در این پژوهش تلاش شده است در مرحله نخست، حوزه های به کارگیری داوطلبان در ورزش شهروندی شناسایی شده و در مرحله بعد، این عوامل به منظور اقدامات لازم اولویت بندی گردند. روش این پژوهش توصیفی پیمایشی بوده و جامعه آماری آن را کلیه مدیران و معاونین حوزه ستادی سازمان ورزش شهرداری تهران، مدیران مجموعه های ورزشی، مدیران تربیت بدنی مناطق 22 گانه شهرداری تهران و اعضای شورای راهبردی ورزش شهروندی تشکیل دادند.تعداد نمونه برابر با جامعه (122نفر) می باشد(N=n). یافته های پژوهش نشان می دهد داوطلبان ورزشی تهران را می توان به ترتیب اولویت در 4 حوزه تفریحات ورزشی، همکاری در مدیریت فضاهای ورزشی، ورزش های سازمان یافته و بستر سازی برای استعدادیابی به کار گرفت. همچنین، به نظر می رسد به دلیل کمبود نیروی انسانی در حوزه تفریحات ورزشی و همکاری در مدیریت فضاهای ورزشی، مدیران سازمان ورزش شهرداری تهران ترجیح می دهند داوطلبان بیشتری را در این حوزه ها به کار گیرند. با توجه به یافته های پژوهش حاضر و سایر مطالعات این حوزه پیشنهاد می شود برای برنامه ریزی دقیق تر، حوزه های به کارگیری داوطلبان را از دیدگاه خود آن ها مورد بررسی قرار گیرد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دوازده هفته تمرینات مقاومتی – توانی با بارهای مختلف بر کارکردهای عضلانی و عملکردی بازیکنان فوتبال نخبه است. بدین منظور ۳۶ آزمودنی از چهار دانشگاه و به روش نمونه گیری تصادفی به سه گروه مساوی شامل گروه ۱، تمرینات مقاومتی- توانی با ۷۰-۶۰ درصد 1RM، گروه ۲، تمرینات مقاومتی- توانی با ۸۰-۷۰ درصد 1RM، گروه ۳، تمرینات مقاومتی – توانی با ۹۰-۸۰ درصد 1RM تقسیم شدند. برنامه تمرینات مقاومتی – توانی شامل شش حرکت بود که به مدت دوازده هفته (هر هفته سه جلسه) برای تمام گروه ها اجرا شد. نتایج نشان داد که بار سنگین موجب افزایش معنا داری در قدرت عضلانی پایین تنه نسبت به بار سبک شد. بار سنگین و متوسط موجب افزایش معنا داری در توان بی هوازی پایین تنه نسبت به بار سبک شد و بار سنگین کاهش معنا داری را در زمان دو ۲۰ متر، ۳۰ متر و زمان آزمون هاف نسبت به بارهای سبک و متوسط نشان داد و بین سایر بارها تفاوت معنا داری مشاهده نشد. در دو ۱۰ متر سرعت و توان انفجاری نیز تفاوت معنا داری مشاهده نشد. پیشنهاد می شود بازیکنان فوتبال برای بهبود کارکردهای عضلانی و عملکردی خود از تمرینات مقاومتی– توانی با بار ۹۰-۸۰ درصد 1RM استفاده کنند.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرینات مرسوم یک ماهه در کاراته شامل تمرینات قدرتی، هوازی و کاتا بر گشتاورهای فلکشن و اکستنشن ران و زانو، استقامت عضلانی، توان هوازی و بی هوازی، ترکیب بدنی و اجرای کاتای قهرمانان بین المللی کاتای تیمی سه نفره ایران با سابقه قهرمانی لیگ های جهانی و آسیا بود. این کاتاروها با دامنه سنی 3 ± 5/31 سال، شاخص توده بدنی 5/1 ± 5/25 کیلوگرم بر مترمربع، چربی بدنی 5/1 ± 5/12 درصد در تمرینات یک ماهه شامل هشت جلسه هوازی، شش جلسه قدرتی، شش جلسه تکنیک و کاتا و چهار جلسه ترکیبی (قدرت و هوازی) شرکت کردند. از ابزار مختلف آمار توصیفی همچون میانگین، انحراف معیار و درصد تغییرات فردی و تیمی برای مقایسه اطلاعات پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. نتایج افزایش قابل توجهی را در تمامی گشتاورها نشان داد. همچنین، افزایش قابل توجهی در مقادیر استقامت عضلانی مرتبط با نیم اسکات با وزن بدن (50 درصد)، پرس سینه با 8/0 وزن بدن (5/19 درصد)، بارفیکس (5/33 درصد) و در اجرای کاتا بهبودی از نسبتاً قوی به قوی مشاهده شد؛ بااین حال، در مقادیر ترکیب بدنی، توان هوازی (دوی 1600 متر) و توان بی هوازی (پرش سارجنت) تغییر چندانی مشاهده نشد. به نظر می رسد باوجود مفیدبودن تمرینات مرسوم کاراته، برای اثربخشی بیشتر باید به نیازهای فردی، رژیم غذایی مناسب و تمرینات تکمیلی توجه ویژه ای شود.
