فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۶۹۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
اوضاع سیاسی کردستان از مرگ نادر تا اواخر زندیه (سال های 1160- 1200ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Following the death of Nader Shah Afshar, the province of Kurdistan, with Sanandaj being the capital, ruled by the local influential dynasty of Ardalan, underwent a severe power struggle triggered by pretenders to the government of Iran, just as many other provinces experienced a similar power struggle. In addition, the strategic location of Kurdistan as the closest neighboring province of Ottoman paved the way for frequent interventions of Sublime Porte by means of the border guards, Babans. The absence of a centrally integrated government in Iran led to the spread of Ottoman influence to such an extent that the government of Kurdistan repeatedly slipped out of the hands of Ardalan dynasty into the hands of Pashas of Shahrzur and Solaymaniah .Therefore , the time span between the death of Nader and the late years of the Zandiah government (years 1747 to 1786) was one of the eventful periods in the history of Kurdistan . The present study analyzes the political developments in Kurdistan , the roles of Ardalan rulers in these developments, their relationships with the powerful and influential people, and the reasons of turbulence in this period.
Findings of the present study show that the main reasons for turmoil in Kurdistan in this period include the crisis of power vacuum after the death of Nader and the absence of a powerful and integrated government in Iran, inappropriate policies of some Ardalan rulers, absence of appropriate relationships between the Zand dynasty and the Ardalan dynasty, and the rivalry among Baban Pashas for the domination over Kurdistan.
چالش پادشاهان قاجار با حکمرانان محلی بلوچستان (1212تا1264ق./1797تا1848م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بلوچستان در آغاز حکومت قاجار گرفتار آشوب های ناشی از منازعات خان های محلی گردید. بخش وسیعی از این منطقه که همواره جزو جغرافیای تاریخی ایران بوده، سرانجام با دخالت انگلستان جدا شد.
پژوهشگر می کوشد پاسخ مناسبی برای این پرسش بیابد که آیا قاجارها در آغاز حکومت شان توانستند حاکمیت دولت مرکزی را در بلوچستان تثبیت کنند؟ سؤال دیگر این که چه کسانی طی دوران زمامداری فتحعلی شاه و محمدشاه در صحنه سیاسی این ایا لت نقش آفرین بودند؟
چنین فرض می شود کشمکش های محلی در بلوچستان که ریشه در تاریخ میانه ایران داشت، فرصت تثبیت حاکمیت ایران بر این ناحیه را پس از فروپاشی دولت صفوی و افشاری نداد و دولت انگلستان نیز کوشید از این نابسامانی سیاسی در جهت مطامع استعماریش استفاده کند.
این تحقیق با بهره گیری از مندرجات سفرنامه ها، خاطرات رجال سیاسی و سایر منابع دست اول، به روش«تحلیل تاریخی» تحوّلات سیاسی بلوچستان را در یک دورة حساس تحلیل می نماید.
این بررسی نشان می دهد: بلوچستان در آغاز دورة قاجار کانون ناآرا می های فراوانی گردید که دولت انگلستان با فرصت طلبی کوشید با فرقه تراشی بر نابسامانی آن بیفزاید. قاجارها هم به دلیل درگیری با دولت روسیه و انکلس و نیز بی کفایتی برخی دولتمردان، نتوانستند حاکمیت ایران را بر این نواحی به طور کامل برقرار سازند.
