ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۷۰۳ مورد.
۱.

تأثیر روش تدریس افسانه زدایی علمی بر مهارت های فراشناختی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۰
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر تدریس افسانه زدایی علمی بر مهارت های فراشناختی دانش آموزان مقطع ابتدایی بود. این پژوهش با روش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان اسکو در استان استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی 1401-1400 بود. نمونه ای به حجم 48 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه فراشناخت حالتی دانش آموزان (SMI) اونیل و عابدی (1996) به عنوان پیش آزمون توسط هر دو گروه تکمیل شد. روش تدریس افسانه زدایی علمی در درس فارسی به مدت 8 جلسه آموزشی هر یک 30 دقیقه اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس تک متغیری با رعایت پیش فرض ها به کمک نرم افزار SPSS-24 انجام شد. تحلیل داده ها بر اساس تحلیل کوواریانس نشان داد، روش تدریس افسانه زدایی علمی بر مهارت فراشناختی تأثیر معنی دار دارد (001/0>P). همچنین اثربخشی روش تدریس افسانه زدایی علمی بر مؤلفه های آگاهی فراشناختی، راهبردهای شناختی، برنامه ریزی و بررسی خود (فراشناختی) نیز مورد تأیید قرار گرفت (001/0>P). با توجه به اثربخشی افسانه زدایی علمی در افزایش مهارت فراشناختی اجرای آن به عنوان یکی از رویکردهای روش یادگیری مبتنی بر مسئله در مدارس توصیه گردید.
۲.

اثربخشی آموزش مهارت خودمهارگری و همدلی بر پرخاشگری و علاقه اجتماعی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۲
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت خودمهارگری و همدلی بر پرخاشگری و علاقه اجتماعی در کودکان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دبستانی 10-8 ساله بود که در سال تحصیلی 1401-1400 در مدارس ابتدایی شهرستان میبد مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 30 نفر از دانش آموزان شناسایی و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جای گماری شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه پرخاشگری نیلسون (2000)، و پرسشنامه علاقه اجتماعی کودکان علیزاده (1394)، بود. همه افراد حاضر در پژوهش در مرحله پیش آزمون به این دو پرسشنامه پاسخ دادند. سپس افراد گروه آزمایش توسط بسته آموزشی مهارت خودکنترلی و علاقه اجتماعی جان بزرگی، طی 12 جلسه تحت آموزش قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که آموزش مهارت خودمهارگری و همدلی بر کاهش پرخاشگری و افزایش علاقه اجتماعی تأثیر معنی دار دارد (05/0P<). براساس نتایج می توان استفاده از آموزش مهارت خودمهارگری و همدلی را برای کنترل خشم و کاهش پرخاشگری و همچنین پرورش علاقه اجتماعی در دانش آموزان دبستانی، پیشنهاد داد.
۳.

بایسته های تفکر هستی شناسانه در برنامه فلسفه برای کودکان از منظر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
فلسفه هایدگر، از تاثیرگذارترین فلسفه های معاصر انگاشته می شود. برای دریافت این تاثیر می توان به حوزه های معرفتی قرن بیستم نگاهی افکند تا ردپای آن در گستره های پدیدارشناسی، روان پزشکی، هنر و تکنولوژی آشکار گردد. این فلسفه با پرسش هستی در حوزه های تعلیم وتربیت به ویژه برنامه فبک نیز پرمعناست. گرچه یکی از ارزش های بنیادین فبک به عنوان آموزشی که کودکان را در کاوش گری فلسفی سهیم می کند توجه به تفکر است، تاٌمل به تفکر هستی شناسانه هایدگر در آن مغفول مانده است. پاسخ به این سوال که چگونه آراءِ هایدگر، امکانی برای تفکر هستی شناسانه در فبک فراهم می آورد مهم ترین هدفی است که پژوهش حاضر دنبال می کند. روش شناسی پژوهش، توصیفی_تحلیلی است. از این رو، ابتدا نقش بنیادین پرسش هستی، حقیقت، در_جهان_هستن، هرروزگیِ_هستنِ_با_دیگران و پروا و دگرپرواییِ دا_زاین از آثار هایدگر به ویژه هستی وزمان با روش کتابخانه ای استخراج و توصیف گردید. سپس با تحلیل و واکاوی این مبانی در برنامه فلسفه برای کودکان، سعی در رسیدن به فهمی نو در تفکر فلسفی کودکان شد. یافته ها نشان داد فبک می تواند امکانی برای پرسش هستی کودکان بگشاید که در وجه اگزیستانسِ با دیگران_هستنْ سقوط نکنند و تسلیم هرروزگی نگردند. بلکه در وضعیتِ هرروزگی، پروامندانه گزینش های آنان با تفکر هستی شناسانه همراه باشد.
۴.

