حس عمقی توانایی است که فرد برای حفظ پوسچر و تعادل خود بدان نیاز دارد و همچنین عاملی مهم برای پیشگیری از آسیب مفصل است. حساسیت حس عمقی در طول دامنه حرکت مفصل ممکن است متفاوت باشد؛ از این رو تحقیق حاضر دقت موقعیت¬یابی مفصل زانو را در سه زاویه هدف 15، 45، 60 درجه و نیز برآورد پایایی اندازه¬گیری را در دو روز جداگانه بررسی کرده است. در این پژوهش 20 نفر (میانگین سنی: 1/2±22سال، قد: 8/6 ±1/177 سانتی¬متر، وزن :10 ± 3/72 کیلوگرم) که سابقه آسیب ارتوپدی و عضلانی در مفصل زانو نداشتند، شرکت کردند. دستگاه ایزوکینتیک بایودکس سیستم 3 برای اندازه-گیری حس وضعیت مفصل زانو در سه زاویه 15، 45 و 60˚ فلکشن زانو استفاده شد. این آزمون ها با فاصله زمانی یک روز تکرار شدند. بین زاویه 15 و 60 درجه در روز اول و دوم همبستگی معنی¬داری مشاهده شد (05/0< P). با توجه به یافته¬های این تحقیق می توان گفت برای اندازه¬گیری حس عمقی مفصل زانو می توان از زوایای مختلف استفاده کرد، ولی در بیان نتایج باید به زاویه هدف اشاره کرد.
افسردگی، و اضطراب از اختلالات رایج سلامت روانی جوانان و نوجوانان است که در صورت رفع نشدن به بروز مشکلات عمده ای منجر می شود. از طرفی، فعالیت جسمی و ورزش از طریقِ اثرات فیزیولوژیکی و اجتماعی می تواند در کاهش افسردگی و اضطراب مؤثر باشد 213 دختر و 261 پسر به روش تصادفی خوشه ای از میان دانش آموزان شهرستان ساوه انتخاب شدند. سطح فعالیت جسمی با پرسشنامهIPAQ (روایی: قابل قبول، پایایی: 76/0) و میزان افسردگی و اضطراب با پرسشنامه HADS (روایی: قابل قبول، پایایی: 84/0) اندازه گیری شد. برای تعیین ارتباط بین سطح فعالیت جسمی با اضطراب و افسردگی از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و برای تعیین تفاوت گروه های دختر و پسر از نظر سطح فعالیت جسمی، افسردگی و اضطراب از آزمونِ t مستقل (05/0 =α) استفاده شد. نتایج نشان داد فعالیت جسمی با میزان افسردگی در دختران ارتباط معکوس، ولی غیر معنی دار(08/0- =r)، و در پسران ارتباط معکوس و معنی دار(15/0- =r) داشت. همچنین فعالیت جسمی با میزان اضطراب در دختران ارتباط معکوس و غیرمعنی-دار(05/0- =r) و در پسران ارتباط معکوس و معنی دار (14/0- =r)داشت؛ بنابراین، میزان همبستگی به دست آمده در پسران چندان زیاد نیست و در دختران نیز غیرمعنی دار است که علت را می توان کمبود ساعات درس تربیت بدنی در مدارس دانست. به طور کلی، تجزیه و تحلیل داده ها و جمع بندی مبانی نظری و سایرِ تحقیقات بیانگرِ این است که افزایش فعالیت جسمی می تواند موجب کاهش افسردگی و اضطراب دانش آموزان شود.
