هدف از مطالعه حاضر، بررسی رابطه برخی شاخص های آنتروپومتریکی و بیومکانیکی با اجرای دو تکنیک استارت کرال پشت در بین شناگران دختر و پسر ملی پوش کشور بود. شش شناگر پسر و شش شناگر دختر عضو تیم ملی شنای ایران با دامنه سنی 15 تا 22 سال در پژوهش شرکت کردند. شاخص های آنتروپومتریکی و بیومکانیکی در نظر گرفته شده، برای اندازه گیری شامل قد، وزن، دور سر و گردن، پهنای شانه، طول تنه، بازو، ساعد، کف دست، ران، ساق، کف پا، درصد چربی بدن، زاویه پرتاب، سرعت اولیه، زمان و ارتفاع اوج بود، در حالیکه از برد پرتابه و کل زمان پرواز بعنوان شاخص های اجرا اندازه گیری بعمل آمد. از دوربین فیلمبرداری و تخته مشبک درجه بندی شده برای تعیین موقعیت بدن در طول مدت اجرای هر دو تکنیک دست بسته و باز استارت کرال پشت و اندازه گیری پارامترهای بیومکانیکی استفاده شد. همبستگی معناداری در تکنیک دست بسته شناگران پسر بین طول ران و درصد چربی بدن با مسافت پرتابه و در شناگران دختر بین طول ساعد و دور گردن با مسافت پرتابه مشاهده شد، در حالی که چنین رابطه ای در مورد تکنیک دست باز شناگران پسر و دختر با ویژگی های آنتروپومتریکی دیده نشد. در تکنیک دست بسته شناگران پسر و دختر، ارتفاع اوج با مسافت پرتاب همبستگی معناداری را نشان داد. اما در تکنیک دست باز تنها در شناگران پسر رابطه معناداری بین ارتفاع اوج و مسافت پرتابه مشاهده شد. کلیه پارامترها با زمان کل پرواز در هر دو تکنیک همبستگی معناداری را نشان دادند. با توجه به یافته های تحقیق ضرورت تمرکز بیشتر به نقش ویژگی های بیومکانیکی برای تاثیر پذیر نمودن اجرای استارت در هر دو تکنیک کرال پشت در بین پسران و دختران تیم ملی نتیجه گیری شد. یافته های پژوهش همچنین نشان دهنده برتری اجرای تکنیک دست بسته استارت کرال پشت در بین پسران تیم ملی بود در حالی که شناگران دختر در اجرای هر دو تکنیک استارت دست بسته و دست باز شرایط یکسانی داشتند.
هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر نوع جلب توجه درونی و بیرونی بر آماده سازی حرکات آهنگین و ثبات تصمیم گیری بوده است. 24 آزمودنی پسر و دختر از کلاس های تربیت بدنی که فاقد تجربه در تکلیف مورد نظر بودند به طور تصادفی به دو گروه مستقل درونی و بیرونی تقسیم شدند و در مرحله اکتساب 60 کوشش تمرینی و در مراحل یادداری و انتقال هر کدام 15 کوشش تمرینی را انجام دادند. تکلیف این تحقیق فشار کلیدهای رایانه با آهنگ تعیین شده بود که باید در زمانبندی معینی انجام می گرفت. نتایج تحقیق در مورد مرحله اکتساب اثر متقابل معنی دار (P<0.001) گروه و کوشش تمرینی را نشان داد بطوریکه گروه توجه بیرونی در اواخر کوشش های تمرینی بهتر عمل کرد. نتایج مراحل یادداری و انتقال نشان دادند که گروه توجه بیرونی دارای خطای زمان بندی کمتری بوده است (P<0.001). نتیجه اینکه نوع جلب توجه بیرونی که بر آماده سازی آهنگ زمان بندی حرکت تاکید داشته باشد موجب عمکلرد و یادگیری بهتر شده است.
