هدف از انجام این تحقیق، تعیین ارتباط بین برآورد درصد چربی بدن با نتایج اندازه گیری ابعاد بدن در زنان ورزشکار وغیر ورزشکار می باشد.جامعه ی تحقیق، شامل گروه یک دختران ورزشکار طراز اول کشور ‹اعضای تیم های ملی کشور › وگروه دو دختران غیر ورزشکار بوده است.نمونه برداری در گروه های یک ودو به طور غیر تصادفی وهدفدار انجام شد.نمونه های گروه یک به تعداد74 نفر با میانگین سنی 5? 22 سال از میان ورزشکاران تیم ملی در رشته های دو ومیدانی ،والیبال ،شنا ،بسکتبال،ژیمناستیک وکاراته در دومین دوره ی مسابقات همبستگی بانوان کشورهای اسلامی ونمونه های گروه دوشامل 100 نفر با میانگین سنی 3? 21 سال از دانشجویان غیر تربیت بدنی دانشگاه گیلان انتخاب شدند.متغیرهای مورد بررسی عبارت بودند از:قد،وزن، سن، میزان چربی بدن‹با استفاده از کالیپر› وابعاد بدن‹اندازه ی دور باسن، دور کمر ،دور شکم،دور ران ،کمربند شانه ای ،طول پا ،طول دست، دور مچ دست، مچ پا وطول تنه› با استفاده از متر نواری مورد سنجش قرار گرفت. در نهایت اطلاعات بدست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مورد تحلیل وبررسی آماری قرار گرفت ونتایج زیر حاصل گردید. با توجه به یافته های پژوهش حاضرمی توان نیجه گرفت که بین براورد درصد چربی بدن واندازه گیری دور اندام ها در گروه دختران غیر ورزشکار ،ارتباط معنی داری وجود دارد.
این تحقیق به بررسی وتوصیف، بررسی سبک رهبری ،توانایی ها ونحوه ی عملکرد مربیان فوتبال باشگاه های لیگ اول ودوم بزرگسالان کشور‹جام آزادگان›،پرداخته است.همچنین به دنبال بررسی وجود ارتباط معنی داربین ویژگی های فردی ‹سن ،مدرک تحصیلی،درجه ی مربیگری ،سابقه ی مربیگری ،سابقه بازیگری ،تعدادکلاس های توجیهی گذرانده› با سبک رهبری ،توانایی ایجاد حالت سبکبالی ،توانایی رهبری ،توانایی برقراری ارتباط وانتقال مؤثر پیام به بازیکنان ونحوه ی عملکرد مربیان در مواجهه با مسائل ومشکلات موجود درحرفه ی مربیگری بوده است. جامعه ی آماری این تحقیق ،برابر با نمونه ی آماری است وشامل مربیان فوتبال باشگاه های لیگ اول ودوم کشور ‹72 نفر› می باشد.ابزار گرداوری اطلاعات چند پرسشنامه گوناگون ‹ویژگی های فردی ، سبک رهبری ،توانایی ایجاد حالت سبکبالی ونشاط در بازیکنان،نحوه ی عملکرد در مواجهه با مسائل ومشکلات مربیگری ،توانایی برقراری ارتباط وانتقال مؤثر پیام›می باشد که ضرایب اعتبار وروایی آنها محاسبه گردیده وتایید شده است.تجزیه وتحلیل داده ها از طریق آمار توصیفی شامل شمارش فراوانی ومحاسبه ی درصد فراوانی وآمار استنباطی شامل آزمون آماری مجذور کای وآزمون T بوده است.
هدف از این مطالعه بررسی رابطه ی اندازه های بدنی وتیپ بدنی اندومورف،مزومورف، اکتومورف با عوامل آمادگی هوازی ،سرعت ونیروی پاها ودستها است. نمونه ها شامل 37 دانشجوی پسر غیرورزشکار دانشگاه تهران ‹19 تا 25 سال› است که سهگروه را تشکیل دادند؛13 نفر اندومورف ،12نفر مزومورف،12 نفر اکتومورف. تیپ بدنی از طریق روش تیپ شناسی هیث وکارترو سلدون اندازه گیری شد.آزمون های آمادگی جسمانی شامل دو60 متر، پرش عمودی ،پرش طول جفتی ،پرتاب توپ طبی وآزمون پله هاروارد است.تجزیه وتحلیل آماری ضریب همبستگی نشان داد که ؛ بین اکتومورف آمادگی هوازی رابطه ی معنی داری وجود دارد،بین چربی بدن ،وزن بدن وآمادگی هوازی رابطه ی مفی معنی داری وجود دارد؛ بین وزن بدن ونیروی دست ها وپاها رابطه ی منفی وجود دارد ؛بین چربی بدن وسرعت عمومی بدن ،نیروی پاها رابطه ی منفی وجود دارد ودرنهایت بین دور بازو ونیروی دستها رابطه ی معنی داری وجود دارد.