هدف این تحقیق، بررسی تأثیر 12 هفته تمرینات ایروبیک و ورزش در آب بر کیفیت زندگی و شادکامی زنان غیرورزشکار میانسال است. جامعه آماری این تحقیق زنان میانسالی بودند که برای اولین بار در کلاس های ایروبیک و ورزش در آب شرکت کرده و در دسترس بودند. از میان آن ها 60 نفر به صورت داوطلب در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنی ها به طور تصادفی به سه گروه 20 نفره ایروبیک، ورزش در آب و کنترل تقسیم شدند. روش تحقیق نیمه تجربی و از نوع کاربردی و ابزار تحقیق شامل پرسشنامه های کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (26_WHOQOL ) و شادکامی آکسفورد بود. نتایج نشان داد تمرینات ایروبیک و ورزش در آب بر کیفیت زندگی و شادکامی زنان میانسال تأثیرگذار بوده است (05/0P<). بین کیفیت زندگی و شادکامی زنان غیرورزشکار میانسال در سه گروه ایروبیک، ورزش در آب و کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0P<). همچنین بین میزان کیفیت زندگی و شادکامی گروه های ایروبیک و ورزش در آب با گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0P<)، اما در بین دو گروه ایروبیک و ورزش در آّب تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0P<). به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد هم ورزش در آب و هم تمرینات ایروبیک در افزایش کیفیت زندگی و شادکامی زنان میانسال غیرورزشکار مؤثر بوده است.
شرکت منظم در فعالیت بدنی می تواند در افزایش و بهبود زندگی جسمانی و روانی سهیم باشد و باعث تغییراتی در خودادراکی شود. هدف از تحقیق حاضر مقایسه قابلیت های جسمانی ادراک شده و واقعی دانشجویان دختر فعال و غیرفعال است. 182 دانشجوی دختر فعال و غیرفعال دانشگاه آزاد اسلامی مشهد با دامنه سنی 18 تا 29 سال به طور تصادفی انتخاب شدند. به منظور ارزیابی فعال و غیرفعال بودن آزمودنی ها از دو پرسشنامه ارزیابی فعالیت بدنی و از پرسشنامه خودتوصیفی بدنی برای ادراک فرد از شایستگی های (قابلیت) جسمانی خود استفاده شد. همچنین برای ارزیابی قابلیت های جسمانی واقعی (استقامت عضلانی تنه، استقامت عضلانی بالا تنه، استقامت قلبی- عروقی، انعطاف پذیری و ترکیب بدن) از مجموعه آزمون های ایفرد استفاده شد. یافته ها نشان داد دانشجویان فعال، در مقایسه با دانشجویان غیرفعال هم ادراکات شایستگی جسمانی مثبت تر و هم قابلیت های جسمانی واقعی بهتری داشتند. همچنین نتایج نشان داد دانشجویان فعال ادراکات ضعیف-تری از قابلیت های واقعی خود داشتند، در حالی که دانشجویان غیرفعال ادراکات شایستگی جسمانی بهتری نسبت به قابلیت های جسمانی واقعی خود گزارش کردند. بر اساس نتایج می توان استنباط کرد که خودادراکی جسمانی و عزت نفس از مهم ترین ویژگی های سلامت جسمانی و روانی است و همچنین فعالیت بدنی ابزاری مناسب برای بهبود و افزایش عزت نفس و خودادراکی جسمانی می باشد.
PYY، پپتید روده ای است که در تنظیم دریافت غذا نقش اساسی دارد. با این حال تغییرات PYY و رابطه آن با احساس سیری پس از سازگاری با تمرینات هوازی ناشناخته است. هدف این پژوهش بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی بر احساس سیری و مقدار PYY پلاسمای زمان استراحت و ناشی از ورزش وامانده ساز بود. 23 مرد (میانگین سنی12/2 ± 58/19 سال، میانگین شاخص توده بدنی 7/2 ± 63/21 کیلوگرم بر متر مربع، میانگین وزن 46/6 ± 86/64 کیلوگرم) به طور تصـادفی در دو گروه تجربی و کنترل قـرار گرفـتند. آزمـودنی-های گروه تجربی تمرینات هوازی را با شدت 85-60درصد حداکثر ضربان قلب به مدت هشت هفته و هر هفته سه جلسه انجام دادند. 72 ساعت پیش و پس از هشت هفته تمرینات هوازی، جلسه ورزش وامانده ساز انجام گرفت. چهار مرحله خونگیری در حـالت غیرناشتا، پیش و پس از ورزش وامانده ساز انجام گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که تمرینات هوازی بر مقادیر PYY پلاسـما (71/0=P) و احساس ســیری زمان استراحـت و ناشــی از ورزش وامانده ساز (55/0=P) اثر معــناداری نداشت و سبب کاهش معنادار مقــادیر لاکتات ناشی از ورزش وامانده ساز شد. عدم تغییر وزن بدن و عدم ایجاد تعادل منفی چشمگیر، از دلایل احتمالی عدم تغـییر PYY و احسـاس سیـری در اثر تمرینات هوازی است. به نظـر می رسد برای تغییر احساس سیری و PYY حجم و شدت تمرینات باید زیاد باشد و این دو شاخص ثبات زیادی دارند.