هدف از این پژوهش هنجاریابی آمادگی های مهارتی نوجوانان 10 تا 12 سال مدارس فوتبال بود. این پژوهش از نوع توصیفی بوده و به شکل میدانی اجرا شده است. جامعه آماری را کلیه نوجوانان 10 تا 12 ساله مدارس فوتبال دارای مجوز از هیات فوتبال استان اصفهان تشکیل می دادند که در شهر اصفهان فعالیت داشتند. نمونه شامل 171 نوجوان 10، 11 و 12 ساله بود که از هر مدرسه فوتبال در هر رده سنی 4 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. و در آزمون های مهارتی فدراسیون فوتبال انگلستان که رواِِیی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود، شامل دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن شرکت کردند. در این پژوهش از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی و رتبه درصدی استفاده شد. نتایج نشان داد با افزایش سن نوجوانان توانایی آنان در آزمون های دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن بهبود یافت و در نهایت هنجار هر مهارت برای نوجوانان سه گروه سنی تهیه شد.
نیروی انسانی ماهر و کارآمد ، پربهاترین و ارزنده ترین ثروت و دارایی هر کشور است . بسیاری از جوامع با وجود برخورداری از منابع سرشار ، به دلیل فقدان نیروی انسانی شایسته و لایق ، توان استفاده از آن را ندارند. در سالهای اخیر رابطه بهره وری و کیفیت کار مورد توجه و مطالعه محافل علمی مدیریت دنیا قرار گرفته است . بهره ورز به چهار سطح تقسیم می شود : 1. بهره وری کارکنان 2. بهره وری سازمانی 3. بهره وری بخشی 4. بهره وری ملی. در این تحقیق مسئله بهره وری کارکنان سازمان تربیت بدنی مورد پژوهش قرار گرفته و هدف کلی آن بررسی رابطه بین ایجاد انگیزش در بهره وری نیروی انسانی در سازمان تربیت بدنی بوده است . این مطالعه به سه عامل انگیزش توجه داشته که ارزیابی به وسیله پرسشنامه صورت گرفته است : مسائل رفاهی ، محیطی و ماهیت کار. در این پژوهش میدانی 284 نفر به سه پرسشنامه انگیزه و بهره وری پاسخ دادند. در مطالع مقدماتی پایایی پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت . بنابر نتایج به دست آمده بین عوامل رفاهی کارکنان و بهره وری ارتباط وجود دارد . همچنین بین افزایش عوامل محیطی با بهره وری و توجه به ماهیت کار و بهره وری نیروی انسانی رابطه معنی داری وجود دارد.
هدف از این تحقیق بررسی نقش تمرینات قدرتی با عضو برتر اندام تحتانی و تاثیر آن بر روی عضو غیر برتر دانشجویان غیر ورزشکار بود . بدین منظور 150 نفر با استفاده از پرسشنامه جمعیتی و ورزشی انتخاب شدند . از میان آنها 14 نفر با میانگین سنی 5/21 سال مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند . برای سنجش قدرت عضله چهار سر ران هر دو پا از دستگاه داینامومترالکترونیکی استفاده شد و پس از اندازه گیری قدرت عضله چهار سر ران ، 15 جلسه تمرین در سه هفته 5 جلسه ای فقط با عضو برتر اندام تحتانی صورت گرفت ، در حالی که چای غیر برتر به فعالیت عادی خود ادامه می داد . بعد از این مدت از هر دو پا مجددا آزمون قدرت به عمل آمد. داده های قبل و بعد از تمرین با استفاده از آزمون t همبسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد با انجام تمرینات قدرتی با عضو برتر اندام تحتانی نه تنها همان عضو تقویت می شود ،بلکه عضو غیر برتر هم به طور معنی داری تقویت می شود. به عبارتی موجب افزایش قدرت در هر دو عضو می گردد. بر اساس نظریه انتقال دوسویه و با توجه به نتایج می توان در هنگام آسیب یک عضو و محدودیت حرکتی آن با استفاده از تمرینات قدرتی در عضو دیگر از ضعیف شدن آن جلوگیری به عمل آورد.