جامعه آماری پژوهش شامل 32332 معلم تربیت بدنی بود. 16235 زن و 16097 نفر مردبودند. بر اساس جدول مورگان اندازه نمونه تحقیق 10 درصد از حجم جامعه بود که زنان16235 نفرو مردان 16097 نفربودند.استانهای کشور بر اساس مناطق جغرافیایی ، مشترکات فرهنگی ،زبانی و نژادی به پنج منطقه ( شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز)تقسیم شدند. روشهای آماری شامل تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی بنفرونی بود.روش انجام آزمون هاشامل هشت ایستگاه وشش رکورد بود. نتایج نشان داد بین قد، وزن و BMI معلمان تربیت بدنی زن و مرد به تفکیک مناطق پنج گانه کشور تفاوت معنی دار وجود داشت ( 001/0 P≤). مردان منطقه جغرافیای شمال وزنان منطقه جغرافیایی جنوب درآمادگی جسمانی بهترین بودند( 001/0 P≤). مردان وزنان در مناطق مرکزی درآزمون های آمادگی جسمانی ضعیف ترین بودند.مردان از مناطق جنوبی در مهارت های ورزشی بهترین وزنان در مرکز ضعیف ترین بودند( 001/0 P≤). در مجموع می توان گفت برنامه های تربیت بدنی در مناطق جعرافیایی شمال و جنوب از مرکزموثرتربوده است.
هدف این پژوهش ارزیابی کیفیت خدمات گروه علوم ورزشی دانشگاه اراک بر اساس رویکرد ترکیبی سروکوال، کانو و گسترش عملکرد کیفیت بود. این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی پیمایشی بود. جامعة آماری شامل دانشجویان گروه علوم ورزشی دانشگاه اراک بودند که 108 نفر از آنها به صورت تصادفی سهمیه ای به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامة سروکوال برای بررسی ادراکات (92/0= α ) و انتظارات (96/0= α ) دانشجویان از کیفیت خدمات و نیز از پرسشنامة کانو (96/0= α ) که مبتنی بر پرسشنامة سروکوال است برای شناسایی نیازهای دانشجویان استفاده شد. همچنین، از شیوة گسترش عملکرد کیفیت ( QFD ) برای تعیین ویژگی های خدمات استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های ویلکاکسون و فریدمن تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از نظر دانشجویان کیفیت خدمات گروه در سطح متوسط بود و تفاوت آماری معناداری (شکاف منفی کیفیت) بین ادراکات و انتظارات دانشجویان در تمام شش مؤلفة کیفیت خدمات وجود داشت. بیشترین شکاف کیفیت در مؤلفة موارد ملموس و کمترین شکاف کیفیت در مؤلفة قابلیت اعتبار وجود داشت. در نهایت، 20 نیاز مهم دانشجویان از جمله اماکن و فضاهای ورزشی مناسب، اماکن و فضاهای آموزشی و اداری، آزمایشگاه مناسب و نیز 12 ویژگی فنی کیفیت خدمات از جمله پاسخ دهی مناسب کارکنان، اماکن و فضاهای فیزیکی کافی و مناسب و وجود ملزومات مناسب تکنولوژی اطلاعات برای بهبود کیفیت خدمات تعیین شدند. در مجموع، دانشجویان از کیفیت خدمات گروه علوم ورزشی رضایت نداشتند. به نظر می رسد اجرای یافته های پژوهش بتواند بهبود کیفیت خدمات و در نتیجه رضایت دانشجویان را به دنبال داشته باشد.