یافتن راه کارهایی برای به کارگیری منابع انرژی در جهت بهبود عملکرد ورزشکاران یکی از مهم ترین اهداف مربیان ورزشی است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر شدت گرم کردن در فوتبالیست های تمرین کرده بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات است. آزمودنی های پژوهش را 10 مرد سالم فوتبالیست در سطح باشگاهی (میانگین±انحراف معیار سن 2±21 سال، قد 04/0±178 سانتی متر، وزن 18/8±80/68 کیلوگرم) تشکیل می دادند. آزمودنی ها در دو جلسه و به فاصله 72 ساعت، دو برنامه گرم کردن با شدت 50 و 70 درصد ضربان قلب بیشینه را اجرا کردند و پس از آن در فعالیتی فزاینده تا رسیدن به واماندگی شرکت کردند. ضربان قلب، اکسیژن مصرفی و دی اکسید کربن تولیدی در طول فعالیت فزاینده هر مرحله از آزمون، اندازه گیری و نسبت تبادل تنفسی محاسبه شد. برای مقایسه میزان اکسیداسیون چربی و سایر متغیرهای مکرر در دو نوع فعالیت از آزمون تحلیل واریانس مکرر (9×2) استفاده شد. همچنین در مقایسه میانگین سایر متغیرهای دو جلسه از آزمونt همبسته استفاده شد. مقادیر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات و همچنین هزینه انرژی محاسبه شد. نتایج این تحقیق در کل نشان داد شدت گرم کردن بر میزان اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات، ضربان قلب و نسبت تبادل تنفسی بازیکنان تمرین کرده فوتبال طی فعالیت فزاینده تأثیر معنی داری ندارد (05/0p>)، اما انرژی مصرفی کل در فعالیت فزاینده با شدت زیاد به طور معنی داری بیشتر بود (05/0p<). بر اساس نتایج تحقیق حاضر توصیه می شود فوتبالیست ها و نیز ورزشکاران رشته هایی که سیستم انرژی مشابه فوتبال دارند برای استفاده بهینه از منابع انرژی و جلوگیری از هدر رفتن منابع انرژی، پیش از رقابت گرم کردن با شدت کمتر را انجام دهند.
هدف از انجام این پژوهش، مطالعه مصرف امگا-3 و فعالیت ورزشی شدید غیر هوازی بر برخی عوامل التهابی در موشهای نر است. به همین منظور160سر موش نر از نژاد سوری با میانگین سنی2 ماه و میانگین وزنی 3±36 گرم انتخاب و به چهار گروه کنترل (40 سر)، مکمل (40سر)، تمرین (40 سر) و مکمل –تمرین (40سر) تقسیم شدند. در ابتدا 10 سر موش از هر گروه جهت تعیین مقادیر پیش آزمون متغیرها کشته شدند. برنامه تمرینی شامل هشت هفته و هر هفته شامل سه جلسه دویدن روی تردمیل بر اساس سرعت، شیب و مدت زمان دویدن بود. هر روز به مدت 8 هفته مقدار 2/0 میلی لیتر امگا3 به موشهای دو گروه مکمل و مکمل -تمرین خورانده شد. برای اندازه گیری سطوحIL-17، CRP وCPK از 10 سر موش هر گروه، نمونه خونی گرفته شد بدین صورت که هر دو هفته یک بار قبل از شروع تمرینات و پس از پایان تمرینات (پنج نوبت). برای تعیین تفاوت بین گروهها از روش تحلیل واریانس تعاملی (ANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد تفاوت معناداری در سطوحIL-17، CRP وCPK در بین گروهها وجود دارد. همچنین آزمون تعقیبی نشان داد این تفاوت بین گروه تمرینی با گروههای مکمل و مکمل – تمرین است (p<0.05). نتایج کلی نشان می دهد در زمانی که فعالیت ورزشی شدید غیر هوازی انجام می شود، مصرف مکمل امگا3 یا باعث کاهش و یا حداقل منجر به کاهش شیب افزایشی فاکتورهای التهابی می شود.