بی شک رشد و تکامل شخصیت آدمی دارای جنبه های شناختی ، ادراکی ، حرکتی و رشد اجتماعی است . این تحقیق در پی شناخت تعامل رشد اجتماعی و رشد حرکتی است که از طریق روش فرا تحلیلی کیفی مدل های نظری و یافته های تحقیقاتی در این زمینه انجام یافته است . رویکرد بین رشته ای و رویکرد نظری - تجربی ، موجی می گردد که این مطالعات و تحقیقات در حوزههای تخصصی مختلف رشته تربیت بدنی به ویژه رشد و یادیگری حرکتی مطرح باشد . اما پیچیدگی و گستره مبهم موضوع ، تحقیق در این زمینه را اندک ساخته و همین مسئله تک بعدی بودن رشته و محصور شدن آن در رشد و یادگیری حرکات را تقویت می کند . مدل های نظری مارتنز ، گالاهو و ایساکس ، مورد فرا تحلیلی قرار گرفته که در آنها کمابیش در مورد رشد اجتماعی - حرکتی با مفاهیم و مولفه ها ، اهداف ، ابعاد ، فرایند ها عوامل و مراحل مختلف بحث شده است و نکات اشتراک و افتراق در آنها به چشم می خورد . از یافته های تحقیقاتی ، نتایج تعدادی از رساله ها مورد بررسی فرا تحلیلی قرار گرفت که نشان دهنده همسو بودن نتایج آنها ، سوگیر احتمالی ، یک سویه بودن و اثبات تعامل رشد حرکتی و اجتماعی است . ضرورت توجه بیشتر به این زمینه اصلی رشد و گسترش متون آموزشی و مطالعات پژوهشی ، استفاده از روش فرا تحلیلی در مطالعات شخصیت شناسی ورزشی و رشد اجتماعی - حرکتی احساس می شود.
هدف اصلی مطالعه حاضر، مقایسه مکان کنترل و سلامت روانی و رزشکاران حرفه ای، غیر حرفه ای و افراد غیرورزشکار است. نمونه آماری تحقیق را 150 نفر از ورزشکاران حرفه ای، غیر حرفه ای و افراد غیرورزشکار ساکن استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل در سال 1383 تشکیل داده بودند. روش تحقیق این مطالعه از نوع علی مقایسه ای است و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه مکان کنترل راتر و پرسشنامه سلامت روانی گلدبرگ استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد بین ورزشکاران حرفه ای، غیرحرفه ای و افراد غیرورزشکار در متغیر مکان کنترل و سلامت روانی تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 P<). یعنی از نظر مکان کنترل درونی و سلامت روانی ، ورزشکاران حرفه ای وضعیت بهتری داردند و ورزشکاران غیرحرفه ای نیز در مقایسه با افراد غیرورزشکار از مکان کنترل درونی و سلامت روانی بهتری برخوردارند. بین متغیرهای مکان کنترل درونی و سابقه ورزشی با اختلال روانی آزمودنی ها ارتباط منفی و معنی داری به دست آمد (05/0>P).
هدف این پژوهش ، بررسی اثر برد و باخـت با توجه به جهت گیری هدفی (وظیفه مدار و خودمدار) بر میزان احساس خودکارامدی در فوتبالیست های لیگ کشور (دسته اول و برتر) است . بدین منظور 60 آزمودنی به طور تصادفی تحت عنوان حجم نمونه در جامعه آماری تیم های شرکت کننده در لیگ دسته اول و برتر کشور شرکت کردند. آزمودنی ها قبل و بعد از مسابقه به پرسشنامه احساس خودکارامدی بندورا و پرسشنامه های وظیفه مداری و خودمداری در ورزش پاسخ دادند. پس از استخراج یافته ها و تنظیم جداول توزیع فراوانی ، به بررسی و مقایسه داده های حاصله بانورم مندرج پرسشنامه ، به ارزیابی میزان احساس خودکارامدی آزمودنی ها پرداخته شد. نتایج حاصل نشان داد میزان احساس خودکارامدی وظیفه مداران بعد از برد به صورت معنی داری افزایش یافته است (00/0=P)، همچنین بعد از باخت کاهش معنی داری مشاهده شد (00/0=P). در همین مورد احساس خودکارامدی در خودمداران پس از باخت کاهش معنی دار (00/0 =P) و پس از برد افزایش معنی داری (00/0 =P) را نشان داد. بین میانگین های مقادیر احساس خودکارامدی در دو گروه وظیفه مدار بعد از برد (14/0 =P) و نیز بعد از باخت (77/0 = P) تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
