از زمان پیدایش گونه تئاتری دفاع مقدس بر اساس مضامین مرتبط با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بسیاری از مخاطبین این تئاتر و از جمله هنرمندان و صاحب نظران تئاتر دفاع مقدس را در مجموعه نمایش های مذهبی طبقه بندی کرده اند. این طبقه بندی هر چند عمومیت داشته و داردامااز چندان مبنایی علمی برخوردار نیست. بررسی ویژگی های اصلی نمایش مذهبی از جمله مضامین شخصیت ها نمادگرایی کمیت و کیفیت مخاطب مشارکت تماشاگر در اجرا و مکان اجرای نمایش نشان می دهد که نئاتر دفاع مقدس با نمایش های مذهبی تفاوتی قابل تامل دارد. با توجه به پاره ای مشابهت ها بین نمایش های مذهبی و تئاتر دفاع مقدس و با توجه به این نکته اساسی که فضای کلی تئاتر دفاع مقدس به مبانی عقیدتی و مذهبی جامعه مرتبط است شاید بتوان با استفاده از ویژگی های نمایش مذهبی در این تئاتر راهی برای عمومیت بخشی به تئاتر دفاع مقدس پایداری و توسعه آن یافت.
این مقاله به مقایسه تطبیقی دو اثر نمایشی تعزیه امام حسین ع و فیلم مصایب مسیح( مل گیبسون) می پردازد هر چند که این دو اثر به لحاظ نوع ابزار نمایشی و حتی پیشینه هنری و دینی و اجتماعی تفاوت های قابل توجهی دارند اما در بسیاری موارد مشابهت هایی میان آنها دیده میشود که در دیگر آثار نمایشی که طبق زندگی حضرت مسیح ع ساخته شده اند و جود ندارد این مقاله در تلاش برای نشان دادن این شباهت ها ابتدا به شباهت های کلی تر می پردازد که از آن جمله می توان به شرح مصایب در این دو اثر دلیل و انگیزه مبارزه و شهادت این دو شخصیت اهمیت خون در این دو روایت خیانت یاران و تنها ماندن اشاره کرد که هر یک از این موارد در هر دو اثر بررسی شده اند سپس مقاله به شباهت های جزیی تر مانند شخصیت های مشابه و اتفاقات مشابه در این دو اثر می پردازد برای مثال شخصیت حضرت مریم‘ حضرت زهرا س‘ حضرت زینب س‘ پلاتیس سردار رومی‘ و حر از دیدگاه مقایسه ای بررسی میشوند. همچنین حوادثی مانند دریده شدن لباس بر پیکر این دو شخصیت‘ تیره شدن زمین و آسمان در هر دو روایت و دیگر شباهت های جزیی مورد توجه قرار میگرند. در واقع این مقاله می کوشد با مقایسه این آثار و درک شباهت هایی میان این گونه آثار که از وقایع دینی سرچشمه می گیرند توجه خواننده را به اصلی مشترک در ادیان مختلف و روایت مختلفی که ریشه دینی دارند جلب کند.
نقاشی از منابعی است که با آن میتوان به معانی آثار تاریخی معماری و درک گذشتگان از آنها دست یافت. یکی از وجوه اصلی فضا ساختارِ آن (روابط اجزای فضا با هم و با کل) است؛ و چون فضا در معماری اسلامی اهمیتی فراوان دارد، بررسی و تحلیل ساختارِ فضا در نگارههای اسلامی کاری است لازم .برای این کار، ابتدا باید به خصوصیات نگارههای ایرانی پرداخت. مضمون بیشتر این آثار ملهم از شعر پارسی، خصوصاً آثار شعرای طراز اول، است. نکتة دیگر آنکه نگارگر ایرانی جهان را نه از دید خود که به صورت بایسته تصویر میکرد؛ و علاوه بر این، نگارههای ایرانی غالباً بیتوجه به زمان و مکان تصویر شده و صحنه به مدد نشانه و تمثیل مصور گشته و فضا بسته و محدود به صحنة حادثه است. اما اهمیت و ویژگیهای نگارههای دورة مورد نظر، (ایلخانی و تیموری و اوایل صفوی) اینهاست: تقارن با دورة رواج شیوة آذری در معماری؛ تعدد و تنوع؛ اشتمال بر مکاتب و شیوههای مختلف نگارگری؛ وفور فضاهای معماری در آنها و نمودن ریزهکاریهای معماری و مناظر طبیعی. در کل، ویژگیهای ساختار فضای معماری و درکِ آن در نگارههای قرن هفتم تا قرن دهم هجری قمری بدین شرح است: جزء کامل است و کل ناقص؛ جزء واقعی است و کل نمادین، ولی حقیقی؛ فضا به صورت متداوم و در زمانها و جهات مختلف و در ترکیب با هم درک میشده است؛ کلیت فضا با درک جزء به جزء فضاهای خردتر فهم میشده است؛ درک فضای معماریْ هندسی و در تقابل با محیط طبیعی بوده است؛ ساختار هندسی قائم بوده است؛ درک فضا کاملتر و واضحتر از قبل شده است.
یکی از منشأهای داستانی نمایش در جهان روایت بوده است . ضمن اینکه روایت ، به ویژه در اکثر حوزههای نمایشی شرق ، خود مقدمه و مرحلة ماقبل دگردیسی و تکوین نمایش است ، از عناصر مجرد و منتزع تا مراسم و آیین کامل تا نمایش . جوهر نمایش در شرق نقالی یا روایت است که ناشی از جهانبینی شرقی و روح آیینی نمایشهای آن است . در این مقاله ، ابتدا چگونگی حضور نقال بر صحنة واقعگریز نمایشهای آیینی ـ سنتی در هند و چین و ژاپن و ایران ( مانند کاتاکالی ، تعزیه و سایهبازی ، پین وان ، نو و بوانراکو ) بررسی شده است . سپس نقالی در ایران بر اساس فضا ، محتوا و مضمون ، عدة اجراکنندگان ، لوازم یا شکل اجرا ، و جنسیت اجراکنندگان طبقهبندی شده است .