تحلیل برنامه درسی علوم دوره ابتدایی مبتنی بر مولفه های برنامه فلسفه برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۰
هدف اساسی پژوهش، تحلیل کتب علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس مؤلفه های برنامه فلسفه برای کودکان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوا بود. جامعهآماری شامل کتاب های علوم تجربی از پایه اول تا ششم بود و همه این کتب به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش چک لیست محقق ساخته بود و شامل مؤلفه های برنامه فلسفه برای کودکان می شد. این مؤلفه ها، تفکرورزی انتقادی، تفکرورزی خلاق، تفکرورزی مراقبتی، دربرداشتن مؤلفه های حل مسئله، توجه به فراشناخت در علم ورزی، کاوشگری علمی، برخورداری از مهارت های هسته ای تفکر، تفکر کارآمد، قابلیت گفتگومندی، ترغیب به حقیقت جویی و دعوت به ارتباط با پدیده ها و مشاهده گری دقیق بودند. از دو شیوه تحلیل کمی و کیفی برای تحلیل محتوا استفاده شد. یافته ها نشان داد که 628 مرتبه به مؤلفه های فلسفه برای کودکان اشاره شده است. بیشترین میزان توجه به مؤلفه های برنامه فلسفه برای کودکان به ترتیب مربوط به پایه ششم (148مورد)، پایه چهارم (132مورد)، پایه پنجم (128مورد)، پایه دوم (87 مورد)، پایه سوم (67مورد) و پایه اول (66 مورد) بود. همچنین بیشترین توجه به مؤلفه های برنامه فلسفه برای کودکان شامل مؤلفه کاوشگری (241 مورد)، مؤلفه قابلیت گفتگومندی (103 مورد) و مهارت های هسته ای تفکر (73 مورد) بود. در پایان، این مولفه ها برای بازنویسی بخش های منتخب کتب علوم تجربی استفاده شد و نمونه ای از متن بازنویسی شده و تحلیل آن ارائه گردید
۵.

اثربخشی برنامه های آموزش تکنیک های خلاقیت محور بر ارتقای رشد تفکر خلاق در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
پژوهشگران معتقدند دوران کودکی آغاز شکل گیری روند تفکر خلاق بوده و از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. تاکنون اثر متغیرهای فراوانی بر خلاقیت مورد بررسی قرار گرفته است؛ اما اثربخشی آموزش خلاقیت به صورت تلفیقی از تکنیک های مختلف خلاقیت بر ارتقای تفکرخلاق در کودکان پیش از دبستان به طور کامل بررسی نشده است. بر همین مبنا این پژوهش با هدف بررسی تأثیر به کارگیری آموزش تکنیک های مختلف خلاقیت بر افزایش تفکرخلاق کودکان پیش دبستانی با طرح چهار فرضیه اصلی مطرح شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با استفاده از پیش آزمون و پس آزمون بود. برای سنجش فرضیه های فوق، یک کلاس پیش دبستانی 15 نفره از یکی از مهدکودک های تهران به عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگر نیز با 15 کودک در گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری آزمون تصویری تفکرخلاق تورنس فرم B بود که قبل و بعد از ارائه فعالیت های برنامه آموزش خلاقیت در 12 جلسه بکار گرفته شد. سپس برای تحلیل داده ها، از آزمون کوواریانس چندمتغیری و آزمون T استفاده گردید و نتایج نشان داد آموزش این برنامه بر تفکر خلاق کودکان پیش دبستانی اثر مثبت معنی دار داشته و باعث افزایش سطح تفکر خلاق در آنها شده است.
۶.

