این پژوهش با هدف تعیین رابطة حمایت اجتماعی ادراک شده و باورهای مذهبی با تغییرات مثبت پس ضربه ای انجام شد. بدین منظور 95 بیمار مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان های شهدای تجریش تهران و ولیعصر زنجان به شیوه نمونه برداری در دسترس انتخاب و به سیاهه تغییرات مثبت پس ضربه ای (تدیسچی و کالاهان، 1996)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده (زیمت و دیگران، 1988) و سیاهه باورهای مذهبی (وزیری، 1391) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون (ساده و چندگانه) نشان دادند که حمایت اجتماعی ادراک شده و باورهای مذهبی در بیماران مبتلا به سرطان با تغییرات مثبت پس ضربه ای رابطه معنادار مستقیم دارند و این دو عامل به طور مشترک 3/13 درصد از تغییرات مثبت پس ضربه ای را تبیین می کنند. از نتایج این پژوهش می توان در تدارک برنامه های بهبود و ارتقای سطح سلامت روانی و فراهم ساختن امکان تغییرات مثبت پس ضربه ای بهره گرفت.
سرمایه گذاری در سهام رشدی و ارزشی یکی از محورهای پژوهش ها درباره بررسی راهبرد های مولد بازده اضافه بوده است. در این پژوهش که درباره شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است، این شرکت ها بر اساس سنجه هایی به رشدی و ارزشی تقسیم بندی شده اند و سپس عملکرد آن ها بررسی شده است. در این مقاله علاوه بر نسبت های منفرد که در پژوهش های بسیاری از آن ها استفاده شده، از طریق میانگین هارمونیک نسبت های ترکیبی ساخته شده است. همچنین، برای تشکیل پرتفولیوهای ارزشی و رشدی از روش اوزان تصادفی استفاده شده است. در ارزیابی عملکرد نیز علاوه بر بازدهی سالانه از شاخص های شارپ و سورتینو هم استفاده شده است. در این مقاله نشان دادیم که ساخت سنجه های ترکیبی به عملکرد بهتر پرتفولیوها منجر می شود. همچنین، تشکیل پرتفولیو به روش اوزان تصادفی امکان تشکیل پرتفولیوهای متعدد را در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهد.
مقاله حاضر به انتخاب سبد پرتفوی با استفاده از بهینه سازی استوار پرداخته است. از آنجا که پارامترهای مسئله انتخاب سبد سهام، یعنی قیمت سهم، سود تقسیمی، بازده و... هر سهم را به دلیل نوسان های بازار و قیمت ها نمی توان ثابت در نظر گرفت، باید از روشی بهره برد که عدم قطعیت داده ها لحاظ شود. بهینه سازی استوار راه حلی عملی برای مسائلی به شمار می رود که در آنها مقدار و توزیع پارامترها نامعلوم است. روش های گوناگونی برای حل مسائل با بهره مندی از بهینه سازی استوار تعریف شده است. تعریف مجموعه عدم قطعیت بازده دارایی ها از طریق مجموعه عدم قطعیت چندوجهی و قابلیت تنظیم تعداد و وزن دارایی های سبد، استواری جواب بهینه و سطح حفاظت را می توان از مزیت های روشی دانست که در این مقاله به کار رفته است. داده های پیاده شده برای مثال کاربردی این مقاله، بازده های ماهانه 30 سهم است که به طور تصادفی از بین 78 سهم برگزیده بورس اوراق بهادار تهران، از فروردین 85 تا اسفند 90 انتخاب شده است.
مقاله حاضر به بررسی قیمت گذاری رشد دارایی در بازده مقطعی سهام منفرد در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1379 تا 1389 می پردازد. بنابراین، برای آزمون قابلیت پیش بینی بازده مقطعی سهام توسط رشد دارایی، رابطه نرخ رشد دارایی و بازده آتی سهام با استفاده از رویکرد تحلیل پرتفوی و مدل رگرسیون فاما و مک بث (1973) در نمونه ای مشتمل بر 280 شرکت به بوته آزمون گذاشته می شود. نتایج این پژوهش بر خلاف یافته مطالعات پیشین در بازارهای توسعه یافته و در حال توسعه نشان می دهد سهامی که در گذشته نرخ رشد دارایی بالایی داشته است، بازده آتی بالاتری را تجربه می کند. با محدودکردن نمونه پژوهش به شرکت های بزرگ، رابطه یادشده مثبت است، اما از نظر آماری غیرمعنادار می شود. نتایج حاصل، صرف نظر از افق زمانی بازده آتی سهام برقرار است.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سطح افشای اطلاعات زیست محیطی و اجتماعی با دو سازوکار راهبری شرکتی؛ یعنی سرمایه گذاران نهادی و مدیران غیر موظف در شرکت های ایرانی می پردازد. برای اندازه گیری سطح افشای اطلاعات زیست محیطی و اجتماعی از روش تحلیل محتوا استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران شکل داده است و شامل 66 شرکت فعال در صنایع مختلف طی سال های 1385 تا1390 است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون چندگانه استفاده شده است. یافته ها بیانگر آن است که بین اندازه شرکت با سطح افشای اطلاعات زیست محیطی و اجتماعی رابطه معنی دار مثبتی وجود دارد، اما بین سطح افشای اطلاعات زیست محیطی و اجتماعی و سرمایه گذاران نهادی و مدیران غیر موظف رابطه معنی داری مشاهده نشد.