حرکت بخش جداناپذیری از ابنای بشری ووسیله ای برای زندگی مؤثرتر وکاراتربه شمار می رود.حرکت سنگ زیربنای تربیت بدنی وورزش محسوب می گردد.حرکت انسانی ممکن است تحت تاثیر عوامل بیومکانیکی یا فیزیولوژیکی، روان شناختی واجتماعی قرار گیرد. درک مفاهیم مربوط به حرکت چون آگاهی بدنی ،آگاهی فضایی ،کیفیت های حرکتی وارتباطات برای معلمین تربیت بدنی ودانش آموزان آنها امری ضروری است. معلمین تربیت بدنی همچنین با توسعه مهارت های اساسی افراد ‹مهارت های جابجایی ودستکاری›سروکار دارند،زیرا این مفاهیم اساس شرکت درانواع فعالیت ها رادرطول زندگی تشکیل می دهند. حرکت درنزد فلاسفه خروج تدریجی شیئی ازقوه به فعل است. برخی از محققان وتحلیل گران چون دلسارت،دلکروز،لابان وبدحرکت رابه عنوان واسطه ای برای بیان روح ،روان،خود وبه عنوان راه هایی که بدن وذهن یا خود یا یکدیگرهمآهنگ می گردد ،فرض کرده اند.عده ای از کارشناسان،تربیت بدنی را هنروعلم حرکت انسانی تعریف کرده اند.تعلیم وتربیت حرکتی دستگاهی که براساس نظریه های لابانبیان شده است ،یکی از بخش های مهم تربیت بدنی محسوب می گردد. بسیاری ازمعلمین تربیت بدنی غرب ،تعلیم وتربیت حرکتی رابه عنوان نوشدارویی برای همه بیماری ها دانسته وعده ای از کارشناسان حرکتی در پس آنند تا نام تربیت بدنی رابه تعلیم وتربیت حرکتی یا حرکت انسانی تغییردهند.تعلیم وتربیت حرکتی دارای مفاهیم کلیدی است که مورد قبول معلمان تربیت بدنیمی باشد .این مفاهیم عبارتند از:کاوش فردی،شاگرد مداری ،حل مسئله، تسهیل کننده یادگیری مهارت ها ،احساس رضایت ازحرکت ،تحلیل حرکت،استفاده از وسایل وارزیابی واصلاح .بنیاد همه رفتارهای ذهنی وعضلانی درقدم اول رشد، کنترل وهم آهنگی عضلانی زیربنایی همراه با عضلات کمکی است.
تصور استفاده از داروهای انرژی زا ومخدر به عنوان موادی که قابلیت های جسمانی ورزشکاران رابهبود می بخشند،عواقب نامطلوبی رابربدن ورزشکاران دربرداشته است ونمونه های بیشماری از بیماری ها ومرگهای ناشی از مصرف این گونه داروها گزارش شده است وهمواره درحال افزایش است .این پدیده ،سابقه ای دیرینه دارد کهدربین ورزشکاران وصاحب نظران تحت عنوان «دوپینگ» مورد ارزیابی وشناسایی واستفاده قرار می گیرد.به طور معمول دوپینگ درکلاس های مختلف صورت می گیرد که این کلاسها طبق طبقه بندی ioc شامل: 1- گروه استروئیدهای آنابولیک 2- گروه مواد مخدر 3- گروه محرک های سیستم عصبی مرکزی ‹CNS› بتابلوکرز.خون 4- گروه مدرها 5- واخیراً نیز ویتامین ها واملاح نیز میشوند. دربین محرک های سیستم عصبی ،آمفتامین هاشایع ترند وورزشکاران اعتنای بیشتری به آنها دارند ،این گروه دارویی برای درمان بیماری های قلبی وعصبی مصرف می گردند ولی متاسفانه ورزشکاران برای پوشاندن خستگی وبه تاخیر انداختن آن وغلبه بردردبرمصرف آنها مبادرت می ورزند . ازمهمترین آمفتامین ها می توان آمفتامین، بنزفتامین، متیل فنیدیت، فنترمین، مترازین را نام برد که متیل فنیدیت نمونه ی بارزی از این گروه می باشد که مورد ارزیابی قرار می گیرد .