شناسایی و سطح بندی موانع تفکّر انتقادی مبتنی بر فرهنگ مطالعه در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۹
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و سطح بندی موانع تفکر انتقادی مبتنی بر فرهنگ مطالعه در نوجوانان انجام شد. این تحقیق به صورت آمیخته اکتشافی و با رویکرد کیفی-کمی صورت گرفت. در بخش کیفی، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های تحقیق با بکارگیری تحلیل مضمون نرم افزار مکس کیودا (2018) و با توجه به مبانی نظری و نظر خبرگان استخراج شد. سپس سطح بندی عوامل با روش ساختاری-تفسیری (ISM) صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که ابعاد تحقیق شامل: ویژگی های شخصیتی، خصوصیات روانشناختی، ارزش های ذاتی، فرهنگ مدارس، مشکلات اقتصادی می باشد و مولفه ها شامل: ارزش های محوری، ریسک گریزی، فردمحوری، تعصب فکری، عدم انعطاف پذیری، عدم تمرکز، پذیرش تفکر انتقادی، عدم تحمل ابهام، ضعف مهارت های تفکر انتقادی، عدم نیازسنجی آموزشی، عدم وجود جو حامی تفکر انتقادی، ارزش های محوری مدرسه، درآمد و سرانه پایین خانواده ها و مدارس می باشد. همچنین سطح بندی مدل پژوهش نشان داد که کدهای محوری ریسک گریزی، فردمحوری، تعصب فکری، عدم انعطاف پذیری، عدم تمرکز، پذیرش تفکر انتقادی، عدم تحمل ابهام، ضعف مهارت های تفکر انتقادی، عدم وجود جو حامی تفکر انتقادی و درآمد و سرانه پایین مدارس در سطح اول می باشند. همچنین کدهای محوری درآمد و سرانه پایین خانواده ها و ارزش های محوری مدرسه در سطح دوم؛ ارزش های محوری و عدم نیازسنجی آموزشی به ترتیب در سطح سوم و چهارم می باشند.
۷.

اثربخشی تلفیق آموزش داستان های فکری فلیپ کم با روش نمایش خلاق بر هوش اخلاقی و مهارت اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۷
هدف پژوهش حاضر، اثربخشی تلفیق آموزش داستان های فکری فلیپ کم با روش نمایش خلاق بر هوش اخلاقی و مهارت اجتماعی دانش آموزان ابتدایی دوره ابتدایی بود. روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی و جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه ششم دوره دوم ابتدایی مدرسه ذهن برتر گرگان بود. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه هوش اخلاقی لینک و کیل (2011) و پرسشنامه مهارت اجتماعی ماتسون و همکاران (1983) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 45 دقیقه ای تحت تاثیر اجرای داستان های فلیپ کم مبتنی بر راهبرد نمایش خلاق قرار گرفت و گروه کنترل اجرای داستان های فلیپ کم بدون تلفیق با روش نمایش خلاق و بصورت سنتی در کلاس انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری در دو سطح توصیفی (شاخص های میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کواریانس چندمتغیره) برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش داستان های فلیپ کم با روش نمایش خلاق بر هوش اخلاقی و مهارت اجتماعی دانش آموزان ابتدایی تاثیر مثبت و معناداری دارد (01/0>p). پیشنهاد می شود معلمان در درس تفکر و پژوهش از تلفیق راهبرد نمایش خلاق برای آموزش داستان ها استفاده نمایند.
۸.

اثربخشی آموزش مفاهیم اخلاق در خانواده به شیوه قصه گویی بر عاملیت اخلاقی و حساسیت اخلاقی دانش آموزان: پیگیری یک ماههه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم اخلاق در خانواده به شیوه قصه گویی بر عاملیت اخلاقی و حساسیت اخلاقی دانش آموزان انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر ماکو در سال تحصیلی 1401-1400 بود. از این جامعه، 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مقیاس های عاملیت اخلاقی (MAS) و حساسیت اخلاقی (ESSQ) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در برنامه SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مفاهیم اخلاق در خانواده به شیوه قصه گویی منجر به تفاوت معنی دار بین گروه ها در عاملیت اخلاقی (333/0= 2, h0001/0 , P= 94/18F= ) و حساسیت اخلاقی (520/0= 2, h0001/0 , P= 10/41F= ) شده و این تاثیر در مرحله پیگیری یک ماهه نیز پایدار بوده است (01/0p≤). با توجه به یافته ها، می توان مطرح کرد که آموزش مفاهیم اخلاق در خانواده به شیوه قصه گویی مداخله می تواند نقش مهمی در بهبود عملکردهای اخلاقی دانش آموزان ایفا کند.
۹.