هدف این مقاله، تعیین آثار خصوصی سازی کنترل بر وضعیت مالی و عملکرد شرکت های واگذارشده به بخش خصوصی است. با استفاده از اطلاعات 140 شرکت دولتی که از طریق انتقال سهام کنترلی از سال 1380 تا 1390 خصوصی سازی شده است، این موضوع بررسی می شود که آیا خصوصی سازی شرکت های مذکور بر عملکرد و وضعیت مالی آنها آثار مثبتی برجای گذاشته یا خیر. بدین منظور از مدل های رگرسیونی چندمتغیره استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد: 1. خصوصی سازی سبب کاهش بدهی سهامدار بزرگ نشده است؛ 2. خصوصی سازی موجب کاهش بدهی شرکت ها به دولت نشده است؛ 3. خصوصی سازی به افزایش بهره وری کارکنان انجامیده است و 4. خصوصی سازی موجب بهبود نسبی عملکرد شرکت ها شده است. این نتایج به توضیح اینکه سیاستگذاران بخش عمومی چگونه با خصوصی سازی کنترل، عملکرد ضعیف شرکت های دولتی را بهبود می دهند، کمک می کند
پژوهش پیش رو تأثیر مدیریت سرمایه در گردش بر ثروت سهامداران را در شرکت های بورس تهران، در دوره زمانی 1380 تا 1391 بررسی می کند. اندازه گیری معیارهای مدیریت سرمایه در گردش ، به کمک داده های برگرفته از سیستم حسابداری، مانند دوره فروش کالا، دوره وصول مطالبات و اقلام صورت های مالی، انجام شد. برای اندازه گیری متغیر معرف ثروت سهامداران، بازده تعدیل شده سهام را به کار گرفته و با استفاده از پورتفوسازی به محاسبه آن اقدام شده است. بررسی های آماری با استفاده از تحلیل توزیع شرطی داده ها و تحلیل رگرسیونی، به شیوه پانل انجام شده است. بررسی توزیع شرطی داده ها نشان می دهد که معیارهای متداول در ارزیابی مدیریت سرمایه در گردش ، مانند دوره وصول مطالبات و دوره فروش کالا، رابطه معنی داری با بازده تعدیل شده سهام دارند. همچنین، نتایج تحلیل های رگرسیونی نشان می دهد که رابطه مثبت و معنی داری بین اجزای سرمایه در گردش و معیار بهینگی مدیریت سرمایه در گردش با بازده تعدیل شده سهام وجود دارد.
سرمایه فکری یکی از ارزشمندترین دارایی های سازمان ها است. با وجود مطالعات متعدد درخصوص سرمایه فکری و تأثیرات آن از جنبه های گوناگون، افشای سرمایه فکری، حلقه ای مفقوده در این حوزه از مطالعات حسابداری است. این پژوهش تلاش می کند ضمن پرکردن این شکاف، بستری را برای ایجاد و گسترش این دارایی ارزشمند فراهم آورد. بدین منظور، پژوهش پیش رو به بررسی عوامل مؤثر بر افشای سرمایه فکری می پردازد. نتایج بررسی 63 شرکت (189 سال شرکت) طی بازه زمانی 1389 تا 1391 بیانگر آن است که فرصت رشد و عمر شرکت، رابطه مثبت و معنادار و سودآوری و اهرم مالی، رابطه منفی و معناداری با افشای سرمایه فکری دارد. همچنین مطالعه اجزای سرمایه فکری، مشخص کرد که رابطه منفی و معناداری بین سودآوری، فرصت رشد و عمر شرکت با افشای سرمایه انسانی وجود دارد. درخصوص افشای سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری نیز، نتایج مبین وجود رابطه مثبت و معنادار بین فرصت رشد و عمر شرکت و رابطه منفی و معنادار بین اهرم مالی و افشای سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری است.