بیشتر ورزش ها به این دلیل جذاب اند که نمیتوان مسابقات آن ها را به طور کامل پیش بینی کرد. هرچه قدرت رقابتی تیم هایی که لیگ را میسازند بیشتر باشد، میزان پیش بینی مسابقات سخت تر میشود و در نتیجه، آن لیگ جذاب تر خواهد شد. تعادل رقابتی به تعادل بین توانمندیهای ورزشی تیم ها اشاره دارد. هدف از این تحقیق عبارت است از: مقایسة تعادل رقابتی بین لیگ های برتر فوتبال ایران، انگلستان، آلمان، اسپانیا، فرانسه و ایتالیا در فصل 2009- 2010 میلادی. داده های این تحقیق ثانویه اند و از جداول پایانی لیگ برتر کشورهای منتخب در فصل 2009- 2010 به دست آمده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو شاخص نسبت تمرکز و C5ICB استفاده شد. هر چه مقدار این شاخص ها کمتر باشد؛ یعنی تعادل بیشتری در لیگ برقرار است و به عکس. نتایج تحقیق نشان داد بر اساس شاخص C5ICB لیگ ها به ترتیب از بیشترین تعادل به کمترین تعادل عبارتند از : لیگ برتر ایران (60/129)، بوندس لیگای آلمان (01/135)، لاشامپیونه فرانسه (138)، کالچو ایتالیا (140)، لیگ برتر انگلیس (148) و لالیگای اسپانیا (60/149)؛ بنابراین لیگ برتر ایران بیشترین و لالیگای اسپانیا کمترین تعادل را در بین لیگ های بررسیشده در این تحقیق داشتند. به نظر میرسد فوتبال در ایران به صورت متعادل تری دنبال میشود و از حالت سنتی و دوقطبی خود در تهران خارج و در بقیة نقاط کشور هم در حال پیشرفت است.
با افزایش رقابت بین مناطق گردشگری، استراتژیهایی که پتانسیل گردشگری ورزشی را در مناطق گردشگری کشف کند، توسعه یافته است. هدف از تحقیق حاضر بررسی عوامل مؤثر بر وفاداری گردشگران در رویدادهای ورزشی استان آذربایجان شرقی است. بدین منظور 102 گردشگر به صورت خوشه ای و تصادفی ساده پرسشنامة تجدیدنظر شدة تراویس (2008) را تکمیل کردند. با استفاده از یافته های مدل آماری SEM متغیرهای تأثیرگذار بر وفاداری گردشگران ورزشی و غیرورزشی شناسایی شدند. متغیرهای اثرگذار بر وفاداری بر گردشگران ورزشی عبارتند از: اعتماد، رضایت مندی، تصویرسازی، ورزش هایی شاخص، هیجان و تجارب منحصربه فرد. متغیرهای اثرگذار بر وفاداری گردشگران غیرورزشی عبارتند از: اعتماد، رضایت مندی، امنیت، تفاوت های فرهنگی و حمل و نقل. نتایج نشان داد گردشگران ورزشی از گردشگران غیرورزشی وفادارترند که با یافته های تحقیقات قبلی در این زمینه هم خوانی دارد.