تأثیر برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی (طرح یاریگران زندگی) بر قضاوت اخلاقی و مهارت های مثبت اندیشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه یادگیری هیجانی-اجتماعی (طرح یاریگران زندگی) بر قضاوت اخلاقی و مهارت های مثبت اندیشی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه شامل 60 دانش آموز (30 نفر گروه آزمایش، 30 نفر گروه کنترل) از مدارس دولتی شهرستان خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. گروه آزمایش در یک کارگاه توانمندسازی 10 جلسه ای 45 دقیقه ای، مبتنی بر کتاب پیشگیری اولیه از اعتیاد و رفتارهای پرخطر (در بستر برنامه شاد)، شرکت کرد. برای جمع آوری اطلاعات از آزمون قضاوت اخلاقی گانداسینها و وارما (1998) و پرسشنامه مثبت اندیشی اینگرام و ویسنیکی (1988) استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که برنامه یادگیری هیجانی-اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر قضاوت اخلاقی و مهارت های مثبت اندیشی دارد (05/0≥ P). همچنین، بر مؤلفه های مقایسه، تشخیص، بهترین پاسخ اخلاقی و استدلال اخلاقی اثرگذار بود (05/0≥ P) اما بر جملات ناتمام و ارزش اخلاقی تأثیر معناداری نداشت (05/0≤ P). این یافته ها نشان می دهد که محتوای آموزشی یاریگران زندگی بر بهبود معیارهای اخلاقی دانش آموزان مؤثر است.
۱۰.

اعتبار بخشی الگوی عوامل مؤثر بر فعالیت های خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۲
پژوهش حاضربا هدف اعتباربخشی الگوی عوامل مؤثر بر فعالیت های خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی دوره اول متوسطه به روش پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری آن کلیه دبیران متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1400 بود که با روش نمونه گیری خوشه ای به صورت تصادفی سه منطقه آموزش و پرورش (شمال،مرکز و جنوب) انتخاب شدنداز 218 نفر دبیر شاغل 202 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند که به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی صوری محتوای پرسشنامه(CVI) ، روایی سازه و پایایی آن مورد سنجش و تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش های تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر به روش حداقل مربعات جزئی و به کارگیری نرم افزارSmartpls-3 تجزیه و تحلیل شدند. مقدار شاخص نیکویی برازش مدل معادل 62/0 بود که نشان از برازش کلی و قویی برای مدل است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که الگوی مورد بررسی از اعتبار قایل قبولی برخوردار است به طوری که5 عامل شناسایی شده فراگیر(ویزگی شخصیتی،توانمندی شناختی،انگیزه) ، محیط اجرا(فضای آموزشی،مشارکت)، برنامه درسی و آموزش(اهداف،محتوا،مواد و منابع)، معلم (ویژگی شخصیتی،تخصص وتوانایی حرفه ای،روش تدریس)و خانواده(جو عاطفی،نگرش و سبک زندگی) نقش برجسته ای در فعالیت های خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی دارند.
۱۱.

تدوین برنامه درسی هوش اخلاقی کودکان پیش از دبستان براساس نظریه بوربا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف پژوهش حاضر، تدوین برنامه درسی هوش اخلاقی کودکان پیش از دبستان براساس نظریه بوربا است. پژوهش حاضر از بعد هدف، کاربردی و از بعد کمیت، پژوهشی کمی که با روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه متخصصان علوم تربیتی و روانشناسی است که در مراکز آموزش عالی کشور مشغول به تدریس می باشند (510 نفر) است که اسامی آن ها از طریق سایت وزارت علوم و تحقیقات و فناوری کشور مشخص شد. و 200 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند ( کسانی که در حوزه هوش اخلاقی کار تحقیقاتی داشتند و کسانی حوزه علاقه انها کودک بود) انتخاب شده اند و تعداد 180 نفر به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است که روایی آن 85% به دست آمد. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 98% به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در سطح آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS و روش الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار 23 AMOS انجام گرفت. نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نشان می دهد که ضرایب استاندارد میزان سنجش برنامه درسی هوش اخلاقی به وسیله اهداف، محتوا، فرایند یاددهی- یادگیری و ارزشیابی به ترتیب برابر با 72/0، 94/0، 76/0، و 90/0 است و چون سطح معناداری برابر 001/0 کوچک تر از سطح معنا داری 05/0=α است. بنابراین قدرت رابطه بین عامل (برنامه درسی هوش اخلاقی) و مؤلفه های قابل مشاهده که هرکدام از این مؤلفه ها خود براساس نظریه بوربا دارای هفت زیر مؤلفه می باشند، سنجیده شده اند دارای وضعیت خیلی مطلوب است.
۱۲.