پی آمدهای اجتماعی مهاجرت قبایل عرب به خراسان در قرون نخستین اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عرب ها در دوره های متعدّد و به دلایل گوناگون به ایران مهاجرت کردند. پیش از اسلام، قحطی، خشک سالی، تنگ دستی و شکست سدّ مأرب و سیل العَرِم و پس از اسلام، انگیزه ها ی دینی و اقتصادی از مهم ترین عوامل مؤثر بر مهاجرت ها بود. خراسان به دلیل برخورداری از موقعیت جغرافیایی، مزایای اقتصادی، و دوری از مرکز خلافت از مقاصد مهم مهاجران به شمار می رفت. پی آمدهای اجتماعی این مهاجرت ها عبارت بود از رشد شهرها، تغییر ساختار طبقات اجتماعی، ظهور موالی و افزایش اختلاف های قبیله ای بین عرب های مهاجر که در این مقاله به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
شیخیة کریم خانی و تحولات اقتصادی و اجتماعی کرمان در دورة قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ احمد احسایی(د. 1241 ق/1825 م) در دورة قاجار با استفاده از منابع معرفتی چهار جنبش فکری: صوفیه، فلسفه، اخباری و اصولی درصدد برآمد نحلة جدیدی تأسیس کند و بین اصول عقاید مکتب شیعه وحدت و همدلی ایجاد کند؛ اما این نحله که به شیخیه موسوم گردید بر دامنة اختلافات درونی شیعه افزود و حتی خود احسایی از سوی برخی از علمای شیعه تکفیر شد. پس از مرگ سید کاظم رشتی، یکی از شاگردان او، حاج محمد کریم خان،پسر حکمران کرمان، ابراهیم خان ظهیرالدوله (حک:1218 1240ق/1803 1824م) با توضیح و تبیین یکی از اصول اعتقادی مکتب شیخیه یعنی رکن رابعموفق شد شاخة شیخیة کرمان را پدید آورد. این فرقه نوظهور به زودی پیروانی در کرمان و برخی توابع آن به دست آورد که تا پایان عمر قاجاریه در تحولات محلی مؤثر واقع شدند.ابراهیم خان ظهیرالدوله به سبب علاقة شدیدی که به افکار و اندیشه های شیخ احمد احساییداشت از مریدان وی گردید، سپس فرزندان و دیگر اعضای خاندان وی به این طریقه تمایل یافتند.ابراهیم خان ظهیرالدوله نخستین حاکمی بود که پس از قتل و غارت های آغا محمدخان منشأ خدمات عمرانی و رفاهی در کرمان و دیگر شهرهای این ایالت گردید. این خاندان با تصاحب اراضی کشاورزی و حفر کانال های آبرسانی و قنات تحول عمده ای را در عرصة مالکیت اراضی کشاورزی و تولید داشتند. مضافاَ آنکه برخی از افراد این خاندانِ شیخی مسلک به حکمرانی این ایالت منصوب شدند. تجار شیخی نیز با تأسیس برخی از مراکز تجاری و قیصریه نیز به نوبة خود سهم قابل توجهی در رونق بازار و حیات اقتصادیِ این ایالتداشتند. برخی از طبیبان ماهر و چیره دستِ کرمانی از خاندان شیخی مسلک ابراهیمی بودند. نیز برخی دیگر از افراد این خاندان برای اولین در کرمانمرکز بهداشتی و درمانیتأسیس نمودند که خوداز شاخصه های مهمرشد عمومی سلامت افراد جامعه به شمار می رود.از دیگر خدمات رفاهی که به وسیلة این خانداندر این شهر انجام گرفت می توان به اولین عکاس خانه و احداث خطوط تلگراف و راه های ارتباطی اشاره نمود.
نگرشی بر جایگاه و اهمیت سنت تاریخ نویسی محلی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اریخنویسی محلّی، در کنار سایر گونههای تاریخنویسی، یکی از زمینههایی بوده است که مورخان
ایرانی آن را آزموده و آثار ارزندهای پدید آوردهاند. این نوع تاریخ نگاری، با محوریّت مکاننگاری،
آگاهیهای ارزشمندی در باب حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تاریخ، جغرافیا، حکّام و
فرمانروایان و تحولات سیاسی یک شهر و ناحیهای خاص ارائه میدهند که در دیگر گونههای
تاریخنگاری، نظیر تواریخ عمومی و یا سلسلهای، کمتر دیده میشود. در واقع، نوعی تاریخ اجتماعی
یا تمدنی و، خیلی سادهتر، نوعی شهرشناسی به شمار میروند. امروزه، در پژوهشهای تاریخی با
رویکرد اجتماعی و تمدنی، تاریخهای محلّی جایگاه برجستهای یافته و در کنار دیگر منابع و متون در
ترسیم چهرة شهرها و بررسی تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نواحی مختلف، گزارشهای
آنها بسیار راهگشاست. در این مقاله با بررسی جایگاه، ویژگیها و مؤلّفهها، انگیزهها و اهداف تاریخ-
نویسی محلّی ایرانی و ارائة فهرستی از تاریخهای محلّی در باب شهرهای ایران، بر این نکته تاکید
میگردد که این گونة تاریخنویسی، بهرغم فراز و فرودهای آن، به صورت یک سنّت مستمر توسط
مورخان ایرانی از سدة سوم تا دورة معاصر تداوم داشته و جایگاه ویژهای در رویکرد زیستبوم-
نگارانه به تاریخ داشته است.