با توجه به اهمیت ارزیابی آزمونهای عملکردی تعادل با تأکید بر پارامترهای مؤثر بر تعادل، ازجمله تیپ بدنی، هدف این تحقیق پایاییسنجی آزمونهای عملکردی 161 سانتیمتر و /13±6/ 27 سال، قد 37 /32±2/ 24 سال سالم بود. 25 زن آندومورف )با میانگین سنی: 13 - تعادل )ایستا، نیمهپویا و پویا( در زنان آندومورف 34 58 کیلوگرم( در این تحقیق مشارکت کردند. تعادل آزمودنیها با استفاده از آزمونهای عملکردی تعادل و تیپ بدنی با استفاده از روش هیث - /28±8/ وزن 46 جهت بررسی نرمال- ،)K-S( کارتر ارزیابی شد. هر آزمونی برای هر فرد در سه نوبت با فاصله استراحت 72 ساعت انجام شد. از آزمون کلموگروف – اسمیرنوف P − 0/ برای بررسی پایایی آزمونها در سطح معناداری 05 ICC بودن توزیع دادهها و از روش آماری < استفاده شد. پایایی همه آزمونهای تعادلی ایستا، نیمهپویا و پویای استفاده شده در این تحقیق، با تیپ بدنی آندومورف تأیید شد. برای ارزیابی تعادل ایستا آزمونهای لکلک و فرشته، تعادل نیمهپویا آزمون ستاره، و تعادل .)ICC>0/ پویا، آزمونهای زمان برخاستن و رفتن و راهرفتن تاندم از سطح پایایی خیلی خوب برخوردار شدند ) 80
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازخورد خودکنترل بر یادگیری حرکتی، اعتماد به تعادل و خودکارآمدی سالمندان در یک تکلیف تعادلی بود. بیست نفر سالمندان (همگی زن و با میانگین سنی 7/62 سال)، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بطور تصادفی به دو گروه بازخورد خودکنترل و گروه جفت شده تقسیم شدند. تکلیف شامل ایستادن بر روی صفحه دستگاه تعادل سنج پویا و تلاش برای حفظ پلت فرم به صورت افقی تا حد امکان، در هر کوشش30 ثانیه ای بود. در مرحله اکتساب، 10کوشش30 ثانیه ای انجام شد و 24 ساعت بعد، آزمون یادداری به صورت پنج کوشش 30 ثانیه ای تکمیل شد. شرکت کنندگان بعد از کوشش پنجم مرحله اکتساب و قبل از آزمون یادداری، پرسش نامه اعتماد به تعادل و خودکارآمدی را تکمیل کردند. داده ها با آزمون های تحلیل واریانس مرکب و تحلیل کواریانس یکراهه، بررسی شدند. نتایج نشان داد بازخورد خودکنترل باعث بهبود یادگیری تعادل و خودکارآمدی در سالمندان می شود.
هدف این پژوهش، طراحی مدل نقش های بشارت دهندگان باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایران بود. این پژوهش توصیفی، ازنوع همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود که به روش میدانی اجرا شد. به دلیل محدودیت در دسترسی به همه هواداران باشگاه های لیگ برتر فوتبال کشور، پژوهشگران دو تیم منتخب استقلال و پرسپولیس را برگزیدند. این دو تیم از محبوب ترین تیم های حاضر در لیگ برتر هستند. جامعه آماری این پژوهش ، هواداران دو باشگاه ذکرشده در شانزدهمین دوره مسابقات لیگ برتر خلیج فارس بودند. ازآنجایی که تعداد جامعه آماری نامعلوم بود، طبق جدول مورگان، 384 هوادار برای تعیین حجم نمونه درنظر گرفته شدند و در بازی شهرآورد به طور مساوی از هواداران هر تیم، 192 پرسش نامه سالم جمع آوری شد. روش نمونه گیری، تصادفی دردسترس بود . مبنای ابزار پژوهش، پرسش نامه دیور و همکاران (2015) بود که برای استفاده در فرهنگ و اجتماع کشور تعدیل و اصلاح شد. برای روایی ظاهری و محتوایی، ترجمه پرسش نامه دراختیار تعدادی از متخصصان بازاریابی ورزشی و اساتید مدیریت ورزشی قرار داده شد و نسخه نهایی با رفع ایرادها و نقاط ابهام، اصلاح و ویرایش شد. پایایی اولیه ابزار پژوهش توسط یک مطالعه راهنما انجام شد. نتایج حاصل از اجرای مدل در نرم افزار ایموس نشان داد که هواداران به عنوان بشارت دهندگان باشگاه های استقلال و پرسپولیس، چهار نقش مدافع، مبلغ ، ضدانتقادات و مقلد را ایفا می کنند. امروزه، مدیران بازاریابی تیم های ورزشی می توانند با تشکیل و تقویت کانون های هواداری، ترویج و بازاریابی را ازطریق آنان رونق دهند تا تیم ها از سرمایه های مادی و معنوی حاصل از حضور حداکثری آنان بهره مند شوند.
فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) که از نظر ساختاری شبیه فاکتور رشد عصبی است، در قسمت هیپوکامپ تولید می شود و یکی از فاکتورهایی است که در دوران سالمندی در اثر فقدان فعالیت کاهش می یابد. کاهش BDNF بر حافظه، یادگیری و شناخت، ، جذب غذا و متابولیسم انرژی تأثیر می گذارد و سبب اختلال رفتاری می شود؛ با فعالیت ورزشی می توان این کمبود را جبران و حتی از بروز آلزایمر جلوگیری کرد. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی اثر تمرینات پیلاتس بر سطح BDNF سرم در مردان سالمند بود. برای این منظور20 مرد سالمند به طور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل با میانگین سنی (گروه کنترل 67/2±65 سال، گروه تجربی 62/2±64 سال) و میانگین وزن (گروه کنترل 59/3±73 کیلوگرم، گروه تجربی 54/3±71 کیلوگرم) تقسیم شدند. از کلیه آزمودنی ها 24 ساعت قبل از شروع تمرینات و 24 ساعت پس از پایان دوره تمرینی، به صورت ناشتا خون گیری به عمل آمد. سپس گروه تجربی به مدت 12 هفته (هر هفته 5 جلسه و هر جلسه به مدت 60 دقیقه) برنامه ورزشی پیلاتس را دریافت کردند. درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند و تنها پیگیری شدند. به منظور مقایسه درون گروهی از آزمون آماری t همبسته و برای مقایسه بین گروهی از t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که سطوح BDNF سرم در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافت (05/0>P). نتایج این تحقیق نشان می دهد که تمرینات پیلاتس به عنوان یک روش ایمن و مؤثر، سبب افزایش سطوح BDNF سرم مردان سالمند می شود. بنابراین، با توجه به اینکه BDNF در دوران سالمندی بر اثر بی تحرکی کاهش می یابد، می توان کمبود آن را با اجرای تمرینات کم هزینه و بی خطر پیلاتس جبران کرد.
Background: Vaspin is an adipokine secreted from fatty tissues that has serious effects on adipose tissues, muscles, liver, and inflammation. Purpose: The study aimed at determining the effects of 8 weeks of combined training (resistance and endurance) on the serum vaspin level in obese girls. Method: The examinees consisted of 25 obese female students (BMI> 30) from Sistan-Baluchestan University in 2016-17 academic years who voluntarily participated in the research. Samples were divided randomly into two groups: Training (n = 13) and Control (n = 12). Combined training group had both resistance training (5 stations of foot press, Lat pulldown, biceps curl, knee flexion and knee extension for 75-70 minutes) and; endurance was running on the treadmill; in the 2 first weeks, with 60% HR<sub>max</sub> for 25 minutes, in the 3-6 th weeks with 75-65% HR<sub>max</sub> for 35 minutes, and in the 6-8 th weeks with 75 -85% HR<sub>max</sub> for 40 minutes, continuously, for 3sessions each week. Also 10 minutes at the beginning and at the end of the training were warm up and cool down for athletes. It should be noted that during this period the control group did not participate in any kind of sports activities. After receiving the consent forms, the examinees were given enough information regarding the research procedure and their blood samples were obtained in a standard position, collected in pipes containing EDTA, and centrifuged 24 and 48 hours before and after the first and last training sessions, respectively. The obtained plasmas were kept at -80 ° C and their serum vaspin concentrations were measured by ELISA method using the special Human Vaspin kit. To analyze the data, the paired and independent t-test and SPSS-21 Software were performed; the meaningfulness level p was considered to be less than 0.05 (p < 0.05). Results: Results showed that after 8 weeks of combined training, the vaspin levels, weight, BMI, WHR, and %BF decreased meaningfully in the training Group compared to the control Group (P <0.05). Conclusions: considering the meaningful vaspin reduction in this study, it seems that combined training (resistance and endurance) is beneficial to obese and overweighed people.
