ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۶۶۱ تا ۱۴٬۶۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۱۴۶۶۱.

بررسی های باستان سنجی در تپه حصار دامغان با استفاده از روش های گرانی سنجی و مغناطیس سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۲ تعداد دانلود : ۷۶۲
کاوش در آثار به جای مانده از گذشتگان دارای اهمیت ویژه ای در شناسایی تاریخ و هویت یک سرزمین دارد. پیشرفت دانش بشری روش های نوینی در شناسایی مکان های باستانی ارائه داده است که با استفاده از آن ها بدون نیاز به حفاری یا تخریب آثار باستانی به اطلاعات مفیدی می توان دست یافت. امروزه از روش های ژئوفیزیکی غیرمخربی مانند گرانی سنجی (Gravimetry) و مغناطیس سنجی (Magnetometery) که تنها از خاصیت های طبیعی و ذاتی مواد زیرسطحی بهره می برند، در اکتشافات باستان شناسی استفاده می شود. در گرانی سنجی از تباین چگالی بین دیواره ها و اتاقک ها استفاده می شود. درحالی که در روش مغناطیس سنجی از تباین مغناطیدگی (Magnetization) موجود بین اجسام آنومال و محیط پیرامون ناشی از عوامل طبیعی و یا فعالیت های بشری نظیر اقلام فلزی، مصالح ساختمانی و حفره های پرشده استفاده می شود. در این مقاله سعی شده است با استفاده روش های گرانی سنجی و مغناطیس سنجی به شناسایی ساختارهای زیرسطحی در قسمتی از محوطه باستانی تپه حصار دامغان موسوم به پهنه سفال منقوش، پرداخته شود. به این منظور در یک شبکه منظم مربع مستطیلی داده های میدان گرانی و مغناطیس در محدوده مورد نظر برداشت شد و پس از تصحیحات لازم روی داده های گرانی و مغناطیس مانند رانه دستگاه، تصحیح هوای آزاد، تخته بوگه، توپوگرافی و اصلاحات روزانه، نقشه آنومالی های گرانی و مغناطیس تهیه گردید. بر اساس این نقشه ها موقعیت و محدوده دیواره ها و اتاقک های باستانی شناسایی گردید. سپس با استفاده از فیلترهای روند سطح، مشتق قائم اول و فازی اثر میدان ناشی از آثار باقیمانده از ناحیه ای تفکیک شد. نتایج حاصل از بررسی های انجام شده داده های گرانی و مغناطیس در شناسایی ساختارهای زیرسطحی مانند دیواره ها و اتاقک ها انطباق بالایی با نتایج حاصل از کاوش های انجام شده در دهه های گذشته دارد. با توجه به اینکه عملیات کاوش به روش حفاری هزینه بر، وقت گیر و از همه مهم تر امکان آسیب رساندن به سازه های قدیمی را در بردارد، با استفاده از نتایج بررسی های غیرمستقیم ژئوفیزیکی می توان یک طرح کلی برای کاوش های باستان شناسی به وسیله حفاری طراحی و اجرا نمود تا آثار زیرسطحی کمتر آسیب دیده و حفریات هدفمند باشند.
۱۴۶۶۶.

تأثیر نور و فضا در ساختار مسجد بر حالات معنوی نمازگزار (مسجد جامع اصفهان)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۳ تعداد دانلود : ۶۰۲
در معماری سنتی ایران، نور طبیعی که به عنوان تنها منبع روشنایی روز بود، به تأمین روشنایی محدود نشده و از نظر کیفیت بصری و زیبایی فضا نیز مورد توجه معماران بوده است. یکی از نمونه های خوب بازی نورپردازی طبیعی در معماری ایرانی را می توان در مجموعه های مذهبی با فضاهای متفاوت آن یافت. وجود بازشوهای متنوع دیواری و سقفی در این نوع معماری شاهد این ادعاست. به منظور بررسی نقش طراحی معماری و تنوع نورگیرهای مختلف در کمیت و کیفیت روشنایی فضا متناسب با کاربری آن، تحقیقی در مسجد جامع اصفهان که دارای حیاط ها و فضاهای متفاوت است، انجام شد. در این مقاله با استفاده از روش تحقیق گردآوری اطلاعات از طریق اسناد ضمن آشنایی با معماری معاصر ایران و ارتباط بین نور و فضا در این دوران معماری و توضیح هریک از این عناصر تأثیرگذار و همچنین دیدگاه معماران بزرگ ایران و جهان مجموعه فرهنگی، تاریخی را مورد بررسی قرار دهیم. این مجموعه یکی از مراکز مذهبی شهر اصفهان می باشد. در این مقاله ویژگی نورپردازی تعدادی از فضاهای منتخب این مجموعه که از نظر شکل هندسی فضا، وضعیت و موقعیت نورگیر، محل قرارگیری در مجموعه و کاربری فضا متفاوت هستند، بررسی شده و رابطه بین تصمیمات طراحانه معمار و کیفیت نورپردازی فضا معرفی می گردد. سپس به کمک معیارهای ارائه شده در کتب راهنمای نورپردازی، شرایط نوری هر فضا از نظر میزان روشنایی، تنوع و یکنواختی توزیع نور و کیفیت بصری حاصل از آن با توجه به کاربری فضا تحلیل شد. نتایج حاصله حاکی از آن است که در معماری سنتی ایران، نور روز در کلیه تصمیمات طراحی اعم از انتخاب فضاهای پر و خالی، تناسبات و ابعاد حیاط ها و اتاق ها، جهت گیری هر فضا نسبت به خورشید، میزان دید هر فضا به حیاط و آسمان، عمق هر فضا و شکل و موقعیت نورگیر آن، اهمیت هر فضا از نظر دسترسی و کاربری و غیره نقش تعیین کنندهای داشته و یکی از مهمترین ارکان طراحی محسوب می شده است. راهکارهای طراحانه به کار رفته در این شیوه از معماری، امروز هم می تواند راهگشا و الهام بخش معماران معاصر باشد و امکان بهره مندی هر چه بیشتر از نعمات نورپردازی طبیعی برای مردم را فراهم کند.
۱۴۶۷۰.