مدیریت سود هم خوب است و هم بد. اگرچه مدیریت سود کم می تواند محتوای اطلاعات حسابداری را بهبود بخشد، رفتار فرصت طلبانه با دستکاری سود، قابلیت اتکای اطلاعات را کاهش می دهد و کیفیت سود را خراب می کند. این پژوهش در تلاش است کارا یا فرصت طلبانه بودن مدیریت سود را در پرتفوهای تشکیل شده از کیفیت سود بالا و پایین شناسایی کند. در این راستا برای اندازه گیری کیفیت و مدیریت سود، داده های 841 سال شرکت طی دوره 1380 تا 1390 ارزیابی شد و برای آزمون فرضیه ها به تحلیل 490 سال شرکت پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد، مدیریت سود در شرکت هایی که سطح کیفیت سود پایینی دارند، از نوع فرصت طلبانه است. همچنین در شرکت هایی که سطح کیفیت سود بالاست، شواهد فرصت طلبانه بودن مدیریت سود، بیشتر از کارا بودن آن است. بنابراین مدیریت سود زیاد، موجب کاهش کیفیت سود شده و داده های ساختگی به تصمیم گیری های درستی منجر نمی شود.
فرهنگ مادی گرای معاصر غرب به دلیل محرومیت از کلام الهی و سنت معصومین سلام الله علیهم، در تبیین عالم و آدم دچار انحراف و گمراهی عظیمی گشته است. پیرو آن در تبیین مفاهیم، ساختار، مراحل، منابع و مبانی فرایندهای انسانی نیز تناقض ها و تعارض هایی در آن پدید آمده که سبب شده در حوزه های علوم انسانی، فلسفه هنر، معماری و شهرسازی هرگاه از انسان و نظام ارزش های او سخن می رود، مغالطه های متعددی صورت گیرد. در بیشتر مواقع، چنین مغالطه هایی در استدلال های شبه روشنفکران غربزده و حتی استادان دانشگاه هم دیده می شود. این مغالطه ها باعث مقاومت تعدادی از دانشگاهیان با رویکرد تحول و ارتقای علوم انسانی، قدرت نیافتن اجتهاد در نظریه پردازی های اصیل و اسلامی و نبود همکاری لازم در تهیه نقشه راه تمدن نوین اسلامی شده است. در مقاله پیش رو، مهم ترین این مغالطه ها که به خصوص در زمینه های هنر، معماری و شهرسازی مطرح هستند، در 8 طرح تعارض بررسی شدهاند: 1. تضاد بین علم و دین 2. تضاد بین سنتگرائی (ترادیسیونالیزم) و تجددگرائی (مدرنیسم) 3. نفی رابطه اسلام و آثار مسلمانان همچون معماری و شهرسازی 4. تضاد بین رویکردهای نخبه گرایی و مشارکت گرایی 5. تضاد بین تقلید و خلاقیت 6. تضاد بین آرمان گرائی (ایده آلیسم) و واقع گرائی (رئالیسم) 7. تضاد بین انسانمحوری (اُمانیسم) و خدا محوری (تئیسم) 8. تضاد بین جهانی یا بومی بودن. ازآنجا که مبنای اعتبار در این پژوهش عقل و نقل است، روش تحلیلی برای فهم مدعیات و روش تفسیری و استدلالی برای تبیین و نقد دیدگاه ها به کار گرفته شده است. این تحقیق با استناد به متون دینی و تحلیل عقلی نشان می دهد که تعارضات بیان شده از نگاه اسلامی، اعتباری ندارند. تعارض به خاطر تفسیر غلطی است که از یک یا دو بعد متعارض بیان شده است. همچنین، در پژوهش حاضر با ارائه 8 جدول پیشنهادی، مدل هایی راهگشا برای این شبه تعارض ها پیشنهاد شده و احتمال می رود بی توجهی به این مغالطات، مشکلات بسیاری را در پژوهش های تخصصی به همراه داشته است.