هدف از این تحقیق بازشناسی و مدلسازی حوزه ها و زیرساخت های حقوق تجارت در ورزش حرفه ای ایران و ارائه تصمیمات مدیریتی مبتنی بر آن بود. ابزار تحقیق پرسشنامه ای محقق ساخته با 70 گویه بود که توسط 7 تن از خبرگان، روایی محتوایی آن تأیید و ضریب پایایی آن 894/0 تعیین شد. نمونه های تحقیق شامل 300 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه، کارشناسان ورزشی، مربیان، ورزشکاران/قهرمانان بودند. از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای اعتباریابی سازه ای، شناسایی عوامل و برآورد بارهای عاملی استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها و تعیین معادلات ساختاری در نرم افزارSPSS نسخه 21 و LISREL انجام گرفت. در الگوی اکتشافی الگوی حقوق تجارت در ورزش حرفه ای، حوزه ها و زیرساخت های حقوق تجارت در ورزش حرفه ای کشور شناسایی شد که شامل یازده عامل قراردادهای حقوقی، مقررات بین المللی، صحه گذاری، بازاریابی در کمین، قانون استخدام، قانون ضد تراست، مالکیت فکری، آژانس ورزشی، رابطه واسطه گری، رسانه ورزشی و اقتصاد بود. سه عامل قراردادهای حقوقی، مقررات بین المللی، و عامل اقتصاد بر سایر عوامل تبیین کننده حقوق تجارت در ورزش حرفه ای کشور اثرگذار بودند. چنانچه بتوان با این سه عامل به نحوی شایسته بر سایر عوامل این مدل اثر گذاشت، ریشه بسیاری از مسائل و مشکلات در حوزه حقوق تجارت در ورزش حرفه ای شناسایی خواهد شد. توجه به بارهای عاملی و روابط حاکم میان هر عامل با سایر عوامل در این مدل، راهگشای مناسبی برای مدیران در تصمیم سازی است.
این پژوهش با هدف شناسایی سبک های تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان پوشاک ورزشی انجام شد. روش پژوهش از نوع مطالعات کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد بود. مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته و عمیق با سه گروه شامل متخصصان بازاریابی و بازاریابی ورزشی، تولیدکنندگان- عرضه کنندگان پوشاک ورزشی و مشتریان پوشاک ورزشی انجام شد (تعداد = 56). نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی تاحد اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها ازطریق تکنیک تحلیل تفسیری، با استفاده از روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. نتایج تحلیل تفسیری مصاحبه ها منجر به شناسایی 93 گویه شد که در 15 مقوله طبقه بندی شد. این 15 مقوله به عنوان سبک های تصمیم گیری خرید، در قالب یک مدل کیفی ارائه شد. مدل مطالعه نشان داد که مشتریان ورزشی می توانند در خرید پوشاک ورزشی سبک های دسترسی راحت، کیفیت گرایی، مدگرایی، ملی گرایی، جست وجوگر، اطمینان طلبی، احترام گرا، تنوع گرا، حس گرایی، لوکس گرایی، لذت گرایی، حساس به قیمت، برندگرایی، خرید سردرگم و تأثیرپذیر را دنبال کنند. برخی از سبک های ارائه شده در پژوهش حاضر، با مطالعات پیشین در حوزه های مختلف مطابقت داشتند. بااین وجود، سبک هایی چون تأثیرپذیر، حس گرایی و لوکس گرایی کمتر مورداشاره پژوهش های گذشته بوده اند. به طورکلی، سبک های تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان می توانند گسترده تر و متنوع تر از سبک های تصمیم گیری خرید کنونی باشند.
