کالبد و سازمان فضایی شهر، به مثابه نمود نهایی اندرکنش عوامل تأثیر گذار بر آن، بارزترین شاخصه ای است که براساس آن قضاوت در مورد ویژگی های فضای شهری در خصوص آن شکل می گیرد. اگرچه با پیشرفت دانش بشر، عناوین تأثیر گذار و علوم جدیدی در شکل گیری کالبد و سازمان فضایی شهرها دخیل شده اند، با این حال در اکثر موارد برآیند عوامل مذکور به شکل ساختارهای فرم دهنده کالبدی غالب، نمود یافته و تجلی می یابند. هدف از این تحقیق بازیابی و دسته بندی تکنیک ها، ابزارها یا رویکردهای جامع و فرایند محوری است که به وسیله آنها از آغاز تمدن یونان تا کنون، یک بخش از مقتضیات خلق کانسپت شهری یا تمامی بخش های آن مرتفع شده است. تعریف چهارچوب ساختاری ابزار فوق به همراه چیستی و چگونگی کاربرد آن در شرایط کنونی سؤالات اصلی این پژوهش بوده اند که با استفاده از روش توصیفی و همچنین تطبیق و تحلیل محتوای متون تخصصی، پس از بازیابی مفاهیم مشابه در حوزه های معماری، هنرهای تجسمی و فلسفه، پس از ایجاد یک نظام طبقه بندی شده از معنای مشترک مفاهیم مذکور، پاسخ داده شده اند. تدوین یک نظام منسجم تحت عنوان ماشین شهرسازی و بررسی مزایای رویکرد مذکور در کنار معرفی رویکرد سنتز تکنولوژیکی ، به عنوان ماشین شهرسازی معاصر از نتایج اصلی این تحقیق هستند.
در میان کاخ های شاه عباس اول در مازندران، عمارت عباس آباد به جهت ویژگی های بارزی که دارد، قابل توجه است. این عمارت را می توان محل تلاقی باغسازی غیررسمی و باغسازی رسمی دانست؛ چنانکه در آن یک دریاچه مصنوعی که عناصر باغسازی آزادانه اطرافش شکل گرفته اند و فضایی کاملاً هندسی که با ارتفاع از سطح دریاچه قرارگرفته، به هم متصل می شوند. همزیستی این دو بخش و ارتباط نزدیک این اقامتگاه با طبیعت جنگلی اطراف، نمایانگر نوعی ارتباط اصیل میان برخی از باغ های صفوی با منظر طبیعی است؛ رابطه ای که به صورت تمایل برای «حفظ» یا «بازتولید» طبیعت با ویژگی های بکر و رام نشده آن بروز می کند. ازاین روی در عباس آباد بهشهر به جای یک کاخ سلطنتی باشکوه، اقامتگاه شکاری ساده ای ساخته می شود که گوشة عیش شاه عباس اول است.