فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۲٬۸۱۳ مورد.
هنوز دیر نشده است (نگاهی دیگر به تلوزیون و نقش آن در زندگی مدرن)
منبع:
سوره ۱۳۸۴ شماره ۲۱
حوزههای تخصصی:
کتابشناسی طبیعت در هنر شرق
حوزههای تخصصی:
قهرمانان اسطورههای سلتی
سیری در سلوک شاهزمان
حوزههای تخصصی:
وای
حوزههای تخصصی:
معرفی اثر-هرمتیکا، حکمت مفقودهی فرعونان
حوزههای تخصصی:
اصالت زیبایی و انضمامی بودن سوژه در هنر
منبع:
باغ نظر ۱۳۸۴ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
هر گونه قضاوت و داوری در مورد اثر هنری یا حقیقت هنر و زیبایی، مبتنی بر این اصل است که انسان پیش از حکم، تصوری از هنر و زیبایی داشته باشد. آیا منشا تصوری که از حقیقت هنر در ظرف ادراکی انسانها به تحقق پیوسته است، حقیقی است؟ و یا آنکه منشا آن تصور، اعتباری و مبتنی بر سلیقه و عادت و ذوق و پسند و تداعی و خواستهای فردی و اجتماعی است، که پنداری از صورت و حقیقت هنر را در ذهن به وجود آورده است؟اثر هنری صورتی از حقیقت هنر و به عبارتی، تجلی «صورت حقیقی هنر» است. اثر هنری به تمام ذات همه وجود و ماهیت خود را از هویت صورت نوعیه هنر دریافت می کند. هویت هنر ناشی از زیبایی حقیقی است و زیبایی حقیقی منشا تحقق «صورت نوعیه هنر» است.هنرمند با دریافتی شهودی از هستی، صورتی نوعیه، مجرده و نورانیه و مثالی از زیبایی حقیقی در ظرف خیال خویش ابداع می کند که این صورت نوعیه به تمام ذات، هستی خود را بنا به ظرفیت وجودی هنرمند، از زیبایی مطلق و ازلی دریافت کرده است. آن صورت نوعیه، مبداء و منشا ایجاد اثر هنری است. تفسیر اثر هنری مبتنی بر دستگاه فکری مفسر است. تفسیر کننده اثر هنری، نخست با صورت هنر مواجه می شود و سپس با مختصاتی که در صورت هنری تحقق پیدا کرده است، به تفسیر و نقد اثر می پردازد. تفسیر اثر هنری از طرف تفسیرگران متفاوت با پیش زمینه های ذهنی مختلف، منجر به ظهور مفاهیم گوناگون ذهنی و حتی متضاد، نسبت به یک اثر هنری، خواهد شد به همین جهت یک اثر هنری خصوصاً در حوزه ادبیات با قرائتهای متفاوت و برداشتهای گوناگون و حتی متضاد، تفسیر یا خوانده می شود. هر گونه تفسیر در ارتباط با نشانه ها و نمادهای موجود در اثر، در حکم واکنش روحی ما نسبت به متن است. در معنایی کلی، متن به چیزی اطلاق می شود که تفسیر از آن آغاز و به آن ارجاع داده می شود. متن هنری، متنی است با ساختار زیباشناختی که امکان تفسیرهای متعدد را فراهم می کند. متن هنری حقیقت ذاتی خود را از «صورت نوعیه هنر» اخذ می کند و معانی متعددی را در رویکردهای متفاوت تفسیری، آشکار می کند. شناخت ساختار ذهنی منتقد و مخاطب آثار هنری، می تواند مبانی نظری مفسران را آشکار کند. صورت هنری، مستقل از دستگاه نظری مفسران به حیات مستقل خویش در اثر هنری متکی و فراتر از هر تفسیری دارای استقلال ذاتی است.