بازمفهوم پردازی نافرمانی کودکان به مدد تفکر سه بعدی متیو لیپمن و خوانش دلوز از بارتلبی محرر: گشودن دریچه ای به امکان های نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف این مقاله مفهوم زدایی و سپس بازمفهوم پردازی نافرمانی کودکان با الهام از تفکر سه بعدی لیپمن و خوانش دلوز از بارتلبی محرّر است. برای دستیابی به این هدف، با روش کاوش گری فلسفی-انتقادی به بررسی مفهوم نافرمانی و انواع آن و سپس نافرمانی کودک پرداخته ایم. بدین ترتیب از تصورات پیشین درباره نافرمانی کودکان مفهوم زدایی کرده ایم تا نشان دهیم نافرمانی کودکان دارای ارزش ذاتی است و می توان آن را به مثابه بخشی از «صدا»ی کودکان و بازنمایی کننده بخشی از عاملیت آنان به حساب آورد. در گام دوم، با بهره گیری از مبانی نظری فلسفه برای کودکان نزد متیو لیپمن، به بازمفهوم پردازی نافرمانی کودکان پرداخته و نشان داده ایم که مبتنی بر سه بعد تفکر، یعنی انتقادی، خلاقانه و مراقبتی، نافرمانی کودکان می تواند سه صورتِ بلوغ نیافته، نیمه بلوغ یافته و بلوغ یافته به خود بگیرد. با پیروی از خوانش دلوز نیز «حرکت» نافرمانی کودکان را در دو شکل کنش مند و کنش گریز مطرح کرده ایم. دیگر یافته این جستار، مطرح نمودن دیالوگ به عنوان نیرویی است که امکان حرکت کردن میانِ انواع نافرمانی را برای کودکان فراهم می کند. بدین ترتیب، نافرمانی کودکان فرصت می یابد انواع مختلف خود را آشکار ساخته، میان آنها حرکت نموده و در این جریان امکان های نویی را به جهان اضافه کند، امکان های نویی که در نافرمانی بلوغ یافته به اوج خود می رسند.
۱۳.

اثربخشی قصه گویی بر یکپارچگی اخلاقی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی قصه گویی بر یکپارچگی اخلاقی کودکان پیش دبستانی صورت گرفت. روش پژوهش آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان پیش دبستانی در شهر نورآباد در سال 1402-1401 بود. به منظور انجام این پژوهش دو کلاس کودکان پیش دبستانی( یک کلاس با 24 کودک در گروه آزمایش و کلاس دیگر با 21 کودک در گروه کنترل) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس یکپارچگی اخلاقی کودکان (CMIS) بود. پس از ترجمه نسخه اصلی ابزار، روایی صوری مقیاس توسط متخصصان حوزه آموزش و حوزه آموزش اخلاق تأیید گردید و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ (82/0a=) محاسبه شد. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین متغیر یکپارچگی اخلاقی کودکان پیش دبستانی و زیر مقیاس های همدلی، احترام و شجاعت بیشتر از گروه کنترل بود اما در میانگین زیر مقیاس صداقت، تفاوت معنی داری بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود نداشت (05/0>p)؛ بنابراین می توان قصه گویی را به عنوان یک روش تدریس مؤثر در آموزش ارزش های اخلاقی و یکپارچگی اخلاقی کودکان پیش دبستانی در نظر گرفت.
۱۴.