هدف از تحقیق حاضر، مقایسه دو نوع برنامه تمرینی تناوبی سرعتی و تناوبی استقامتی بر روی برخی از ظرفیت ها و حجم های ریوی است . بر این اساس دختر غیرورزشکار با دامنه سنی 18- 22 سال به طور داوطلب انتخاب و در دو گروه تمرینات تناوبی سرعتی و تناوبی استقامتی به مدت 8 هفته و هفته ای سه جلسه شرکت داده شدند. برای اندازه گیری و برآورد حجم ها و ظرفیت های ریوی ( TLC، RV، ERV، IRV، TV، VC ) قبل و بعد از تمرین از دستگاه اسپیرومتری استفاده شد. در تجزیه و تحلیل آماری برای مقایسه میانگین ها از آزمون های T وابسته و غیروابسته استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد تمرینات تناوبی سرعتی ، اختلاف معنی داری در میزان حجم ها و ظرفیت های ریوی به جزRV ایجاد نکرد. حال آنکه تمرینات تناوبی استقامتی توانست جز IRV باقی حجم ها و ظرفیت های ریوی را به طور معنی داری افزایش دهد و در نهایت بین دو برنامه تمرینی اختلاف معنی داری مشاهده نشد.
هدف از این تحقیق بررسی اثر حضور تماشاگر مرد و زن بر میزان بروز رفتارهای پرخاشگرانه ورزشکاران است . آزمودنی های تحقیق 16 دانشجوی پسر ورزشکار (سال3/1 ± 3/21) بودند که در قالب دو تیم فوتسال 8 نفره از بین دانشجویان دانشگاه گیلان انتخاب شدند. همچنین تماشاگران تحقیق نیز 250 نفر از دانشجویان دختر و پسر بودند که به طور تصادفی از دانشجویان دانشگاه گیلان انتخاب شدند. آزمونگران تحقیق نیز 4 نفر بودند که در جلسه ای توجیهی با مفاهیم پرخاشگری و شیوه تشخیص و ثبت آن در چک لیست آشنا شدند. روش کار به این صورت بود که آزمودنی ها در 4 نوبت به مسابقه پرداختند. نوبت اول در حضور تماشاگران مرد و زن ، نوبت دوم در حضور تماشاگران مرد، نوبت سوم در حضور تماشاگران زن و نوبت چهارم بدون حضور تماشاگر. تماشاگران در طول اجرای آزمون به صورت فعال تیم مورد علاقه خود را تشویق کردند. آزمونگران تحقیق ، ضمن تماشای مستقیم بازی ها، کلیه رفتارهای پرخاشگرانه کلامی و بدنی ورزشکاران را در چک لیستی محقق ساخته ثبت می کردند که با استفاده از چک لیست پرخاشگری رابرتس و همکاران (1999) طراحی شده بود. پس از جمع آوری داده ها، کلیه اطلاعات با استفاده از آزمون ANOVA و آزمون تعقیبی LSD در سطح 05/0 ? P مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته های تحقیق نشان داد که حضور تماشاگران مرد و زن بر میزان بروز رفتارهای پرخاشگرانه ورزشکاران ، اثر معنی داری دارد. حضور تماشاگران مرد و زن بر میزان بروز رفتارهای پرخاشگرانه کلامی ورزشکاران اثر معنی داری دارد و حضور تماشاگران مرد و زن بر میزان بروز رفتارهای پرخاشگرانه بدنی ورزشکاران اثر معنی داری ندارد. به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد که حضور تماشاگر بر پرخاشگری ورزشکاران اثر معنی داری دارد و ترکیب تماشاگران مرد و زن با هم باعث افزایش پرخاشگری می گردد.
