از نگرش تا نوآوری: پیش بینی خلاقیت شغلی نومعلمان دانشگاه فرهنگیان بر پایه باور به فناوری های هوشمند و یادگیری محیطی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین نقش نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی مدارس در پیش بینی خلاقیت شغلی نو معلمان دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه نو معلمان خانم مدارس استان اردبیل در سالتحصیلی 1404-1403 به تعداد جمعاً 260 نفر بود. که از آن میان، نمونه ای به تعداد 155 نفر از طریق جدول مورگان و گرجسی برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برگشت پرسشنامه 140 مورد بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های خلاقیت شغلی رندسیپ (1979)، نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی یاووز (2005) و یادگیری غیر رسمی در محل کار لومان (2006) استفاده شد. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل گرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS 27 تحلیل شد. یافته ها: مطابق با یافته های پژوهش، میانگین نمره نومعلمان در خلاقیت شغلی (77/3)، نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی (01/4)، یادگیری محیطی (57/3) بالاتر از میانگین متوسط به دست آمده است. بین نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی با خلاقیت شغلی رابطه مثبت وجود دارد (01/0>p). نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی به طور همزمان 8/27 درصد و مؤلّفه های نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی 2/26 درصد از تغییرات خلاقیت شغلی را به طور مثبت و معنی دار پیش بینی می کنند (01/0>p). نتیجه گیری: بدین ترتیب، نتایج این پژوهش هم در حوزه نظرى و هم کاربردى دستاورهای قابل توجهی داشت؛ به طوری که ضمن تأکید بر اهمیت خلاقیت شغلی نو معلمان در مدارس، نقش تعیین کننده نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی را خاطر نشان می سازد.