معنای استعاره ها
کتابهای اسطورهای و اهمیت آن در ایران
حوزههای تخصصی:
تقابل اصالت و حس مکان
منبع:
خیال ۱۳۸۴ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
این مقاله در سال 1980 در مجلة علمی لندسکیپ به چاپ رسیده و از آن پس، مورد اشاره و بحثهای متعدد بوده و توجه بسیاری از صاحب نظران را به خود جلب کرده است. تُوان دربارة اصالت (ریشه داری) و احساس مکان از دیدگاهی بنیادین بحث کرده است. به نظر تُوان، اصالت (ریشه داری) به معنای احساس بودن در موطن به شکلی ناآگاهانه است. در چنین شرایطی، بین شخص و مکان فاصله ای نیست و شخص جزئی از مکان است؛ در حالی که حس مکان بیانگر نوعی فاصله بین شخص و مکان است و به شخص امکان می دهد تا مکان را درک و ارزیابی کند. به اعتقاد تُوان، احساس اصالت (ریشه داری) حتی در آغاز دهة 80 نیز برای امریکاییها حالتی دست نیافتنی بوده است. این وضع امروزه با وسعت ارتباطات و آگاهیهای انسان امروزی از دیگر مکانها، در همة سرزمینها و کشورها، کم و بیش حاکم شده است. مطالعة نظریات و راهکارهای توان در مواجهه با چنین وضعی برای ما نیز مفید است. درک تفاوت بین اصالت (ریشه داری) و حس مکان مسئلة اصلی در تدوین راهبرد مواجهه با این پدیده است. برای احساس ریشه دار بودن ضرورت سکونت درازمدت نسلهای متمادی در یک مکان مطرح نیست، بلکه صرفاً داشتن زندگی خوش و یک نواخت و بی علاقگی به جهان بیرونی لازمة امر است. چنین احساسی نه گذشته را خاص می کند و نه مکانهای گذشته را؛ و به همین سبب، حفظ و احیا هم اهمیتی کمتر می یابد و مفهوم خود را از دست می دهد. اما ایجاد حس مکان و حفظ آن نیازمند تقویت آگاهی تاریخی و حفظ مکانهای تاریخی است تا هویتی خاص را به وجود آورد. امروزه، که شناختهای ما آگاهانه است و دیدها وسعت یافته، گریزی از تلاش برای ایجاد حس مکان و در پی آن تعلق مکانی دیده نمی شود.
فلسفهی طبیعت در جنبش روشنگری
حوزههای تخصصی:
مرگ و زیباشناسی
منبع:
زیباشناخت ۱۳۸۴ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
دیدگاه : کدام نشانه ؟ کدام نشانه شناسی ؟
منبع:
خیال ۱۳۸۴ شماره ۱۳
حوزههای تخصصی:
در فصلنامة خیال شمارة 12 مقالهای خواندم از محمد نقیزاده با عنوان «معنای نشانهها: جان جلوههای هنری». اشکالات اصطلاحشناختی و نظری این مقاله توجه نگارنده را به خود جلب کرد و انگیزة نگارش این مطلب و شرح برخی آشفتگیهای مقالة مزبور از منظر نشانهشناسی نظری شد.
نظریه شخصیت: واقع گرایی در مقابل نشانه شناسی
منبع:
زیباشناخت ۱۳۸۴ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
هنر دینی در آراء بورکهارت
منبع:
خیال ۱۳۸۴ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
بورکهارت، از اصحاب سنتگرایان، آراء و نظریاتی خاص در باب هنر دینی و مقدس دارد. در نظر او، هنری دینی است که معطوف به زیباییهای معنوی باشد و القای معنویت و قدسیت کند؛ نه آنکه صرفاً موضوعش امری مقدس باشد. از این رو، هنر دینی همان هنر سنتی است و در مقابل هنر دنیوی و غیرسنتی قرار میگیرد. در نظر او، هنر دینی مبتنی بر حکمت متعالیه و معنوی یا همان عرفان است و محتوایش نوعی حکمت ذوقی و شهودی است. لاجرم این هنر بر رمزپردازی، یعنی علم به صور و قالبها، استوار است. او دربارة شمایلنگاری در اسلام و مسیحیت و نگارگری ایرانی نیز آرائی دارد که در این مقاله بدانها اشاره شده است.