پژوهشی درباره تعاملات سیاسی قبایل کُرد با اتحادیه نظامی قراقویونلو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با سقوط ایلخانان مغول، ایران عرصه درگیری های سیاسی میان قدرت های مختلفی شد. قراقویونلوها یکی از قبایل مهمی بودند که توانستند در این آشفتگی خود را برکشیده و با کنار زدن آل جلایر یک حکومت با ویژگی اتحادیه قبایلی پی ریزی کنند. با دقت در نحوه شکل گیری و جغرافیای توسعه یابی و یا گسترش قراقویونلوها مشاهده می شود که شروع این حکومت از مناطق کُردنشین بوده است و از این رو برخورد آنها با کُردها ناگزیر بود. در این میان هر امیر کُرد تحت تاثیر جغرافیای قلمرو و نزدیکی یا دوری به مرکز دولت ها به صورت مستقل با دول یاد شده ارتباط برقرار می کرد ولی در مجموع تلاش آنها حفظ استقلال در قلمرو موروثی خویش با اظهار اطاعت ظاهری از قدرت های بود.
هدف اصلی این مقاله روشن ساختن نحوه تعاملات قبایل کُرد با حکومت قراقویونلوها است. اینکه قبایل کرد و قراقویونلوها چگونه به این تعاملات می نگریستند؟ با توجه به حضور همزمان این حکومت با آق قویونلو، کُردها کدامیک را ترجیح دادند؟در این تعاملات مذهب چه جایگاهی در سیاست های قراقویونلوها و نحوه برخورد با اُمرای کُرد داشت؟ بررسی دلایل و منطق تاریخی زمینه پژوهشی مهمی در تاریخ مناسبات سیاسی میان قبیله ای روزگار محسوب می شود و این مقاله در صدد روشن ساختن آن خواهد بود. به نظر می رسد که قبایل کُرد توانستند ارتباط حسنه ای را با قراقویونلوها برقرار کرده و مذهب و اعتقادات دینی آنها در این روابط تاثیری قابل ملاحظه ای نداشته است.
ولایت کرمان در مطبوعات دورة قاجار پیش از مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتشار روزنامه ها در دوره قاجاریه باعث شد که بسیاری از مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اداری و نیز ابعاد گوناگون زندگی مردم در ولایات مختلف انعکاس یابد و دست کم قشر باسواد از وضعیت شهرهای گوناگون مطلع شوند. در این میان روزنامه هایی چون وقایع اتفاقیه و دولت علیه ایران، اخبار گوناگونی را از اوضاع شهرها ارائه کرده اند و از آن جمله به ولایت کرمان پرداخته اند. کرمان پیش از مشروطه بنا به دلایل گوناگونی زمینه ساز حرکت اجتماعی بود که سرانجام به مشروطه خواهی انجامید، از این رو علاوه بر منابع محلی این ولایت، روزنامه ها می توانند سیمای آن روزگار کرمان را نشان دهند. مسأله اصلی این مقاله بررسی وضعیت سیاسی، اقتصادی، نظامی، قضایی، امنیتی، دینی و مذهبی، فرهنگی، خدماتی، و نیز حوادث طبیعی کرمان از منظر مطبوعات دوره قاجاریه است. بررسی مطبوعات بر اساس روش پژوهش تاریخی و بر پایه تحلیل داده ها، نشان می دهد که اوضاع این ولایت در اخبار روزنامه های پیش از مشروطه به خوبی بازتاب داشته و می توان از طریق این منابع رخدادهای آن ولایت را بازشناسی کرد.