بررسی شاخص های سرزندگی پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور، در مقایسه پیاده راه استقلال، استانبول ترکیه و خیابان پیاده محور سی تیر، تهران ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۲ تعداد دانلود : ۸۸۸
در سالهای اخیر تسلط سواره بر پیاده که نوعی از تسلط کمیت بر کیفیت می باشد، در فضاهای شهری به نوعی به فرهنگ غالب شهرها تبدیل شده است. کاهش تعاملات اجتماعی، ترافیک سنگین، آلودگی های محیط زیستی و تخریب بافت ها و بناهای ارزشمند کهن شهرها از معضلات شهرهای امروزی می باشند که بخشی از دلایل آن به خودرو محوری و کاهش حرکت پیاده در شهرها برمی گردد. جنبش پیاده محوری، تقویت حرکت پیاده در فضاهای شهری و ایجاد پیاده راه ها، روش هایی برای کاهش اثرات معضلات ذکر شده و بازگرداندن جایگاه حرکت پیاده به فضاهای شهری می باشند. پیاده راه ها به عنوان معابری با نقش اجتماعی بالا و محدودسازی حرکت سواره، در واقع راهی برای بازپس گیری معابر عمومی به ویژه فضاهای شهری ارزشمند که دارای جاذبه های فرهنگی، تاریخی، تجاری و تفریحی برای عابرین پیاده هستند، از وسایل نقلیه و پس دادن آن به انسان به منظور حرکت، تعاملات اجتماعی و فعالیت های تفریحی، گردشگری و تجاری است. یکی از مهم ترین شاخصه های پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور، میزان سرزندگی آنها می باشد که می تواند نقش اساسی در میزان حضور و رضایت شهروندان جهت افزایش تعاملات اجتماعی و نزدیک شدن به اهداف پیاده محوری داشته باشد. این پژوهش به بررسی شاخصه های سرزندگی محورهای پیاده پرداخته و هدف این پژوهش رسیدن به معیارهای مشترک برای ایجاد سرزندگی در پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور می باشد. همچنین با مقایسه و بررسی دو پیاده راه، استقلال استانبول و خیابان سی تیر تهران از طریق تکنیک تجزیه و تحلیل SWOT به تدوین معیارهایی برای ایجاد سرزندگی در پیاده راه ها می پردازد و  معیارهایی را برای ایجاد سرزندگی در پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور پیشنهاد می نماید.
۱۴۶۷۵.

نقش ""حواس غیردیداری"" درکیفیت فضای پیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۲ تعداد دانلود : ۱۳۱۵
زنده سازی فضاهای پیاده، یکی از مهم ترین دغدغه های معماران و طراحان شهری است که امروزه با تسلط طراحی سواره محور، به فراموشی سپرده شده است. محور اصلی ساماندهی فضاهای شهری، مبتنی بر نیازهای شهروندان است و با توجه به اینکه هریک از دو گروه مخاطبان شهری (سواره پیاده) سطوح مختلفی از حواسشان تحریک می شود، لذا کشف و تبیین عواملی که در ادراک هریک از دو گروه مؤثرند، بسیار حایز اهمیت خواهد بود. از آنجایی که شاخص ترین حس انسان، حس بینایی است، حواس غیر بصری از توجه طراحان مهجور مانده است. با توجه به اینکه مخاطب پیاده با طیف وسیعی از حس گرهای فعال (لامسه، شنوایی، بویایی و بینایی) قدم در پیاده راه شهر می گذارد، سؤال اساسی این است که شهر تا چه اندازه ای برای او قابل لمس و شنیدن است؟ با حضور شهروند در فضای پیاده، مقیاس شهری تغییر می کند و فضاها در نمایی بسته در مقابل او قرار می گیرند. این تعامل نزدیک، بستر مساعدی را برای فعال شدن دیگر حواس فراهم می آورد. با شناخت کیفیت های غیربصری موردنیاز محورهای پیاده و بهره گیری از محرک های مناسب در شهر، زندگی به فضاهای پیاده باز خواهد گشت. بنابراین دخالت دادن تمامی حواس در ادراک یک فضا، بستری برای تعلق به مکان در آن فضا را به همراه خواهد داشت. مقاله حاضر بر آن است با توجه به نقش کلیدی حواس غیربصری در ادراک شهروندان، به بررسی تفاوت ادراکی مخاطبان سواره و پیاده پرداخته و راهکارهای محرک حواس غیر بصری در پیاده راه ها را تبیین کند.
۱۴۶۷۶.

