از آنجا که در فقه اسلامى، واقعیت مرگ و حیات، موضوع حکم شرعى قلمداد شده است، احرازمرگ مغزى به مثابه مرز مرگ، بسیار اهمیت دارد. ساختار این مقاله جستجو در زمینه موضوع شناسى مرگ مغزى از منظر پزشکى و سپس کاوشى در ساحت فقهى - حقوقى آن است. دیدگاه برگزیده، پذیرش تلقى تساوقِ مرگ مغزى با زهوق روح است، دیدگاهى که در پروتکل الحاقى «قانون پیوند اعضا و مرگ مغزى» سنجه حدوث مرگ قطعى انسان بر شمرده شده است. مبناى این نگرش نیز از نظر پذیرش مرجعیت عرف خاص در این مسئله و جزم فقیه به باور متخصصان در تساوق مرگ مغزى با مرگ طبیعى نشئت مى گیرد. گرچه در این فرض، نمى توان تا زمان سرد شدن بدن، احکام شرعى میت را بر وى مترتب دانست، اما ادامه معالجات، دیگر ضرورتى نخواهد داشت و با فرض حالت اضطرار، برداشت اعضاى پیوندى جایز است.
زمینه و هدف: نهادخدمات اجتماعی در سال های اخیر به علت افزایش رقابت و به منظور حفظ بقا و افزایش سودآوری خویش مجبور به ارائه خدماتی متنوع تر و با کیفیت تر شده اند. به دلیل اهمیت کیفیت خدمات متعالی، همواره این سئوال مطرح است که چگونه می توان کیفیت خدمات انتظامی را مورد ارزیابی قرار داد. به این منظور، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت خدمات انتظامی، در سطح نیروی انتظامی انجام شد.
روش: با مطالعه گسترده در ادبیات تحقیق، عوامل موثر بر کیفیت خدمات انتظامی شناسایی شدند. سپس وجود اختلاف نظر میان دیدگاه های مردم و مدیریت پلیس+10 نیروی انتظامی با استفاده از آزمون های آماری متعدد T، بررسی شد. در ادامه از مدل سروکوال به منظور ارزیابی کیفیت خدمات انتظامی، استفاده گردید.
یافته ها: بین دیدگاه مدیریت پلیس+10 و مردم در مورد کیفیت خدمات ارائه شده در نیروی انتظامی، تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: عامل «سرعت در ارائه خدمات مورد نیاز مردم» به عنوان اولویت دارترین مولفه جهت انجام اقدامات اصلاحی، شناسایی گردید.
زمینه و هدف: دانشگاه علوم انتظامی به عنوان تنها مرکز آموزش عالی در نیروی انتظامی سهم عمده ای در تربیت افسران و همچنین ارتقاء سطح علمی و تحصیلی آنان دارد. با توجه به اهمیت دانشگاه در تامین اهداف نیروی انتظامی و نقش انکارناپذیر بودجه ریزی به عنوان ابزاری مهم در دست مدیران، بررسی و تجزیه وتحلیل آن، هدف اصلی این پژوهش می باشد.
روش: در این تحقیق کاربردی از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری 42 نفر از روسا، اعضا هیئت علمی و مسئولین بودجه و مالی دانشگاه و دانشکده های تابعه که اطلاعات نسبتاً خوبی از بودجه ریزی دارند بوده و به علت محدودیت نفرات، پژوهش به صورت تمام شمار انجام شده است. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه، پرسشنامه و مطالعه کتابخانه ای استفاده شده است.
یافته ها: بر اساس تحلیل فرضیه، کارا نبودن بودجه ریزی دانشگاه به تایید رسید و سپس پیشنهادهایی برای اصلاح بودجه ریزی فعلی دانشگاه ارائه شد.
نتیجه گیری: با توجه به محدودیت هایی که به علت از بالا به پایین بودن نظام برنامه ریزی و بودجه ریزی دانشگاه وجود دارد، موجی شده تا از حالت استقلال در امر بودجه ریزی که دیگر دانشگاه های کشور، کم و بیش از آن برخوردارند، بی بهره مانده و هم چنین فقدان یک طرح بلندمدت، میان مدت وکوتاه مدت که در دانشگاه قابلیت اجرایی داشته باشد از موضوعات مهم دیگر است.