فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۴۱ تا ۱٬۶۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
شناسایی واژه ها ی غیر مفهومی (رایج) در نمایه سازی خودکار مدارک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی علوم کتابداری نمایه سازی و چکیده نویسی
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی علوم اطلاع رسانی خدمات اطلاع رسانی مدیریت اطلاعات سازماندهی اطلاعات
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی علوم اطلاع رسانی خدمات اطلاع رسانی مدیریت اطلاعات ذخیره و بازیابی اطلاعات
پژوهش حاضر با هدف شناسایی واژههای غیرمفهومی در زبان فارسی و تهیه سیاههای از این واژهها برای نمایهسازی خودکار متنهای فارسی در رشتههای روانشناسی، علومتربیتی و کتابداری و اطلاعرسانی انجام شده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوا صورت گرفتهاست. جامعه آماری این پژوهش را مقاله های مندرج در آخرین شماره منتشرشده در مجله های علمی و پژوهشی ِ رشتههای علـومتربیتی، روانشناسی و کتابداری و اطلاعرسانی در سال 1385 تشکیل میدهد. نمونه شامل 63 مقاله است. گردآوری دادهها با استفاده از تفکیک واژگان به صورت ماشینی و دستی صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد: 1- افعال ( معین و همراهشونده)، قیدها، ضمایر، حروف، اصوات، اعداد و علائم سجاوندی بهعنوان واژه نمایهها ظاهر نمیشوند، بنابراین، آنها را میتوان واژههای غیرمفهومی یا به اصطلاح واژههای بازدارنده تلقی کرد. 2- بدون احتساب علائم سجاوندی، در رشتة علوم تربیتی 96/39%، در رشته روانشناسی 57/38% و در رشـــته کتابداری 12/38% از حجم متون را واژههای غیرمفهومی تشکیل میدهد. 3- واژههای بازدارندة پربسامد در هرسه حوزه تقریبا مشابه است. 4- از تعداد 248552 واژه (بدون احتساب علائم سجاوندی) که پیکرة زبانی مورد مطالعه را تشکیل میداد، 97280 واژه که 94/38% کل واژه ها را شامل میشود، جزء واژههای بازدارنده هستند.5- نتیجة مقایسه فهرست فارسی حاصل از پژوهش با فهرست واژههای بازدارنده انگلیسی نشان داد بین این دو فهرست به میزان 5/28% همپوشانی وجود دارد. 6. همچنین 38/20% از واژهها فاقد توزیع بسامدی یکسان در سه رشتة مورد مطالعه میباشند
کتاب جیبی در جهان(1)
مدلی برای بلوغ حاکمیت بر معماری خدمت گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات (علوم و فناوری اطلاعات سابق) دوره ۲۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۳ (پیاپی ۶۹)
حوزههای تخصصی:
امروزه، معماری خدمت گرا (سرویس گرا) 1، فرصت هایی را در جهت بهبود چابکی و تسریع در تطبیق نیازمندی های کسب و کار با زیرساخت فنّاوری اطلاعات به وجود آورده است. از آنجا که سازمان ها در فرایند استفاده از این فنّاوری با چالش های زیادی مواجه می شوند و ممکن است باوجود صرف انرژی زیاد و سرمایه گذاری های کلان دچار شکست شوند ، نیازمند پیاده سازی یک مدل حاکمیت مبتنی بر معماری خدمت گرا هستند که براساس رویکرد تدریجی و بلوغ خدمت گرایی سازمان مشخص نماید که چه اقداماتی را در گذار به سمت معماری خدمت گرا انجام دهند. بنابراین، پژوهش حاضر به دنبال ارائه یک مدل برای بلوغ حاکمیت بر معماری خدمت گرا بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود. جامعه آماری شامل کل خبرگان و متخصصان حوزه معماری خدمت گرا در سراسر دانشگاه های ایران و نمونه آماری شامل 16 نفر از خبرگ ان دانشگاهی بود. به منظور تأیید یا ردّ شاخص ها از آزمون دوجمله ای استفاده شد که نتایج پژوهش دال بر تأیید مدل پیشنهادی پژوهش حاضر بود.
تأثیر سبک شناختی، نوع وظیفه، و میزان تجربه بر عملکرد جستجوی کاربران در وب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی علوم اطلاع رسانی اطلاعات (به طور عام) سواد اطلاعاتی
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی علوم اطلاع رسانی خدمات اطلاع رسانی مدیریت اطلاعات ذخیره و بازیابی اطلاعات
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی علوم اطلاع رسانی شبکه های اطلاعاتی و کامپیوتری وب
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی کتابخانه های الکترونیکی کتابخانه های دیجیتالی کاربران
هدف: مطالعه رفتار جستجوی کاربران در وب و تأثیر سبک های شناختی کلی نگر و جزئی نگر، نوع وظیفه، و میزان تجربه بر عملکرد جستجو.