اثربخشی آموزش فلسفه بر قضاوت اخلاقی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فلسفه بر قضاوت اخلاقی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه اول انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر ایلام در سال تحصیلی 1401-1400 بودند (4200N=). نمونه 30نفر از دانش آموزان بودند که به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابتدا از دو منطقه آموزش و پرورش شهر ایلام یک منطقه و از بین مدارس دخترانه متوسطه اول یک مدرسه و از بین دانش آموزان، 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 11جلسه تحت آموزش فلسفه قرارگرفتند و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (1983) و پرسشنامه قضاوت دورگانداسینها و میراوارما (1998) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از کوواریانس چندمتغیره و یک متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد آموزش فلسفه بر بهبود قضاوت اخلاقی (353/35=F و 001/0=p) و مهارت های اجتماعی (مهارت های اجتماعی مناسب 883/84=F و 001/0=p، رفتارهای غیراجتماعی 017/63=F و 001/0=p، پرخاشگری 375/105=F و 001/0=p، برتری طلبی 073/38=F و 001/0=p و رابطه با همسالان 369/85=F و 001/0=p) مؤثر بوده است (05/0>p). نتیجه گیری می شود، از برنامه فلسفه می توان به منظور بهبود قضاوت اخلاقی و بالابردن مهارت های اجتماعی دانش آموزان به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر استفاده کرد.
۱۵.

تأثیر آموزش به شیوه قصه گویی بر خلاقیت و رشد کلامی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش به شیوه قصه گویی بر خلاقیت و رشد کلامی دانش آموزان دوره ابتدایی است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر عبارت از کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی شهر زواره در سال تحصیلی1400-1401 و حجم نمونه دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل است که از طریق روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور دستیابی به داده های کمی بر اساس متغیرهای پژوهش از پرسشنامه خلاقیت عابدی (1368) و پرسشنامه رشد کلامی حسن زاده و مینایی(1380) استفاده شد و مداخله با ارائه هشت جلسه 45 دقیقه ای(هرهفته 3 جلسه) آموزش به شیوه قصه گویی به گروه آزمایش انجام شد. تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار spss و آزمون کوواریانس صورت گرفت. یافته های تحقیق حاضر نشان داد، آموزش به شیوه قصه گویی موجب افزایش 42 درصدی خلاقیت دانش آموزان و 53 درصدی رشد کلامی آنان می شود. بر این اساس پیشنهاد می شود معلمان دوره ابتدایی از روش های مختلف قصه گویی در فرآیند تدریس استفاده کنند.
۱۶.

رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر با نقش میانجی خودکارآمدی خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۲۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم منطقه 4 شهر تهران بودند که 341 از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری پلوپا، خودکارآمدی خلاق کاروسکی و همکاران و خطرپذیری فکری بگتو استفاده شد. نتایج مدل معادلات ساختاری بیانگر تأثیر مثبت و معنی دار سبک های پذیرش و حمایت از استقلال بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری بود (01/0p<). تأثیر محافظت افراطی بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (01/0p<). تأثیر خواسته های افراطی بر خودکارآمدی خلاق (05/0p<) و خطرپذیری فکری (01/0p<) منفی و معنی دار بود. خودکارآمدی خلاق در تأثیر پذیرش و حمایت از استقلال بر خطرپذیری فکری نقش میانجی مثبت و معنی دار داشت. نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در تأثیر محافظت افراطی و خواسته های افراطی بر خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (05/0p<). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که سبک های فرزندپروری نقش قابل توجهی در خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر دارند و لزوم آگاهی والدین از شیوه های صحیح فرزندپروری جهت موفقیت علمی دانش آموزان را مورد تأکید قرار می دهند.
۱۷.

مقایسه تأثیر فرزندپروری مثبت و مربی گری هیجانی بر بهزیستی روان شناختی و استرس والدگری مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۵
پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر فرزندپروری مثبت و مربی گری هیجانی بر بهزیستی و استرس والدگری مادران دارای کودکان ناتوان ذهنی به روش شبه آزمایشی اجرا شد. جامعه آماری مادران دارای کودکان ناتوان ذهنی 7 تا 12 ساله شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود که با روش نمونه گیری در دسترس از مدارس دخترانه استثنایی تهران، 18 مادر انتخاب و در دو گروه آزمایشی با انتساب تصادفی، برنامه های آموزشی فرزندپروری مثبت براساس مدل یادگیری اجتماعی و مربی گری هیجانی مبتنی بر فلسفه فراهیجانی، در 8 هفته 90 دقیقه ای دریافت کردند. گردآوری داده ها با پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی ریف (2004) و استرس والدگری آبیدین (1995) در سه مرحله پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری یک ماهه بود. روایی و پایایی پرسشنامه ها و روایی محتوایی برنامه های آموزشی مورد تأیید قرار گرفتند. روش تحلیل واریانس آمیخته با نرم افزار 26- spss نشان داد که دو روش آموزشی تفاوت معنی داری در افزایش بهزیستی روان شناختی ((p = .048 و کاهش استرس والدگری (p < .001) داشتند، اما فرزندپروری مثبت در بهبود بهزیستی روان شناختی و کاهش استرس والدگری مادران دارای کودکان ناتوان ذهنی مؤثرتر بود. این یافته ها نشان می دهند که برای کاهش مشکلات روان شناختی و عاطفی این مادران از این آموزش ها به ویژه فرزندپروری مثبت و یا ادغام آنها می توان استفاده کرد.
۱۸.