در این تحقیق 10 کودک و نوجوان 15 - 8 ساله مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک از نوع دای پلژی به ترتیب با میانگین قد و وزن 09/0 ± 35/1 سانتی متر، 7/5 ± 8/30 کیلوگرم به مدت 12 هفته تحت برنامه ورزش درمانی قرار گرفتند. با استفاده از دستگاه تعادل سنج ، میانگین انحرافات نقطه اثر نیروی ثقل بدن از مرکز مختصات سطح اتکا اندازه گیری شد. آزمون های تعادل در حالت های پایدار، نیمه پایدار و ناپایدار سطح اتکا و نیز با کفش و بدون کفش تکرار شد. نتایج نشان داد که انحرافات مرکز ثقل در بیماران فلج مغزی بعد از برنامه ورزش درمانی حدود 25 درصد بهبود یافته بود (001/0 =P). بیشترین بهبودی در حالت نیمه پایدار و ناپایدار سطح اتکا و در جهت AP بود. انحرافات COG بعد از ورزش درمانی به الگوی طبیعی نزدیک تر شد. نتیجه نهایی اینکه در بیماری فلج مغزی اسپاستیک دای پلژی انحرافات مرکز ثقل بدن در حالت ایستاده دینامیکی به طور معنی داری افزایش می یابد که مبین ضعف در گیرنده های حسی عمقی این بیماران است . برنامه ورزش درمانی ویژه موجب بهبود انحرافات مرکز ثقل و تقارن وضعیتی در حالت ایستاده شد. این نتیجه اهمیت کفش و برنامه ورزش درمانی را در ایجاد توانبخشی در بیماران فلج مغزی آشکار می کند.
در تحقیق حاضر تغییرات حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max)، گلوکز خون، انسولین پلاسما و نیمرخ لیپدهای سرم در دو گروه از بیماران دیابتی نوع 2 پس از 8 هفته تمرین هوازی مقایسه شده است. 24 آزمودنی مرد مبتلا به دیابت نوع 2 با میانگین سن 7.8±46.9 سال، قد 5.5±165 سانتی متر، توده بدن 12.2±73.5 کیلوگرم، و حداکثر اکسیژن مصرفی 6.5±40.3 میلی لیتر، کیلوگرم در دقیقه (انحراف معیار±میانگین) در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنیها به دو گروه قند خون بالاتر از 180 میلی گرم بر دسی لیتر (HG) و قند خون پایین تر از 180 میلی گرم بر دسی لیتر (LG) تقسیم شدند. بعد از اندازه گیریهای اولیه، برنامه تمرینات به شرح زیر اجرا شد: 10 دقیقه گرم کردن، 30 دقیقه رکاب زدن روی دوچرخه با شدت 70-60 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره، و 10 دقیقه سرد کردن، 3 نوبت در هفته و به مدت 8 هفته. حداکثر اکسیژن مصرفی در 19 آزمودنی موفق در اتمام دوره تمرینات، به طور معنی داری (در هر دو گروه) افزایش یافت (0.05>p). غلظت گلوکز خون به طور معنی داری در گروه HG کاهش یافت (0.05>p)، اما این کاهش در گروه LG از لحاظ آماری معنی دار نبود. پس از دوره تمرینات، در سطوح کلسترول تام (TC)، لیپوپروتیین کم چگال (LDL)، و تری گلیسرید (TG) تغییرات معنی داری در هر دو گروه ایجاد نشد. مقدار لیپوپروتیین پرچگال (HDL) در گروه HG افزایش یافت (0.05>p)، اما در گروه LG این افزایش معنی دار نبود. وزن بدن، شاخص توده بدن (BMI) و درصد چربی بدن به طور معنی داری در هر دو گروه کاهش یافت (0.05>p). با مقایسه تغییرات به دست آمده در پارامترهای فیزیولوژیکی، مشخص شد که بین دو گروه اختلاف معنی داری وجود ندارد. از نتایج این تحقیق چنین نتیجه گیری می شود که 8 هفته تمرینات بدنی به بهبود کنترل گلوکز خون، ترکیب لیپیدهای سرم، آمادگی قلبی - تنفسی و ترکیب بدنی مردان دیابتی نوع 2 می انجامد و غالبا این تغییرات در گروه با قند خون بالا مطلوب تر است.