هنر کتاب آرایی به مجموعه هنرهایی اطلاق میشود که در ساخت ، تزیین و تهیه ی نسخ خطی به کار میروند . این هنر در جهان سابقهای دیرینه دارد . در هر برهه ی زمانی از تاریخ ، هنر کتاب آرایی به گونهای تحت تاثیر منع و تاییدات دینی و آیینی قرار گرفته است . هنر کتاب آرایی در دوره ایلخانی شاهد تحولات و تغییرات بسیاری بوده است . و به عنوان ، دوره ی تاثیر گذاری در روند تزیینات کتب و نسخه برداری آنها محسوب می شود و نقطه ی عطفی برای شروع و پیشرفت تذهیب به شیوه ی ایرانی میباشد ...
ارزش های زیبایی شناختی، یکی از انواع ارزش های اجتماعی بوده که باید در مراحل اولیه تحقیق در طراحی محصولات صنعتی بدان پرداخته شود. این ارزش ها از یک سو به حوزه های فردی و یا گروهی تعلق دارند و از سویی دیگر به امور زیبایی شناسی مربوط می شوند. ارزشهای زیبا یی شناسی در برخی موارد پس از تحقیق و مطالعه، زمینه ساز طراحی جدید و مورد استفاده طراحان خواهند بود و گاه با نگاه نقادانه طراح مواجه شده به زیبایی شناسی های آوانگارد می انجامد. در این مقاله تحقیقی در دو بخش نظری و عملی به ذکر اهمیت این ارزش ها در حوزه طراحی صنعتی پرداخته شده و سعی شده تا با جستجو در منابع گوناگون در حوزه های مردم شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی، فلسفه و تاریخ هنر و طراحی صنعتی، تعریف جامعی برای این مفهوم آرایه گردد. در عین حال روش مطالعه و تعیین این نوع از ارزش ها، با کمک روش های تحقیق کیفی در مطالعات انسان شناسی و مردم نگاری، نظیر عکس برداری، مصاحبه های عمقی و طراحی پرسش نامه، برای نخستین بار در رشته طراحی صنعتی تدوین شده که می تواند برای محققان طراحی مفید باشد. در پایان با کمک از روش های پیشنهادی در بخش نظری، پروژه ایی عملی به طراحی مبلمان برای خانواده های جوان تهرانی با مقتضیات ارزشی و سبک زندگی آنان اختصاص یافته است.
مهمترین مسئلة سالهای اخیر در حوزة انسانشناسی هنر تعریف و تعیین حدود آن بوده است. روشن است که بدون خروج از ابهام ناشی از نبودن تعاریف و مرزبندیهای دقیق در این زمینه، چه دربارة مفهوم انسانشناسی و چه دربارة هنر، نمیتوان انتظار داشت که در حوزههای پیچیدهتری همچون نظریه و روش بتوان به جمعبندی و اجماع رسید. نخستین قدم برای خروج از این وضع توجه هر چه بیشتر به ارائة چارچوبهایی نظری است که تحلیلهای انسانشناسی هنر را از تحلیلهای هنری و نقدهای ادبی و نشانهشناختی و تاریخی دربارة هنر جدا کند و به آنها هویتی مشخص با چشماندازی کم و بیش معلوم بدهد. در مقالة حاضر، به برخی از نظریهپردازیها در زمینة ارائة تعاریف مذکور پرداخته میشود و جهت پیگیریها و مباحث انسانشناسی در این زمینهها روشن میگردد؛ و البته برای این کار، در بخشی از تاریخ هنر معاصر، یعنی پدید آمدن مدرنیتة هنری و رابطة آن با آنچه «هنر بدوی» نامیده میشد و تأثیر زیادی در فرایندهای هنری اروپا در سالهای بین دو جنگ جهانی و حتی پس از آن داشته است، بیشتر تأمل میشود. در این مقاله، دربارة مفاهیمی چون «بدویگرایی هنر» و «ضد هنر» و «ناهنر» نیز بحث میشود و در جنبشهای مؤثر، همچون سوررئالیسم و دادائیسم و بیگانهگراییهای انسانشناختی در حوزههایی همچون موزهنگاری، تأمل خواهد شد.