فعالیت عضلات مفصل ران، حرکات ناحیة دیستال اندام تحتانی(مچ پا) را تحت تاثیر قرار می دهد. این تحقیق با هدف بررسی اثر شش هفته برنامة تمرین قدرتی بر عضلات ابداکتور و چرخانندة خارجی ران در اصلاح پرونیشن پا انجام گرفت. در این پژوهش نیمه تجربی30 آزمودنی مرد به صورت هدفمند (سن07 /2±63 /21 سال، وزن 62 /7±93 /71 کیلوگرم ، قد52 /7±33 /177سانتی متر، BMI99 /0±81 /22) که افزایش پرونیشن پا داشتند، انتخاب شدند. پرونیشن پا با اندازه گیری زاویه والگوس پاشنه محاسبه گردید افرادی که دارای زاویه بیش از 10 درجه بودند و به دو گروه 15 نفری کنترل و تجربی تقسیم شدند. پیش از شروع پروتکل تمرین قدرتی، زاویة پرونیشن پای آزمودنی ها با گونیامتر و قدرت عضلات ابداکتور و چرخاننده خارجی ران با دیناموتر دستی اندازه گیری شد. گروه تجربی، به مدت شش هفته، و با تواتر سه جلسه در هفته پروتکل تمرین قدرتی بر عضلات ناحیة پراگزیمال اندام تحتانی را اجرا کردند. گروه کنترل فعالیت معمول خود را سپری کرد. پس از اتمام پروتکل تمرینی، قدرت عضلات و زاویة پرونیشن پا بار دیگر اندازه گیری شد. تحلیل اطلاعات با آزمون t همبسته و مستقل برای اختلافات درون گروهی و بین گروهی اجرا شد(05 /0p≤). نتایج نشان داد که بین دو گروه تجربی و کنترل در پیش آزمون پرونیشن پا تفاوت معناداری وجود ندارد اما در پس آزمون تفاوت معناداری دیده شد. نتایج آزمون t همبسته نیز اختلاف معنی داری در قدرت عضلات ابداکتور و چرخانندة خارجی و همچنین پرونیشن پا بین پیش آزمون و پس آزمون گروه تجربی نشان داد، درحالی که بین پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتایج این تحقیق اثربخشی برنامة تمرین قدرتی بر عضلات ابداکتور و چرخانندة خارجی ران را در کاهش و اصلاح ناهنجاری پرونیشن پا نشان داد.
براساس یافته های روانشناسی و علوم تربیتی، سال های پیش از دبستان در رشد و تربیت کودکان نقش اساسی و تعیین کننده ای دارد. یکی از ابعاد رشد در این سال ها رشد حرکتی است. بررسی عملکرد حرکتی با توجه به ابعاد پیکرسنجی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ازاین رو تحقیق حاضر، از طرفی با هدف بررسی ارتباط ویژگی های پیکرسنجی با عملکرد حرکتی، و از طرف دیگر به منظور تعیین اختلاف عملکرد حرکتی در کلیة کودکان پیش دبستانی شهر شیراز، بر روی 157 دختر و پسر 3 تا 6 ساله اجرا شد. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی مقطعی بود. ابزار جمع آوری داده ها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک، برگة ثبت ویژگی های پیکرسنجی و آزمون عملکرد حرکتی بود. از روش های آماری تحلیل واریانس یکطرفه، ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و تی مستقل برای تحلیل استفاده گردید. نتایج در بررسی گروه های سنی، تفاوت معناداری را در پرش عمودی با 47 /25 =F و 2 = df و 000 /0 ≥P و در پرش افقی با 15 /14 = F و 2= df و 000 /0≥ P نشان داد. در پرش عمودی برتری با گروه سنی 5 ساله ها و در پرش افقی برتری با گروه سنی 4 ساله ها بود. همچنین در بررسی تأثیر جنسیت، در پرش عمودی (70 /1 = t و 155=df و 008 /0 ≥P و پرتاب توپ 98 /1 =t و 155 = df و 030 /0 P≥ برتری با پسران بود. در نهایت در بررسی ارتباط ابعاد پیکرسنجی با عملکرد حرکتی، وزن و ابعاد طولی بیشترین همبستگی را نشان دادند. نتایج این تحقیق نشان دهندة افزایش تدریجی قدرت عضلانی متناسب با افزایش سن است. به دست آمدن تفاوت جنسیتی در برخی از عامل های مورد بررسی، ضرورت مطالعات بعدی را بارز می سازد. بر اساس یافته های این پژوهش، پیشنهاد می شود که در تحقیقات آینده از نمونه ها و ابزارهای دیگری در پیکرسنجی به منظور مقایسه استفاده شود.