دهکده سیاه مرز کوه
بحران شلیل: بررسی علت ها و عوامل، تحلیل واکنش ها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در 10مرداد1301/2اگوست1922، در ﺗﻨﮕﮥ شلیل واقع در چهارمحال وبختیاری، دسته ای از نیروهای نظامی با حمله سواران بختیاری روبه رو شدند. خان های بختیاری در ابتدا دخالت خود را در این حادثه انکار کردند؛ اما مدتی بعد میزان دخالت آنها در این حادثه آشکار شد. وقوع این حادثه ﺗﺄثیر بسیاری بر روابط سه جاﻧﺒﮥ خان های بختیاری، رضاخان وزیر جنگ و سفارت انگلیس در تهران گذاشت. رضاخان پهلوی، وزیر جنگ، به دنبال بهره برداری لازم از این حادثه بود؛ پس تلاش کرد تا خان های بختیاری را نزد نخبگان و تودﮤ مردم بدنام و بی اعتبار کند و با اخذ غرامت سنگین از خان ها، ﺑﻨیﮥ مالی شان را تضعیف کند. ازسوی دیگر سفیر انگلیس در تهران سیاستی مبهم و دوپهلو اتخاذ کرد. سیاستی که به ضرر خان ها و به سود رضاخان و دولت مرکزی تمام شد. سرانجام پس از مدتی درگیری میان طرفین و چانه زنی بسیار با وساطت سر پرسی لورین (Sir Percy Loraine)، سفیر انگلیس، میان طرفین بر سر پرداخت مبلغ 150هزار تومان خسارت ازسوی خان های بختیاری توافق شد.
کشاورزی در ولایت نیشابور از برآمدن طاهریان تا یورش مغولان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ولایت نیشابور از دیرباز یکی از مناطق خوش آب وهوا و سرسبز شرق ایران بوده و منابع چشمگیر آب آن و خاک مستعدش برای کشت و برز، این ناحیه را به یکی از نواحی مهم کشاورزی در خراسان بدل ساخته بود. کشاورزی در ولایت نیشابور در سده های 3 6ق یکی از پررونق ترین ادوار خویش را تجربه کرد؛ اگرچه در این مدت در اثر عوامل مختلف گاه با فراز و فرود روبه رو بوده است.مقاله حاضر با توصیف کشتورزی در ولایت نیشابور و موضوعات مختلف پیرامون آن در این دوره و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی میکوشد از تطور کشاورزی در این ولایت و عوامل موثر بر آن سخن گوید. نتیجه این بررسی نشان میدهد کشاورزی در این ولایت در سده 3ق دوران اوج خود را طی میکرد و با زوال تدریجی آن در سده های بعد در اثر عوامل گوناگون به نازل ترین سطح خود در سدهخ 6 ق رسید.
رحله های محدثان نیشابور در سده های 3-6 ق و پیوند آن با معیشت ایشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیشابور در سده های 3ـ 6 ق رشد علمی چشمگیری یافت که با فراز و فرودهایی همراه بود. این پیشرفت علمی با شرایط مطلوب اقتصادی پیوند داشت. یکی از مصادیق وضع اقتصادی مطلوب در نیشابور در معیشت عالمان نمودار می شد و از این رو، پیشرفت علمی عالمان تا حدودی به معیشت آنان وابسته بود. در میان عالمان نیشابور، رشد محدثان بیش از دیگر عالمان به سطح معیشت آنان وابسته بود؛ زیرا این پیشرفت تا حدود بسیاری از طریق رحله به دست می آمد و رحله به ویژه رحله گسترده و اقامت طولانی برای تحصیل و سماع حدیث در شهرهای دیگر هزینه نسبتاً گزافی برای دانشجویان حدیث در بر داشت. بیش تر محدثان برجسته نیشابور در طول این سده ها از معیشت نسبتاً مطلوبی برخوردار بودند و به طبقه ثروتمند یا نسبتاً برخوردار تعلق داشتند.