مدیریت دانش مشتری یکی از مباحثی است که در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. منافع و مزایای مدیریت دانش مشتری باعث ایجاد جاذبه نسبت به این موضوع شده و به رغم مزایایی که مدیریت دانش مشتری دارد به دلیل بی توجهی به فاکتورهای استقرار، بسیاری از پروژه های آن با شکست مواجه می شوند. در عین حال بسیاری از سازمان هایی که مبادرت به به کارگیری مدیریت دانش مشتری نموده اند، با این مشکل مواجه شده اند که چگونه می توان مدیریت دانش مشتری را در سازمان مستقر کرد. از سوی دیگر، تحقیقات این حوزه از مدیریت دانش مشتری، نگاه بخشی به این موضوع داشته اند. بنابراین استقرار مدیریت دانش مشتری نیازمند چارچوبی است که با اتخاذ نگاهی جامع، نواقص تحقیقات فعلی را نیز برطرف سازد. با توجه به مشکلات موجود سازمان ها در زمینه استقرار مدیریت دانش مشتری و نواقص مطالعات موجود، این تحقیق با به کارگیری روش تحقیق آمیخته، در مرحله کیفی به تدوین چارچوبی به منظور استقرار مدیریت دانش مشتری پرداخته و در مرحله دوم، مرحله کمی، اعتبار چارچوب توسعه داده شده در مرحله اول مورد بررسی قرار گرفته و نهایتا چارچوب استقرار مدیریت دانش مشتری ارائه شده است. نتایج این تحقیق می تواند آگاهی محققین این حوزه را در خصوص اهداف، چالش ها، مکانیزم ها و عوامل موثر بر انتخاب آن ها و پیامدهای استقرار مدیریت دانش مشتری افزایش دهد.
در این پژوهش ضمن معرفی رویکرد قابلیت، تلاش شده است تا برد نافذ شاخص های توسعه قابلیت های انسانی بر اساس دستورالعمل های نامه 53 نهج البلاغه که بُردی فرازمانی دارد مدنظر قرار بگیرد. در این پژوهش، جهت گردآوری داده ها، متن گرانمایه این نامه با استفاده از روش تحلیل تم مورد تحلیل و کدگذاری قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش مشتمل بر دوازده تم فرعی در باب فلسفه حکومت، عاملیت انسانی مردم، مقام خلیفه اللهی انسان، اصلاح امور مردم به مثابه حق صریح آنان، تعدد ذی نفعان، انگیزه، احترام به اختیار مثبت، عدالت خواهی، انصاف جویی، توسعه سلامت و فرصت های اقتصادی، توسعه فرصت های حمایتی و آبادسازی و اصلاح بلاد و شهرها و پنج تم اصلی دال بر پدیده محوری توسعه قابلیت های انسانی، شرایط علّی توسعه این قابلیت ها، شرایط میانجی توسعه این قابلیت ها، شرایط زمینه ای توسعه این قابلیت ها و پیامد نهایی توسعه این قابلیت ها بود. در نهایت با استفاده از تم های اصلی و فرعی، چارچوبی جهت توسعه رویکرد قابلیت های انسانی ارائه شد.
درآمدسازی در شرکت ها از طریق ایجاد رابطه با مشتریان و حفظ این روابط در درازمدت صورت می پذیرد. از این رو توانایی پیش بینی مناسب روابط با مشتریان نکته ای اساسی در مدیریت رابطه با مشتریان است. بخش بندی روشی است که طی آن با تفکیک مشتریان به بخش های متجانس با رفتار خرید مشابه، تلاش می شود تا ارزش آتی رابطه با مشتریان پیش بینی شود. روش RFM یکی ازمتداول ترین روش های بخش بندی است که از تحلیل پایگاه داده تراکنشی برای رده بندی ارزش مشتریان استفاده می کند. پژوهش حاضر تلاش دارد تا از ترکیب مدل سازی Pareto/NBD که به مدلی قدرتمند در پیش بینی رفتار مشتریان مشهور است با روش معمول RFM، کیفیت بخش بندی مشتریان را ارتقا بخشد. در این پژوهش از روش Pareto/NBD برای تخمین سه مؤلفه مقدار انتظار احتمال فعالیت آتی، تعداد تراکنش های آتی و متوسط ارزش پولی استفاده شده است. سپس نتایج بخش بندی مشتریان با استفاده از این مؤلفه ها با کاربرد روش مرسوم RFM مقایسه شده است. نتایج حاصل بیانگر بهبود کیفیت بخش بندی در رده بندی ارزش آتی مشتریان، به ویژه در رده های ارزشمند مشتری با کمک رویکرد پیشنهادی است.