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و مدل ترکیبی بر یادگیری حرکتی مهارت بالانس دو پایه است. 45 آزمودنی با میانگین سنی7 /1±03 /8 به طور تصادفی در سه گروه تجربی مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و مدل ترکیبی قرار گرفتند. آزمودنی ها مهارت بالانس دو پایه را به مدت سه هفته (هر هفته سه جلسه) تمرین کردند. پیش آزمون، آزمون اکتساب و آزمون یادداری از سه گروه به عمل آمد. امتیازات آزمودنی ها از طریق محاسبة میانگین امتیازات سه داور براساس هنجار تعیین شدة فدراسیون ژیمناستیک صورت گرفت. نتایج تحلیل واریانس دو طرفه در اندازه های تکراری نشان داد مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و ترکیبی بر یادگیری حرکتی مهارت بالانس دو پایه تاثیر معنی داری دارد (001 /0 pv =). همچنین نتایج نشان داد اختلاف معنی داری بین گروه های مدل انیمیشن و مدل ترکیبی وجود ندارد (156 /0 pv =). در نهایت هر دو گروه مدل انیمیشن و مدل ترکیبی، عملکرد بهتری نسبت به گروه تصاویر ثابت داشتند (001 /0 pv =). در کل نتایج نشان میدهد مشاهدة انیمیشن روش الگودهی مناسب برای یادگیری مهارت بالانس دوپایه در سنین کودکی است. همچنین پیشنهاد می شود، از تصاویر ثابت به عنوان مکمل همراه با انیمیشن استفاده شود.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر 8 هفته تمرین ترکیبی بر مقادیر میوستاتین پلاسمایی مردان چاق غیرورزشکار بود. تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی است. به همین منظور 23 مرد چاق غیرورزشکار به صورت داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند و به دو گروه تجربی (12= n) با میانگین سن 06 /2 ± 38 /21 سال، قد 07 /7 ± 65 /173 سانتی متر و وزن 05 /15±61 /86 کیلوگرم و درصد چربی 67 /2 ± 05 /27 و گروه کنترل (11= n) با میانگین سن 13 /1 ± 44 /21 سال، قد 09 /5 ± 61 /175 سانتی متر، وزن 05 /14±00 /90 کیلوگرم و درصد چربی 68 /2±15 /27 تقسیم شدند. گروه تجربی پروتکل 8 هفته ای تمرین ترکیبی شامل تمرین مقاومتی (5 حرکت، 3 جلسه در هفته با شدت 50 تا 80 درصد ) و تمرین استقامتی (دویدن با شدت 65 تا 85 درصد ضربان قلب بیشینه در مدت زمان 25 تا 40 دقیقه) را در یک روز و به ترتیب تمرین مقاومتی – استقامتی اجرا کردند. گروه کنترل در هیچ برنامة تمرینی شرکت نکرد. قبل و 48 ساعت بعد از اتمام آخرین جلسة تمرینی و در شرایط ناشتایی، 5 میلی لیتر خون از ورید بازویی آزمودنی ها گرفته شد. نتایج تحلیل آماری با آزمون t مستقل نشان داد که مقدار میوستاتین پلاسمایی در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت (001 /0= P) . ازاین رو می توان نتیجه گرفت که اجرای تمرین ترکیبی در پیشگیری از آتروفی عضلانی و کاهش تودة عضلات مؤثر است.