مروری بر اهداف وآرمان های بنیانگذارنهضت المپیک، نشانگر بشردوستی بی آلایش وحرمت به انسان ،بدون توجه به رنگ پوست،نژاد، مرام ومسلک سیاسی وپایگاه اقتصادی واجتماعی آنان بوده است.کارنامه یک صد ساله ی پیروان این دیدگاه نیز حاکی از تلاش صادقانه ای است که با سیاست گذاری وروش های متنوع ،سعی کرده اند تا پرچم نهضت المپیک واهداف نوع دوستانه ی آن رادرسراسرجهان، توسعه بخشند.درهمین راستا تاسیس آکادمی بین المللی المپیک با تمهیدات گوناگون وبرنامه های متنوع ،به عنوان یک بازوی فرهنگی درصدد المپیزم وآشنا کردن ملل مختلفبا اهداف خیرخواهانه ی آن واحیاناًشناسایی راه های جدید،برای توسعه ی هرچه بیشتر آن می باشد. دنیای امروز با پیچیدگی فراوان خود، تعامل گسترده ی پدیده های اقتصادی،اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی را با نهضت المپیک رقم زده است وعلاوه برآن پدیده هایی همچون ورزش حرفه ای ودوپینگ نیز از موارد مهمی هستند که برالمپیزم واهداف آن اثر گذاشته اند. برای پاسخ به این پرسش که دانشجویان ایرانی تاچه اندازه با نهضت المپیک وپدیده های مرتبط با آن آشنایی دارند،تعداد 86 نفر دانشجوی پسر ودختر رشته ی تربیت بدنی‹37 دانشجوی دخترو49 دانشجوی پسر›و 92 دانشجوی پسر رشته های غیر تربیت بدنی، به طور غیر تصادفی انتخاب شدندو ازآنها توسط یک پرسشنامه در مورد آشنایی با نهضت المپیک،تاریخچه وابعاد گوناگون مرتبط باآن،همچون سیاست، تبلیغات، ورزش حرفه ای ودوپینگ سؤالاتی ،به عمل آمد.نتایج این پژوهش، که دانشجویان ایرانی بویژه غیر رشته ی تربیت بدنی با نهضت المپیک آشنایی کمی دارند ودرمورد پدیده های مرتبط با آن نیز دچار ابهام،کمبود اطلاعات وحتی در برخی موارد ،تردید همراه با بدبینی می باشد.
بتا اندرفین ،به عنوان کنترل کننده ی داخلی درد،درانسان شناخته شده است. این هورمون، برعملکرد دستگاه های بدن و هورمون ها ،بویژه بخش قدامی غده ی هیپوفیزاثرمی گذارد. هورمون مذکور، تاثیراتی همانند داروهای مخدر مثل مرفین داشته وممکن است درتخفیف درد،در پاسخ به استرس وتمرین ،نقش بازی نماید. بتا اندرفین ممکن است ،بتواند به معتادان کمک نماید. اعمال دیگری که برای بتا اندرفین پیشنهاد شده است، شامل؛ تنظیم درجه ی حرارت بدن وجذب غذا وتعادل آب است. ترشح بتا اندرفین و‹ACTH›هردو در پاسخگویی به استرس وتمرین،افزایش می یابد .گزارشات متعددی، دلالت برافزایش بتا اندرفین در تمرینات بیشینه دارد،اما تمرینات زیر بیشینه، سبب کاهش بتا اندرفین در دوره ی بازیافت درقهرمانان می گردد. دراین مقاله، به مطالعه ی برخی از تحقیقات درباره ی بتا اندرفین پرداخته وبرتاثیرات تمرین،روی این هورمون درکاهش استرس وافسردگی ،تاکید خواهد نمود.