بررسی تطبیقی عناصر بصری نگاره های «دربار جمشید» و «دربار فریدون» در شاهنامه ی طهماسبی با تأکید بر ترکیب بندی نگاره ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۲ تعداد دانلود : ۸۷۵
از مهم ترین ویژگی های یک اثر هنری که می تواند بیانگر مفاهیم به کاررفته در آن باشد، ترکیب بندی و عناصر بصری آن است. این پژوهش که در آن نگاره های دربار جمشید و دربار فریدون از شاهنامه ی طهماسبی انتخاب و موردمطالعه قرارگرفته اند، به این سؤالات پاسخ داده است که چه عناصر بصری مشترک و با چه شباهت ها و تفاوت های مفهومی، در این نگاره ها به کاررفته و هرکدام نگاره، نقاش بهتر توانسته است عظمت دربار را به تصویر بکشد؟ هدف از انجام این پژوهش، مطالعه ی ترکیب بندی و عناصر بصری خط، حرکت، ریتم، و به طور کلی یافتن ارتباط هنری میان نگاره های موردبحث بوده است. به نظر می رسد به دلیل آنکه موضوع هر دو نگاره درباری است، نقاش تلاش زیادی در جهت نمایش عظمت پادشاهی به کاررفته بسته باشد. ازآنجایی که نگاره های موردبررسی در این پژوهش مربوط به یک مکتب و دوره ی تاریخی با نگارگرانی مشترک هستند و در یک نسخه ی واحد یعنی شاهنامه ی طهماسبی و با مفهومی درباری تصویرسازی شده اند، در این پژوهش، این دونگاره برای مطالعه و تطبیق در نظر گرفته شده اند. بررسی نگاره ها نشان می دهد درمجموع نگارگر در نگاره ی دربار فریدون، به لحاظ ساختار ترکیب بندی، تجسم خطوط و مفاهیم مرتبط با آن ها، ریتم و بیان عظمت درباری در مقایسه با نگاره ی دربار جمشید موفق تر عمل کرده است و در مقابل، نگاره ی دربار جمشید به لحاظ پیکره های انسانی، تحرک و پویایی بیشتری دارد. این پژوهش به روش توصیفی- تطبیقی انجام و اطلاعات آن به شیوه ی کتابخانه ای جمع آوری گردیده است.
۱۴۶۷۹.

تحلیل کارکرد اسطوره های نوین در نقاشی معاصر ایران؛ مطالعه ی موردی آثار بهمن محصص، علی اکبر صادقی، محمود سبزی، مهران صابر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۴ تعداد دانلود : ۷۲۰
رویدادهای دنیای مدرن منجر به ظهور اسطوره هایی نوین شده که در عین بهره گیری از تعریف سنتی اسطوره، اشکال جدید و متفاوتی از آن را ارائه می دهند. هنرمند نقاش معاصر نیز تلاش می کند در آثار خویش به جست وجوی کارکردهای گوناگون اسطوره های نوین برآید. پژوهش حاضر باهدف تحلیل چرایی، چگونگی استفاده و کارکرد اسطوره های نوین در نقاشی معاصر ایران صورت گرفته است. پرسش های پژوهش عبارت اند از: 1. چرا نقاشان معاصر ایران از اسطوره های نوین برای انتقال پیام اثر به مخاطب بهره برده اند؟ 2. نقاشان معاصر ایران چگونه و با چه کارکردی از اسطوره های نوین برای انتقال پیام اثر به مخاطب بهره برده اند؟ موردهای مطالعاتی این پژوهش 5 تابلو از میان آثار چهار نقاش معاصر ایران است. نتایج پژوهش گویای آن است که تحولات تاریخی چون جنگ های جهانی، ظهور مکاتب و ایدئولوژی های جدید و مصرف گرایی منبعث از جهان سرمایه داری را می توان از دلایل کلی نمودارشدن اسطوره های نوین در نقاشی ایرانی برشمرد. هنرمندان موردمطالعه علاوه بر اینکه نسبت به اسطوره های قدیمی رویکردی انتقادی داشته اند، این رویه را نسبت به اسطوره سازی های دنیای معاصر نیز در پیش گرفته اند و با بازسازی اسطوره های قدیم در بستر جدید، سعی در تسکین آلام خود نسبت به گذشته ی خوب ازدست رفته ونیز صلح طلبی، هویت یابی و نجات اصالت فرهنگی و اجتناب از ایدئولوژی های مخرب داشته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان