پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر نگرش به ورزش پهلوانی بر میزان اطلاعات در خصوص دوپینگ و تمایل به دوپینگ ورزشکاران تیم های ملی طراحی و اجرا گردید. پژوهش حاضر از نوع، پژوهش های توصیفی-همبستگی می باشد که به صورت میدانی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی ورزشکاران تیم های ملی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر شامل پرسش نامه بود. پژوهش حاضر نشان داد که نگرش به ورزش پهلوانی بر میزان تمایل به دوپینگ ورزشکاران تیم های ملی تاًثیر معناداری ندارد اما بر میزان اطلاعات ورزشکاران تیم های ملی در خصوص دوپینگ تاًثیر معناداری دارد. نتایج پژوهش همچنین مشخص نمود که بهبود اطلاعات در خصوص دوپینگ سبب کاهش تمایل به دوپینگ ورزشکاران تیم های ملی می گردد.
با توجه به برنامه های کلانی که در کشور در سالیان اخیر در حوزه ورزش همگانی انجام شده است، تغییر چشمگیری در افزایش مشارکت شهروندان مختلف کشور روی نداده است؛ بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی عوامل توسعه ورزش همگانی با ماهیت اکتشافی- بنیادی انجام شده است. روش پژوهش کیفی بود که براساس نظریه داده بنیاد به طراحی مدل پارادایمی عوامل توسعه ورزش همگانی کشور پرداخته شده است. ابزار مورداستفاده نیز مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که از نظرهای 21 نفر از متخصصان ورزش همگانی کشور استفاده شد. روش نمونه گیری، هدفمند بود. خروجی پژوهش مدل پارادایمی بررسی عوامل توسعه ورزش همگانی در کشور بود که از شرایط علی، مقوله محوری، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها تشکیل شده است. موارد ذکرشده از کدهایی در مرحله اول کدگذاری؛ یعنی کدگذاری باز در چند مفهوم نظیر «تعاریف و واژه ها، موانع بازدارنده، مقایسه با کشورهای پیشرو، انگیزاننده ها، تحلیل وضعیت، راهبرد کلان و درپایان، راهکار و روش اجرایی» به دست آمده اند. در مرحله دوم کدگذاری نیز کدگذاری محوری با مقوله محوری عوامل توسعه ورزش همگانی و مقوله های فرعی نظیر «جذابیت ورزشی، سوق دهنده ها، موانع و انگیزاننده ها» انجام شده است. در پایان، مشخص شد که بسیاری از عوامل توسعه به خود افراد مربوط نمی شوند؛ بلکه با تسهیل در عوامل سوق دهنده محیطی و برطرف کردن موانع موجود، افراد با خیال آسوده ورزش همگانی را ازبین فعالیت های اوقات فراغت انتخاب خواهند کرد؛ گرچه تغییر در مفاهیم ورزش همگانی و افزایش انگیزاننده ها از عوامل مهمی هستند که باید به وجود آیند.
هدف این پژوهش طراحی و اثربخشی برنامه حرکت درمانی بر مشکلات خواندن در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری می باشد. هدف این پژوهش طراحی و اثربخشی برنامه حرکت درمانی بر مشکلات خواندن در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری می باشد. این پژوهش یک تحقیق آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل کلیه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری مراجعه کننده به مراکز مشکلات یادگیری شهر شیراز در سال تحصیلی 93-94 می باشند. بدین منظور تعداد 30 نفر از این دانش آموزان با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. همه آزمودنی ها قبل و پس از مداخله درمانی با آزمون خواندن شفیعی و همکاران مورد ارزیابی قرار گرفتند دانش آموزان در طی طی 14جلسه و هر جلسه 45 دقیقه برنامه حرکت درمانی را دریافت کردند. نتایج با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که برنامه حرکت درمانی منجر به بهبود مشکلات خواندن در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری شده است.
هدف از انجام این پژوهش، تعیین اعتبار عاملی و پایایی سیاهة ذهن آگاهی ورزشی در ورزشکاران رشته های مختلف بود. نسخه اصلی این سیاهه، دارایِ 15 سؤال و سه خرده مقیاس درباره آگاهی، عدم قضاوت و تمرکز مجدد است. 235 پرسش نامه به وسیله ورزشکاران ِ30-18 ساله ای (7/62 درصد مرد و 3/37 درصد زن) که در رشته های مختلف ورزشیِ فعالیت داشتند، تکمیل گردید. نتایج تحلیل عاملی تأییدی حاکی از آن است که میزان شاخص نیکویی برازش90/0 و میزان شاخص نیکویی برازش تطبیقی 94/0 می باشد. همچنین، برای برآورد پایایی این سیاهه از روش همسانی درونی استفاده گردید. ضریبِ آلفای کرونباخِ آگاهی 79/0، عدم قضاوت 86/0 و تمرکز مجدد 83/0 بود. یافته هایِ پژوهش روایی و پایایی سیاهه را مورد تأیید قراردادند. درنتیجه، به نظر می رسد نسخه فارسی سیاهة ذهن آگاهی ورزشی، ابزار مناسبی برای سنجش ذهن آگاهی ورزشی ورزشکاران در جامعة ایرانی است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه وضعیت محل زندگی با فعالیت بدنی و میانجی گری عوامل روان شناختی- اجتماعی بود. روش پژوهش از نوع پژوهش های همبستگی و کاربردی بود. نمونه آماری پژوهش، 370 نفر از افراد مراجعه کننده به پارک های سطح شهر اهواز برای انجام فعالیت بدنی بود که به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه پژوهشگرساخته بود که در دو بخش وضعیت محل زندگی و عوامل روان شناختی-اجتماعی تنظیم شد. داده های پژوهش با استفاده از پی.ال.اس. تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که علاوه بر رابطه مستقیم وضعیت محل زندگی و عوامل روان شناختی- اجتماعی با فعالیت بدنی شهروندان اهوازی، نقش میانجی گری عوامل روان شناختی-اجتماعی نیز مشاهده شده است؛ بنابراین، اگر امکان تغییر شاخص های مرتبط با محل زندگی افراد مانند هم جواری وجود نداشته باشد، با تقویت عوامل روان شناختی- اجتماعی از طریق آگاهی شهروندان از فواید چند گانه فعالیت بدنی و فعالیت های تفریحی، می توان موانع محیطی فعالیت بدنی را کاهش داد.
هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر ترتیب تمرینات ترکیبی بر برخی از عوامل آمادگی جسمانی، ظرفیت عملکردی و سطوح سرمی میوستاتین و فولیستاتین زنان یائسه بود. روش بررسی کارآزمایی بالینی بود. 33 زن یائسه 50 تا 60 ساله به طور تصادفی در سه گروه هوازی- مقاومتی (11 نفر)، مقاومتی- هوازی (10 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. تمرین در مدت 8 هفته و 4 جلسه در هفته انجام گرفت. برای تحلیل داده ها از روش آماری آنوا با اندازه های تکراری استفاده شد. نتایج نشان داد غلظت میوستاتین، فولیستاتین، شاخص توده بدن بین سه گروه تفاوت معنا داری نداشت (05/0P>). درصد کاهش شاخص توده بدنی در گروه هوازی– مقاومتی بیشتر و درصد کاهش میوستاتین و فولیستاتین در گروه مقاومتی– هوازی بیشتر بود، ولی معنا دار نبود. بین دو گروه تمرین و کنترل در قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه تفاوت معنا داری وجود داشت (05/0P>). در هر دو نوع ترتیب تمرین افزایش معنا داری در قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه مشاهده شد (05/0P>) و درصد تغییرات قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه در گروه مقاومتی- هوازی بیشتر بود، ولی معنا دار نبود. براساس یافته ها می توان گفت در متغیرهای پژوهش تفاوت معنا داری بین ترتیب های متفاوت تمرین ترکیبی وجود ندارد و زنان یائسه می توانند از هر دو نوع ترتیب به منظور افزایش قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه و جلوگیری از افزایش میوستاتین و تحلیل عضلانی استفاده کنند.
التهاب مزمن با خطر ابتلا به بیماری های مختلفی مانند اتروسکلروزیس و دیابت مرتبط است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی بر تغییرات پروتئین واکنش پذیر C و سیستاتین C در مردان ورزشکار بود. به همین منظور 20 آزمودنی از والیبالیست های شهرستان سنندج داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند و به صورت تصادفی در دو گروه مقاومتی فزاینده (10n= ) و کنترل (10n= ) قرار گرفتند. تمرینات مقاومتی فزاینده به صورت سه جلسه در هفته و به مدت هشت هفته با شدت 70 درصد یک تکرار بیشینه انجام گرفت و در پایان هفته هشتم به 90 درصد یک تکرار بیشینه رسید. نمونه گیری از خون پیش و پس از دوره تمرینی برای ارزیابی پروتئین واکنش پذیر C و سیستاتین C در پلاسما صورت گرفت. نتایج نشان داد که در تعامل زمان در گروه تفاوت معناداری در سیستاتین C وجود داشت (047/0P=). با وجود این اثر زمان و نیز اثر زمان در گروه در CRP معنادار نبود (05/0P>). نتیجه گرفته می شود که هشت هفته تمرین مقاومتی فزاینده می تواند موجب کاهش سیستاتین C به عنوان یک شاخص التهابی جدید شود. با وجود این چنین پروتکلی تأثیری بر میزان غلظت CRP پایه ندارد.
