نماد نام یا نمایهای است که افزون بر معنای قراردادیاش دارای معانی متناقضی باشد و چیزی ناشناخته و گنگ را بنمایاند. برخی از نمادها از تجربیات شخصی فرد ناشی میشوند اما برخی دیگر در بین تمام انسانها در تمام دوران مشترکاند. از نظر کارل گوستاو یونگ این مفاهیم مشترک بین انسانها زادهی ناخودآگاه جمعی بشراست وکهنالگو نامیده میشود. در بسیاری موارد یک انگاره یا نمایه از ناخودآگاه به خودآگاه راه مییابد و هنرمند یا فیلسوف آنچه به خودآگاهش راه یافته را در قالب یک اثر هنری یا فلسفی ارایه میکند. در هنگام تحلیل چنین اثری است که آگاهی از کهنالگوها و ناخودآگاه جمعی مورد نظر یونگ مثمر ثمر واقع میگردد. نگارنده با تکیه بر چنین دیدگاهی نمادهای مربوط به حاکمیت عنصر بیگانه بر قوم ایرانی را در دو نگاره از شاهنامهی شاه تهماسب بررسی کردهاست. هر چند نمادهای موجود در اثر نگارگران این شاهنامه تا حدودی متأثر از نوشتار شاعر است اما نگارگر به عنوان هنرمندی مستقل، ردّی از نمادهای مورد نظر خود را در اثر به جا گذاشتهاست. هر دو هنرمند غلبهی بیگانه را امری مقطعی و گذرا دانستهاند و ظهور اسطورهی قهرمان و پیروزی هویت جمعی ایرانیان بر عنصر بیگانه را در اثر خویش نمادین ساختهاند.
روابط و مسائل "زوج"، (زن و مرد) مضمونی است که مورد توجه نمایشنامه نویسان ایرانی بوده است. با توجه به اینکه اغلب نمایشنامه های ایرانی با محور روابط "زوج" در بستر ویژگی های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، روانی و سنتی شکل گرفته و واقعیت های اجتماعی را انعکاس می دهند، بررسی این مضمون مدخلی است برای ارائه چشم اندازی از مناسبات و معیارهای اجتماعی ایران در قرن اخیر. در این پژوهش، نظریه "بازتاب" که بیشترین امکان دستیابی به ساختارهای اجتماعی از طریق آثار هنری را فراهم می کند مبنای مطالعه جامعه شناختی مضمون "زوج" در نمایشنامه های ایرانی قرار داده ایم. مهم ترین وجه نهاد "زوج" که کارکرد اجتماعی آن است از جنبه های مختلف به اختصار بررسی شده و بر اساس داده های مربوط به جنبه های گوناگون روابط زوج، به آن دسته از نمایشنامه های چاپ شده ایرانی پرداخته ایم که این روابط را منعکس کرده اند. استخراج واقعیات اجتماعی بر آمده از این نمایشنامه ها و تبیین این واقعیت ها از منظر جامعه شناسی، می تواند در شناخت بیشتر جایگاه روابط زوج به عنوان یک پدیده اجتماعی، مؤ ثر باشد. جامعه شناسی، دانش پدیده های اجتماعی است که از رفتارهای انسان ها ناشی شده اند و شناخت رفتارها بدون کمک روانشناسی امکان پذیر نیست، بنابراین ما با نگرشی جامعه شناسانه و با تکیه بر دانش روانشناسی به تحلیل نمایشنامه های منتخب پرداخته ایم.