هدف این پژوهش پیش بینی پنج مرحله تغییر رفتار تمرینی (پیش تفکر، تفکر، آمادگی، عمل و ثبات) بر اساس توازن در تصمیم گیری (مزایا و معایب ادارک شدة تمرین) و خودکارآمدی بود. مراحل تغییر رفتار تمرینی شامل پنج مرحله است: پیش تفکر، تفکر، آمادگی، عمل و ثبات. از این رو، تعداد 292 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه شهید بهشتی تهران به روش خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور سنجش مراحل تغییر رفتار تمرینی، از مقیاس مراحل تغییر رفتار تمرینی کاردینال (1997)، برای سنجش توازن در تصمیم گیری، از پرسشنامة توازن در تصمیم گیریِ پلاتنیکف و همکاران (2001) و برای سنجش خودکارآمدی، از پرسشنامة خودکارآمدی شوارتز (1999) استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون تشخیصی چندگانه نشان داد که 4/87 درصد از واریانس متغیر گروه بندی شده (مراحل تغییر رفتار تمرینی) توسط دو متغیر (توازن در تصمیم گیری و خودکارآمدی) تبیین می شود و این دو متغیر با هم یک مدل پیش بینِ معنا دار را تشکیل می دهند (02/0P=). بر اساس این نتایج، متغیرهای توازن در تصمیم گیری و خودکارآمدی، نقش اصلی را در تمایز پنج خوشه (مراحل تغییر رفتار) دارند. نتایج این پژوهش، بر نقش بسیار مهم آگاهی از مزایا و معایب تمرین و نیز نقشِ بااهمیتِ تجربة مثبت تمرینی، تأکید می کنند.
تمرینات نوروفیدبک به طور فزاینده ای به منظور بهینه سازی عملکردهای مختلف مغزی مورد استفاده قرار می گیرد. هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرینات نوروفیدبک بر دقت بازیکنان تنیس روی میز بود. به این منظور 16 بازیکن مبتدی پسر 10 تا 15 ساله به طور داوطلبانه و دردسترس در پژوهش شرکت کردند و در دو گروه نوروفیدبک به علاوه تمرین جسمانی و گروه تمرین جسمانی قرار گرفتند. گروه نوروفیدبک به علاوه تمرین جسمانی ، مدت دوازده جلسه تمرین سی دقیقه ای نورفیدبک شامل پروتکل ریتم حسی حرکتی را انجام دادند. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد تفاوت بین دو گروه در دقت فورهند و بک هند معنادار و نتایج عملکرد در گروه نوروفیدبک به علاوه تمرین جسمانی بهبود یافته بود. نیازهای بالای پردازش های شناختی بنیادی که در حفظ توجه، حافظه کاری و مهارت های روانی حرکتی وجود دارد؛ توسط تمرینات ریتم حسی حرکتی تسهیل می شود. نتایج پژوهش از این یافته ها حمایت می کند.
پیش بینی موفقیت آمیز از کلیدی ترین عوامل موفقیت در مهار ضربه پنالتی در فوتبال برای دروازه بانان است و معرفی مداخله های بهینه برای بهبود این توانایی می تواند در ارتقای سطح عملکرد مفید باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرینات مبتنی بر چشم آرام بر پیش بینی ضربه پنالتی توسط دروازه بان های خبره و رفتارهای خیرگی آنها در حین پیش بینی بود. شرکت کنندگان پژوهش حاضر، 20 دروازه بان خبره شاغل در مسابقات لیگ برتر تهران بودند که به صورت تصادفی در دو گروه تمرین و مداخله نما قرار گرفتند و آزمون ها و مداخله های تمرینی را پشت سر گذاشتند. از دستگاه ردیاب چشم پاپیل برای ثبت داده های خیرگی و از تکنیک انسداد زمانی برای سنجش پیش بینی استفاده شد. فیلمِ 30 ضربه پنالتی توسط بازیکنان خبره فوتبال در شرایط واقعی فیلم برداری شده و در لحظه تماس پا با توپ تصویر مسدود شد که دروازه بان ها با نگاه به فیلم ها باید پیش بینی خود از مسیر ضربه را اعلام می کردند. نتایج آزمون تحلیل واریانس مرکب 2×4 نشان داد که با وجود یکسان بودن گروه تمرین و مداخله نما در پیش آزمون (05/0P>)، گروه تمرین در سایر مراحل برتری داشت و این برتری را در شرایط فشار نیز حفظ کرد (05/0P