هدف از تحقیق حاضر، کاربرد استانداردهای بهینه سازی مصرف آب در استخرهای شنای شهرستان ارومیه بود. به این منظور، استخرهای مرکز استان آذربایجان غربی به تعداد 13 استخر که کل جامعة تحقیق را تشکیل می دادند به صورت تمام-شمار بررسی شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه و چک لیست بود که با استناد به استانداردهای مؤسسة استاندارد و تحقیقات صنعتی (1388) و دفتر تدوین و ترویج مقررات ملی ساختمان کشور (1384) تهیه شد و پس از ارزیابی اعتبار محتوایی، پایایی آن در یک مطالعة راهنما از طریق ضریب آلفای کرونباخ 86 به دست آمد. نتایج نشان داد که از 13 استخر شهرستان ارومیه، 9 استخر مربوط به استخرهای دولتی و 4 استخر دیگر متعلق به بخش خصوصی بود و اغلب آنها (7 استخر) قدمتی کمتر از 10 سال داشتند. در بررسی فرضیه های تحقیق نیز مشخص شد که 83 /5 درصد استخرها از نظر رعایت استانداردهای مبحث 19 در وضعیت متوسط و 61 /5 درصد آنها نیز در وضعیت نامطلوبی قرار دارند. از نظر استانداردهای بهینه-سازی مصرف آب 84 /6 درصد استخرها وضعیت نامطلوب و 15 /4 درصد بقیه نیز وضعیت متوسطی داشتند.
هدف این پژوهش بررسی رابطة بین انگیزش مشارکت، توانمندسازی روانشناختی و تعهد عاطفی کارکنان سازمان تربیت بدنی است. جامعة آماری تحقیق را 380 نفر از کارشناسان و مدیران ستادی سازمان تربیت بدنی ایران تشکیل می دهد که براساس جدول کرجیس و مورگان ، 225 نفر به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. داده های تحقیق از طریق پرسشنامه های انگیزش مشارکت یانگ (2005)، توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر (1994) و تعهد عاطفی میر و آلن (1997) با تجدیدنظر دوباره توسط استادان و متخصصان در این زمینه استفاده شد. تجزیه وتحلیل یافته ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و روش تحلیل مسیر نشان داد که انگیزش مشارکت اثر مستقیم (16 /0) و غیرمستقیم (15 /0) مثبت و معناداری بر تعهد عاطفی دارد. به علاوه، توانمندسازی روانشناختی بر تعهد عاطفی اثر مستقیم و معناداری دارد (26 /0). در نتیجه بخش زیادی از واریانس توانمندسازی روانشناختی (26 /0) و تعهد عاطفی کارکنان (52 /0) ناشی از انگیزش مشارکت کارکنان است. به طور کلی می توان گفت برای ایجاد تعهد عاطفی کارکنان نیاز است که مدیران سازمان تربیت بدنی با ایجاد فضای همکاری و مشارکت انگیزاننده و طرح شیوه های مناسب توانمندسازی کارکنان و درگیری مستقیم خود در این امور، تعهد عاطفی کارکنان را بهبود بخشند.