زمینه های شکل گیری اعتصابات کارگری نفت در خوزستان (1330-1329)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بحبوحه نهضت ملی شدن نفت، مناطق نفت خیز جنوب از جمله خوزستان کانون توجه قرار گرفت. علاوه بر وجود صنعت نفت در این مناطق که بحث بر سر در اختیار گرفتن آن به اوج رسیده بود، اعتصابات کارگران شرکت نفت در اواخر 1329 ش و اوایل 1330 ش سبب شد تا موضع گیری هایی در این زمینه صورت گیرد. در اسفند 1329 ش مبلغی از حقوق کارگران شرکت نفت کسر گردید که سبب شد جرقه اعتصابات در این مناطق زده شود. کارگران در مقابل کسر حقوق خود، شرکت نفت را مسئول ایجاد آشوب در مناطق نفتی میدانستند. حزب توده با سیاست دوگانه سعی میکرد کارگران را متشکل کند و جبهه ملی و سران آن سعی در ایجاد آرامش در مناطق نفتی داشتند. شرایط بد اقتصادی و معیشتی از جمله زمینه های ایجاد تحرکات کارگری در مناطق نفت خیز جنوب به شمار می آمد و در این میان موقعیت حساس این مناطق به دلیل مبارزه برای ملی کردن نفت سبب شده بود تا تحولات این مناطق مورد توجه قرار بگیرد. اما این پژوهش ضمن بررسی این اعتصابات؛ در پی یافتن پاسخ این سوال است که: چه زمینه هایی سبب شکل گیری اعتصابات کارگران صنعت نفت در خوزستان بود و رویکرد جبهه ملی و حزب توده در مقابل این اعتصابات چه بوده است؟ به نظر می رسد اقدام شرکت نفت در کسر حقوق کارگران و به دنبال آن سر باز کردن نارضایتی ها از شرکت نفت که سبب فعالیت حزب توده در میان کارگران نیز شده بود، سرانجام به متشکل شدن کارگران منجر شد.. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نگارنده کوشیده با استفاده از ابزارهای گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و اسناد، داده های موردنیاز را جمع آوری کند.
جایگاه اقتصادی و اجتماعی اصفهان در عصر فرمانروایی مغول ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصفهان به عنوان منطقه برخوردار و دارای جایگاه راهبردی در حاشیه رودخانه زاینده رود، در تاریخ ایران موقعیت ویژه ای دارد. در دوران اسلامی، اصفهان از رونق شهری درخور توجهی برخوردار بود و این مهم در التفات اقوام و جهانگشایان مختلف به این شهر مؤثر بود و البته در جای خود، یکی از عوامل رونق مذکور قلمداد می شد. با این همه، اختلافات سیاسی و مذهبی و نفاق اجتماعی حاکم بر شهر در قرن ششم قمری/دوازدهم میلادی، موجب شد تا این شهر رونق مطلوب خود را از دست بدهد. رونق نسبی مذکور نیز با ایلغار مغول در محاق فرو رفت و تا دوران صفویه رونق لازم را حاصل نکرد. نوشتار حاضر در پرتو تبیین وضع حاکم بر اصفهان و با طرح این سؤال که ایلغار مغول بر حیات اقتصادی و اجتماعی این شهر چه تأثیری گذاشت؟ زمینه های اقتصادی اجتماعی غلبه مغول بر اصفهان را بررسی می کند، تا پیامدهای هجوم و حاکمیت مغول بر این شهر را تبیین کند. نتایج پژوهش نشان می دهد ایلغار مغول گسست حیات اجتماعی و رکود معیشت شهری و کشاورزی اصفهان را درپی داشت و در فضای کالبدی و ساختاری شهری اصفهان تغییراتی ایجاد کرد.
خاندان اسحاقیه در گیلان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاندان اسحاقیه در غرب گیلان، به خصوص منطقة فومن، سالیان زیادی (از قرن هفتم تا دهم هجری) دارای قدرت و فرمانروایی بودند.این خاندان از دورة مغول، با حکومت های گوناگونی در ایران مواجه شدند و غالباً، به استقلال، در منطقه فرمانروایی می کردند؛ ولی در زمان حکومت صفویه، به ویژه از اواخر دورة شاه اسماعیل اول، قدرت سیاسی آنها زوال یافت و تقریباً مطیع دولت مرکزی شدند. سرانجام، این خاندان در زمان شاه عباس اول، در سال 1000ق، به دلیل رقابت درون منطقه ای و سیاست تمرکزگرایی دولت مرکزی، از بین رفتند. در این پژوهش، با روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی موقعیت سیاسی و اجتماعی حُکام اسحاقیه در غرب گیلان عصر صفوی، و رابطة آنها با حکومت صفوی و آل کیا در شرق گیلان، پرداخته می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که خاندان اسحاقیه، با استفاده از موقعیت جغرافیایی و جایگاه مناسب خاندان خود، توانستند سالیان متمادی در غرب گیلان حکومت کنند.