این پژوهش به بررسی و تبیین رابطه سرمایه اجتماعی با فضیلت سازمانی در شهرداری رشت می پردازد. بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و فضیلت سازمانی و توصیف متغیرهای آن ها از مبانی نظریِ اهداف این پژوهش است. فرض اساسی این پژوهش این است که آیا بین سرمایه اجتماعی و فضیلت سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و متغیرهای سرمایه اجتماعی می توانند تغییرات فضیلت سازمانی را تبیین نمایند. بدین منظور، از جامعه آماری 927 نفر کارمند مناطق پنجگانه شهرداری رشت حجم نمونه 240 نفر، به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب، انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه 36 سؤالی بود. در این تحقیق، به منظور آزمون فرضیه های مرتبط با مدل مفهومی پیشنهادی، از روش های آمار توصیفی و همچنین آمار استنباطی استفاده شد. در روش توصیفی، از جداول آماری برای توصیف و تحلیل جمعیت شناختی تحقیق استفاده شد. همچنین، در روش آمار استنباطی، از تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در شهرداری رشت بین سرمایه اجتماعی و فضیلت سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به عبارت واضع تر، با افزایش سرمایه اجتماعی فضیلت سازمانی ارتقا و بهبود می یابد.
فعالیت های سازمانی سیاسی اند، زیرا در آن منافع، قدرت و تعارض منافع وجود دارد. بنابراین، یکی از رفتارهای آشکار افراد رفتار سیاسی آنان است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه عواملی موجب بروز رفتار سیاسی در سازمان می شوند؟ پژوهشگر پس از تشریح مبانی نظری، فرایندی از متغیرهای درون سازمانی و مبین چگونگی شکل گیری چنین رفتاری در شرکت های بخش آب را به بوته آزمون گذارد. روش پژوهش حاضر پیمایشی است. داده های این پژوهش با استفاده از نمونه ای 525 نفره از مدیران و کارشناسان صنعت آب با روش نمونه گیری تصادفی از نوع طبقه ای گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها تأیید شد و قابلیت اعتماد آن ها با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای هر متغیر تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر با نرم افزار لیزرل و اسمارت پی ال اس انجام شد. نتایج نشان می دهد متغیرهای شناسایی شده به جز کانون کنترل و خودنظارتی در بروز رفتار سیاسی کارکنان مؤثرند.
در این مقاله می خواهیم برای شرکت تولیدی، نقشه استراتژی طراحی کنیم. بدین منظور، درابتدا، کمیته متخصصان بر اساس چهار منظر کارت امتیازی متوازن مهم ترین شاخص های ارزیابی عملکرد (KPI) را انتخاب کرده اند. سپس، از روش DEMATEL برای تعیین نوع و شدت ارتباط بین شاخص های مهم عملکرد استفاده شده است که به طور عمده، بر متمایز ساختن شاخص های تأثیرگذار و تأثیرپذیر تمرکز می کند. به همین ترتیب، تأثیرگذارترین و نیز تأثیرپذیرترین منظرها مشخص می شوند. نتایج این پژوهش علاوه بر اینکه می تواند راهگشایی برای دیگر شرکت های تولیدی باشد، در توسعه نقشه استراتژی بر مبنای BSC مؤثر است و ترکیبی مناسب از دو روش به همراه روش DEMATEL ارائه می دهد که موجب بهبود برنامه ریزی و عملکرد شرکت های تولیدی می شود.
جهانی سازی و فرآیندهای تکنولوژیکی پُرسرعت، از طریق فناوری اطلاعات، سازمان های خدماتی در بخش های خصوصی و عمومی را برای رقابت در خدمات رسانی جدید، تحت فشار مضاعف قرار داده است. در اقتصادهای توسعه یافته، بخش خدمات مسئول بیشترین رشد اشتغال و ارزش افزوده است. درنتیجه، مطالعات گسترده تر در زمینه توسعه خدمات جدید و عوامل موفقیت آن، مهم تر از پیش جلوه می کند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل بحرانی موفقیت و ارائه مدلی برای توسعه خدمات جدید انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش از دو گروه مدیران و کارشناسان شهرداری و شهروندان ساکن در منطقه 1 تهران تشکیل شده است. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه شناسایی عوامل و ارزیابی عملکرد استفاده شد. به منظور بررسی سؤال های پژوهش، روش مدل یابی معادلات ساختاری و فنون تصمیم گیری تاپسیس و ویکور به کار رفته است. برای کسب نتایج واضح و کاربردی، CSFهای تأییدشده در مدل، در ماتریس اهمیت عملکرد جای گرفتند و به چهار دسته تقسیم شدند. در این جانمایی مهم ترین عوامل در ربع دوم ماتریس قرار گرفت؛ به این معنا که شهرداری برای توسعه موفقیت آمیز خدماتش، باید عملکرد خود را در این موارد بهبود بخشد.