هدف مطالعه حاضر مقایسه ی الکترومایوگرافی عضلات ساق پا، حداکثر نیروهای عمودی عکس العمل زمین در حرکت فرود تک پای مردان دارای زانوی پرانتزی و نرمال می باشد. 26 نفر از میان دانشجویان مرد رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی، شامل 13 نفر دارای زانوی پرانتزی و 13 نفر دارای زانوی نرمال در این مطالعه شرکت کردند. فعالیت الکترومایوگرافی برخی از عضلات ساق پا همزمان با داده های نیروهای عکس العمل زمین اندازه گیری گردید. ناهنجاری زانوی پرانتزی با استفاده از کولیس اندازه گیری و ثبت شد. آزمودنی ها حرکت فرود تک پا را از ارتفاع 30 سانتی متر روی صفحه نیرو انجام دادند. حرکت فرود به دو مرحله تقسیم گردید: 100 میلی ثانیه قبل از تماس آغازین پا با زمین و 100 میلی ثانیه بعد از تماس پا با زمین)مرحله جذب نیرو(. تجزیه و تحلیل داده هابا استفاده ازنرم افزار16SPSS و آزمون آماریt مستقل انجام شد(05 /0P). نتایج تحقیق نشان دادند که در مرحله قبل از فرود در فعالیت عضلات نعلی، دوقلوی داخلی و درشت نی قدامی بین دو گروه اختلاف معنادار نبود (به ترتیب (76 /0P)، (09 /0P) و (77 /0P)). در مرحله جذب نیرو در فعالیت عضلات نعلی و درشت نی قدامی اختلاف معناداری نشان داده نشد (به ترتیب (68 /0P) و (92 /0P))، اما اختلاف فعالیت عضله دوقلوی داخلی بین دو گروه معنادار بود (04 /0P). اختلاف معناداری در حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در هنگام برخورد پنجه نشان داده نشد (22 /0P)، اما اختلاف حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین هنگام برخورد پاشنه (003 /0P) بین دو گروه معنادار بود. نتایج این مطالعه نشان داد که افراد دارای زانوی پرانتزی در مقایسه با افراد نرمال در مرحله جذب نیرو هنگام فرود میزان فعالیت کمتری را در عضله دوقلوی داخلی از خود نشان دادند که ممکن است به سبب آن نیروهای بیشتری به مفاصل اندام تحتانی آنها وارد شود. این موضوع ممکن است در طولانی مدت سبب آسیب دیدگی و بروز بیماری های تخریب مفصلی شود.
هورمون رشد و عامل رشد شبه انسولینی 1، از هورمون های آنابولیک هستند که نقش حیاتی در بالیدگی دستگاه های مختلف بدنی به ویژه در کودکی و نوجوانی دارند. ورزش یکی از محرک هایی است که ترشحGH و IGF-1 را تحت تأثیر قرار می دهد، امروزه ورزش های آبی به علت ایجاد نشاط در کودکان، بسیار توصیه شده است. هدف این پژوهش بررسی اثر یک دورة 8 هفته ای تمرین در آب بر سطوح استراحتی GHو IGF-1 کودکان 9 تا 11 سال پسر است. 18 دانش آموز پسر غیرورزشکار (میانگین± انحراف معیار، سن 2±2 /10 سال، وزن 3±5 /26 کیلوگرم و قد 6±9 /130 سانتی متر) انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه تجربی (10نفر) و کنترل (8 نفر) قرار گرفتند. ابتدا از تمام آزمودنی ها نمونه های خونی ناشتا به منظور اندازه گیری سطوحGH و IGF-1 گرفته شد. سپس آزمودنی های گروه تجربی به مدت 8 هفته، سه جلسة 1 ساعته در هفته به تمرین با شدت 70 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب پرداختند. آزمودنی های گروه کنترل در این مدت هیچ گونه فعالیت ورزشی نداشتند. پس از 8 هفته از تمام بازیکنان بار دیگر نمونة خونی گرفته شد. از آزمون t همبسته و t مستقل برای آنالیز داده ها استفاده شد. تحلیل آماری نشان داد که 8 هفته تمرین در آب، روی غلظت سرمیGH و IGF-1 تأثیر معناداری ندارد (05 /0P> )، درحالی که در گروه کنترل بعد از 8 هفته، افزایش معناداری در غلظت GH و IGF-1 مشاهده شد (05 /0P< ). علاوه بر این، بین دو گروه بعد از 8 هفته اختلاف معناداری در مقدار ترشح GH و IGF-1 وجود داشت (05 /0P< ). به طور کلی نتایج نشان داد که 8 هفته تمرینات منتخب در آب با شدت 70 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب در دقیقه موجب تحریک ترشح GH و IGF-1 کودکان 9 تا 11 سالة پسر غیرورزشکار نمی شود (05 /0 P≤).