روش/ رویکرد پژوهش: روش پژوهش ترکیبی و از نوع کاربردی است. در بخش کیفی، تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بود و در بخش کمّی از روش پیمایشی تحلیلی استفاده شد. جامعه پژوهش 44 پژوهشگر در حوزه های مختلف علوم بودند. از آزمون سبک شناختی رایدینگ، پرسشنامه تجربه وب، و سه وظیفه جستجو به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد.
یافته ها:در رفتار جستجوی اطلاعات افراد با سبک های شناختی کلی نگر و جزئی نگر از نظر توصیفی تفاوت هایی وجود دارد؛ کلی نگرها از تعداد راهبرد های بیشتری نسبت به جزئی نگرها برای تکمیل سه وظیفه استفاده کردند. در عملکرد جستجوی افراد با سبک شناختی کلی نگر و جزئی نگر تفاوت هایی وجود دارد. افراد با سبک شناختی جزئی نگر نسبت به کلی نگر زمان بیشتری را صرف و تعداد گره های بیشتری را برای تکمیل وظایف بازدید کردند. تحلیل آماری بین سبک های شناختی کلی نگر و جزئی نگر در مدت زمان تکمیل وظایف و در تعداد گره های بازدیدشده برای تکمیل وظایف تفاوت معناداری نشان نداد. بین سطوح وظایف و بین سبک شناختی و میزان تجربه در مدت زمان تکمیل وظایف و تعداد گره های بازدیدشده تفاوت معناداری وجود نداشت. هیچ تفاوت معناداری بین نوع وظیفه و سبک های شناختی در مدت زمان تکمیل وظایف و تعداد گره های بازدیدشده مشاهده نشد.
نتیجه گیری: انتظار می رود نتایج این مطالعه از یک سو بتواند به بهبود درک رفتار جستجوی کاربران در وب بر مبنای سبک های شناختی رهنمودهایی برای آموزش کاربر و طراحی ابزارهای جستجو در وب فراهم نماید و از سوی دیگر بتواند به ایجاد و توسعه مدل های رفتار جستجوی کاربران وب کمک کند.
نظام اطلاع رسانی در کنیا
عصر دانش
مقایسه عناصر اطلاعاتی درپیشینه های فهرستنویسی پیش از انتشار(فیپا) و فهرستنویسی بعد از انتشار (فاپا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پ ژوهش حاضر به مطالعه تطبیقی میزان همگونی عناصر اطلاعاتی شامل سرشناسه، عنوان، وضعیت نشر، مشخصات ظاهری، موضوع، ردهبندی و شناسه افزوده در ده حوزه دانش بشری درپیشینههای فهرستنویسی پیش از انتشار (فیپا) و فهرستنویسی بعد از انتشار (فاپا) کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، به منظور شناخت میزان ناهمگونی در هریک از عناصراطلاعاتی مذکور و علل وجود آنها و سعی در ارائه راهکارهایی برای ایجاد همگونی بیشتر پرداخته است.
روش/ رویکر پژوهش : روش پژوهش حاضر از نوع تحلیل محتواست و برای گردآوری دادهها از سیاهه وارسی استفاده شده است .
یافتهها : عناصر اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفت و نتایجی به این شرح بهدست آمد: در ده حوزه دانش بشری بیشترین همگونی در عنصر اطلاعاتی سرشناسه با ۹/۹۸ درصد به حوزه تاریخ و جغرافیا تعلق دارد و بیشترین همگونی در عنصر اطلاعاتی عنوان با ۸۶/۷ درصد مربوط به حوزه تاریخ و جغرافیاست. بیشترین همگونی در عنصر اطلاعاتی وضعیت نشر با ۶۳/۱ درصد مربوط به حوزه علوم عملی و در مشخصات ظاهری با ۳۴/۵ درصد مربوط به حوزه دین است و در عنصر اطلاعاتی موضوع بیشترین همگونی با ۹۷/۳ درصد مربوط به حوزه علوم اجتماعی است . در عنصر اطلاعاتی ردهبندی بیشترین همگونی به حوزه علوم عملی با ۹۳/۴ درصد همگونی و در شناسه افزوده بیشترین همگونی با ۹۵/۶ درصد به حوزه فلسفه تعلق دارد. همچنین به طور میانگین همگونی در عنصر اطلاعاتی سرشناسه ۹۶/۲ درصد، در عنوان 79 درصد، در وضعیت نشر 53 درصد، در مشخصات ظاهری ۲۷/۲ درصد، در موضوع ۹۲/۸ درصد، در ردهبندی ۸۵/۳ درصد و در شناسه افزوده ۹۱/۳ درصد است.
نتیجهگیری: بیشترین همگونی مربوط به عنصر اطلاعاتی سرشناسه و سپس بهترتیب موضوع، شناسه افزوده، ردهبندی، عنوان، وضعیت نشر و مشخصات ظاهری است و کمترین همگونی مربوط به عنصر اطلاعاتی مشخصات ظاهری میباشد.