این روش تمرینی در بهبود تعادل پویا، قدرت و توان اندام تحتانی ورزشکاران نخبه، به مربیان و ورزشکاران پیشنهاد میشود که علاوه بر تمرینات اختصاصی، برای بهبود عملکردهای جسمانی و اجراها و در نهایت رسیدن به نتایج بهتر، این پروتکل تمرینی را به کار گیرند.