در این مقاله ، کوشش شده تا ضمن بازبینی ادبیات تحقیقی مربوط به کودکان در حال رشد طبیعی وسه گروه از کودکان معلول حرکتی – جسمی ‹گروه های خام حرکت،ناتوان ذهنی ومبتلایان به نشانگان داون›به مقایسه ی رفتارهای حرکتی آنان بپردازیم .رشد حرکتی درسه گروه کودکان اخیر ،درنگیده ویا دگرگونه می باشد.ضمن ارائه تعریفی مختصراز ه نوع اختلال حرکتی ،به بیان علل آنها ونشانگان جسمی – عصب شناختی پرداخته شده است.اثر مشکلات مذکور ،بر فرآیندهای حسی- عصب شناختی ،توحیدی- ادراکی ویادگیری – کنترل حرکتی نیز جستجو شده است.این مشکلات در هر گروه کودکان معلول ،متفاوت می باشد.به دلیل عدم انجام پژوهش همه جانبه ووجود محدودیت های تحقیق رشدی دراین کودکان ،ارائه تصویر جامعی از مشکلات حرکتی آنان، نیاز به بررسی های بیشتر دارد.
اهمیت کار سیستم عصبی در کنترل حرکتی عضلات بحدی است که مطالعات وتحقیقات متعددی درزمینه های مختلف کارعضلات ،انجام گرفته ونتایج این تحقیقات ،می تواند دراین امورکاربرد داشته باشد که عارتند از: - بررسی وترمیم وبازسازی تارهای عضلانی تحلیل رفته یا ازکارافتاده؛ - مطالعه ی نحوه ی افزایش توده وحجم تارها ومیوفیبریل ها؛ - افزایش مقاومت تارهای عضلانی ؛ - افزایش وبهبود سرعت به کارگیری تاهای عضلانی واستفاده مطلوبترازواحدهای هرچه بیشتر آنها هنگام اجرای حرکات وچگونگی بالا رفتن نیروی انقباضی تارهای عضلانی. حضور عب در عضله وتغذیه ی مطلوب بافت عصبی ،موجب بهبود کارتارهای عضلانی گردیده ودر مقابل آن ،عدم حضور عصب،اعمال ارادی عضلات رابا مشکلاتی مواجه می سازد وازسویی دیگر،میزان جریانات عصبی نیز به همان نسبت اهمیت دارد؛ اختلال در جریانات عصبی،مشکلاتی را برای تاهای عضلانی به وجود می آورد ،قطع عصب حرکتی در عضلات ،علاوه برایجادمشکلات مذکور، تغییرات بیوشیمیایی وآنزیمی را نیز به همراه خواهد داشت وبلافاصله پس ازقطع عصب آتروفی عضلانی به وقوع می پیوندند.کاهش وفقدان حرکت وفعالیت در عضلات نیز به نحوی موجب آتروفی وتحلیل رفتن تارهای عضلانی خواهد گردید، درمقابل این کاهش فعالیت درحرکت که نتیجه ی آن تحلیلدر قدرت وحجم عضلات است ،تمرینات قدرتی ،موجبات هایپرتروفی وافزایش حجم وقدرت تارهای عضلانی را فراهم می سازد که می تواند از بهود فعالیت عصبی ومتناسب با آن رشد میوفیبریل ها ،بهبود اثرات عوامل شیمیایی روی تارهای عضلانی واثرات مثبت هورمونی روی میوفیبریل ها تاثیر پذیرفته باشد .تحقیقات اخیر، نشان می دهد که درجه ی هایپرتروفی عضلانی، نمی تواند تنها به نوع تمرینات قدرتی مربوط باشدبلکه اثرات عصبی وبازدهی وفعالیتواحدهای حرکتی با همان درجه ی اهمیت، درتغیرات میوفیبریلی نقش دارند. افزایش قدرت به طورموازی وهمزمان با افزایش فعالیت واحدهای عصبی – حرکتی دریک عضله به وقوع می پیوندد ودر دوره هایی که قدرت پیشرفت وافزایش زیادی داشته، فعالیت سیستم عصبی نیز دربالاترین حد قرارگرفته است وبا کاهش قدرت، فعالیت واحدهای حرکتی نیز کاهش می یابد. کاهش در شدت کارتمرینات قدرتی نیز،موجب کاهش فعالیت واحدهای حرکتی می گردد.بنابراینبرای بقای قدرت درسطحی بالا باید شدت تمرینات مرتباً افزایش داشته باشد.هنگام انقباضات سریع نیز،به همان نسبت،فعالیت سیستم عصبی درحدی بالا قرار داردو ارتباط مستقیمی در بسیج هرچه بیشترواحدهای حرکتی ،دراین باره گزارش شده است.