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر ایجاد روحیه پژوهش در دانشجویان تربیت بدنی بود. جامعه آماری کلیه دانشگاه های دولتی کشور و نمونه آماری 341 دانشجو از دانشکده های تربیت بدنی دانشگاه های تهران، فردوسی مشهد، ارومیه، گیلان، شیراز، اصفهان، رازی کرمانشاه و زاهدان بودند که به صورت طبقه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. از پرسشنامه های محقق ساخته سنجش عوامل مرتبط با روحیه پژوهش در دانشگاه ها و دانشجویان استفاده شد که روایی آن با استفاده از نظرهای 20 نفر از خبرگان تربیت بدنی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ 86/0محاسبه شد. از آزمون های توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون آنوا یکراهه) استفاده شد. یافته ها نشان داد اختلاف معناداری بین روحیه پژوهش دانشجویان و عوامل مرتبط با روحیه پژوهش در دانشگاه های مختلف وجود دارد (05/0P<). همچنین بین روحیه پژوهش دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی اختلاف معناداری وجود دارد (05/0P<). آزمون رگرسیون نشان داد که عوامل مرتبط با پژوهش در دانشگاه ها می تواند روحیه پژوهش دانشجویان را پیش بینی کند. نتیجه گیری می شود که حمایت دانشگاه، خانواده ها، جامعه و ایجاد تحول فراگیر در نظام آموزشی و مدیریتی دانشگاه ها در ترغیب دانشجویان تربیت بدنی به فعالیت های پژوهشی اهمیت دارد.
گرچه در مورد مفهوم توانمندسازی و رابطه آن با سایر متغیرها، پژوهش های متعددی انجام گرفته است لکن هوش معنوی به عنوان عاملی اثرگذار بر رفتار فردی، اجتماعی و به تبع آن رفتار سازمانی، طی سال های اخیر در ادبیات سازمان و مدیریت مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه رابطه هوش معنوی و توانمندسازی در اداره کل ورزش و جوانان استان تهران، انجام گرفته است. روش این پژوهش پیمایشی از نوع همبستگی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد توانمندسازی و هوش معنوی است. نتایج تحلیل داده ها که از طریق آزمون همبستگی پیرسون محاسبه شده است، نشان داد که بین هوش معنوی و توانمندسازی رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین بررسی فرضیه اول مربوط به وضعیت هوش معنوی، نشان داد که فرض صفر مربوط به فرضیه اصلی رد و با توجه به مثبت بودن مقادیر حد پایین و بالا می توان گفت هوش معنوی بالاتر از حد متوسط است. همچنین فرض صفر مربوط به فرضیه دوم رد می شود و با توجه به اینکه مقادیر حد پایین و بالا، بالاتر از صفر می باشد توانمندسازی بالاتر از حد متوسط است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر سبک رهبری رهبران همسطح بر هویت و کارآمدی تیمی بازیکنان هندبال دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کشور بود. جامعة آماری این پژوهش را همة بازیکنان تیم های شرکت کننده در مسابقات هندبال دانشجویان پسر دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کشور تشکیل دادند (140 نفر) که از بین آنها 107 نفر به روش دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها پس از تأیید روایی و پایایی، از پرسش نامه های رهبری در ورزش (چلادورای و صالح، 1980)، هویت تیمی (فرانسن و همکاران، 2015) و کارآمدی تیمی (فلتز و لیرگ، 1998) استفاده شد. نتایج نشان داد سبک بازخورد مثبت رهبران همسطح بر کارآمدی تیمی بازیکنان، تأثیر مثبت و سبک آموزش و تمرین آنها بر هویت تیمی بازیکنان، تأثیر منفی و معناداری دارد. همچنین، هویت تیمی بر کارآمدی تیمی تأثیر مثبت و معنادار دارد. در نهایت، سبک آموزش رهبران همسطح به طور غیرمستقیم (به واسطة هویت تیمی) بر کارآمدی تیمی تأثیر منفی و معنادار نشان داد. با توجه به یافته های پژوهش، به مسئولان تیم ها پیشنهاد می شود رهبران همسطحِ درونِ تیم های خود را شناسایی کنند و آنها را از نقش مؤثر رفتارشان در ایجاد هویت و کارآمدی تیمی در بین اعضای تیم مطلع سازند.