miR-1 در بسیاری از فرایندهای سلولی از جمله هایپرتروفی بافت عضلانی (اسکلتی و قلبی) درگیر است. فعالیت های استقامتی نیز موجب هایپرتروفی قلب می شود، بنابراین هدف این مطالعه بررسی اثر فعالیت استقامتی بر بیان miR-1 قلب است. بدین منظور 14 رت در شرایط کنترل شده (دما، چرخه روشنایی و تاریکی و دسترسی آزاد به آب و غذا) نگهداری شدند و بعد از آشناسازی با پروتکل تمرینی به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی قرار گرفتند. گروه تجربی یک برنامه (14 هفته ای) استقامتی را روی تردمیل اجرا کرد. در ادامه 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسه تمرینی بی هوش و تشریح شدند، سپس قلب و بطن چپ آنها خارج و با استفاده از روش Real time-PCR میزان بیان miR-1 قلب آنها اندازه گیری شد. در پایان با استفاده از آزمون آماری t اطلاعات به دست آمده ارزیابی شد. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در میانگین بیان miR-1 قلب گروه کنترل و تجربی وجود ندارد (191.P=). فعالیت استقامتی بر بیان miR-1 قلب تأثیر معناداری نداشت، احتمال دارد تغییرات miR-1 هرچند کم، در سطح پروتئین ژن های هدف آن مشخص شود.
هدف پژوهش بررسی اثر محرومیت ازخواب بر یادگیری مهارت های حرکتی ظریف و درشت دانشجویان پسر بود. در این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش ازمون پس آزمون60 دانشجوی پسر غیر ورزشکار انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه 30 نفره توزیع شدند. بعد از پیش آزمون در روز اول ودوم آزمودنی ها به یادگیری و تمرین مهارت های ظریف و درشت پرداختند. درشب اول ودوم گروه های کنترل درخواب طبیعی وگروه های آزمایشی به ترتیب چهار و شش ساعت از خواب محروم شدند. صبح روز سوم پس آزمون به عمل آمد. نتایج نشان داد شش ساعت محرومیت از خواب موجب کاهش یادگیری مهارت ظریف شدو چهاروشش ساعت محرومیت از خواب بر یادگیری مهارت درشت اثر نداشت.بنابراین یادگیری مهارت های حرکتی ظریف با ساعات بیشترمحرومیت ازخواب آسیب بیشتری می بیند و فراگیران این مهارت ها باید از خواب منظمی برخوردار باشند.
هدف از پژوهش حاضر، مشخص کردن ادراک بازیکنان حرفه ای فوتبال در پیروی از رسانه های جمعی ورزش ایران براساس مبنای اخلاقی و روزنامه نگاری بود. این پژوهش براساس بازتاب دریافت شده از 138 بازیکنان حرفه ای فوتبال (با دامنه سنی 61 31 (55 نفر) ؛ 30 21 (53 نفر)؛ 30 21 و کمتر از 20 سال (30 نفر)) انجام گرفت که این بازیکنان شاغل در تیم های شرکت کننده در لیگ برتر ایران هستند. هریک از شرکت کنندگان به ارزیابی پنج فاکتور زندگی شخصی، صداقت رسانه ها، نحوه جمع آوری اخبار توسط رسانه ها، میزان تحریک و تشویق رسانه ها به خشونت و شایعات مربوط به رسانه ها پرداختند. از تحلیل واریانس توسط آزمون غیرپارامتریک کروسکال والیس به منظور تحلیل داده ها استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که مبانی اخلاق به طور متناوب در شایعه، زندگی خصوصی و صداقت اخبار و برخی اوقات در جمع آوری اخبار و تحریک خشونت نقض شده اند. براساس این نتایج می توان گفت که رسانه های جمعی ایران با معضلات بارز مبانی اخلاقی درگیر می باشند.
مقدمه و هدف: هدف از مطالعه حاضر ارزیابی عوامل اقتصادی مؤثر در موفقیت ورزشی تیم های لیگ برتر فوتبال ایران بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از حیث ماهیت، تبیینی (علی) است. جامعه آماری پژوهش شامل 32 تیم لیگ برتر فوتبال کشور در سال های 1394 و 1395 بودند. روش شناسی: جهت جمع آوری داده ها از اطلاعات موجود در سایت های سازمان لیگ، بانک مرکزی، ورزش 3، نود و همچنین مصاحبه با مدیران و روابط عمومی های باشگاه ها منتخب استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون چندگانه و لجستیک در نرم افزار E Views (نسخه 9) در سطح 5/0 استفاده گردید. نتایج: نتایج نشان داد که میزان اعتبار تیم ها، سرمایه گذاری در تیم های پایه و وجود هوادار بیشتر در ورزشگاه، اثری مثبت و معنادار بر موفقیت آن ها داشته (05/0 P ≤) ، اما میزان حمایت مالی، شهر محل استقرار تیم ها، تحصیلات کادر فنی و برخورداری از مربی خارجی بر موفقیت تیم ها اثری معنادار نداشته است (05/0 <P). نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت که با توجه به نقش مثبت میزان اعتبار تیم ها در به خدمت گرفتن بازیکنان، کادر فنی و همچنین امکانات بهتر و به تبع آن تلاش برای جذب هواداران بیشتر و همچنین سرمایه گذاری در تیم های پایه به عنوان پشتوانه ای برای تیم های بزرگ سال، می توان بیان کرد سایر تیم ها نیز می توانند با الگو گرفتن از تیم های موفق و الگو گرفتن از روش آن ها در کسب موفقیت تلاش نموده و از طرفی از هدر رفت هزینه ها و سقوط به سطوح پایین تر که با ضررهای مالی فراوانی همراه می باشند، جلوگیری نمایند.
پژوهش حاضر، تأثیر تمرینات استقامتی، مقاومتی و ترکیبی را بر سطوح sICAM-1 و مقاومت به انسولین در زنان غیرفعال بررسی کرده است. 44 زن سالم با میانگین سنی 6/1±2/20 سال و شاخص توده ی بدنی3±8/20 کیلوگرم بر مترمربع در چهار گروه: استقامتی، مقاومتی، ترکیبی و کنترل (هر گروه 11 نفر) قرار گرفتند. تمرینات به مدت شش هفته و سه جلسه در هفته اجرا شد. تمرین استقامتی شامل بلوک های ایروبیک و تمرین مقاومتی به صورت کار با وزنه بود. در برنامه ی ترکیبی، افراد یک جلسه برنامه ی تمرین قدرتی و جلسه ی بعد، برنامه ی تمرین استقامتی را انجام دادند. خونگیری 36ساعت قبل و مجدداً 36 ساعت پس از خاتمه تمرینات انجام شد. یافته های پژوهش با استفاده از آزمون ANOVA با اندازه گیری های مکرر نشان داد که سطوح sICAM-1 در گروه مقاومتی (0.0001>P) و ترکیبی (0.0001>P) کاهش معنادار داشت، ولی در گروه استقامتی این کاهش معنادار نبود. تغییرات انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در هیچ یک از گروه ها معنادار نبود. اما مقادیر گلوکز ناشتا در گروه ترکیبی افت معناداری داشت (0.01=P)، درحالی که در سایر گروه ها بدون تغییر بود. همچنین، در ارتباط با هیچ یک از متغیرها، تغییرات بین گروهی معناداری مشاهده نگردید. به نظر می رسد که تمرینات ترکیبی در مدت و شدت اعمال شده (در مقایسه با تمرینات استقامتی)، بر سطوح مولکول چسبان اثرگذاری بیشتری دارد. اما جهت بهبود مقاومت به انسولین، شدت برنامه ی تمرینی بیشتری مورد نیاز می باشد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابعاد کمال گرایی رقابتی با پاسخ های فیزیولوژیک شمشیربازان نخبه مرد انجام گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و جامعه آن شامل شمشیربازان مرد بود. داده های پژوهش از 46 نفر از شمشیربازان حاضر در مسابقات قهرمانی کشور که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، جمع آوری شد. برای سنجش ابعاد کمال گرایی رقابتی از ورزشکاران خواسته شد مقیاس کمال گرایی رقابتی بشارت (1383) را تکمیل کنند. پاسخ های فیزیولوژیک ورزشکاران شامل کورتیزول و ایمونوگلوبین بزاقی نیز به وسیله کیت های 96 تستی کورتیزول و ایمونوگلوبین آ بزاقی ساخت شرکت زلبایو اندازه گیری شد. نتایج نشان دهنده ارتباط مثبت معنادار بین کمال گرایی منفی رقابتی و افزایش کورتیزول بزاقی و کاهش ایمونوگلوبین بزاقی پیش از رقابت بود، درحالی که ارتباط معناداری بین کمال گرایی مثبت رقابتی با هیچ یک از پاسخ های فیزیولوژیک یافت نشد. همچنین نتایج نشان داد کمال گرایی منفی رقابتی می تواند تغییرات مربوط به کورتیزول بزاقی و ایمونوگلوبین بزاقی را در شمشیربازان پیش بینی کند.