تحلیل نشانه شناسانه انیمیشن پهلوانان بر پایه نظریه تفکر انتقادی رابرت انیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۴۵
یکی از تولیدات انیمیشنی[i] ایرانی که در راستای تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله با ذهنیت انتقادی، مفاهیم، ارزش ها و معناهای ایرانی را بازنمایی کرده، انیمیشن پهلوانان است. در این پژوهش که با هدف شناخت عناصر شاخص تفکر انتقادی در انیمیشن نامبرده به تحریر در آمده، به بررسی نشانه های تفکر انتقادی بر پایه نظریه رابرت اِنیس در یکی از قسمت های این انیمیشن با عنوان طوطی سخنگو پرداخته شده است. پرسشی که در این جستار مطرح است، چگونگی بروز نشانه های تفکر انتقادی انیس در انیمیشن پهلوانان براساس دوگانه نشانه ای دلالت صریح و ضمنی بارت است. با اتکاء به نظریه تفکر انتقادی انیس در انیمشن مورد بحث، دو سطح استدلال و تأمل متناسب با مخاطب هدف آن یعنی کودکان و نوجوانان پررنگ و ملموس و با دلالتی صریح تر است، اما سطح تصمیم گیری با توجه به میزان پردازش ذهنی رده سنی اصلی این انیمیشن، به نسبت دو سطح دیگر تفکر انتقادی انیس از وضوح وشفافیت کمتری ارائه شده است. باتوجه به اهمیت سطح تصمیم گیری در تفکر انتقادی است ابهام یا عدم صراحت آن در این اثر، گونه ای کاستی تلقی شود. [i] معادل فارسی واژه «انیمیشن»، «پویانمایی» است که به دلیل مصطلح بودن انیمیشن در این مقاله نیز از این واژه استفاده شده است.
۱۹.

رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان پیش دبستانی آوین و گل ها شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1401-1400 بود. به این منظور تعداد 150 نفر از این کودکان با استفاده از فرمول تاپاکینگ و همکاران (2007) و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سیاهه کارکردهای اجرایی جیویا و همکاران(2015)، پرسشنامه تفکر آینده نگر کودکان مازاچووسکای و مهی(2020) و پرسشنامه نظریه ذهن استیرنمن(1999) پاسخ دادند. پس از گردآوری پرسش نامه ها، داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره به شیوه همزمان تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی کودکان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (01/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 5/58 درصد واریانس کارکردهای اجرایی به وسیله تفکر درباره آینده و نظریه ذهن تبیین می شود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که تفکر درباره آینده و نظریه ذهن توان پیش بینی کارکردهای اجرایی کودکان پیش دبستانی را دارند.
۲۰.

اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان بر عملکرد ریاضی و خودکارآمدی ریاضی و کاهش اضطراب ریاضی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فلسفه برایکودکان بر بهبود عملکرد ریاضی، خودکارآمدی ریاضی و کاهش اضطراب ریاضی دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری ریاضی انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دارای اختلال ریاضی مراکز اختلالات یادگیری شهر مشهد بود. از این جامعه 16 دانش آموز دارای اختلالات یادگیری ریاضی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه (8 نفری گروه آزمایش و گروه گواه) گمارده شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه کی مت(ک انولی،1988)، اضطراب ریاضی برای کودکان(چیو و هنری،1998) و خودکارآمدی ریاضی(پوراقدام و بهرنگی، 1388) بود. گروه آزمایش به مدت 12جلسه 30 دقیقه ای و به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش فلسفه برای کودکان با توسعه مهارت های تفکر سطح بالا موجب بهبود عملکرد ریاضی و بهبود خودکارآمدی ریاضی شده و کاهش اضطراب ریاضی در دانش آموزان دارای اختلال ریاضی را در پی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان